// سه شنبه, ۱۷ تیر ۹۹ ساعت ۱۶:۵۹

بزرگ‌ترین وجه اشتراک چهار اثر انتخاب‌شده در این مقاله‌ی معرفی فیلم سینمایی زومجی، قدرت موسیقیایی آن‌ها است. هرکدام از این فیلم‌ها آلبوم موسیقی متن لایق توجهی دارند که نمی‌توان سر تا پا به آن‌ها گوش نداد.

ماسارو ساتو، شیگرو اومبایاشی و انیو موریکونه. این سه نفر کارگردان یا نویسنده‌ی فیلم‌نامه‌ی هیچ‌کدام از آثار حاضر در این نوشته نیستند. ولی در ساخت آلبوم موسیقی متن فیلم‌ها به‌گونه‌ای می‌درخشند که کسی نمی‌تواند آثار خلق‌شده به کمک هنرشان را بدون آن‌ها متصور شود. همه‌ی ما تا به امروز بارها و بارها فیلم‌هایی را دیده‌ایم که اگر آلبوم موسیقی متن اورجینال درخشان خود را نداشتند، قطعا نمی‌توانستند به این اندازه اثرگذار باشند. حتی برخی مواقع با فیلم‌هایی روبه‌رو می‌شویم که موسیقی‌ها قوی‌ترین سازندگان آن‌ها هستند. مخصوصا وقتی با تصاویر رابطه‌ی منظمی دارند و تک‌تک لحظات اثر را برای مخاطب، قدرتمندتر می‌کنند.

اکنون دلایل زیادی برای رفتن به سراغ چند فیلم بهره‌برده از هنر آهنگ‌سازهای خاص وجود دارند. بالاخره به‌تازگی هر دو جهان سینما و موسیقی انیو موریکونه را از دست دادند. هنرمندی که کوئنتین تارانتینو او را برترین آهنگ‌ساز تاریخ می‌داند و هانس زیمر، آلبوم موسیقی متن خلق‌شده توسط وی برای فیلم Once Upon a Time in America را بهترین آلبوم موسیقی متن تاریخ سینما به شمار می‌آورد.

از سوی دیگر گیمرها اکنون به‌شدت انتظار بازی Ghost of Tsushima را می‌کشند که شیگرو اومبایاشی را پس از چهار سال مجددا به جهان آهنگ‌سازی بازمی‌گرداند. شخصی که وظیفه‌ی ساخت آلبوم‌های موسیقی متن فیلم‌های دوم و سوم این فهرست بر دوش او قرار داشت و می‌تواند با آهنگ، طی چند ثانیه مخاطب را به یک مکان-زمان خاص بفرستد.

مرد عصبانی و شمشیرزن در فیلم The Sword of Doom

(The Sword of Doom (1966

ماسارو ساتو چند سال بعد از ساخت آلبوم موسیقی متن فیلم «یوجیمبو»، اثر فوق‌العاده‌ی آکیرا کوروساوا، مجددا با فیلم The Sword of Doom به کارگردانی کیهاچی اوکاموتو هنر خود را به همگان نشان داد. این فیلم به یک شمشیرزن بی‌رحم می‌پردازد که طی دوران حکم‌فرمایی فئودالیسم در ژاپن، به‌عنوان قاتلی استخدام‌شده توسط فرمان‌روا فعالیت می‌کند؛ قاتلی که انگار نه احساس پشیمانی داشت و نه حتی از یک اصل اخلاقی پیروی می‌کرد. ماجرا تا حدی جدی بود که وقتی وی به یک رقابت دوستانه پرداخت، در انتها امکان داشت رقیب خود را به قتل برساند.

