// شنبه, ۱۲ مرداد ۹۸ ساعت ۱۱:۰۱

به خاطر تأثیر درازمدت تورم به‌خصوص روی قیمت بلیط‌های سینما، فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ بیشتر آثار جدید را در خود جا داده است. اما با احتساب نرخ تورم، این فهرست دچار تغییرات زیادی می‌شود.

اگر ما بدون درنظرگرفتن نرخ تورم به فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما نگاه کنیم، منهای استثناهایی مانند Jurassic Park و E.T. the Extra-Terrestrial که به ترتیب در رده‌های ۱۸ و ۵۰ این فهرست قرار دارند، عموما با فیلم‌هایی مواجه می‌شویم که بعد از سال ۱۹۹۵ میلادی ساخته شده‌اند. بنابراین در نظر نگرفتن تورم به عقیده‌ی برخی افراد باعث رخ دادن ناعدالتی در حق فیلم‌های قدیمی می‌شود و کاری می‌کند که خیلی‌ها درک نکنند که آن‌ها در زمان خود تا چه اندازه در جذب مخاطبان موفق بوده‌اند. البته نباید فراموش کرد که تورمِ محاسبه‌شده هرگز مطلقا دقیق هم نیست و صرفا در این رابطه دیدگاهِ کلیِ خوبی به ما می‌دهد؛ تا همان‌گونه که گفته شد بفهمیم اگر این فیلم‌ها با قیمت‌های امروز اکران می‌شدند، چه‌قدر فروش می‌کردند.

متاسفانه باید پذیرفت که رابطه‌ی مستقیمی بین تورم و قیمت بلیط وجود ندارد

قبل از اینکه به بررسی فیلم‌ها بپردازیم، ذکر چند نکته راجع به مشکلات و پیچیدگی‌های حاضر در مسیر حساب کردن تورم از سال ۱۹۳۹ تا به امروز لازم است. به‌طور مثال در سال ۱۹۷۰ هر بلیط سینما ۱.۵۵ دلار بود که با احتساب تورم ارزشی حدود ۶.۶۸ دلار امروزی داشت. این قیمت در سال ۱۹۸۰ به ۲.۶۹ دلار رسید اما ارزش امروزی آن با احتساب نرخ تورم چیزی حدود ۵.۵۰ دلار خواهد بود. با همین مثال ساده در می‌یابیم که حتی با احتساب تورم، فهرست ما تماما صحیح نیست. نکته‌ی دیگری که باید به آن اشاره داشت، پخش شدن بعضی از فیلم‌ها در فرمت‌های مختلف است. به‌طور مثال «آواتار» ساخته‌ی جیمز کامرون در سه فرمت پخش شد؛ دوبُعدی، سه‌بعدی و IMAX. دو سومِ بلیط‌های فروخته‌شده‌ی فیلم، بلیط‌های سه‌بعدی و یک ششمِ آن‌ها بلیط‎‌های IMAX بودند. قیمت این بلیط‌ها در آن زمان نیز به ترتیب ۱۰ دلار و ۱۴.۵ دلار بود که در مقایسه با بلیط‌های ۷.۶۱ دلاری فیلم‌های دو بُعدی، اعداد قابل توجهی محسوب می‌شدند. تازه علاوه‌بر تمامی موارد گفته‌شده، فاکتورهای دیگری مانند جمعیت در هر دوره‌ی زمانی، تخفیفات ویژه برای افراد مختلف به‌ویژه کودکان و فروش بیشتر بعضی فیلم‌ها در شهرهای بزرگ که قیمت بلیط در سالن‌های سینمای آن‌ها گران‌تر است نیز از عواملی هستند که روی فروش همه‌ی فیلم‌ها و نادقیق‌تر شدن اجتناب‌ناپذیر این فهرست تأثیر می‌گذارند.  

۱۰- جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد (Star Wars: Episode VII - The Force Awakens)

تاریخ اکران: ۱۴ دسامبر سال ۲۰۱۵ میلادی (دوشنبه، ۲۳ آذر ۱۳۹۴ شمسی)

فروش جهانی در زمان اکران: ۲.۰۶۸ میلیارد دلار

فروش جهانی با احتساب نرخ تورم: ۲.۱۵ میلیارد دلار

میانگین امتیازات منتقدان در سایت‌های راتن تومیتوز و متاکریتیک: ۹۳ از ۱۰۰ و ۸۱ از ۱۰۰

Star Wars: Episode VII - The Force Awakens

چند نفر را می‌توان در دنیا پیدا کرد که هم برخی از بزرگ‌ترین سریال‌های سازنده‌ی دوران مدرن تلویزیون همچون Lost و Fringe را خلق کرده باشند و هم وظیفه‌ی ریبوت دو مورد از بزرگ‌ترین مجموعه‌های سینمایی علمی‌تخیلی تمام ادوار را با موفقیت به سرانجام رسانده باشند؟ جی. جی. آبرامز وقتی Star Trek را به زندگی برگرداند، احتمالا خواب کارگردانی یک قسمت از «جنگ ستارگان» در آینده‌ای نزدیک را هم نمی‌دید. اما دیزنی نه‌تنها به نگاه و نحوه‌ی تفکر او درباره‌ی مجموعه‌ی مورد بحث اعتماد کرد، بلکه اجازه داد Star Wars با خلاقیت او دوباره نفس بکشد. آبرامز به شکلی هوشمندانه در قسمت اول سه‌گانه‌ی جدید خط داستانی اصلی «جنگ ستارگان»، سراغ وام‌گیری‌های متعدد و به‌جا از برترین فیلم‌های قبلی مجموعه رفت و نه‌تنها نسل تازه‌ی طرفداران «جنگ ستارگان» را شکل داد، بلکه توانست بسیاری از علاقه‌مندان قدیمی آن را هم به سالن‌های سینما بیاورد. این‌بار به‌جای لوک اسکای‌واکر، دختری سرکش به اسم رِی با نقش‌آفرینی دیزی ریدلی در مرکز داستان فیلم قرار داشت. اما همان انرژی و همان جنس از احساسات سه‌گانه‌ی اول مجموعه در دنیای The Force Awakens دیده می‌شد. به همین خاطر هم وقتی رایان جانسون Star Wars: The Last Jedi را به شکلی منتقدانه‌پسندتر ساخت، خیلی‌ها آن‌قدر دل‌شان برای حس‌وحال ساخته‌ی آبرامز تنگ شده بود که دیزنی مجددا پس از کش‌قوس‌های فراوان، نام او را مقابل عنوان کارگردان قسمت پایانی این سه‌گانه‌ی تازه گذاشت. The Force Awakens شاید فیلم مطلقا کم‌نقصی نباشد، اما انصافا بین اعضای رتبه‌های برتر فهرست پرفروش‌ترین آثار تاریخ سینما، یکی از لایق توجه‌ترین فیلم‌ها از نظر ارزش هنری است. فیلمی که هنوز با اقتدار در صدر جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما در باکس‌آفیسِ داخلی خود آمریکا قرار دارد و باید دید آیا آبرامز می‌تواند با Star Wars: The Rise of Skywalker روی دست آن بلند شود یا نه.

از نکات جالب مرتبط با Star Wars: The Force Awakens می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • در بخشی از پروسه‌ی فیلم‌برداری فیلم، پای هریسون فورد شکست و جی. جی. آبرامز هم وقتی می‌خواست به او کمک کند، از ناحیه‌ی کمر آسیبی مشابه دید.
  • The Force Awakens در زمان اکران خود با فاصله‌ی زیاد، رکوردهای بیشترین پیش‌فروش بلیط و دیده شدن تریلر توسط مخاطبان در تاریخ را داشت.
  • جی. جی. آبرامز از شدت علاقه‌ای که به جهان «جنگ ستارگان» دارد، در ابتدا جرئت پذیرفتن وظیفه‌ی کارگردانی این اثر را نداشت. تا جایی که برای چند هفته کارگردانان شناخته‌شده‌ای همچون دیوید فینچر و گیرمو دل‌تورو به‌عنوان گزینه‌های اصلی ساخت این اثر مطرح شده بودند. هرچند که در پایان آبرامز این وظیفه را پذیرفت و به قول مارک همیل تبدیل به اولین کارگردان مجموعه‌ی Star Wars شد که خودش سال‌ها جزو طرفداران پروپا قرص این فرنچایز بود.

