عضو تحریریه
رضا حاج‌محمدی

رضا حاج‌محمدی

،
درباره من:
عضویت: پنجشنبه, ۰۶ آذر ۱۳۹۳
    • نظر

      @Olgierd Von Everec
      ممنونم از شما.
      واقعیت اینه که ما برای پوشش این فصل علاوه‌بر نقد متنی، لایو هم ضبط می‌کنیم، و آماده شدن برای لایو بخش قابل‌توجهی از وقتم رو که در گذشته صرفِ نوشتن نقد می‌شد می‌گیره. پس چاره‌ای ندارم جز اینکه فقط به بررسی مهم‌ترین بخش‌های هر اپیزود بسنده کنم. بنابراین نقدها برخلاف میلم نمی‌تونن اون‌قدر که خودم دوست دارم کامل باشن و دلیلش هم گوش دادن به بعضی‌ها که میگن نقدهام طولانیه نیست. با‌این‌حال، اون بخش‌های اپیزود که به نقد متنی راه پیدا نمی‌کنه رو اکثرا تو لایو درباره‌شون صحبت می‌کنیم. مثل همین سکانس آلیسنت و لاریس یا سکانس رِینیس و آلین. اگه علاقه داری، می‌تونی ویدیوی لایوها رو هم چک کنی.

    • نظر

      @Hashtagc
      ممنون از شما.
      لطف داری. خوشحالم شدم از خوندن کامنت محبت‌آمیزت.

    • نظر

      @George Smiley
      درود.
      آره اکانت داشتم، ولی فعلا فعالیت ندارم اونجا.

    • پست
      جمعه, ۲۲ تیر ۰۳, ۲۱:۰۱
    • نظر

      @FANN
      واقعا ممنونم ازت.

    • نظر

      @soroosh
      دم شما گرم. تصحیح شد.

    • نظر

      @Faezee
      لطف داری. خیلی خوشحال شدم از خوندن کامنتت. دم شما گرم.

    • نظر

      @Regina Flangi
      برای اینکه استدلالم رو متقاعدکننده شرح بدم، به هزاران هزار کلمه نیاز دارم تا قوس شخصیتی دنریس رو از اول تا این نقطه از کتاب‌‌ها مرور کنیم، که اینجا نه وقت‌ش هست و نه جاش. اما اگه بخوام خیلی خیلی خیلی خلاصه جوابتو بدم، اون اینه: آیا دنریس در کتاب هم با در آغوش کشیدنِ شعارِ آتش و خونِ خاندانش رویکردِ خشونت‌آمیزی رو در قبالِ مبارزه با برده‌داران در پیش خواهد گرفت؟ بله. آیا او موقتا خودش رو گم می‌کنه و در تلاش برای فتحِ بارانداز پادشاه به‌طور غیرعمد باعثِ نابودیش و کُشته شدن مردم عادی می‌شه؟ به احتمال زیاد بله (اما در شرایط متفاوت و به دلایلِ کاملا متفاوتی در مقایسه با چیزی که در سریال دیدیم). اما آیا دنریس داستانش رو به‌عنوانِ یک قتل‌عام‌کننده‌ که باید مثل یه سگ وحشی کُشته بشه، تموم خواهد کرد؟ قطعا نه. ما تو کتاب‌ها کاراکتری داریم به نام یورون گریجوی (یورونِ سریال رو فراموش کن)؛ یورون همتای تاریک و کابوس‌وارِ دنریسه. از این لحاظ که یورون شیفته‌ی میراثِ والریاست و زنده‌کننده‌ی وحشت‌های اون امپراتوریه: اون برده‌داری می‌کنه (میراثِ باقی‌مونده از اجدادِ دنریس که اون در اِسوس داره باهاش مبارزه می‌کنه)، زرهی از جنس فولاد والریایی به تن می‌کنه، دارای یه شیپور جادویی برای اسیر کردن اژدهاست که ادعا می‌کنه با سفر به ویرانه‌ی والریا پیداش کرده و غیره. و در این نقطه از کتاب‌ها، یورون قصد داره دنریس رو به عروسش تبدیل کنه. پس، رویارویی دنریس با یورونه که اون رو از لبه‌ی پرتگاه عقب می‌کشه و دنریس با نابود کردن یورون به‌نوعی بدترین جنبه‌های میراث‌اش به‌‌عنوانِ یه والریایی رو نابود می‌کنه و در مسیرِ متوقف کردنِ حمله‌ی آدرها و نجات دنیا قرار میگیره.

    • نظر

      @Ali_78
      ممنونم. محبت داری.
      اتفاقا همین رِینیس بود که وقتی فرصتش رو داشت، از سوزوندنِ دارودسته‌ی سبزپوش‌ها امتناع کرد. پس حرفش با عملش متناقض نیست. آره، اون همه مردم بیگناه بیهوده کُشته شدن، اما (۱) مردم مُردن، چون رینیس برای فرار راه دیگه‌ای نداشت و طبق معمول، مردم عادی قربانی بازی قدرتِ قدرتمندان میشن (سبزپوش‌ها مردم رو به چاله‌ی اژدها کشونده بودن تا ازشون برای مشروعیت بخشیدن به تاج‌گذاری اِگان دوم سوءاستفاده کنن) و (۲) اکثر لُردها و بانوهای بلندمرتبه هیچ‌وقت واقعا به مردم عادی اهمیت نمیدن؛ یه نمونه‌ی دیگه‌اش جایی است که دیمون با کراکسیس یکی از سربازانش رو که از دیدنِ اون خوشحال میشه، لگد می‌کنه. یا رینیرا یه خدمتکارِ بدبخت رو می‌کشه و جنازه‌ا‌ش رو به جای جنازه‌ی شوهرش لینور جا می‌زنه. وقتی حرف از اهمیت جلوگیری از جنگ میشه، منظورشون اینه که جنگ می‌تونه اعضای خانواده‌‌‌ی خودشون و در ابعادِ بزرگ‌تر، خاندان‌‌شون رو نابود کنه یا سببِ تضعیفِ حکومتِ سلسله‌ی تارگرین بشه.

    • پست
      جمعه, ۱۵ تیر ۰۳, ۱۷:۰۱
صفحه ۱ از ۳۵۸