او هر شخصی را که لازم باشد، نابود می‌کند و می‌گوید در سرتاسر دنیا تنها به شمشیر خود اعتماد دارد. اما گذشته‌ی این جنایتکار او را رها نخواهد کرد. شمشیرزن در قلب این خشونت‌های بی‌پایان طوری به عمق جنون فرو می‌رود که به‌سادگی می‌شود گفت وضعیت او به مراتب بدتر از تلخ‌ترین لحظات سپری‌شده توسط قربانیانش است. The Sword of Doom که در زمان خود به‌عنوان فیلمی پرستاره شناخته شد، خشونت آزاردهنده‌ی خاصی دارد که به وضوح می‌توان تاثیر آن روی سینمای امروز آسیای شرقی را نیز مشاهده کرد. حتی برخی افراد اعتقاد دارند فیلم Oldboy، ساخته‌ی پارک چان-ووک در تصویربرداری به خوبی از بهترین سکانس‌های The Sword of Doom الگو می‌گیرد.

بانوی چینی مبارز با لباس رنگی در فیلم House of Flying Daggers

(House of Flying Daggers (2004

دودمان تانگ به تلاش برای حفظ کنترل چین می‌پردازد و برای نباختن در مقابل چند گروه انقلابی می‌جنگد. یکی از این گروه‌های مبارز نیز The House of Flying Daggers (خانه‌ی خنجرهای پرنده) نام دارد که اعضای آن به شکلی رابین هودوار، از ثروتمندهای ظالم می‌دزدند و به فقرا می‌بخشند. در این بین شایعه‌ای مرتبط با همکاری یک شخص خاص با اعضای گروه شورشی پخش می‌شود. اما درحالی‌که دو مامور موظف به دستگیری این شخص و کسب اطلاعات بیشتر هستند، به‌گونه‌ای محو او می‌شوند که چاره‌ای جز یاری رساندن به وی و فراهم آوردن شرایط فرار امنش ندارند.

برخی از بهترین فیلم‌ها بیشتر از آن که برای شنیدن ساخته شده باشند، برای دیده شدن و خیره کردن چشم‌های تماشاگر آفریده می‌شوند. بعضی فیلم‌های ارزشمند هم بیشتر از تصاویر، به صداگذاری، دیالوگ‌ها و آلبوم موسیقی متن خود تکیه می‌کنند. این وسط تعداد بسیار اندکی از فیلم‌های قدرتمند را هم می‌توان یافت که همزمان شنیدنی و دیدنی هستند. House of Flying Daggers قطعا یکی از همین فیلم‌ها است.

اگر مخاطب به‌دنبال شنیدن موسیقی گوش‌نوازی است که می‌تواند احساس حضور میان درختان بامبو، شمشیر زدن برای عدالت، عشق ورزیدن، ترسیدن، فریاد زدن و ساکت ماندن را به ذهن و قلب او منتقل کند، نباید فرصت دیدن این فیلم را از دست بدهد. House of Flying Daggers را می‌شود عاشقانه‌ی تلخ‌وشیرینی دانست که بهره‌هایی از اغراق‌های سینمای فانتزی هم می‌برد و از این می‌گوید که چرا عشق، در طول تاریخ عجیب‌تر از هر تیغه‌ای بریده است و همچنان خون‌ها جاری می‌سازد.

مردی با موی بلند در زیر باران کشور چین در فیلم True Legend

(True Legend (2010

یک فیلم اکشن و رزمی چینی-هنگ کنگی که برای طرفداران خاص این سبک، پرکشش و دوست‌داشتنی است. البته آن‌هایی که چنین آثاری را از فاصله‌ی کمتر دنبال می‌کنند، True Legend را اثری می‌دانند که پس از ۱۴ سال توانست کارگردان خود را به دنیای کارگردانی فیلم بازگرداند. True Legend در مقام اولین فیلم چینی که می‌توانست به‌صورت کامل در سینماهای ۳بعدی اکران شود، شکست مالی را پذیرفت. ولی با گذر زمان به تعداد تماشاگرها و طرفدارهای آن اضافه شد.