۹- دکتر ژیواگو (Doctor Zhivago)

تاریخ اکران: ۲۲ دسامبر سال ۱۹۶۵ میلادی (چهارشنبه، ۱ دی ۱۳۴۴ شمسی)

فروش جهانی در زمان اکران: ۲۴۵ میلیون دلار

فروش جهانی با احتساب نرخ تورم: ۲.۱۵ الی ۲.۲۵ میلیارد دلار

میانگین امتیازات منتقدان در سایت‌های راتن تومیتوز و متاکریتیک: ۸۳ از ۱۰۰ و ۶۹ از ۱۰۰

Doctor Zhivago

«دکتر ژیواگو» فیلمی امریکایی-انگلیسی است که در سال ۱۹۶۵ به کارگردانی دیوید لین ساخته شد. ژانر فیلم درامِ عاشقانه بود و براساس کتابی به همین نام به قلم بوریس پَسترناک ساخته شد. کتاب پَسترناک به‌شدت در غرب محبوبیت داشت اما در شوروی سابق (جایی که داستان فیلم در آن‌جا رخ می‌دهد) غیر قانونی بود. به‌دلیل غیر قانونی بودن کتاب در شوروی، امکان فیلم‌برداری در آن‌جا میسر نبود و اکثر فیلم در اسپانیا فیلم‌برداری شد. داستان فیلم در روسیه و در سال‌های بین جنگ جهانی اول و انقلاب داخلی روسیه جریان دارد. فیلم قصه‌ای عاشقانه از زندگی یک دکتر و شاعر متأهل و همسر یک فعال سیاسی در دوران سخت جنگ جهانی اول و انقلاب اکتبر روسیه را به تصویر می‌کشد. فیلم‌نامه‌ی فیلم توسط رابرت بولت نوشته شده بود و عمر شریف و جولی کریستی از ستارگان اثر بودند. پس از اکران فیلم، منتقدان روی چندان خوشی به آن نشان ندادند و از مدت‌زمان طولانی و سه‌ساعته‌ی فیلم ابراز نارضایتی کردند. آن‌ها معتقد بودند فیلم تاریخ واقعی را بی‌اهمیت دانسته است و روی روابط انسان‌ها تأکید بیشتری دارد. از طرف دیگر اما فیلم یک موفقیت تمام عیار در گیشه‌ها داشت و با فروش چشم‌گیر خود نشان داد که منتقدان همیشه درست نمی‌گویند. با گذر زمان نظر منتقدها هم درباره‌ی فیلم عوض شد. امروزه «دکتر ژیواگو» در زمره‌ی بهترین آثار دیوید لین طبقه‌بندی می‌شود و توسط انستیتو فیلم آمریکا بین چهل فیلم برتر آمریکایی در تمام ادوار قرار گرفته است. این فیلم توانست ۵ جایزه‌ی اسکار را کسب کند.

از نکات جالب مرتبط با Doctor Zhivago می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • هنرپیشه‌ای که نقش یوری ژیواگو جوان را در مراسم تدفین مادرش بازی می‌کند، پسر واقعی عمر شریف یعنی طارق شریف بود.
  • بعد از Gone with the Wind، «دکتر ژیواگو» پرسودترین فیلم شرکت MGM است.
  • سودی که این فیلم به‌دست آورد، از مجموع سود تمام فیلم‌های دیگر دیوید لین بیشتر است.
  • ساخت نسخه‌ی مصنوعی شهر مسکو در اسپانیا ۱۸ ماه به طول انجامید.
  • هزینه‌ی ساخت فیلم در ابتدا ۵ میلیون دلار بود اما این عدد در انتهای کار به ۱۵ میلیون دلار رسید.

۸- ده فرمان (The Ten Commandments)

تاریخ اکران: ۸ نوامبر سال ۱۹۵۶ میلادی (پنج شنبه، ۱۷ آبان ۱۳۳۵ شمسی)

فروش جهانی در زمان اکران: ۱۲۲.۷ میلیون دلار

فروش جهانی با احتساب نرخ تورم: ۲.۲ الی ۲.۳ میلیارد دلار

میانگین امتیازات منتقدان در سایت راتن تومیتوز: ۹۷ از ۱۰۰

The Ten Commandments

«۱۰ فرمان» فیلمی آمریکایی و محصول سال ۱۹۵۶ میلادی است. فیلم در ژانر مذهبی دسته‌بندی می‌شود. کارگردان آن سسیل بی دمیل بود و شرکت پارامونت وظیفه‌ی ساخت و پخش آن را برعهده داشته است. داستان «۱۰ فرمان» روایتی از زندگی حضرت موسی است؛ پیغمبری که در کودکی توسط دربار مصر به فرزندخواندگی درآمد و سپس به مقام والای پیامبری رسید و از طرف خدا فرمان‌هایی برای هدایت انسان‌ها را دریافت کرد. فیلم The Ten Commandments اقتباس کاملی از تورات، کتاب مقدس یهودیان است. نقش حضرت موسی را چارلتون هستون بازی کرده و از دیگر بازیگران فیلم می‌توان به یول براینر در نقش رامسس، آن باکستر در نقش نفرتیری، ادوارد جی رابینسون در نقش  داتان و سِر سدریک هاردویک در نقش ستی اشاره کرد. این فیلم در مصر فیلم‌برداری شد، آخرین و موفق‌ترین ساخته‌ی سسیل بی دمیل بود و نوعی بازسازی از فیلم صامتی به حساب می‌آمد که خود او در سال ۱۹۲۳ میلادی ساخته بود. یکی از بزرگ‌ترین محیط‌های مصنوعی ایجادشده برای فیلم‌برداری در تاریخ سینما به هدف ساخت این فیلم بنا شد و در سال ۱۹۵۴ میلادی، لقب گران‌قیمت‌ترین فیلم ساخته شده در تاریخ سینما متعلق به «۱۰ فرمان» بود. این فیلم نامزد دریافت ۷ جایزه‌ی اسکار شد و البته تنها یکی از آن‌ها را به خانه برد. افزون بر تمامی این‌ها باید بدانید که در سال ۱۹۹۹ میلادی The Ten Commandments به‌دلیل اهمیت فرهنگی، تاریخی و هنری به دفتر ملی فیلم آمریکا اضافه شد. در سال ۲۰۰۸ نیز طبق نظرسنجی قابل توجهی که توسط انستیتو فیلم آمریکا برگزار شد، این اثر مقام دَهُمین فیلم برتر تاریخ سینما در ژانر حماسی را به دست آورد.

از نکات جالب مرتبط با The Ten Commandments می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • از سال ۱۹۷۳ میلادی تا به امروز، شبکه‌ی ABC امریکا تقریبا هر سال این فیلم را در تعطیلاتِ عید پاک پخش کرده است.
  • حداقل از ۱۴۰۰۰ سیاهی لشگر و ۱۵۰۰۰ حیوان در ساخت فیلم استفاده شد.
  • سسیل بی دمیل سر صحنه‌ی فیلم‌برداری پس از بالا رفتن از ارتفاع ۴۰ متری برای چک کردن ایراد یکی از دوربین‌های فیلم‌برداری، دچار حمله‌ی قلبی شد. او دو روز بعد و برخلاف‌ دستور پزشک به صحنه‌ی فیلم‌برداری برگشت تا ساخت فیلم را تمام کند.
  • برای درست کردن طوفان شن، عوامل فیلم از انفجار به‌وجود آمده توسط موتور هواپیماهای نیروی هوایی مصر که به زمین وصل شده بودند، استفاده کردند.
  • دلیل انتخاب چارلتون هستون برای ایفای نقش حضرت موسی توسط سسیل بی دمیل شباهت وی به مجسمه‌ی حضرت موسی اثر میکل آنژ بود.

۷- ئی.تی. موجود فرازمینی (E.T. Extra-Terrestrial)

تاریخ اکران: ۲۶ مِی/مه سال ۱۹۸۲ میلادی (چهارشنبه، ۵ خرداد ۱۳۶۱ شمسی)

فروش جهانی در زمان اکران: ۷۹۲.۳ میلیون دلار

فروش جهانی با احتساب نرخ تورم: ۲.۳ الی ۲.۴ میلیارد دلار

میانگین امتیازات منتقدان در سایت‌های راتن تومیتوز و متاکریتیک: ۹۸ از ۱۰۰ و ۹۱ از ۱۰۰

E.T. Extra-Terrestrial

«ئی.تی. موجود فرازمینی» فیلمی علمی‌تخیلی و اکران‌شده در سال ۱۹۸۲ میلادی است که تا همین چند ماه قبل، دومین فیلم از استیون اسپیلبرگ در این فهرست بود و به‌تازگی با حذف Jaws از آن به خاطر ورود Star Wars: The Force Awakens و Avengers: Endgame به جمع ۱۰ فیلم پرفروش برترِ تاریخ سینمای جهان با احتساب نرخ تورم، تبدیل به تنها ساخته‌ی این فیلم‌ساز شهیر آمریکایی در فهرست مورد بحث شد. اسپیلبرگ علاوه‌بر کارگردانی، تهیه کنندگی E.T. Extra-Terrestrial را نیز برعهده داشت. فیلم‌نامه‌ی «ئی‌.تی» توسط ملیسا متیسون نوشته شد. فیلم داستان پسربچه‌ای با نام الیوت را تعریف می‌کند که با یک موجود بیگانه‌ی فضایی به اسم ئی.تی که روی زمین گم شده است، دوست می‌شود. الیوت و دوستانش تلاش می‌کنند تا ئی.تی را به سیاره خودش برگردانند و در این بین نیز وجود ئی.تی را از خانواده و دولت مخفی نگه دارند. از بازیگران فیلم می‌توان به هنری توماس، دی والاس، رابرت مک‌ناتون و دریو بریمور اشاره کرد. ایده‌ی فیلم براساس رابطه‌ی اسپیلبرگ با دوست خیالی خود در دورانی خاص از زندگی شکل گرفت؛ دوستی که این فیلم‌ساز بعد از جدا شدن والدینش در دهه‌ی ۶۰ میلادی، او را در ذهن خود خلق کرده بود. در سال ۱۹۸۰ و طی ملاقاتی که اسپیلبرگ با متیسون داشت، این دو داستانی جدید برای فیلمِ هرگز ساخته‌نشده‌ی Night Skies نوشتند که پایه‌گذار شکل‌گیری فیلم‌نامه‌ی «ئی.تی» شد. بودجه‌ی ساخت اثر نیز در آن زمان ۱۰.۵ میلیون دلار بود و فیلم‌برداری E.T. Extra-Terrestrial در ایالت کالیفرنیا و در طول ۴ ماه (از سپتامبر تا دسامبر ۱۹۸۱ میلادی) انجام شد. برخلاف روال معمول فیلم‌برداری که باتوجه‌به آن صحنه‌ها به ترتیب قرارگیری در فیلم‌نامه فیلم‌برداری نمی‌شوند، سکانس‌های فیلم تقریبا به ترتیب رخ دادن اتفاقات حاضر در آن‌ها در داستان، ضبط شدند. دلیل انجام این کار هم چیزی نبود جز آن که هسته‌ی اصلی بازیگران فیلم را نقش‌آفرین‌های جوان تشکیل می‌دادند و این روش فیلم‌برداری باعث می‌شد که بازیگران کم‌تجربه از لحاظ احساسی، اجرای بهتری داشته باشند.

E.T توسط شرکت یونیورسال پخش شد و به موفقیت مالی عظیمی دست یافت و تا زمان اکران «پارک ژوراسیک» در سال ۱۹۹۳، پرفروش‌ترین فیلم تاریخ سینما بود. منتقدها از این فیلم به‌عنوان روایت‌گر یک داستان فوق‌العاده راجع به دوستی یاد کردند و در یک نظرسنجی که توسط سایت راتن تومیتوز انجام شد، E.T. Extra-Terrestrial لقب بهترین ساخته‌ی تخیلی تاریخ سینما را دریافت کرد.

از نکات جالب مرتبط با E.T. Extra-Terrestrial می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • براساس داستان فیلم، سن ئی.تی بیش از ۱۰ میلیون سال بود.
  • طراحی صورت ئی.تی با ترکیب صورت‌های شاعر معروف کارل سندبرگ، دانشمند بزرگ آلبرت اینشتین و سگ نژاد پاگ، انجام شد.
  • اسپیلبرگ شخصا فیلم را برای رئیس جمهور وقت امریکا، رونالد ریگان و همسرش ننسی ریگان در کاخ سفید به نمایش درآورد.
  • بالغ بر دَه درصد بودجه‌ی ۱۰.۵ میلیون دلاری فیلم صرف ساخت عروسک ئی.تی و حرکت دادن او شد.
  • براساس گفته‌های خود اسپیلبرگ، ئی.تی از برخی جهات مانند یک گیاه است و جنسیت مونث یا مذکر ندارد.

۶- اشک‌ها و لبخندها (The Sound of Music)

تاریخ اکران: ۲ مارچ/مارس سال ۱۹۶۵ میلادی (سه شنبه، ۱۱ اسفند ۱۳۴۳ شمسی)

فروش جهانی در زمان اکران: ۲۸۶.۲ میلیون دلار

فروش جهانی با احتساب نرخ تورم: ۲.۴ الی ۲.۵ میلیارد دلار

میانگین امتیازات منتقدان در سایت‌های راتن تومیتوز و متاکریتیک: ۸۳ از ۱۰۰ و ۶۳ از ۱۰۰

The Sound of Music

The Sound of Music که مخاطبان ایرانی بیشتر آن را با نام «اشک‌ها و لبخندها» می‌شناسند، یک درام موزیکال است. موزیکالی به کارگردانی رابرت وایز که در سال ۱۹۶۵ میلادی اکران شد و وی علاوه‌بر کارگردانی، عهده‌دار وظیفه‌ی تهیه‌کننده‌ی آن نیز محسوب می‌شد. البته او نویسنده‌ی اثر مورد بحث نبود و نام ارنست لمان در جایگاه فیلم‌نامه‌نویس این اثرِ اقتباس‌شده از یک نمایش آهنگین با نام The Sound of Music در تئاتر برادوی قرار گرفته بود. آهنگ‌سازی این اثر توسط ریچارد راجرز انجام شد و اسکار همراشتاین دوم اشعار نوشته‌شده برای فیلم‌نامه‌ی موزیکال آن را سروده بود. این اثر ماندگار سینمایی داستان زندگی یک دختر جوان اتریشی را روایت می‌کند که در سال ۱۹۳۸ میلادی زندگی خود را در در شهر سالزبورگ می‌گذراند و برای راهبه شدن درس می‌خواند. او در دل داستان فیلم برای سرپرستی و آموزش ۷ فرزند یک افسر بازنشسته‌ی نیروی دریایی که همسر خود را از دست داده است، به ویلای این خانواده می‌رود و به شکلی کم‌وبیش شبیه به مری پاپینز، موسیقی و عشق را با صبر داشتن و مهربانی ورزیدن وارد این خانه می‌کند. داستان فیلم هم با محوریت عمیق‌تر و عمیق‌تر شدن دائمی رابطه‌ی او با اعضای این خانواده پیش می‌رود و نشان می‌دهد که چگونه انسان‌هایی گوناگون با توسل به ایمان و شجاعت، درکنار یکدیگر غم‌های به وجود آمده در قلب‌شان به خاطر جنگ‌ها را التیام می‌بخشند. از ستارگان فیلم هم می‌شود به جولی اندروز و کریستوفر پلامر اشاره کرد.

فیلم‌برداری «اشک‌ها و لبخندها» در تاریخ ۲۶ مارس سال ۱۹۶۴ میلادی آغاز شد و تا اول سپتامبر همان سال ادامه پیدا کرد. البته نباید از یاد برد که صحنه‌های جریان‌یافته در محیط‌های بازِ فیلم در خودِ شهر سالزبورگ در کشور اتریش و صحنه‌های داخلی درون استودیوی فاکس قرن بیستم در کالیفرنیا فیلم‌برداری شدند. اکران «اشک‌ها و لبخندها» مخصوصا در روزهای آغازین، انتشار نظرات بسیار متفاوت منتقدان درباره‌ی آن درون رسانه‌های چاپی را در پی داشت. بااین‌حال موفقیت فیلم در جلب نظر تماشاگران بسیار چشم‌گیر بود و The Sound of Music در رسیدن به صدر جدول پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ (طبیعتا بدون احتساب نرخ تورم) تا آن زمان طی ۴ هفته، به در بسته نخورد. این فیلم نه‌تنها در سال اکران خود رکورد فروش یک فیلم سینمایی در ۲۹ کشور را جابه‌جا کرد، بلکه در فصل جوایز نیز موفق به دریافت ۵ جایزه‌ی اسکار شد. در سال ۱۹۹۸ انستیتو فیلم امریکا The Sound of Music را ۵۵اُمین فیلم برتر تاریخ و چهارمین فیلم برتر سینمای موزیکال نامید. همچنین «اشک‌ها و لبخندها» در سال ۲۰۰۱ میلادی به‌دلیل اهمیت هنری، فرهنگی و تاریخی به دفتر ملی فیلم امریکا اضافه شد.

از نکات جالب مرتبط با The Sound of Music می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • جولی اندروز تا نزدیکی نپذیرفتن نقش اصلی این فیلم به خاطر شباهت شخصیت ماریا به کاراکتری که او در فیلم «مری پاپینز» (Mary Poppins) نقش وی را بازی کرده بود، پیش رفت.
  • هنگامی که فیلم به شبکه‌ی خانگی رسید، تقریبا برای ۵ سال در فهرست پرفروش‌ترین فیلم‌های خریداری‌شده توسط مخاطبان قرار داشت.
  • کریستوفر پلامر برای ایفای نقش خود در «اشک‌ها و لبخندها» نواختن گیتار را آموخت.
  • عموما از The Sound of Music به‌عنوان فیلم نجات‌دهنده‌ی شرکت فاکس قرن بیستم پس از افتضاح به‌بارآمده با اکران «کلئوپاترا» (Cleopatra) یاد می‌شود. Cleopatra یکی از پرهزینه‌ترین فیلم‌های تاریخ سینمای جهان است که تولیدش در زمان خود ۴۴ میلیون دلار هزینه‌ ساخت دربرداشت و فروش ۲۶ میلیون دلاری آن شکست تجاری سنگینی برای فاکس به ارمغان آورد.
  • کارگردان The Sound of Music یا همان رابرت وایز، دو بار پیشنهاد کارگردانی این فیلم را پیش از پذیرفتن آن رد کرد.

این مقاله در مردادماه سال ۱۳۹۸ شمسی باتوجه‌به تغییرات به وجود آمده در باکس‌آفیس جهانی، توسط محمدحسین جعفریان به‌روزرسانی شد.

کاراکتر باقی مانده