در این قسمت از سری مقالات معرفی شخصیت‌های کتاب‌های کمیک، به سراغ یکی از بزرگترین دشمنان تیم مردان ایکس کمپانی مارول کامیکس یعنی ان صباح النور یا آپوکالیپس می‌رویم.

پیش از آغاز مقدمه و معرفی شخصیت آپوکالیپس، ما تصمیم گرفتیم که نقل قولی از این کاراکتر را برای شما بیان کنیم:

صلح، هیچ چیزی ندارد که ما بتوانیم قدرت جهش یافته‌ها را با آن آزمایش یا حتی آنها را تقویت کنیم. صلح هیچ چیزی ندارد که ما با آن جهش یافته‌ها را مجبور به تکامل یافتن به سمت قدرتمند‌تر شدن، مجبور کنیم.

شخصیت آپوکالیپس تقریبا یکی از اولین جهش یافته‌هایی به شمار می‌رود که در دنیای کمیکی خلق شده‌اند. این شخصیت دو هزار سال عمر دارد و یک هیولای بسیار ظالم و ستمکار محسوب می‌شود که برای مدت بسیار طولانی، دشمن خونین تیم مردان ایکس به حساب می‌آمد. آپوکالیپس معتقد است که در شرایط سخت و دشوار فقط قوی‌ترین موجود (حال چه جهش یافته و چه ابرانسان) می‌تواند جان سالم به در ببرد. بدن او ترکیبی از اندام و عناصر ارگانیک و همچنین تکنولوژی قدرتمند سلستیال است.

آپوکالیپس یا همان اِن صباح النور یک شخصیت ابرشرور به حساب می‌آید که در کتاب‌های کمیکی که توسط کمپانی مارول کامیکس منتشر می‌شود، حضور می‌یابد. او یکی از اولین جهش یافته‌های زمین است. او در ابتدا، دشمن اصلی نسخه اولیه‌ی تیم ایکس فاکتور و همچنین حالا هم دشمن اصلی تیم مردان ایکس و تیم‌های زیرمجموعه‌ی آنها محسوب می‌شوند. این شخصیت توسط نویسنده‌ای به نام لوئیس سیمونسون و هنرمندی به نام جکسون گایس خلق شده است. کاراکتر آپوکالیپس برای اولین بار در قسمت ۵ سری کتاب کمیک X-Factor که در ماه می سال ۱۹۸۶ منتشر شده بود، حضور یافت.

شخصیت آپوکالیپس درست از همان زمان خلق و معرفی، در چندین قسمت و مجموعه‌های مختلف تیم مردان ایکس و همچنین اسپین آف‌ها و چندین مجموعه محدود دیگر حضور یافت. علاوه بر کتاب‌های کمیک، آپوکالیپس در انواع مختلف رسانه هم ظاهر شده است. در سال ۲۰۱۶، اسکار آیزاک نقش این شخصیت شرور را در فیلم X-Men: Apocalypse (مردان ایکس: آپوکالیپس) ایفا کرد. در سال ۲۰۰۹، سایت آی جی ان در لیست بزرگترین شرورهای کتاب‌های کمیک تاریخ، شخصیت آپوکالیپس را در رتبه‌ی بیست و چهارم قرار داد.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

داستان شخصیت آپوکالیپس در دوران مصر باستان، ۳۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح و در طی دوران دودمان نخست مصر آغاز شد. او با پوستی خاکستری (هرچند که برخی اوقات رنگ آن فرق می‌کرد اما در کل رنگ و شکلی تیره داشت) و لبی آبی رنگ به همراه علامت‌ها و ردهایی بر روی صورتش به دنیا آمد. زمانی که هنوز سن خیلی زیادی نداشت و یک نوزاد به حساب می‌آمد، توسط هم‌نوعان خودش کنار گذاشته شد و کاملا تنها ماند. با این حال طولی نکشید که توسط گروهی از صحرانشینان خاصی به نام «سند استورمرز» پیدا شد. رهبر این گروه، «بال» نام داشت و قدرت و پتانسیلی را که در این کودک وجود داشت، دید. به همین دلیل او تصمیم گرفت که این نوزاد را زیر بال و پر خود بگیرد و او را بزرگ کند. بعد از گذشت مدتی، نام این کودک را اِن صباح النور گذاشت. در طی این مدتی که این شخصیت در این قبیله زندگی می‌کرد، این فلسفه را آموخته بود که اعضای یک قبیله زندگی می‌کنند و می‌میرند و در این میان، قوی‌ترین و شایسته‌ترین فرد باقی می‌ماند. در روزی که «ژنرال اوزیمندیاس» به همراه ارتش خود به قبیله‌ی سند استورمرز حمله و این قبیله را نابود کرد، تنها اون صلاح النور و بال توانستند از این تهاجم جان سالم به در ببرند. آنها خیلی زود خود را به یک غار مقدس رساندند و پیش از اینکه این غار از هم فرو بپاشد، در آن پناه گرفتند. در نهایت، بال به خاطر کمبود غذا و بعد از هفته‌ها غذای درست و سالم نخوردن، جان خود را از دست داد و مرد. اما پیش از اینکه بمیرد، در مقابل نور اعتراف کرد، او کاملا اعتقاد داشت که در میان تمام اعضای این قبیله، تنها نور می‌تواند باقی بماند و جان سالم به در ببرد؛ همان ناجی‌ای که در پیشگویی‌های باستانی از آن یاد شده بود. در این پیشگویی‌ها اینگونه ذکر شده بود که این ناجی، می‌تواند تخت پادشاهی فرعونی به نام «راما-توت» را سرنگون کند.

اِن صباح النور جوان بعد از شنیدن این حرف‌ها قسم خورد که انتقام خود را از این فرعون می‌گیرد و سرنوشتی را که برای او تعیین شده بود، محقق می‌سازد. به همین دلیل، او خود را به عنوان یک برده در شهر توت مخفی کرد زیرا در آنجا می‌توانست به خدایان مصری که سرنوشت بزرگ او را آشکار کرده بودند، دسترسی داشته باشد. فرعون راما-توت که در واقع یکی از نسخه‌های اولیه‌ی شخصیت «کانگ فاتح» به حساب می‌آمد، در بعد زمان به گذشته سفر کرده بود تا آپوکالیپس جوان را پیدا کند و او را زیر بال و پر خود بگیرد. او تلاش کرد تا نور را متقاعد کند که به او بپیوندد اما این جهش یافته‌ی جوان به طرز وحشیانه‌ای به این فرعون حمله کرد اما طولی نکشید که توسط سلاح بسیار خطرناک و قدرتمند فرعون، شکست خورد. نور از این مبارزه جان سالم به در برد و تلاش کرد که خواهر اوزیمندیاس، به نام «نفری» را نجات دهد. نفری نسبت به این برده‌ی مرموز جذب شده بود اما زمانی که ظاهر غیرانسانی نور برای نفری آشکار شد، نظرش نسبت به او تغییر کرد و خیلی زود او را پس زد. از آنجایی که نفری تا حد زیادی از نور ترسیده بود، به‌سرعت به سراغ بردارش رفت تا او از خواهرش محافظت کند. اِن صباح النور به خاطر این اتفاق بسیار دلشکسته و ناراحت شده بود. در همین دوران که نور وضعیت خیلی بدی داشت، توانایی‌های جهش یافته و حیرت انگیز او به طور کامل پدیدار شد. همین موضوع باعث شد که او نام خود را تغییر دهد و آپوکالیپس بگذارد. راما-توت که این وضعیت جدید برده‌ی سابق خود و همچنین عصبانیت به‌شدت وحشتناک او را دیده بود، فرار را به قرار ترجیح داد. از طرف دیگر، نور هم از تکنولوژی پیشرفته‌اش استفاده کرد تا اوزیمندیاس را به بردگی بگیرد و او را تبدیل به یک غیب‌گوی نابینا کند. بعد از این تغییر شکل، اوزیمندیاس تبدیل به یک سنگ زنده شده بود و تمام اتفاقاتی را قرار بود در آینده برای آپوکالیپس رخ دهد، بازگو می‌کرد. پنجاه سال بعد از این جریان، نور باری دیگر به ملاقات نفری رفت (کسی که حالا تبدیل به یک ملکه مصری سالخورده شده بود). او در بالین مرگ قرار داشت و نور به سراغش رفت تا او را عذاب دهد. نور مدام نفری را به خاطر اینکه زیبایی و سرزندگی خود را از دسته داده بود در صورتی که در طی گذر این زمان طولانی، ظاهر و شکل خودِ نور هنوز تغییر خاصی نکرده بود.

 

القاب و اسامی مستعار: The Eternal One، جاودان، اولین نفر، لرد بزرگ، ست، کالی-ما، فرزند هیولا، فرزند سرنوشت، Forever Walker، کسی که هیچوقت نمی‌میرد، Huitzilopochtli، استاد دروغ‌ها، پسر آتش صبح، جنسیس، فرعون ابدی، سث، ناجی، اولین جهش یافته، دث، آورنده‌ی هرج و مرج و اِن صباح النور.

خویشاوندان: بال (پدر ناتنی، مرحوم)، اِوِن صباح النور (کلون)، ویلیام رالف سان (پسر، مرحوم)، فردریک اسلید (فرزند)، مارگارت اسلید (فرزند، مرحوم)، همیلتون اسلید (فرزند، مرحوم) و غیره.

تیم‌ها: اتحاد شر، قبیله آکابا، دارک رایدرز، اکسترنال‌ها، اسب سواران آخرالزمان و سند استورمرز.

متحدان: آبراهام ون هلسینگ، اهب، انیس، ربات آپوکالیپس، اساسین، بال، بلینک، کالیبان، کاپیتان آمریکا-ایکس، دلگادو، دیاماندا نرو، فمین، فاکس بت، فرنزی، فردریک اسلید، همیلتون اسلید، هارد درایو، هولو کاست، هالک، هریکین، جک استارز مور، کابار براشیر، لوگوس، مارگارت اسلید، مایکل نوولان، مستر سینیستر، مستیک، نفری، اوزیمندیاس و غیره.

دشمنان: آلیا دی اسپرینگ، انجل، ربات آپوکالیپس، آرماگدون، بانشی، بیست، بیوتیفول دریمر، بیشاپ، بلک بولت، بلک نایت، بلینک، بلینک، بالیوار ترسک، کیبل، کالیبان، کاپیتان آمریکا، چمبر، چارلز لنشر، سایکلاپس، دانا مون استار، ددپول، دکتر دووم، دکتر فاستر، دراکولا، اکسدس، فادر، فالکبرن لوگان، گامبیت، جنسیس، همیلتون اسلید، هاووک و غیره.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

همانطور که در ابتدای متن هم به آن اشاره شد، این شخصیت توسط نویسنده‌ای به نام لوئیس سیمونسون و هنرمندی به نام جکسون گایس خلق شده است. کاراکتر آپوکالیپس برای اولین بار در قسمت ۵ ولوم اول سری کتاب کمیک X-Factor که در ماه می سال ۱۹۸۶ منتشر شده بود، حضور کوتاهی داشت. اما در قسمت ۶ به طور کامل ظاهر شد و حضور مهمی داشت. نکته‌ی مهم و جالبی که در رابطه با شخصیت آپوکالیپس وجود دارد، این است که امکان داشت این کاراکتر، اصلا روشنایی روز را به خود نبیند و اصلا پا به این دنیای رنگارنگ نگذارد. زیرا در ابتدا قرار بود که به جای او، یکی از دشمنان اصلی شخصیت «دردویل» یعنی «Owl» در آن داستان ظاهر شود اما در آخرین لحظه و با رفتن باب لیتون از این مجموعه، آپوکالپیس جایگزین شخصیت Owl شد. لوئیس سیمونسون که به‌تازگی به این مجموعه آمده بود، تصمیم داشت که به جای استفاده از Owl، که یک شخصیت از قبل ساخته شده و معرفی شده بود، یک شخصیت جدید را در این داستان‌ها معرفی کند. ویراستار این مجموعه، در طی گفتگویی، نظر خود را در رابطه با طرح و ایده این شخصیت عنوان کرد:

به محض اینکه من طرح‌های اولیه و اتودهای والتر سیمونسون را دید و متوجه شدم که لوئیس این شخصیت را خلق کرده و قرار است مسئولیت داستان‌های او را هم برعهده داشته باشد، یقین داشتم که این شخصیت، درست همان کاراکتری است که من می‌خواهم. به همین دلیل، جکسون گایس تمامی صفحات این کتاب را ویرایش کرد و آپوکالیپس تیره و تاریک را در جایی که قرار بود پیش از آن Owl در آنجا قرار داشته باشد، کشید.

این شخصیت در ۱۲۹۳ کتاب کمیک حضور داشت و تنها در قسمت ۴ سری کتاب کمیک Uncanny X-Force به نام The Apocalypse Solution : Part 4 و قسمت ۴ سری کتاب کمیک The Adventures of Cyclops and Phoenix به نام Sacrifice جان خود را از دست داده است.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

شخصیت آپوکالیپس درست از همان زمانی که معرفی شد و برای اولین بار در کتاب‌های کمیک حضور پیدا کرد، دشمن اصلی تیم مردان ایکس محسوب می‌شد و این موضوع همچنان تا به امروز هم ادامه داشته است. با این حال، نسخه‌ی اصلی و واقعی شخصیت آپوکالیپس که متعلق به دنیای اصلی مارول یعنی همان دنیای ۶۱۶ است، برای آخرین بار در خط داستانی بعد از M-Day و در قسمت‌های ۱۸۲ تا ۱۸۶ سری کتاب کمیک X-Men دیده شد؛ جایی که او در فضا رها شد. از آن زمان تا به امروز دیگر این شخصیت در داستانی حضور پیدا نکرده است.

بعد از این خط داستانی، یک کلون از آپوکالیپس به نام «جنسیس» توسط قبیله‌ی «آکابا» خلق شد که برای اولین بار در خط داستانی مجموعه Uncanny X-Force حضور پیدا کرد. خوشبختانه، او توسط اعضای تیم مردان ایکس نجات پیدا کرد و به همین گروه برده شد. از همان زمان تا به امروز، شخصیت جنسیس که از قلب مهربانی برخوردار بود، عضو تیم مردان ایکس شد و در کنار آنها به مبارزه پرداخت.

مدت کمی است که در خط داستانی مجموعه‌ی Extraordinary X-Men یک نسخه‌ی جایگزین از شخصیت آپوکالیپس، از آینده به دنیای اصلی مارول یعنی همان دنیای ۶۱۶ آورده شده است.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

  • Exodus:

بعد از اینکه تقریبا هزار سال گذشت، آپوکالیپس مدام سرتاسر دنیا می‌چرخید تا متوجه شود که آیا زمان مناسب برای آزمایشی قصد انجام آن را داشت، فرا رسیده یا خیر. او در برهه زمانی‌های مختلفی در سرتاسر تاریخ حضور پیدا می‌کرد و تمام مردم تشویق و ترغیب می‌کرد تا به عنوان یکی از خدایان اسطوره‌های باستانی او را بپرستند. او قصد داشت تا با این کار و همچنین با دستکاری مغز و ذهن آنها در جهت به راه انداختن یک جنگ بسیار بزرگ، قدرت آنها را بسنجد. برنامه‌هایی که آپوکالیپس چید، این بود که جهان را تسخیر کند. آپوکالیپس تلاش کرد تا فرزندانی را برای خود به وجود بیاورد؛ کسانی که به عنوان اعضای قبیله‌ی آکابا، خالصانه و با وفاداری تمام، از او پیروی کنند. در برهه‌ای از زمان، آپوکالیپس متوجه شد که یک تکنولوژی بیگانه‌ی بسیار پیشرفته وجود دارد. به همین دلیل، او تصمیم گرفت که از تکنولوژی استفاده کند تا بتواند قدرت‌هایش را افزایش دهد و خود را تبدیل به یک موجود قدرتمندتر بکند. در این زمان، آپوکالیپس به حالت وضعیت زیست تعویقی درآمد. او تصمیم گرفت تا با انجام این کار، قبیله‌ی آکابا و همچنین اوزیماندیاس را ترک کند تا در غیاب او و در زمانی که او در این وضعیت قرار دارد، آنها کارهای لازم را انجام دهند. آپوکالیپس تصمیم داشت تا با این کار، به زمانی برسد که جهش یافته‌ها بیشتر و رایج‌تر شوند. آپوکالیپس در طی زندگی خود، تجربه‌ی مبارزه با موجودات جاودان و شبه خدایی مانند «اترنال‌ها» را داشته است. جالب است بدانید که در ابتدا، چند تن از اعضای این تیم مانند «Ikaris» و همچنین «Sersi»، به عنوان دشمنان باستانی آپوکالیپس به حساب می‌آیند. در قرن ۱۲، آپوکالیپس باری دیگر با سرسی که یک اترنال محسوب می‌شود، برخورد داشت. زمانی که در طی این برهه زمانی آپوکالیپس با مبارزی به نام «بنت دو پاریس» برخورد کرد، باعث شد که قدرت‌های خاص و جهش یافته‌ی او ظاهر شود. همین موضوع منجر به این شد که این مبارز تبدیل به Exodus شود.