اثر مورد بحث که نام اصلی آن Su Qi-er است و برای مخاطب بزرگ‌سال اکران شد، یک درام تاریخی به حساب می‌آید. داستان آن درباره‌ی فردی است که جنگاوری‌ها را کنار می‌گذارد و از فرصت‌های واقعی پیش‌آمده برای دنبال کردن یک رویا بهره می‌برد. البته او آن‌چنان رویای عجیب‌وغریبی ندارد و صرفا می‌خواهد یک خانواده داشته باشد؛ یک خانواده‌ی واقعی که به این مرد آرامش و عشق ببخشد. همچنین او به باز کردن یک مدرسه‌ی آموزش هنرهای رزمی هم می‌اندیشد.

اما دنیا همان‌گونه که احتمالا خودتان حدس می‌زنید، با او موافق نیست و در مقابل مرد و رویاهای ساده‌ی او قیام می‌کند. True Legend از برخی ایرادها رنج می‌برد اما اگر با جلوه‌های ویژه‌ی کامپیوتری پراغراق مشکلی ندارید، قطعا از دیوانگی خاص آن برای نمایش نبردها، پیروزی‌ها و شکست‌های خونین متعدد لذت می‌برید. همچنین اگر داستان‌های آشنایی مانند عشق ورزیدن پدر به پسر در تلخ‌ترین شرایط را ارزشمند می‌دانید، از دنبال کردن فیلم‌نامه‌ی آن ناامید نمی‌شوید. اثر مورد بحث در اصل برای عاشقان فیلم های رزمی بزرگ‌سالانه خلق شده است ولی در پرداختن به احساسات انسانی و به تصویر کشیدن تقابل عشق و وظیفه هم حرف‌هایی برای گفتن دارد.

4 مرد مسلح آمریکایی در خیابان در فیلم The Untouchables

(The Untouchables (1987

برایان دی پالما، رابرت دنیرو و آلفونسه گابریل کاپون. چگونه می‌توان فیلمی را که این افراد به ترتیب کارگردان، بازیگر شماره یک و شخصیت اصلی آن هستند، تماشا نکرد؟ آن هم وقتی امروز از The Untouchables به‌عنوان یکی از نخستین فیلم‌های سینمایی موفق در آوردن جادوی سریال‌هایی دهه‌ی ۵۰ میلادی به پرده‌های بزرگ سالن‌های پخش فیلم یاد می‌کنند. بالاخره مشغول صحبت راجع به اثری هستیم که گنگسترهای دهه‌ی ۳۰ آمریکا را به شکلی همزمان ترسناک و جذاب برای مخاطب نمایش می‌دهد و بینندگانی متفاوت را با خود همراه می‌سازد.

The Untouchables بدون آهنگ‌هایی مانند The Strength of the Righteous نه قوی‌ترین لحظات خود را این‌قدر تکان‌دهنده تحویل مخاطب و نه با صدایی سنگین، قصه را در اوج به پایان می‌رساند. این فیلم مخاطب را نه فقط با تصاویر که با آلبوم موسیقی متن خود هم به خیابان‌های شهرهای قدیمی می‌فرستد. این همان انیو موریکونه‌ای است که سه سال قبل از اکران این فیلم، با «روزی روزگاری در آمریکا» سرجیو لئونه تمام دردهای انسانی را در چند قطعه موسیقی با حس‌وحال مکان-زمانی به‌خصوص ترکیب کرد و تحویل گوش‌های خوش‌شانس مخاطب داد. فیلم The Untouchables نشان‌دهنده‌ی آن است که چگونه یک موسیقی می‌تواند صدای قدم زدن را به مراتب خوفناک‌تر از حالت عادی کند. زیرا موریکونه هنرمندی بود که حتی وقتی خود را در یک سبک موسیقی آن‌چنان قدرتمند نمی‌دانست، ارزش یک فیلم را چند برابر می‌کرد.

مدت‌ها قبل یک دوست حرفی زد که آرامش زیادی را تقدیم من کرد؛ جمله‌ای که خود او هم آن را در جایی خوانده بود. او گفت موزارت، بتهوون و فردریک شوپن هرگز نمردند. بلکه به‌سادگی تبدیل به موسیقی شدند. - دکتر رابرت فورد با نقش‌آفرینی سِر آنتونی هاپکینز

منبع زومجی

اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده