عضو تحریریه
مرتضی صوفی

مرتضی صوفی

،
درباره من:
The Dark Side of the Moon
عضویت: شنبه, ۱۰ آذر ۱۳۹۷
    • نظر

      @Katrin
      نکته‌ی جالب در مورد Spirited Away اینه که به خاطر تنش‌های سیاسی بین چین و ژاپن تازه امسال و بعد از 18 سال از ساختش توی کشور چین اکران عمومی شده و تا اینجا با اضافه شدن 70 میلیون دلار دیگه به فروش جهانیش از نام تو عبور کرده... توی خود ژاپن همچنان شهر اشباح پرفروش‌ترین فیلمه.
      ممنون از توجه شما

    • نظر

      @alfa z
      به خاطر اینکه متاسفانه Wall-E با فروش 533 میلیون دلاریش یکی از قدرندیده‌ترین انیمیشن‌های تاریخ سینماست ): طبیعتا بافت متفاوت این انیمیشن هضم اون رو برای خیلی از مخاطبینش سخت کرده... اما این چیزی از شاهکار بودن وال-ای کم نمی‌کنه

    • پست
      پنجشنبه, ۱۰ مرداد ۹۸, ۱۰:۵۹
    • نظر

      می‌شه به سریال FlashForward هم اشاره کرد که سال 2009 یک فصل ازش پخش شد و abc به خاطر استقبال کم تماشاگرا لغوش کرد، سریال خوبی بود ولی همون موقع همه در تب فصل‌های آخر Lost بودن و شاید به خاطر سبک داستانی مشابه بازارش اشباع بود

    • نظر

      @ahmadghasemi
      سرچ کنید با ترجمه‌ی انگلیسی پیدا می‌شه. چپتر آخر مانگا به داستان انیمه اضافه شده که داستانش رو در کامنت پایین‌تر به خلاصه گفتم.

    • نظر

      @Katrin
      مانگا از روی انیمه اقتباس شده و تا حدودی می‌شه گفت یک پایان باز داره.
      توی چپتر آخر مانگا با عنوان The Poem of The Sky And Sea پسری (مثل کانائه موج‌سوار) به کانائه ابراز علاقه می‌کنه ولی کانائه بهش می‌گه که قبلا کسی رو دوست داشته و برای دیدن مجدد تاکاکی به توکیو و محلی که یک بار از تاکاکی در موردش شنیده می‌ره و شماره‌ای هم به کمک خواهرش ازش به دست میاره ولی بین آسمان توکیو (تاکاکی) و دریای محل تولدش (بازگشت) باز هم دچار تردیده که ناگهان با دیدن شخصی که صورتش در مانگا نشون داده نمی‌شه شوکه می‌شه (احتمالا تاکاکی) و در صفحه‌ی پایانی فقط تصویر آسمان را می‌بینیم (احتمالا یک پایان شاد)!

    • نظر

      @Katrin
      1) خب این بخش رو خلاصه نوشتم شاید یه کم مبهم شده؛ توی نماهنگ پایانی انیمه کانائه رو در حالی می‌بینم که به فرودگاه رفته و از دور با چشم اشک‌آلود شاهد پرواز هواپیمای تاکاکی و هنوز به فکرشه... اون دختر عینکی (میزونو سان) در توکیو با تاکاکی آشنا شده (به نظر همکار هستن) اما تاکاکی که باز هم نمی‌تونه آکاری رو فراموش کنه این رابطه رو بهم میزنه، درحالی‌که افسرده‌تر از همیشه است و از کارش هم استعفا داده... بعدا توی مانگای این اثر سرنوشت شخصیت‌ها بیشتر توضیح داده شده و اینکه کانائه باز هم برای دیدن تاکاکی به توکیو می‌ره و...
      2) موافقم کانائه شخصیت محجوب و خواستنی‌تریه، مقایسه با اوکودرا فقط به خاطر اون حس علاقه‌ایه که او هم کم‌کم پی به یه‌طرفه بودنش می‌بره ولی به خاطر شخصیت پخته‌ترش بیانش می‌کنه.
      3) کاملا موافقم (:
      4) شینکای یه انیمه‌ی غیرتخیلی دیگه به اسم The Garden of Words داره که با همین موضوع عشق‌هایی که شکلی از فاصله میانشون وجود داره، باز هم اثری شاعرانه و تاثیرگذاره.
      5) قطعا شینکای به سطح بالایی در ساخت انیمه رسیده ولی منظور از اون جمله این بود که برای رسیدن به جایگاه و اثرگذاری هایائو میازاکی راه طولانی در پیش داره و البته که آثارش هم به سمت تکامل هرچه‌بیشتر در حرکته. در مورد جایزه‌ی اسکار هم به خاطر ذات غربی خودش نباید ملاک و انتظاری بیشتر از اون ایجاد کرد (;

      ممنون از حضور شما و حسن نظرتون

    • نظر

      @amin-93
      طبیعتا وقتی در مورد دو اثر یک کارگردان خاص صحبت می‌کنیم که دغدغه‌ی مشابهی دارن و صحنه‌هایی با دکوپاژ مشابه و موقعیت داستانی نزدیک به هم در هر دو دیده می‌شه، چرا نباید این بخش رو مقایسه کرد؟ مسلما قرار نیست این مقایسه از نظر کیفیت و البته ساختارهای رایج عاشقانه انجام بشه، بلکه از این نظر که بوده که شما با به یاد داشتن همین موقعیت خاص از انیمه‌ی قدیمی‌تر کارگردان این بار هم در انتهای کیمی نو نا وا به اولین چیزی که فکر خواهید کرد همون سرنوشته و...
      ضمن اینکه مطمئن باشید بنده خیلی بیشتر از مقداری که تعیین کردید انیمه‌های عاشقانه و درام دیدم(;
      در مورد بقیه حرفاتون هم با شما موافقم و ممنون از به اشتراک‌گذاری

    • پست
      دوشنبه, ۲۴ تیر ۹۸, ۱۷:۵۹
    • نظر

      خب همونطور که از شینکای انتظار می‌رفت باز هم پایه‌ی داستان عاشقانه است، اگه دنبال بهترین و متفاوت‌ترین فیلمای عاشقانه هستید بقیه‌ی آثار این کارگردان رو هم دنبال کنید؛ داستان‌پردازی شرقی و فضای محجوبش منحصربه‌فرده، و البته اون بخش ماجرا که مربوط به فاصله‌های زمانی و مکانی قهرمان‌های داستانشه و با Your Name نشون داد که می‌تونه پایان‌بندی متفاوتی هم داشته باشه... سبک گرافیکی، سکانس‌های کلیپ‌محور و حتی همین دیالوگ‌های زیگزاکی بین قهرمان‌های داستان که از هم فاصله دارن هم از تم‌های تکرارشونده‌ی سینمای شینکای هستند. با این‌حال هیچ کدوم از آثارش حس تکراری بودن به آدم نمی‌ده. توی این کار جدیدش هم به نظر می‌رسه که از ایده‌های جدیدی استفاده کرده که همه‌ی اینا باعث می‌شه هر وقت اومد آب دستت بود بذاری زمین بشینی پاش (:

صفحه ۱۷ از ۲۰