  • میستر سینیستر:

در سال ۱۸۵۹ و در طی دوران لندن ویکتوریایی، شخصیت آپوکالیپس با یک دانشمند انگلیسی به نام «ناتانیل اسکس» برخورد کرد. در طی همین برخورد و رویارویی بود که آپوکالیپس متوجه شد که موجوداتی مانند خودش، چه نام علمی‌ای دارند و آن هم چیزی نبود جز جهش یافته. بعد از اینکه آپوکالیپس با ناتانیل اسکس و اعضای هل فایر کلاب آشنا شد، آنها را مجبور کرد که برای او کار کنند. آپوکالیپس با انجام این کارها، برنامه‌های خودش را قطعی کرده بود تا اولین قدم‌هایش را برای جنگ جهانی بردارد؛ جنگ جهانی‌ای که مقیاس بی‌سابقه‌ای داشت. آپوکالیپس از تکنولوژی پیشرفته‌ی خود استفاده و ناتانیل را به میستر سینیستر تبدیل کرد. بعد از این اتفاق، آپوکالیپس به او دستور داد تا بیماری و طاعونی را به وجود بیاورد که جمعیت سرتاسر دنیا را نابود و آن را تبدیل به یک موجود دیگر کند. در طی همین برهه زمانی، قهرمانان جهش یافته‌ای به نام «سایکلاپس» و «فینکس» در بعد زمان به گذشته فرستاده شدند تا مقابل آپوکالیپس بایستند و او را متوقف کنند. درست زمانی که آپوکالیپس به کشتن خانواده سلطنتی انگلیسی تا حد زیادی نزدیک شده بود، ناگهان به طرز ضعیف شد و درست در همین زمان، سایکلاپس و فینکس به سراغ او رفتند و او را شکست دادند.

en sabah nur

مدتی بعد مشخص شد که سینیستر، به آپوکالیپس خیانت کرده بود. سینیستر در آینده‌اش چیزی جز دیوانگی و جنون ندیده بود به همین دلیل تصمیم گرفت که بیماری و طاعونی را خلق کند که تنها بر روی خود آپوکالیپس تاثیر بگذارد. او با این کار، این جهش یافته‌ی باستانی را مجبور کرد که مخفیگاه مخصوص خود برود و خواب زمستانی را تجربه کند. در سال ۱۸۹۷، آپوکالیپس توسط پیروان خود به هوش آمد تا با موجودی به نام «دراکولا» مبارزه کند و او را شکست دهد. شخصیت دراکولا یا همان «ولاد تپس» ، به سراغ اعضای قبلیه‌ی آکابا آمده بود و تلاش می‌کرد تا آنها را تبدیل به خون آشام کند و با استفاده از آنها، به مبارزه با آپوکالیپس برود. در گذشته یعنی در سال ۱۴۵۹، یک بار دیگر آپوکالیپس و ولاد تپس به مبارزه با یکدیگر رفته بودند. در این مبارزه، آپوکالیپس توانست ولاد را شکست دهد و بعد از آن، او را تبدیل به دراکولا کرد. حال در سال ۱۸۹۷ دراکولا بازگشته بود تا در مبارزه‌ای دوباره، آپوکالیپس را شکست دهد و انتقام خود را از او بگیرد. در مقابل، آپوکالیپس هم توانست با استفاده از کمک‌های فردی به نام «آبراهام ون هلسینگ»، دراکولا را به قتل برساند. بعد از این اتفاق، آپوکالیپس دوباره به همانی خواب زمستانی خود رفت و به مدت دو قرن، به همان شکل باقی ماند. او امیدوار بود که در طی این زمان، جمعیت جهش یافته‌ها بیشتر شود.

  • دوران مدرن:

در ابتدا اصلا قرار نبود شخصیتی به نام آپوکالیپس خلق شود و درست در دقیقه ۹۰، نویسنده‌ای جدید آن را خلق و جایگزین شخصیت شرور داستان‌های دردویل کرد

آپوکالیپس، سالهای زیادی را در خفا در به سر برد اما درست با ورود جهش یافته‌ی مرموز و عجیبی به نام «کیبل» که می‌توانست در بعد زمان سفر کند، از خواب زمستانی‌اش بیرون آمد و به حالت طبیعی خود بازگشتو جالب است بدانید که کیبل در بعد زمان به گذشته (یا همان زمان حال) آمده بود تا از بیدار شدن این جهش یافته‌ی باستانی جلوگیری کند. برنامه‌ها آنطور که آپوکالیپس انتظارش را داشت پیش نرفت و تقریبا یک قرن زودتر از آن چیزی که برنامه‌اش را چیده بود، بیدار شد. به همین دلیل تصمیم گرفت که جهان را بررسی کند تا متوجه شود که آیا شرایط مناسب برای انجام آزمایش‌هایش وجود دارد یا خیر. آپوکالیپس متوجه شده بود که زمین کاملا برای آزمایش‌های بعدی‌اش آماده است. او قدرت‌های ابرانسانی‌ای را به تروریستی به نام «موزس مگنوم» اعطا کرد. او قصد داشت که انجام آزمایش‌هایی، انسان‌های قدرتمند را بشناسد و آنهایی را که ضعیف هستند، از لیست خود حذف کند به همین دلیل تصمیم گرفت تا مبارزه‌ای را بین اعضای تیم مردان ایکس و همچنین تیم انتقام جویان به راه بیاندازد. بعد از این اتفاق، آپوکالیپس برای مدت کوتاهی، گروه «Alliance of Evil» را به استخدام خود درآورد و آنها را موظف کرد تا جهش یافته‌ای به نام «مایکل نوولان» را دستگیر کند؛ جهش یافته‌ای که می‌توانست با استفاده از قدرت‌های خود، توانایی‌های دیگر جهش یافته‌ها را افزایش دهد. همین نقشه، باعث شد که آپوکالیپس به طور مستقیم در مبارزه‌ای در مقابل اولین نسخه‌ی تیم ایکس فاکتور قرار بگیرد؛ در این برهه زمانی این تیم شامل اعضای اصلی گروه مردان ایکس بود. آپوکالیپس تصمیم داشت تا از قدرت‌های افزایش دهنده‌ی جهشی نوولان استفاده کند تا قدرت‌هایی بینهایت به انسان‌هایی که در جامعه‌ی جهش یافته‌ها زندگی می‌کردند، اعطا کند. با این حال، آپوکالیپس این نقشه‌ی خود را هم نتوانست محقق کند و با توجه به اینکه تیم ایکس فاکتور در طی این جریان دخالت کردند، این نقشه با شکست روبه‌رو شد.

  • چهار اسب سوار:

طولی نکشید که آپوکالیپس جهش یافته‌هایی را به استخدام خود درآورد تا به عنوان نگهبانان شخصی به او خدمت کنند. این تیم جهش یافته‌ها که در خدمت آپوکالیپس بودند، چهار اسب سوار نام داشتند. یکی از اعضایی که در میان آنها بود، «انجل» نام داشت. زمانی که انجل در یک هواپیمای در حال انفجار بود، آپوکالیپس به سراغ او رفت و او را از منفجر شدن نجات داد. بعد از این اتفاق، آپوکالیپس بالهایی مصنوعی (بعد از اینکه انجل بالهای اصلی و طبیعی خود را از دست داد) به انجل داد تا در مقابل، او هم به آپوکالیپس خدمت کند. این عضو تیم ایکس فاکتور، با نام «دث» باری دیگر احیا شد و توسط آپوکالیپس به زندگی بازگشت. خیلی طول نکشید که آپوکالیپس اعضای تیم ایکس فاکتور را به کشتی مخصوص خود احضار کرد؛ کشتی‌ای که به طور پنهان و نامرئی‌ای در بالای شهر معلق بود. آپوکالیپس به طرز عجیبی به این تیم جهش یافته و ابرقهرمان علاقه داشت و مدت زیادی بر روی آنها مطالعه کرده بود. آپوکالیپس، بعد از اینکه واقعیت را درباره‌ی پروفسور اگزاویه و تیم مردان ایکس متوجه شد، فعالیت‌های تک تک اعضای این تیم را زیر نظر داشت و گذشته و همچنین اهدافو انگیزه‌های آنها را مورد بررسی قرار داده بود. آپوکالیپس در طی این ملاقات، نقشه‌های خود را مبنی بر آزاد کردن تیم اسب سواران خود و همچنین نابود کردن شهر نیویورک، برای تیم ایکس فاکتور توضیح داد و به آنها پیشنهاد داد که به او بپیوندند و نقشی در موفقیت او داشته باشند. در نهایت، اعضای تیم اسب سواران به لطف کمک‌های انجل که اصلاح شده بود و همچنین فردی به نام «پاور پک»، توسط تیم ایکس فاکتور شکست خوردند. آپوکالیپس سفینه‌ی سلستیال خود را برای آنها گذاشت و در عوض تصمیم گرفت که یکی از اعضای تیم مورلاک‌ها به نام «کالیبان» را با خود ببرد. بعد از این ماجراها، آپوکالیپس به طریقی توانست به طور کاملا مخفیانه، کنترل برخی از قسمت‌های سفینه‌ی خود را در دست بگیرد و باعث شد که اعضای تیم ایکس فاکتور در کنترل این سفینه دچار مشکلاتی شوند اما آنها خیلی زود توانستند دوباره این سفینه را تحت کنترل خود بگیرند. آپوکالیپس به همراه کالیبان فرار کرد و به سمت یکی از مخفیگاه‌هایش که در کوه اورست قرار داشت، رفت.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

  • جنگ تکاملی:

در طی خط داستانی مجموعه Evolutionary War، آپوکالیپس با «تکامل عالی» برخورد کرد. تکامل عالی در تلاش بود تا جهان را از هرگونه موجود و نژادی که احساس می‌کرد شاید در طی زمانی مقابل پیشرفت کردن این تکامل بایستند، پاک کند. آپوکالیپس معتقد بود که تکامل عالی نظر طبیعی همه چیز را مختل کرده است و آنها را مدام تغییر می‌دهد. همین موضوع باعث می‌شد که نقشه‌های آپوکالیپس هم خراب شوند. به همین دلیل او تصمیم گرفت که با تکامل عالی به مبارزه بپردازد. در نهایت، به خاطر اقدامات تکامل عالی، گونه‌هایی که در سرتاسر دنیا وحود داشتند، بزرگ شدند و تکامل یافتند. همین موضوع باعث شده بود که نقشه‌ی آپوکالیپس در جهت حذف کردن موجودات ضعیف و بالا بردن موجودات قدرتمند پیشرفت بیشتری داشته باشد. بعد از اینکه آپوکالیپس، ژنتیک کالیبان را دستکاری کرد، با خدای نورسی به نام لوکی روبه‌رو شد. لوکی قصد داشت تا به طرح «Acts of Vengeance» آپوکالیپس بپیوندد اما او حضور این خدای نورسی را در تیمش نپذیرفت و همین موضوع باعث شد که این دو برای مدت کوتاهی با یکدیگر مبارزه کنند.

  • کیبل و استرایف:
نسخه‌ای که از شخصیت آپوکالیپس در فیلم X-Men: Days of Future نشان داده شد، منبع الهامی بود برای خلق شخصیت شرور فیلم The Mummy، با این تفاوت که این شخصیت شرور در اثر تغییرات تبدیل به زن شد

در این برهه زمانی، آپوکالیپس متوجه شد که سینیستر قصد دارد تا یک دشمن بسیار قدرتمند خلق که بتواند آپوکالیپس را نابود کند. این دشمن قدرتمند هم کسی نبود جز «نیتن کریستوفر چارلز سامرز»، فرزند «اسکات سامرز» و «مادلین پرایر». آپوکالیپس این فرد را به عنوان یک تهدید می‌دید و متوجه شد که انرژی نیتن دقیقا همان انرژی‌ای بود که چند ماه زودتر او را از خواب بیدار کرده بود. به همین دلیل، تیم تازه شکل گرفته‌ی خود را که «Riders of the Storm» نام داشت، به سراغ خانواده‌ی سامرز فرستاد تا فرزند آنها را بدزدد. در این برهه زمانی، آپوکالیپس شهر آتیلان (خانه‌ی تیم اینهیومنز) را تسخیر کرده بود و بخش زیادی از جمعیت آنها را به بردگی گرفت. اعضای گروه ایکس فاکتور به همراه خانواده سلطنتی اینهیومنز، به سمت قلعه‌ی آپوکالیپس حمله کردند. با اینکه آپوکالیپس خیلی زود در این مبارزه شکست خورد، اما نیتن جوان با ویروس تکنو ارگانیک آپوکالیپس مسوم شده بود. به همین دلیل به همرا یک زن به نام «Askani» به آینده فرستاده شد تا درمان شود. در آینده، آپوکالیپس دنیا را تسخیر کرده بود و تا قرن ۳۹، بر آن فرمانروایی می‌کرد. در این دوران، بدن آپوکالیپس کمی ضعیف و ناتوان شده بود و خیلی زود متوجه حضور نیتن جوان در این برهه زمانی شد. Askani یک کلون از نیتن جوان ساخت و کاری کرد که آپوکالیپس به اشتباه همین کلون را بدزدد. آپوکالیپس تصمیم داشت که ناخودآگاه و قدرت خود را به درون بدن این کلون که قوی‌تر از خودش بود، بفرستد. تصور می‌کرد که این کودک در واقع همان نیتن جوان است که توانسته آن ویروس تکنو ارگانیک را تحمل کند. اما در نهایت، در نبرد با نیتن جوان واقعی، خیلی زود شکست خورد. نیتن بعد از اینکه رشد کرد، تبدیل به جنگجویی به نام کیبل شد؛ این در حالی بود که از طرف دیگر، کلون نیتن بعد از بزرگ شدن تبدیل به تروریستی به نام استرایف شد. او در بعد زمان به گذشته سفر کرد تا از تسخیر شدن جهان توسط آپوکالیپس جلوگیری کند.

  • موسیقی ایکس-کیوشنر:

در طی داستان انیمیشن کلاسیک مردان ایکس، پروفسور چارلز اگزاویه، شخصیت آپوکالیپس را به قتل رسانده است

در این خط داستانی و در زمان حال، آپوکالیپس توسط اعضای گروه رایدرهای خود، پیش از آن زمانی که تعیین کرده بود، بیدار شد (تیم رایدرها دیگر نام خود را The Dark Riders گذاشته بودند). اعضای این گروه به استاد خود اعلام کردند که اسب سواران، ظاهرا براساس دستوری که خودش صادر کرده بود، سایکلاپس و جین گری را ربوده‌اند. در واقع، آن کسی که این دستور را صادر کرده بود، خودِ آپوکالیپس نبود بلکه میستر سینیستر خود را به شکل آپوکالیپس درآورده بود. درست زمانی که آپوکالیپس در حال احیا و جوانسازی خود بود، توسط استرایف کشته شد؛ استرایف به گذشته آمده بود تا انتقام خود را از آپوکالیپس بگیرد. در پایان این مبارزه، اینگونه تصور شده بود که آپوکالیپس جان خود را از دست داده است. او از طریق تله پورت خود را به جای منتقل کرد و با اعضای تیم مردان ایکس، وارد مبارزه شد. او توانست در کمتر از ۶۰ ثانیه، تمامی آنها را شکست دهد. او دوباره خود را به نقطه‌ی دیگری منتقل کرد و این دفعه در عمارت ایکس ظاهر شد. او قصد داشت که پیشنهادها و خدمات مخصوص خود را برای متوقف کردن استرایف، به آنها ارائه کند. آپوکالیپس برای حسن نیت و خوبی خود را نشان دهد، ویروس تکنو ارگانیکی که در بدن اگزاویه قرار داشت و استرایف آن را به بدن او تزریق کرده بود، درمان کرد. او به همراه اعضای تیم مردان ایکس به ماه سفر کرد. در طی همین جریانات، آپوکالیپس با اعضای تیم Dark Riders خودش برخورد کرد؛ با این تفاوت که آنها دیگر در سمت مقابل آپوکالیپس قرار داشتند. مثل اینکه بعد از شکست خوردن آپوکالیپس توسط استرایف، اعضای این تیم تصمیم گرفتند که به جبهه‌ی استرایف بپیوندند. آنها موفق شدند که از آن مهلکه جان سالم به در ببرند و از آنجا فرار کنند اما آپوکالیپس به طرز بدی زخمی شده بود. «آرک انجل» توانست آپوکالیپس را پیدا کند و آپوکالیپس از او خواست که کار را یک سره کند. با این حال، آرک انجل آنجا را ترک کرد و آپوکالیپس را تنها گذاشت تا همانجا بمیرد.

  • جنسیس:

بعد از گذشت این جریان‌ها، رهبر جدیدی برای تیم دارک رایدرها انتخاب شده بود و آن هم کسی نبود جز پسر کیبل به نام جنسیس. او در بعد زمان به گذشته‌ی خود یا همان زمان حال آمده بود تا از قیام دوباره‌ی آپوکالیپس و همچنین انتقام‌گیری او از پدرش مطمئن شود. به همین دلیل، جنسیس نقشه داشت تا با قربانی کردن جان مردمی که در روستاهای مجاور آکابا زندگی می‌کردند، آپوکالیپس را احیا و باری دیگر او را به زندگی بازگرداند. در طی این برهه زمانی، ولورین توسط جنسیس اسیر شده بود. جنسیس قصد داشت که اسکلت آدامانتیومی او را بازگرداند و در نهایت بعد از اینکه ولورین را تبدیل به یک اسب سوار کرد، به عنوان پیشکش و هدیه به آپوکالیپس تقدیم کند. با این حال، ولورین موفق شد که خودش را از آن وضعیت نجات دهد اما به حالت وحشی‌گونه‌ی خود جهش پیدا کرد. ولورین در همین حالت جنسیس و همچنین تعداد زیادی از اعضای گروه دارک رایدرها را به قتل رساند. جالب است بدانید که آپوکالیپس آنقدر از نقشه‌ی جنسیس خوشش آمده بود که تصمیم گرفت همان را ادامه دهد. آپوکالیپس آدامانتیوم را باری دیگر به اسکلت و جسم ولورین اضافه کرد، او را شستشوی مغزی داد تا او را برده‌ی خود کند و با همین روش توانست در بخش‌هایی که جنسیس شکست خورده بود، موفق عمل کند.

  • Onslaught:

بعد از انجام یک روند بهبود طولانی مدت، آپوکالیپس به طور کامل بازسازی شد و در کنار اوزیمندیاس به هوش آمد. طولی نکشید که از وجود خطر بزرگی که در آن زمان وجود داشت، با خبر شد؛ این خطر هم چیزی نبود جز Onslaught. در طی این زمان، آپوکالیپس به همراه «Uatu the Watcher» در حال تماشای مبارزه‌ی آنسلات در مقابل قهرمانان زمینی بود. Uatu به آپوکالیپس پیشنهاد داد که یک سری اعمال به خصوصی را انجام دهد. براساس پیشنهادات متحدش، آپوکالیپس مجبور بود تا با کسی که بیشتر از همه نسبت به آن نفرت داشت (یعنی کیبل)، متحد شود. آپوکالیپس حدس می‌زد که اگر آنسلات را به سطح خیال‌اندیشی یا شبه ستاره‌ای ببرد، او را در آسیب پذیرترین حالتش قرار می‌دهد و از همین طریق می‌تواند او را شکست دهد. به همین دلیل، مجبور بود که با کیبل متحد شود تا بتواند آنسلات را به طور واقعی و از لحاظ فیزیکی به آن قلمروی خاص منتقل کند. درست زمانی که آنها به آن سطح خاص رسیدند، آپوکالیپس توانست فرانکلین ریچاردز را که اسیر شده بود، آزاد کند و همین موضوع باعث شد که آنسلات تا حد زیادی ضعیف شود.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

این نقشه با موفقیت انجام شد اما در همین حین، شخصیت زن نامرئی که به طور مخفیانه آنها را تا آنجا همراهی کرده بود، خود را نشان داد و در ادامه‌ی برنامه‌ها مداخله کرد. او به انگیزه و هدف آپوکالیپس شک کرده بود و احساس می‌کرد که این فرد شرور در واقع می‌خواهد پسرش را به قتل برساند. همین درگیری‌های بی‌مورد باعث شد که فرصت مناسب برای فرار، در اختیار آنسلات قرار داده شود که در نهایت منجر به این شد که مبارزه‌ی آنها طولانی‌تر شود. در پی همین جریانات، اتفاق دیگری هم رخ داده بود که باعث شد هالک و دیگر هویت پنهان او یعنی بروس بنر کاملا از هم جدا شوند و دو موجود جدا به حساب بیایند. طولی نکشید که آپوکالیپس به سراغ هالک رفت و او را به استخدام خود درآورد تا یکی از اسب سوارانش به نام «جنگ» باشد. او قصد داشت تا با استفاده از انرژی هالک استفاده کند تا بتواند سلستیال‌ها را شکست دهد. حال آپوکالیپس برای اینکه بتواند این عضو جدیدش را آزمایش کند، او را در مقابل اعضای New World Order قرار داد؛ New World Order یک کابینه‌ی سایه‌ای محسوب می‌شدند که قصد تسخیر سرتاسر دنیا را داشتند. در مقابل، اعضای کابینه New World Order هم «جاگرنات» و «مرد جاذب» را در مبارزه با اسب سوار جنگ قرار دادند اما آنها خیلی زود از هالک شکست خوردند. با این حال، بعد از اینکه هالک به دوست خود یعنی ریک جونز آسیب وارد کرد، خیلی زود هوشیاری‌اش را به‌دست آورد و متوجه شد که اوضاع از چه قرار است. با اینکه هالک عقب کشیده بود و آپوکالیپس تا حدودی افت کرد اما باز هم این اتفاق یک موفقیت و برد برای او به حساب می‌آمد. او با موفقیت توانسته بود تکنولوژی مخصوص سلستیال را درک و آزمایش کند. هالک، زمانی که یک اسب سوار شده بود، یک شمشیر مخصوص داشت که آپوکالیپس بر روی آن تنظیمات خود تخریبی قرار داده بود. بعد از اینکه اعضای کابینه New World Order این شمشیر را تصاحب کردند، آپوکالیپس این خود تخریبی را فعال کرد و باعث شد که پایگاه آنها نابود شود.

در طی یکی از خط داستانی‌های بسیار محبوب مردان ایکس به نام The Age of Apocalypse، مگنیتو شخصیت آپوکالیپس را به قتل رساند

در همین برهه زمانی بود که اعضای هل فایر کلاب به سراغ مامور مخصوص آپوکالیپس به نام «هاربینگر» که مدت زیادی پنهان شده بود، رفتند و او را از خواب عمیقش بیرون آوردند. هاربینگر در واقع یک انسان معمولی و عادی بود که آپوکالیپس در قرن ۱۹، او را به این حالت در آورد و به مدت ۱۰۰ سال او را در وضعیت خوابیده قرار داد. کیبل به همراه اعضای تیم انتقام جویان به مبارزه با هاربینگر رفتند اما نتوانستند او را متوقف کنند. طولی نکشید که آپوکالیپس دوباره ظاهر شد و بمبی را که درون هاربینگر قرار داده بود، فعال کرد. همین بمب می‌توانست کاری کند تا کل شهر نیویورک نابود شود اما در نهایت کیبل توانست از رخ دادن این فاجعه جلوگیری کند. زمانی که مگنیتو در حال مختل کردن میدان مغناطیسی زمین بود، آپوکالیپس یک اسکرال را به سراغ «آسترا» فرستاد تا او را دستگیر کند. آپوکالیپس قصد داشت تا با همین روش، استاد نیروهای مغناطیسی زمین را متوقف کند.

آپوکالیپس نقشه داشت تا با راه اندازی جنگی میان انسان‌ها و نژاد دیگری به نام «دواینت‌ها»، همه را مورد آزمایش قرار دهد تا ببیند که چه کسی قدرتمندتر است. به همین دلیل او یک کلاهک هسته‌ای را در لموریا قرار داد و باعث شد که دویانت‌ها بیش از پیش جهش پیدا کنند. علاوه بر این، این اتفاق باعث شده بود که پدر Ikaris یعن «ویراکو» هم دوباره به زندگی بازگردد. آپوکالیپس یک حمله را به سمت شهر سان فرانسیسکو آغاز کرد. او برای انجام این کار از یکی از افراد دویانت‌ها به نام «کرکس» که حالا تبدیل به یک هیولای غول پیکر شده بود و آپوکالیپس قدرت کنترل او را داشت، استفاده کرد. همین موضوع باعث شد که اترنال‌ها به سراغ او بروند و به مبارزه با او بپردازند. طولی نکشید که آپوکالیپس، با دشمن دیرینه و خونین خود یعنی Ikaris روبه‌رو شد؛ کسی که حالا تبدیل به یک Prime Eternal شده بود. با اینکه آپوکالیپس موفق به شکست Ikaris شد، اما این اترنال موفق شده بود که سفینه‌ی او را نابود کند و نقشه‌های شرورانه‌ی او را با شکست روبه‌رو سازد.

  • The Twelve:

در خط داستانی X-Cutioner's Song، آپوکالیپس جان پروفسور چارلز اگزاویه را نجات می‌دهد

در این خط داستانی، جهش یافته‌ای به نام «دستینی» که می‌توانست آینده را پیشبینی کند، از وجود ۱۲ موجودی نام برد که می‌توانستند یک بار برای همیشه، آپوکالیپس را شکست دهند. جهش یافته‌های مختلفی در این پیشگویی ذکر شده بودند که تمامی آنها توسط اسب سواران آپوکالیپس، ربوده شدند. این ۱۲ افسانه در واقع حیله و نیرنگی بود که توسط خود آپوکالیپس شکل گرفته و در قالب یک پیشگویی ترسناک بیان شد. طولی نکشید که این ۱۲ نفر در کنار یکدیگر جمع شدند. آپوکالیپس تصمیم داشت که با استفاده از آنها، خود را تبدیل به موجود خداگونه‌ای کند که بالاتر از سلستیال‌ها و قدرتمندتر از آنها باشد. در پایان این خط داستانی اینگونه مشخص شد که جسم آپوکالیپس به دلیل تحمل کردن حجم زیادی از انرژی‌های مختلف و همچنین تلاش در جهت کنترل کردن آنها، سوخته بود. به همین دلیل او مجبور شد که یک زره زیستی خاص بر تن کند (درست مانند همتای آینده‌ی خود). در این زمان او تصمیم داشت که از «نیت گری» به عنوان یک جسم میزبان استفاده کند و انرژی خیلی زیاد و همچنین ناخودآگاهش را به درون این جسم انتقال دهد. همانطور که آپوکالیپس در حال ترکیب شدن با نیت بود و به خواسته‌ی خود نزدیک می‌شد، اعضای تیم مردان ایکس به سراغش رفتند اما نتوانستند او را متوقف کنند.

با این حال، سایکلاپس تصمیم گرفت که نیت گری را به سمت دیگری هل دهد و او را از این ماجرا بیرون بکشد اما در عوض، خودش با آپوکالیپس ادغام شد. با اینکه این ادغام موفقیت آمیز بود، اما آپوکالیپس نتوانست به هدف اصلی خود که همان قدرت بینهایت بود، دست پیدا کند. به همین دلیل او تلاش کرد تا با تغییر دادن واقعیت و به وجود آوردن داستان‌های مختلفی، این روند تبدیل را به پایان برساند. آپوکالیپس تلاش کرد تا این ۱۲ نفر را متقاعد کند که آنها با استفاده از انرژی‌های خود، او را قوی‌تر کنند اما در نهایت این جهش یافته‌ها به حقیقت مهلکه‌ای که در آن گیر افتاده بودند پی بردند و آپوکالیپس هم خیلی زود با استفاده از تله پورت خود را به جای دیگری منتقل کرد. سایکلاپس که تا حد زیادی ضعیف و دچار فراموشی شده بود، تلاش کرد تا کنترل این جسم ادغام شده را به‌دست بیاورد اما آپوکالیپس دوباره ظاهر شد. جین گری و کیبل متوجه شدند که آپوکالیپس در مصر قرار دارد. در آنجا، جین در نهایت توانست سایکلاپس را آزاد کند و روح آپوکالیپس را از بدن همسر خود بیرون کشید. بعد از این اتفاق، روح آپوکالیپس در یک جسم خاص قرار گرفت و طولی نکشید که کیبل ظاهرا او را با استفاده از Psimitar خود، نابود کرد.

en sabah nur

  • بعد از روز ام:

در طی اتفاقاتی که در طول خط داستانی روز ام رخ داد، تعداد خیلی زیادی از جهش یافته‌ها، قدرت‌های خود را از دست دادند. با این حال، طولی نکشید که همه ما متوجه شدیم، آپوکالیپس زنده و سلامت است. در این خط داستانی مشخص شد، ویروس تکنو ارگانیکی که مدت‌ها قبل آپوکالیپس به کیبل تزریق کرد، راهی بود که روح آپوکالیپس توانست باری دیگر خود را به طور کامل بازسازی کند. بعد از بازسازی کامل، آپوکالیپس خود را در دنیایی دید که جمعیت جهش یافته‌های آن به حد زیادی کاهش یافته بود و تقریبا یک دهم از جهش یافته‌هایی که در گذشته زندگی می‌کردند، باقی مانده بودند. او باری دیگر ظاهر شد و این بار در داخل سفینه‌ای ابوالهول مانند، به همراه تیم اسب سواران خود که به‌تازگی آنها جمع آوری کرده بود، در مقابل عمارت ایکس با اعضای تیم مردان ایکس برخورد کرد. یکی از این اسب سواران که «قحطی» نام داشت از قدرت‌های خود استفاده کرد تا حس گرسنگی بسیار زیادی در انسان‌ها و جهش یافته‌هایی که در محوطه‌ی این مدرسه حضور داشتند، به وجود بیاید. همین موضوع باعث شد که آنها به‌شدت ضعیف شوند. آپوکالیپس به این جهش یافته‌ها، یک اکسیر خاص معرفی کرد؛ اکسیری که از خون خودش به وجود آمده بود و باعث می‌شد که آنها به جبهه‌ی خودش بپیوندند. آپوکالیپس با این کار، خود را تبدیل به مسیح جدید نژاد جهش یافته‌ها کرده بود.

آپوکالیپس قرار بود یکی از برادرهای گمشده‌ی سایکلاپس باشد که نه خود اسکات سامرز و نه برادر گمشده‌ی دیگر او یعنی الکس سامرز از وجود او خبر داشتند

بعد از این اتفاق، او به سراغ رهبرهای دنیا که در سازمان ملل متحد و در شهر نیویورک حضور داشتند رفت و آخرین پیشنهاد خود را به آنها اعلام کرد. او در این پیشنهاد خود دو گزینه مقابل آنها قرار داد؛ یا انسان‌ها و جهش یافته‌ها را در یک سطح در مقابل هم قرار دهند تا ببینند که چه کسی از دیگری قدرتمندتر است و می‌تواند از این مبارزه جان سالم به در ببرد، یا اینکه آپوکالیپس طاعون فوق‌العاده قدرتمند خود را در دنیا رها می‌کند و باعث می‌شود که تمام مردم ساکن در دنیا نابود شوند. در پایان این داستان، ما شاهد این هستیم که اسب سواران آپوکالیپس گم می‌شوند، اوزیمندیاس به او خیانت می‌کند و مجبور می‌شود که به خاطر حملات متعددی که از سمت تیم مردان ایکس و همچنین انتقام جویان متحمل می‌شد، عقب‌نشینی کند. در انتها، اینگونه مشخص شد که این تکنولوژی سلستیالی خاصی که آپوکالیپس در دست داشت (سلستیال‌ها این تکنولوژی را به آپوکالیپس قرض داده بودند) و مدام از آن استفاده می‌کرد، درد و رنج‌هایی را به وجود می‌آورد که او به مرور مجبور می‌شد دردهای بزرگتری را تحمل کند. بعد از این اتفاقات دیگر کار به جایی رسیده بود که آپوکالیپس تلاش می‌کرد تا خودش را بکشد تا بلکه بتواند از این طریق از آن عهد و پیمان مادام‌العمری که بسته بود، فرار کند. اما بعد از انجام این اقدام‌ها، خیلی زود دوباره احیا می‌شد و به زندگی بازمی‌گشت.

  • Uncanny X-Force:

پیروان آپوکالیپس یعنی همان قبیله آکابا موفق شدند تا باری دیگر آپوکالیپس را به زندگی بازگردانند. او باری دیگر متولد شده و این بار در قالب یک بچه‌ی کوچک به زندگی بازگشته است. آنها قصد داشتند که کم کم او را به همان آموزه‌های قبلی خود، یعنی هر کسی که قدرتمندتر باشد در مبارزه جان سالم به در می‌برد، بازگردانند و باز هم این فلسفه را در ذهن او جا دهند. اعضای تیم ایکس فورس زمانی که از بازگشت آپوکالیپس با خبر شدند، تصمیم گرفتند که او را به قتل برسانند. با این حال، زمانی که متوجه شدند او یک کودک است، سایلاک تصمیم گرفت که از او محافظت کند. آنها اعتقاد داشتند که می‌توانند رفتارها و طرز فکر غلط او را تغییر دهند و او را به عنوان نیرویی برای کارهای خود تربیت کنند. طولی نکشید که در کمال تعجب همه، این شخصیت توسط یکی از اعضای تیم «Uncanny X-Force» به نام «فانتومکس» کشته شد. بعدها مشخص شد که شکل جدیدی از شخصیت آپوکالیپس در دنیا حضور دارد و توسط «Ultimaton»، که سگ نگهبان وفادار آزمایشگاهی فانتومکس محسوب می‌شد، نگه‌داری می‌شود. این نسخه جدید، در محفظه‌ی خاصی نگه‌داری می‌شد که عنوان اِن صباح النور با سن ۸۴۷ روز، روی این محفظه نوشته شده بود. کمی پیش از این جریان، فانتومکس کلون آپوکالیپس را آزاد کرده بود تا به مبارزه با آرک انجل برود. چیزی که براساس شواهد به نظر می‌رسید، آن کودک در سنین نوجوانی خودش قرار داشت و با نام اِوِن یا نام مستعار جنسیس شناخته می‌شد. در پایان خط داستانی The Dark Angel Saga اینگونه نشان داده شد که این نوجوان به مدرسه‌ی جهش یافته‌ها برده شده تا به عنوان یک دانش آموز، زیر نظر ولورین تربیت شود و آموزش ببیند.

  • انتقام جویان و مردان ایکس: اکسیس:

نکته: در این خط داستانی، ما شاهد این هستیم که اِوِن تبدیل به آپوکالیپس می‌شود.

در طی جریان‌های خط داستانی اکسیس، مردان ایکس و انتقام جویان به مبارزه با رد اسکال می‌روند. دکتر دووم و همچنین اسکارلت ویچ برای اینکه بتوانند این شخصیت شرور را متوقف کنند، طلسمی را اجرا می‌کنند که اگزاویه را به بدن رد اسکال بیاورند. با این حال، نقشه‌ها آنطور که باید و شاید پیش نرفت و طلسم معکوس سازی با شکست روبه‌رو شد. همین موضوع باعث شد که تمام قهرمانان شرور و تمام شرورها تبدیل به افراد خوبی شوند. به همین خاطر، اِوِن یا همان جنسیس که فرد خوبی و خوش قلبی به حساب می‌آمد، تبدیل به بعد تاریک خود یا همان آپوکالیپس شد. او تیم مردان ایکس را که تبدیل به افراد شروری شده بودند و به سمت بعد تاریک خود رفتند، هدایت می‌کرد. آپوکالیپس یا همان اِوِن و مردان ایکس خود، کنترل شهر نیویورک را به طور کامل در دست گرفتند. آنها جستجوی خود را برای پیدان کردن بدن رد اسکال آغاز کردند؛ کسی که در برج انتقام جویان زندانی شده بود. بعد از یک مبارزه کوتاه (مبارزه‌ای که در آن آنها کاپیتان آمریکا را اسیر گرفتند)، آپوکالیپس یا همان اِوِن به تمام مردم شهر نیویورک اعلام کرد که خودش و اعضای تیم مردان ایکس مسئول این شهر هستند و اگر آنها دوست ندارند که کشته شوند، بهتر است هر چه سریع‌تر شهر را ترک کنند.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

در حالی که این اتفاق در حال رخ دادن بود، آپوکالیپس به طور مخفیانه ماشین سلستیالی‌ای را درست کرد که می‌تواند تمام انسان‌های سرتاسر دنیا را از بین ببرد. در طی همین جریان «مستیک» به سراغ تیم مردان ایکس رفت و قصد داشت تا با صحبت کردن، آنها را سرِ عقل بیاورد به همین دلیل، آپوکالیپس دو عضو تیم خود یعنی «روگ» و «نایت کراولر» را فرستاد تا با مستیک دست و پنجه نرم کنند. مستیک به این دو قهرمان کوچک گفت که کار آنها اشتباه است و آنها باید از ادامه‌ی کار دست بردارند، پیش از اینکه همه چیز دیر شود و رویای اگزاویه برای همیشه از بین برود. درست در همین زمان بود که قهرمانانی که «معمولی» مانده بودند، به آپوکالیپس و تیم مردان ایکس معکوس شده، حمله کردند. در طی این مبارزه، ددپول و اسپایدرمن در تلاش بودند که آپوکالیپس و همچنین بمب ژنی او را متوقف کنند به همین دلیل هم آپوکالیپس، ددپول را به قتل رساند. ددپول در تلاش بود تا با صحبت کردن، اِوِن رو متقاعد کند و سرِ عقل بیاورد. ددپول به او گفت که او هنوز آدم خوبی است و اصلا لازم نیست که همانند آپوکالیپس اصلی و خویشتن سابقش، این مسیر را در پیش بگیرد و دست به کارهای وحشتناکی بزند. با این حال، این حرف‌ها تاثیری روی آپوکالیپس نگذاشت و در نهایت او، سرِ ددپول را از بدنش جدا کرد. بعد از کشتن ددپول، آپوکالیپس به سراغ اسپایدرمن رفت و در تلاش بود تا او را هم به قتل برساند اما در همین حین ثور ظاهر شد و درست در زمانی که آپوکالیپس سرگرم کار دیگری بود، به سمت او حمله‌ور شد.

جالب است بدانید که در خط داستانی خاصی، سایکلاپس و جین گری به زمان آینده می‌روند و آپوکالیپس را می‌کشند

ثور مجبور شد که از تبر جدید خود به نام «جارن بیور» استفاده کند. او از پشت با چکش خود به زره آپوکالیپس ضربه وارد کرد و همین اتفاق باعث شد که زره سلستیالی او بشکند. هنوز آپوکالیپس به حالت قبل بازنگشته بود که ثور همچنان با همان تبر خود مدام به آپوکالیپس ضربه وارد می‌کرد. اگر شخصیت مرد جاذب به موقع خودش را به این دو نمی‌رساند، ثور قطعا آپوکالیپس را با این ضربه‌های خود به کشتن می‌داد. حتی با اینکه آپوکالیپس تا حد زیاد درد ضربه‌های ثور را تحمل کرده بود اما مدت خیلی کمی بعد از آن توانست روگ را از دست «Kluh» نجات دهد. میستیک از قدرت‌های تغییر شکل خود استفاده کرد تا خود را شبیه به اگزاویه کند. او قصد داشت تا با انجام این کار، مقابل آپوکالیپس بایستد و او را متوقف کند. مستیک امیدوار بود که همچنان بخش‌هایی از شخصیت خوب همان اِوِن قبلی، در این نسخه از آپوکالیپس وجود دارد اما در نهایت این نقشه‌ی مستیک هم با شکست روبه‌رو شد و آپوکالیپس قصد داشت که او را به قتل برساند اما مرد جاذب خیلی زود خود را به آنها رساند و مستیک را نجات داد. او همان چکشی را که چندی قبل ثور از آن استفاده می‌کرد، برداشت و قصد داشت که با استفاده از آن آپوکالیپس را بکشد. در نهایت، خوشبختانه طلسم معکوس سازی خیلی زود باطل شد و همه چیز به حالت اولیه خود بازگشت؛ به همین ترتیب، تمام قهرمانانی که شرور شده بودند، به شکل اولیه خود بازگشتند و حتی اِوِن هم دیگر آپوکالیپس نبود.

  • Extraordinay X-Men:

اخیرا و در خط داستانی Extraordinay X-Men، اعضای تیم مردان ایکس، با نسخه‌ی جایگزین که به زمان آینده تعلق داشت، مبارزه کردند. او در نهایت به دنیای ۶۱۶ که همان دنیای اصلی مارول به حساب می‌آید، آورده شد. این کار به این خاطر انجام شده بود که نسخه‌ی جایگزین و آینده‌ی آپوکالیپس، یکی از اعضای تیم مردان ایکس یعنی «کلوسوس» را به یکی از اسب سواران خود تبدیل کرده بود. با اینکه کلوسوس تغییر یافته فرار کرد، اما نسخه‌ی آینده‌ی آپوکالیپس در پایگاه جدید مردان ایکس که «X-Haven» نام داشت، زندانی شد.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

شخصیت آپوکالیپس یک جهش یافته باستانی به حساب می‌آید. او با توانایی‌های ابرانسانی زیاد و متنوعی متولد شده است. این شخصیت، بعد از اینکه خودش را با تکنولوژی سلستیال ادغام کرد، قدرت‌های فوق‌العاده بیشتری را به‌دست آورد. آپوکالیپس یک موجود فانی محسوب می‌شود و کنترل کاملی بر روی مولکول‌های بدن خود دارد. همین موضوع باعث می‌شود که او بتواند شکل خود را به هر نوعی که دوست دارد، تغییر دهد. به طور مثال، او می‌تواند کاری کند که بدنش به طرز عجیبی نرم و قابل انعطاف شود، توانایی‌های فیزیکی خود را افزایش دهد، اندام‌های خود را تبدیل به اسلحه‌های مختلفی یا بال یا جت کند، او حتی از آسیب‌های مرگبار هم جان سالم به در می‌برد و خود را بازسازی می‌کند، می‌تواند تا حد زیادی و به هر اندازه‌ای که دوست دارد قدرت تولید کند و بدن خود را با هرگونه بیماری یا مشکلات محیطی، وفق دهد.

en sabah nur - apocalypse - xmen - marvel - ان صباح النور - آپوکالیپس - مارول - مردان ایکس

او می‌تواند انرژی را پرتاب یا حتی جذب کند و همچنین توانایی تکنوپاتی هم دارد. آپوکالیپس با استفاده از این قدرت خود می‌تواند به طور مستقیم با هر تکنولوژی‌ای که دوست دارد یا در دسترسش باشد، ارتباط برقرار کند. آپوکالیپس به لطف توانایی‌های جهش یافته‌ای که دارد، می‌تواند به طور کامل بر روی بدنش، مکان‌های ویژه‌ای که در آن پروسه بازسازی انجام می‌شود، تکنولوژی سلستیال و مراحل تعویض جسم‌ها، کنترل داشته باشد. او توانست قدرت‌های خود را تا حد زیادی افزایش دهد. همین موضوع به او کمک می‌کند که دیگر بتواند قدرت هر جهش یافته‌ای را که دوست دارد، تولید کند.

علاوه بر توانایی‌های ابرانسانی و جهش یافته‌ای که در او وجود دارد، آپوکالیپس به طرز شگفت انگیزی باهوش است و در زمینه‌های علمی یک نابغه به حساب می‌آید. او در زمینه‌های علمی و تکنولوژیکی مختلفی مانند فیزیک، مهندسی، ژنتیک و بیولوژی اطلاعات و دانش فوق‌العاده زیادی دارد؛ به طوری که در تمامی این زمینه‌ها، او بسیار جلوتر از سطح علمی متعارف دنیا قرار دارد. آپوکالیپس دانش استفاده از تکنولوژی سلستیال را هم دارد؛ تکنولوژی‌ای که او بارها برای محقق کردن اهداف خودش، مانند تغییر دادن جهش یافته‌ها یا انسان‌ها، از آن استفاده کرده است. آپوکالیپس همچنین یک رهبر بسیار ماهر محسوب می‌شود و در زمینه‌های استراتژی تخصص کامل دارد.

خون آپوکالیپس توانایی بهبود و درمان جهش یافته‌های دیگر را دارد اما یک ماده‌ی کشنده برای انسان‌ها به حساب می‌آید. خون آپوکالیپس همچنین می‌تواند قدرت‌های از دست رفته‌ی فرزندان جهش یافته‌اش را به حالت قبل بازگرداند. به طور مثال، در یکی از خط داستانی‌ها اینگونه نشان داده شد که مقدار زیادی از خون آپوکالیپس توانست بخش از دست رفته‌ی بدن «Chamber» بازسازی کند و ظاهری درست همانند خودِ آپوکالیپس را به او بدهد.

لازم به ذکر است که در فیلم X-Men: Apocalypse، قدرت‌های آپوکالیپس تا حد کمی، نسبت به قدرت‌هایی که در کتاب‌های کمیک دارد، متفاوت بوده است. درست همانند افرادی که در دسته بندی «جهش یافته‌های سطح ۵» قرار دارند، آپوکالیپس هم از نظر توانایی‌ها و قدرت‌هایی که دارد، درست همانند یک موجود خداگونه به حساب می‌آمد. به نظر می‌رسد آپوکالیپس در میان قدرت‌های بسیار زیادی که دارد، این توانایی را هم دارد که در عرض چند ثانیه، از گرد و غبار ماده‌ها و اجسام مختلفی را خلق کند (مانند سازه‌ها و ساختمان‌های خیلی بزرگ، لباس، اسلحه، زره و غیره). همچنین او توانایی این را داشت که همین ماده و اجسام را دوباره به گرد و غبار تبدیل کند. یکی دیگر از قدرت‌های اصلی او، توانایی تقویت و افزایش قدرت‌های دیگر جهش یافته‌ها است؛ قدرتی که آپوکالیپس از آن به ندرت استفاده می‌کرد و اغلب اوقات به این منظور این قدرتش را به کار می‌برد تا توانایی‌های یک سری افراد خاص را افزایش دهد تا بلکه به این طریق، آنها به جبهه‌ی او بپیوندند و او را در محقق کردن هدف اصلی‌اش (تسخیر کل دنیا)، کمک کنند. جهش یافته‌هایی که آپوکالیپس قدرت آنها تقویت می‌کرد، اغلب به عنوان شاگرد و برخی اوقات هم به عنوان دستیار به او می‌پیوستند. آنها به نوعی حکم فرزندان آپوکالیپس را داشتند و درست همانند فرزندان او هم با آنها برخورد می‌شد. با اینکه چنین شرایطی هم وجود داشت، اما ممکن بود هر زمان که آپوکالیپس اراده کند، این جهش یافته دیگر برای این تیم مفید به نظر نرسد و بلافاصله از گروه افراد مورد اعتمادش بیرون انداخته شود.

 

در انتها به چند مورد از انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و بازی‌هایی اشاره می‌کنیم که شخصیت اِن صباح النور/آپوکالیپس در آن حضور داشت:

  • انیمیشن سریالی X-Men: The Animated Series محصول سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ با صداپیشگی جان کولیکاس (فصل ۱ تا ۴) و جیمز بلندیک (فصل ۵)
  • انیمیشن سریالی X-Men: Evolution محصول سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ با صداپیشگی دیوید کی
  • انیمیشن سریالی Wolverine and the X-Men محصول سال ۲۰۰۹
  • فیلم X-Men: Days of Future Past محصول سال ۲۰۱۴ (جوانی‌های اِن صباح النور)
  • فیلم X-Men: Apocalypse محصول سال ۲۰۱۶ با بازی اسکار آیزاک
  • بازی Marvel: Future Fight محصول سال ۲۰۱۵
  • بازی X-Men Legends II: Rise of Apocalypse محصول سال ۲۰۰۵ با صداپیشگی ریچارد مک‌گوناگل
  • بازی X-Men Legends محصول سال ۲۰۰۵ با صداپیشگی دن هی
  • بازی X-Men: Gamesmaster's Legacy محصول سال ۱۹۹۵
  • بازی X-Men 2: Clone Wars محصول سال ۱۹۹۵
  • بازی X-Men محصول سال ۱۹۹۳
  • بازی Spider-Man and the X-Men in Arcade's Revenge محصول سال ۱۹۹۴
منبع زومجی
کاراکتر باقی مانده