// پنجشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۱ ساعت ۲۰:۵۹

داستان بازی Dead Space | هوای مرده

همراه زومجی باشید که در این مطلب، با مرور داستان سرآغاز سفر جهنمی آیزاک کلارک در طی اتفاقات نخستین قسمت از سه‌گانه دد اسپیس، خودمان را برای انتشار بازسازی این اثر آماده کنیم.

با نزدیک شدن به‌موعد انتشار باز-سازی قسمت اول از سه‌گانه Dead Space، حالا این فرصت رسیده تا یک بار دیگر ماجراهای آیزاک کلارک در جریان اتفاقات سه‌گانه دد اسپیس را مرور کنیم تا برای تجربه‌ی نسخه‌ی جدید این سری، مهیا شده باشیم. دد اسپیس با وجود اینکه در زمان عرضه شدنش توانست تحسین تعداد قابل توجهی از منتقدان و بازیکنان را به‌دست‌‌ آورد اما هرگز به‌اندازه محصولاتی همچون سری Resident Evil محبوب نشد؛ نتیجتا، همین حالا می‌توانیم تعداد زیادی از دنبال‌کنندگان جدی ویدیوگیم را ببینیم که اسم دد اسپیس را نشنیده‌اند یا با وجود آشنا بودن با سری، هرگز آن را تجربه نکرده‌اند. اگر از طرفداران قدیمی سری هستید یا به‌تازگی‌ می‌خواهید با تجربه‌ی ریمیک قسمت اول با مجموعه آشنا شوید، دنبال کردن این مقاله و آیتم ویدیویی که برای آن تهیه شده است را به‌شما توصیه می‌کنیم.

برای حمایت از زومجی، لطفا ویدیو را در یوتیوب تماشا کنید

داستان سری دد اسپیس در آینده‌ای بسیار دور جریان دارد. زمانی‌که نوع بشر به‌دنبال مصرف تقریبا تمامی منابع موجود در سیاره زمین، حالا در میان ستارگان و سایر کرات به‌دنبال منابع زیستی است تا شانس زنده ماندن خود را افزایش بدهد. سکونت در سایر کرات و «حفاری سیاره‌ای» دو راه‌حل اساسی انسان‌ها برای مقابله‌با تهدید انقراض به‌شمار می‌رود. برخورد یک جسم فضایی با سطح سیاره زمین در منطقه خلیج مکزیک اما آغازگر یک سری اتفاق تازه است.

این سازه عظیم که انسان‌ها نام «مارکر/Marker» را برایش برگزیدند،‌ گسیل‌کننده یک سری امواج الکترومغناطیسی است که باعث ایجاد یک سری اختلال روانی در ذهن موجود دریافت‌کننده (عموما انسان‌ها) می‌شود. مارکر طی ارتباط با دریافت‌کننده این امواج، شخص را ازطریق نفوذ به عواطف و احساساتش دچار جنون کرده و او را به‌مرحله‌ی خودکشی می‌رساند. عملکرد اصلی مارکر اما برای بعد از مرگ میزبانش تنظیم شده است. چرا که امواج الکترومغناطیسی مارکر با فعال کردن دوباره‌ی ساختار عصبی یک جسد، او را به موجوداتی انسان-مانند و کشنده با نام «نکرومورف» تبدیل می‌کنند.

اسکار ایزاک در حال شلیک به یک نکرومورف در بازی Dead Space Remake

منشاء‌ مارکرها هرگز برای نوع بشر مشخص نشد. برخی حدس می‌زنند که این سازه‌ها توسط موجودات فضایی ساخته شده و برای عروج معنوی انسان‌ها به‌وجود آمده‌اند. این افراد، رهبران فرقه‌ی یونیتالوژی (Unitalogy) بودند که دربرابر ضعف نوع بشر مقابل قدرت‌های مارکر، تصمیم گرفتند آن را بپرستند و با بهانه‌های احمقانه‌ی مذهبی، ترس خود از مقابله با مارکر را توجیه کنند. قصه‌ی اولین نسخه از سری دد اسپیس با ارسال یک تیم پنج نفره به‌سوی سفینه‌ی USG Ishimura آغاز می‌شود.

در سال ۲۵۰۸ دولت اداره‌کننده سیاره زمین یک تیم پنج نفره متشکل از کندرا دنیلز، زک هموند، خلبان جانسون، خلبان چن و آیزاک کلارک را به سوی سفینه‌ی ایشی‌مورا ارسال می‌کند. ایشی‌مورا درواقع بزرگ‌ترین و مهم‌ترین سفینه‌ی حفرکننده‌ی سیاره‌ها بود که موفقیت‌های پرتعدادش، آن را به‌‌بزرگ‌ترین و برجسته‌ترین نماد از تلاش‌ بشر در جهت بقا تبدیل کرده بود. این تیم پنج‌نفره ازطریق سفینه‌ی USG Kelion خود را به کشتی فضایی ایشی‌مورا می‌رساند. سفینه‌ای که حالا به‌شکلی عجیب و مشکوک، ارتباطات رادیویی‌اش با سیاره زمین مختل شده است.

آیزاک کلارک در بازی دد اسپیس

آیزاک کلارک قهرمان قصه‌ی دد اسپیس به‌شمار می‌رود. یک مهندس نخبه که به‌شکل کاملا داوطلبانه در جهت رفع مشکلات ایشی‌مورا عازم این عملیات می‌شود. نکته اینجا است که‌‌ «نیکول برنن»، معشوقه‌ی آیزاک نیز به‌عنوان پزشک ارشد سفینه، در جایی از ایشی‌مورا پنهان شده و آیزاک برای اطمینان از سلامتی نیکول، خودش را به‌تیم پنج نفره‌ی مورد بحث اضافه کرده است. ورود آیزاک و تیم او به‌سالن پرواز ایشی‌مورا، آن‌ها را با راهروهای آعشته به‌خون و ترسناک این کشتی فضایی روبه‌رو می‌کند. طولی نمی‌کشد که نکرومورف‌ها با یورش به‌تیم مورد بحث و تکه پاره کردن خلبان چن و جانسون، سفر آیزاک به اعماق جهنم را کلید می‌زنند. گریز دیوانه‌وار آیزاک از بین نکرومورف‌های خون‌خوار در راهروهای تاریک ایشی‌مورا، قهرمان قصه را به‌مهم‌ترین ابزارش می‌رساند. برش‌گر پلاسمایی یا همان «پلاسما-کاتر» معروف سری دد اسپیس که هم‌زمان تنها امید آیزاک برای زنده ماندن و بلای جان نکرومورف‌ها است!

به‌لطف قدرت آتش و آسیب‌زنی قابل‌توجه ابزار آلات حفاری که آیزاک همراه‌با خود به ایشی‌مورا برده بود، قهرمان قصه‌ی ما دخل نکرومورف‌های در سفینه را آورده و برای زنده ماندن تلاش می‌کند. آیزاک پس از ملاقات مجدد با هموند و کندرا متوجه می‌شود که حجم بالایی از سیستم‌های اساسی ایشی‌مورا همچون مکانیزم ضد گرانیش و سیستم ضد برخورد با اجرام فضایی، همه از کار افتاده‌اند و تنها کسی که می‌تواند شرایط وخیم سفینه را سامان بدهد، کسی نیست جز خودش. بعد از تعمیر حجم بالایی از سیستم‌های ایشی‌مورا، آیزاک به سفینه کلیون باز می‌گردد تا آن را آماده کرده و همراه‌با کندرا و هموند فلنگ را ببندد. یک نکرورموف جهش‌کننده (لیپر/Leaper) اما اجازه‌ی عملی شدن نقشه‌ی آیزاک را نمی‌دهد و سفینه کلیون به‌کل منفجر می‌شود.

کاپیتان متیوز در بازی دد اسپیس ۱

در ادامه‌ی مکاشفات آیزاک در سفینه ایشی‌مورا و تلاش برای پیدا کردن نیکول، قهرمان قصه متوجه می‌شود که کاپیتان این کشتی فضایی که بنجامین متیوز باشد، یکی از مامورین فرقه یونیتالوژی بوده و با هدف پیدا کردن مارکر قرمز سیاره ایجس شماره هفت، سی و پنجمین عملیات حفاری ایشی‌مورا را از پیدا کردن سنگ‌ها و منابع قیمتی سیاره به یافتن مارکر قرمز تغییر می‌دهد. اما نکته اینجا است که سیاره ایجس اتفاقا از منظر غنای منابع معدنی مورد نیاز بشر، یکی از مهم‌ترین اهداف دولت سیاره زمین برای عملیات‌ حفاری به‌شمار می‌رفت. وجود مارکر قرمز و یورش احتمالی نکرورموف‌های سیاره ایجس باعث می‌شود تا دولت زمین ، هرگونه عملیات حفاری در سیاره نام‌برده را به مدت چند سال ممنوع اعلام بکند. درنهایت اما کاپیتان متیوز و فرقه یونیتالوژی با نفوذ مثال زدنی در میان خدمه سفینه، عملیاتی جدید را برای ایشی‌مورا تعریف می‌کنند. شاید برایتان جالب باشد که بدانید حتی مادر آیزاک کلارک نیز یکی از بزرگ‌ترین هواداران فرقه یونیتالوژی به‌شمار می‌ٰرفت. زنی که تقریبا تمامی زندگی خود را وقف پیشرفت این فرقه کرده بود؛ زندگی و منابع مالی که بخش مهمی از آن شامل خرج تحصیل آیزاک می‌شد. چنین موضوعی باعث شد تا آیزاک از یونیتالوژی متنفر باشد.

آیزاک که حالا از اتفاقات پشت پرده‌ی ایشی‌مورا باخبر شده است، این جزئیات را با هموند و کندرا به اشتراک می‌گذارد. هموند اما در خصوص تمامی این موارد ادعای بی‌خبری می‌کند. این درحالی است که از نظر کندرا، هموند اتفاقا همه چیز را می‌داند اما چیزی نمی‌گوید. بعد از این جریانات، آیزاک بالاخره نیکول را پیدا می‌کند. مهندس بخت برگشته‌ی قصه ما که از سلامت نیکول مطمئن شده، دوباره به جست‌وجو برای پیدا کردن یک راه فرار از این جهنم ادامه می‌دهد. پس از تعمیر تمامی تجهیزات ارتباطی سفینه ایشی‌مورا، تیم سه نفره آیزاک، هموند و کندرا موفق می‌شود تا یک پیام اضطراری را برای تمامی کشتی‌های فضایی اطراف خود مخابره کنند. این سینگال به کشتی یو‌اس‌ام ولور (USM VALOR) می‌رسد. غافل از اینکه در این سفینه یک سری نکرومورف حضورد داشتند و باز همه چیز برهم می‌خورد. هموند با بررسی اسناد موجود در سفینه USM Valor پی‌ می‌برد که این سفینه درواقع برای نابودی ایشی‌مورا به فضا ارسال شده است! چیزی که مترادف می‌شود با آگاهی افراد بالا-رده‌ی سیاره زمین از اتفاقات سفینه ایشی‌مورا و سیاره ایجس شماره هفت.

کشتی فضایی USM Valor در بازی دد اسپیس

آیزاک با استخراج هسته پیش‌ران شاتل USM Valor تصمیم می‌گیرد تا یک شاتل دیگر را برای پرواز آماده بکند. این وسط اما یک نکرورموف غول‌پیکر هموند را به قتل می‌رساند. بعد از این اتفاقات، یکی از خدمه سفینه با نام دکتر کاین با آیزاک ارتباط برقرار کرده و به او می‌گوید که هرچه سریع‌تر باید مارکر قرمز را به سطح سیاره برساند؛ وگرنه یک موجود غول‌پیکر با نام هایو مایند بیدار شده و همه چیز را برهم می‌زند. طبق اطلاعات دکتر کاین، هایو-مایند درواقع مغز متفکر تمامی نکرورموف‌های موجود در آن منطقه است و رفتار این موجودات را کنترل می‌کند.

آیزاک و دکتر کاین موفق می‌شوند تا مارکر قرمز را در شاتل قرار داده و آن را به سمت کلونی سیاره ایجس ببرند. کندرا اما دکتر را به‌قتل رسانده، آن روی خود را نشان داده و به آیزاک خیانت می‌کند. کندرا درواقع یکی از مامورین دولت زمین است که وظیفه داشت تا مارکر قرمز را به بالا-دستی‌های خود تحویل بدهد. کندرا در ادامه مشخص می‌کند که مارکر قرمز درواقع یک کپی دست‌-ساز از مارکر سیاه به‌شمار می‌رود. مارکر سیاه که ۲۰۰ میلیون سال پیش در خلیج مکزیک به زمین خورد. درواقع دولت زمین در تلاش بود تا به‌ نسخه‌ای دیگر از مارکر سیاه درسترسی داشته و آن را در یک تمدن دیگر فعال کند تا نتایج فعل و انفعالات یک مارکر را ببیند. کندرا همراه‌با مارکر قرمز فرار می‌کند. آیزاک اما که حالا بی‌خیال ماجرا نشده، به‌کمک نیکول و سطوح جاذبه‌ای ایشی‌مورا از پرواز شاتل کندرا جلوگیری می‌کند. کندرا که شرایط را نامساعد می‌بیند ازطریق یک محفظه‌ی فرار، دمش را روی کولش گذاشته و فرار می‌کند.

مارکر ازطریق نمایش تصاویری توهم‌آمیز، با اشخاص مختلف ارتباط برقرار کرده و با آن‌ها صحبت می‌کند. انسان‌هایی با ذهن نسبتا ضعیف دربرابر این تصاویر نمی‌توانند مقاومت کنند، درحالی که حتی مغزهایی قدرتمند مثل آیزاک کلارک در عین مقاوت نسبت‌به سیگنال مارکر، آسیب‌های شدیدی را تجربه کردند

أیزاک بالاخره موفق می‌شود تا مارکر قرمز را به سطح کلونی ایجس شماره هفت برساند. متاسفانه دیگر کار از کار گذاشته و هایو-مایند به‌شدت عصبانی و بیدار شده است. اینجا دوباره سر و کله‌ی کندرا پیدا شده و با یک گره‌گشایی دیگر، ضربه‌ای بزرگ بر پیکره‌ی روان آیزاک وارد می‌شود. کندرا با ارسال و پخش یک ویدیو روی سیستم کلاه‌خود آیزاک، مشخص می‌کند که نیکول در جریان تمامی این اتفاقات، زنده نبوده چرا که دخترک بلوند قصه‌ی ما در پی رخ‌دادهای دیوانه‌وار ایشی‌مورا و از شدت ترس، خودکشی کرده است. پس آن دختری که آیزاک تمام مدت با او در ارتباط بود و به‌کمکش توانست مارکر را به سطح سیاره برساند چه کسی بود؟ او کسی نبود جز یک تصویر توهم‌آمیز از نیکول؛ تصویری که به‌دنبال ارتباط شدیدا نزدیک آیزاک و مارکر، در ذهن قهرمان داستان نقش بسته است. مارکر با نفوذ در عمق احساسات آیزاک و در کالبد معشوقه‌ی او، با آیزاک ارتباط گرفت؛ با او صحبت کرد و کاری کرد تا خود آیزاک، مارکر را به سطح سیاره برساند؛ مارکر موفق شد تا به‌کمک آیزاک، خودش را به سطح سیاره رسانده و هایو-مایند را بیدار کند.

مدتی بعد هایو-مایند بالاخره خودش را نشان داده و در ابتدا، کندرا را به قتل می‌رساند. ایزاک که یک تنه از جهنم ایشی‌مورا جان سالم به در برده بود، با هایو-مایند مبارزه کرده و آن را شکست می‌دهد. حالا نوبت به فرار آیزاک می‌رسد و مرد تنهای قصه‌ی ما به هر ضرب و زوری که شده، خودش را از اتمسفر سیاره ایجس شماره هفت خارج کرده و نابود شدنش را تماشا می‌کند.

نیکول در بخش آغازین بازی Dead Space 2

شاید جسم آیزاک از خطرات جنون‌آمیز ایشی‌مورا آسوده باشد اما، دیگر نوبت به جنگ آیزاک با تاثیرات روانی مارکر در ذهنش رسیده است. مارکر که با نمایش نیکول تمام تلاش خود را کرد تا به کلونی سیاره برسد و موفق هم شد، حالا که شکست خورده با استفاده از تصاویر وحشت‌آور از نیکول، در تلاش است تا از دل عذاب وجدان آیزاک نسبت به مرگ نیکول، خودش را یک بار دیگر به‌عنوان نیرویی قالب در ذهن ایزاک جا زده و قهرمان قصه را به زانو در بیاورد. آیا موفق می‌شود؟ این پرسشی است که در داستان دد اسپیس ۲ پاسخش را پیدا می‌کنیم.


منبع زومجی
اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده