Moonscars با تمام مشکلاتی که دارد، تجربه‌ای قابل قبول را در اختیار هواداران بازی‌های مترویدوینیایی قرار می‌دهد. با بررسی این بازی همراه زومجی باشید

ترکیب ساختار کسلوینیاهای کلاسیک با مترویدهای دوبعدی و در انتها خلق مترویدوینیا، سبب شده تا شاهد بازی‌های متعددی باشیم که از این سبک استفاده کرده‌اند. مهم نیست که بازی ساخته شده دوبعدی یا سه‌بعدی باشد، استفاده مناسب از المان‌های مترویدوینیا می‌تواند جذابیت گیم‌پلی را دوچندان کند. ازطرفی روگ‌لایک یکی دیگر از سبک‌های مهم و پرطرفدار در صنعت بازی‌های ویدیویی است که تابه‌امروز در این سبک هم بازی‌های درخوری را مشاهده کرده‌ایم. حال اگر این دو سبک را با یکدیگر ترکیب کنیم، آیا خروجی مطلوبی را دریافت خواهیم کرد؟

شخصیت‌های داستانی Moonscars

استودیو بلک مرمید (Black Mermaid) با خلق بازی Moonscars دست به خلاقیت جالبی زده که کمتر از هر مورد دیگری در صنعت بازی‌های ویدیویی شاهد آن بوده‌ایم. به‌عبارتی تیم سازنده محصولی را خلق کرده که شالوده اصلی آن سبک مترویدوینیا است، اما دراین‌میان از المان‌های روگ‌لایک هم استفاده شده و خروجی کار، شاید آن محصول بی عیب و نقص و فوق‌العاده‌ای نباشد که بخواهید تا مدت‌ها به آن فکر کنید، اما یک تجربه سرگرم کننده را دراختیار علاقه‌مندان به این دسته از بازی‌ها قرار می‌دهد.

Moonscars شروع مرموزانه‌ای دارد و نوع روایت داستان در آن به بازی‌های سولزلایک شباهت دارد

داستان بازی در جهانی روایت می‌شود که یک پیکر تراش گروهی از جنگجوها را خلق کرده و آن‌ها را به مأموریت می‌فرستد. مأموریتی که در راستای تحقق اهداف شوم پیکرتراش تدارک دیده شده بود. بااین‌حال همه چیز مطابق میل این گروه پیش نمی‌رود. بازی از جایی شروع می‌شود که گِرِی ایرما، قهرمان بازی، خود را در حالتی پیدا می‌کند که دیگر شبیه به یک انسان نیست و بدن او از گِل و استخوان تشکیل شده است. درواقع وی درمیان‌پرده ابتدایی بازی جان خود را از دست می‌دهد و زنده شدن مجددش، تعبیری دارد و در طول تجربه تقریبا ۱۰ ساعته از Moonscars باید به‌دنبال جواب‌های خود بگردید. درابتدا، گری ایرما تنها یک هدف دارد و آن هم پیدا کردن پیکرتراش و رسیدن به جواب‌های خود است، اما هرقدر که جلوتر می‌رود، واقعیت بیش‌ازپیش برای او روشن‌تر می‌شود.

گری ایرما و تیم او در Moonscars

نحوه قصه‌گویی در Moonscars بدین صورت است که در ابتدا یک کلیت از داستان را متوجه می‌شوید و هرقدر که جلو‌تر می‌روید، آیتم‌ها و خاطراتی را پیدا می‌کنید که بیش‌ازپیش مخاطب را با کاراکترها و ذهنیت‌شان آشنا می‌کند. همچنین صحبت با شخصیت‌های داستانی در بازگو کردن داستان Moonscars نقش کلیدی‌ای را ایفا می‌کند. به‌عبارتی هرقدر که در داستان بازی پیش بروید، دیالوگ‌های جدیدی را از سوی تعدادی از شخصیت‌ها خواهید شنید و همانند بازی‌های روگ‌لایک، با مرگ کاراکتر به دفعات مختلف، دیالوگ‌هایی میان کاراکترها رد و بدل می‌شود. همچنین داستان کاراکترها و جهان Moonscars هم به‌گونه‌ای است که باتوجه نحوه گشت‌وگذار شما در بازی و پیدا کردن یا پیدا نکردن آیتم‌های مختلف، می‌تواند روی خروجی کار تأثیرگذار باشد. داستان بازی با شروع مرموزانه خود و نحوه روایت، در سطح خوبی قرار دارد و برای یک بازی مستقل مترویدوینیا قابل قبول است.

گشت‌وگذار در جهان Moonscars ارزشمند بوده و باعث می‌شود پاداش‌های درخوری را کسب کنید

Moonscars یک بازی مترویدوینیایی دوبعدی با المان‌های پلتفرمر و روگ لایک است که بازیکن با رسیدن به محیط‌های مختلف، راه رسیدن به پیکرتراش را هموارتر می‌کند. ساختار بازی‌های مترویدوینیایی بدین شکل است که کاربر با گشت‌وگذار در هر منطقه، محیط‌هایی را می‌بیند که به آن‌ها دسترسی ندارد و باگذر زمان، این دسترسی یا به خاطر پیشرفت در داستان یا کسب آیتم و مهارت‌های جدیدتر فراهم می‌شود. ازاین‌رو سازنده تلاش می‌کند با این ویژگی جدا از روایت داستان، آیتم‌های متفاوتی را دل محصول خود مخفی کند تا گشت‌و‌گذار در جهان بازی ارزشمند باشد. استودیو بلک مرمید از این حیث تجربه‌ی خوبی را ارائه می‌دهد. جهان Moonscars پر شده از محیط‌های مخفی که با کشف تمامی آن‌ها، می‌توانید میزان نوار سلامت، قدرت ضربه‌زدن و نوار مخصوص به بازیابی نوار سلامت/استفاده از مهارت‌ها را ارتقا دهید.

باس فایت Moonscars

ازاین‌رو قدرت قهرمان داستان به گشت‌و‌گذار مخاطب در جهان بازی بستگی دارد و همین مورد سپری کردن زمان بیشتر در محیط‌ها را ارزشمند کرده است. سیستم مبارزات هم بدین شکل است که گری ایرما به‌واسطه شمشیر خود دشمنان را از بین می‌برد و درطول بازی تنها یک سلاح دارید، اما دراین‌میان جادوهایی هم درنظر گرفته شده که می‌توانید از آن‌ها به‌عنوان یک مهارت استفاده کنید. دراین‌میان یک ضربه مخصوص هم دراختیار دارید. ضربه مخصوص شما می‌تواند با سلاح‌های دیگری نظیر نیزه اعمال شود و هر یک از سه ضربه مخصوص پیشنهادی که تنها می‌توانید یکی از آن‌ها را انتخاب کنید، امتیازهایی را ارائه می‌دهند. برای مثال، یکی از آن‌ها می‌تواند نوار سلامت شما را افزایش دهد و دیگری روی نوار مربوط‌به بازیابی نوار سلامت تأثیرگذار باشد.

آیتم‌های Passive بازی یا همان Spiteها به‌خوبی روی گیم‌پلی شما تأثیرگذار هستند

نکته‌ای که وجود دارد، این است که همانند بازی‌های روگ‌لایک با مرگ شما این ضربه مخصوص و تاثیر آن از بین می‌رود. به‌عبارتی با هر بار زنده شدن، می‌توانید ضربه مخصوص متفاوتی را انتخاب کنید. استفاده تیم سازنده از المان‌های روگ‌لایک/روگ‌لایت فقط به موارد ذکر شده ختم نمی‌شود. در این دسته از بازی‌ها (روگ‌لایک/روگ‌لایت) بازیکن می‌تواند آیتم‌های Passive را با کامل کردن محیط‌های بازی یا باز کردن صندوق‌ها و موارد مشابه کسب کند. این آیتم‌ها در طول بازی روی قدرت بازیکن تأثیرگذار هستند و ازطریق آن‌ها می‌توانید هم کاراکتر خود را قوی‌تر کنید و هم اینکه تاحدی شیوه بازی کردن‌تان را شخصی‌سازی کنید. Moonscars هم سیستم مشابهی را در خود جای داده است.

سلاخی کردن دشمنان در Moonscars

یک نوار XP برای بازی طراحی شده که با کشتن دشمنان و باس‌ها، پر می‌شود و با هر بار کامل شدن، می‌توانید یک Spite انتخاب کنید. Spiteها درواقع ویژگی‌های Passive هستند که دراختیار شما قرار داده می‌شود و این ویژگی‌ها هم با هر بار مردن بازیکن، از بین می‌روند. نقشه بازی‌های مترویدوینیا یکی دیگر از بخش‌های مهم این سبک به حساب می‌آید. اینکه طراحی به‌گونه‌ای باشد تا بازیکن بتواند از روی نقشه تمامی محیط‌های کشف شده و بخش‌های کشف نشده را مشاهده کرده و به‌راحتی قابل شناسایی باشند. این در حالی است که Moonscars آنطور که باید و شاید نقشه خوانایی ندارد و تاحدی بازی اذیت بازیکن می‌شود.

خوانا نبودن نقشه بازی سبب شده تا در طولانی مدت از نظر بصری و خواندن درست نقشه دچار مشکل شوید

از نظر بصری، Moonscars یک بازی دوبعدی پیکسلی است و طراحی‌های هنری خوبی را برای محیط‌های بازی شاهد هستیم. جدا از موارد ذکر شده برای طراحی Moonscars، تمامی محیط‌های بازی متنوع بوده و ساختار مناسبی دارند. همچنین دشمنان هم طراحی قابل قبولی دارند و حسابی می‌توانند مخاطب را به‌چالش بکشند. دراین‌میان بد نیست به باس‌های بازی Moonscars هم اشاره‌ای داشته باشم. باس‌های اصلی، تعداد کمی دارند، اما طراحی منحصربه‌فرد و خاص آن‌ها می‌تواند حسابی مخاطب را راضی نگه دارد. بااین‌حال، ای کاش جادوهای درنظر گرفته شده برای کاربران طراحی بهتری داشتن و بیش از نیمی از آن‌ها بلا استفاده بوده و کمک حال شما نخواهند بود. از نظر باگ هم با محصولی بدون مشکل فنی طرف هستیم و تجربه‌ی روانی را دراختیار مخاطبان خود قرار می‌دهد.

نبرد با دشمنان الیت در Moonscars

موسیقی‌های Moonscars حسابی با حال و هوای بازی هم‌خوانی دارند. موسیقی‌های حین گشت‌و‌گذار و نبرد با باس‌ها به‌گونه‌ای است که کاربر به‌خوبی در جهان محصول استودیو بلک مرمید غرق می‌شود. درانتها، اگر در فصل شلوغ بازی‌های ویدیویی به‌دنبال یک محصول متفاوت هستید و به بازی‌های چالش‌برانگیز و مترویدوینیایی هم علاقه دارید، Moonscars گزینه مناسبی برای شما خواهد بود. این در حالی است که اگر تجربه‌ای در این سبک ندارید و می‌خواهید به‌تازگی با مترویدوینیا آشنا شوید، قطعا محصول‌های بهتری منتظر شما هستند.

بررسی بازی باتوجه به نسخه کامپیوتر نوشته شده است


منبع زومجی

Moonscars

Moonscars شاید آن مترویدوینیای هیجا‌ن‌انگیز و خاطره‌انگیزی نباشد که برای مدت‌ها از آن یاد کنید، اما می‌تواند تجربه‌ی قابل قبول و سرگرم کننده‌ای را در اختیار هواداران این دسته از بازی‌ها قرار دهد. نقشه بازی خوانا نیست و اکثر جادوها هم طراحی کاربردی‌ای ندارند، اما داستان سرگرم کننده و طراحی Spiteها و کارکرد آن‌ها سبب شده تا سیستم مبارزات بازی درگیر کننده باشد.

7.5

نقاط قوت

  • + داستان خوب و سرگرم کننده
  • + تاثیرگذاری مناسب Spiteها روی گیم‌پلی
  • + ارزشمند بودن گشت و گذار در جهان بازی

نقاط ضعف

  • - بلااستفاده بودن بیش از نیمی از جادوهای بازی
  • - طراحی نامناسب نقشه بازی از نظر بصری
  • - عدم تنوع طراحی ضربات مخصوص
اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده