Ghostrunner، مبارزاتی هیجان‌انگیز و چالش‌برانگیز را ارائه می‌دهد، اما متاسفانه ضعف‌های داستان و طراحی آن سبب شده تا آنطور که باید و شاید، خودنمایی نکند.

یکی از موارد ریسک پذیر در صنعت بازی‌های ویدیویی، این است که سازنده برای ارائه یک تجربه‌ی جدید، چند سبک متفاوت از بازی‌های ویدیویی را با یکدیگر ترکیب می‌کند. سختی ماجرا این است که اگر سازنده نتواند به خوبی المان‌های هر سبک را درکنار هم قرار دهد، محصول نهایی آنطور که باید و شاید جذاب به نظر نخواهد رسید و امکان دارد به یک شکست تبدیل شود.

زمانی‌که بازی Ghostrunner معرفی شد، کاربران محصولی را مشاهده کردند که یادآور بازی‌ها و سبک‌های جذاب مختلفی است. استودیو لهستانی وان مور لول (One More Level)، سازنده گوست‌رانر، برای ساخت محصول خود به‌سراغ المان‌های به کار گرفته شده در بازی‌هایی نظیر Katana Zero، Mirror’s Edge رفته و آن‌ها را در فضایی سایبرپانکی قرار داده است. حال سؤال اصلی این است که آیا Ghsotrunner با تمام ویژگی‌های آشنا و جدید خود، محصولی است که بتواند مخاطب را سرگرم کند؟

در جواب باید بگویم که گوست‌رانر، با تمام الهاماتی که گرفته، یک تجربه کاملا جدید به‌ حساب می‌آید و دراین‌میان مشکلاتی هم وجود دارند که سبب شده Ghostrunner قادر به ارائه یک تجربه بی‌نقص نباشد. Ghostrunner جهانی را نشان می‌دهد که افراد ثروتمند و قدرتمند، بر آن حاکم هستند و سعی دارند همانند خالق، بر مخلوقات خود حکومت کنند. این مورد باعث می‌شود تا یک هرج‌و‌مرج بزرگ به وجود آید و تاریکی و پلیدی همه جا را فرا بگیرد.

گوست رانر در بخش داستانی خود بایکن را در نقش یک گوست‌رانر به نام جک قرار می‌دهد. این در حالی است که جک از گذشته خود چیزی نمی‌داند و تنها صدای شخص دیگری را در ذهن خود می‌شنود؛ صدایی که از او می‌خواهد مدام فعالیت‌های مختلفی را انجام دهد و از طرفی بیش‌از‌پیش جک را از گذشته‌اش مطلع می‌کند. Ghostrunner شروع مرموز و جالبی دارد، اما این روند داستان‌سرایی، به مرور زمان جذابیت خود را از دست می‌دهد تا جایی که بازیکن از نیمه دوم بازی به بعد، به‌راحتی می‌تواند انتهای آن را حدس بزند.

حل پازل‌ها در Ghostrunner

به‌عبارتی استودیو وان مور لول نتوانسته است آن مرموز بودن ابتدایی بازی را به‌خوبی حفظ و با اضافه کردن شخصیت‌های جدید، آن را بهبود بخشد، بلکه اضافه شدن شخصیت‌های تازه به داستان و برقراری دیالوگ با آن‌ها، به‌راحتی داستان بازی را فاش می‌کند. جدا از مشکل داستان‌سرایی، در بخش شخصیت‌پردازی هم Ghostrunner آن‌چنان عملکرد خوبی ندارد. جک، قهرمان داستان، شخصیت‌پردازی خوبی دارد و بازیکنان در انتهای داستان، آخرین قطعه پازل شخصیت پردازی او را هم دریافت و سر جای خود قرار می‌دهند.

ایده داستانی Ghostrunner جذاب است، اما نحوه پیاده‌سازی آن چنگی به دل نمی‌زند

این در حالی است که سایر شخصیت‌های جهان بازی آنطور که باید و شاید به ‌آن‌ها پرداخته نشده است. از ابتدا تا انتهای بازی، به گذشته و دلیل کارهای آن‌ها اشاره می‌شود، اما تیم سازنده می‌توانست بهتر آن‌ها را به مخاطب معرفی کند. بااین‌حال، گوست‌رانر محصولی است که گیم‌پلی آن مخاطب را هدف قرار داده است و داستان، نقش اصلی را ایفا نمی‌کند.

ساختار بازی کاتانا زیرو به‌گونه‌ای است که پس از برخورد اولین ضربه از سوی دشمن به شما، کشته خواهید شد و به ابتدای مرحله باز می‌گردید. ازطرفی، Mirror’s Edge یک تجربه پارکور بازی بسیار خوب و سرگرم کننده را در اختیار کاربران قرار می‌داد. استودیو وان مور لول با ترکیب این دو ویژگی و اضافه کردن المان‌های مخصوص‌به خود، گیم‌پلی Ghostrunner را شکل داده است. ازاین‌رو گیم‌پلی بازی دو بُعد مختلف را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد.

شمشیر گوست رانرهای کشته شده در Ghostrunner

شمشیر زنی و استفاده از مهارت‌ها درکنار ویژگی‌هایی مثل جاخالی دادن جک چیزی است که باعث می‌شود هیچ‌وقت از مردن‌های مکرر خود خسته نشوید

اولین بُعد، پلتفرمینگ و پارکور بازی است و بُعد دوم مربوط‌به سیستم مبارزات است. سیستم مبارزات بازی به‌خاطر دوربین اول شخص بود یک تجربه هک اند اسلش متفاوت و جذاب را در اختیار مخاطب قرار می‌دهد، اما باید توجه داشته باشید که اگر نتوانید در بهترین زمان ممکن از ضربات جاخالی دهید، تنها با یک ضربه کشته خواهید شد. ازطرفی تیم سازنده سعی نکرده بازیکنان را خسته و ناامید کند. به‌خاطر ساختار هر مرحله و سرعت روند آن، چک‌پوینت‌های زیادی پشت سر هم قرار داده شده که بازیکن پس از مردن، مجددا از آخرین چک‌پوینت کار خود را آغاز خواهد کرد.

این کار باعث شده تا سرعت و هیجان هر مرحله از بین نرود و با اینکه به دفعات متعددی خواهید مرد، اما همچنان شور و شوق شما برای موفق شدن از بین نخواهد رفت. بعضی وقت‌ها امکان دارد به دفعات مختلفی شکست بخورید و ناامید شوید، اما زمانی‌که موفق می‌شوید، حس و حال خوبی به مخاطب القا می‌شود. شمشیر زنی و استفاده از مهارت‌ها درکنار ویژگی‌هایی مثل جاخالی دادن جک چیزی است که باعث می‌شود هیچ‌وقت از مردن‌های مکرر خود خسته نشوید و برای بهتر شدن تلاش کنید.

نورپردازی شهری بسیار خوب Ghostrunner

جدا از مهارت جاخالی دادن که به‌صورت پیش‌فرض در اختیار شما قرار داده می‌شود،  به مرور زمان و پیشرفت در خط داستانی، چهار مهارت دیگر هم در اختیار شما قرار داده می‌شود. نحوه به‌دست آوردن هر مهارت، همانند حل کردن یک پازل است و می‌توان آن را تجربه‌ی جالبی دانست که ترکیب آن با نبردهای شلوغ و آدرنالین‌دار گوست‌رانر، باعث می‌شود تا لحظات متفاوت و سرگرم کننده‌ای را کسب کنید.

هرکدام از این مهارت‌ها، طراحی بسیار خوب داشته و کاملا مجزا از یکدیگر هستند. شاید کمی برگ برنده به سمت مهارت‌هایی باشد که در انتهای داستان آن‌ها را باز می‌کنید. به‌عبارتی شاید تا آخرین لحظه بتوانید از اولین مهارت هم استفاده کنید و دشمنان را از میان بردارید، اما مهارت‌های جدیدتر و استفاده مناسب از آن‌ها، همیشه کار را برای مخاطب ساده‌تر می‌کند. تیم سازنده می‌توانست طراحی مراحل را به‌گونه‌ای انجام دهد که مهم نباشد بازیکن از چه مهارتی استفاده می‌کند، اما حال سیستم به‌گونه‌ای است که پس از آزاد شدن هر مهارت جدید، بهتر است فقط به آن تکیه کنید.

محیط‌های مربوط به کسب مهارت های جدید در Ghostrunner

مشکل اصلی گیم‌پلی، در بخش پلتفرمینگ بازی است

جدا از این مورد، یک سیستم  بهبود مهارت هم برای کاربر طراحی شده است. جالبی سیستم بهبود مهارت‌ها، این است که ساختاری همانند بازی تتریس دارد. به بیان دیگر، در سمت چپ اشکال هندسی مختلفی را مشاهده می‌کنید که باید آن‌ها را محیط سمت راست قرار دهید. خانه‌های محیط سمت راست به مرور زمان آزاد می‌شوند می‌توانید از اشکال هندسی مختلفی استفاده کنید. ازطرفی، صفحه‌ی ذکر شده به‌گونه‌ای طراحی شده که نمی‌توانید از تمامی اشکال هندسی استفاده کنید. ازاین‌رو بازیکن باتوجه‌به مهارت‌هایی که استفاده می‌کند و ویژگی‌هایی که هر شیء هندسی در اختیارش قرار می‌دهد، می‌تواند آن‌ها را انتخاب و در سمت راست قرار دهد.

مشکل اصلی گیم‌پلی، در بخش پلتفرمینگ بازی است. در حالت عادی ساختار پارکور در بازی و انجام پلتفرمینگ‌ها جذاب است و چالش‌های خاص خود را دارد، اما ترکیب آن با سیستم مبارزات، در بعضی از مراحل می‌تواند عذاب آور باشد و قرار گیری پلتفرم‌ها در محیط، نمی‌گذارد که روی نبردها تسلط کافی داشته باشید. بااین‌حال، Ghostrunner با وجود چالش‌هایی که ارائه می‌دهد، می‌تواند نزدیک به چهار الی پنج ساعت کاربران خود را سرگرم کند و یک تجربه‌ی کوتاه مدت اما هیجان‌انگیز به خاطر نبردهای خود به حساب می‌آید.

سیستم مهارت‌ها در Ghostrunner

از نظر بصری، Ghostrunner تجربه‌ی چشم‌نواز و زیبایی است. نورپردازی‌ها و پاشیدن شدن خون روی صفحه‌نمایش پس از سلاخی کردن دشمنان، از مواردی هستند که به زیباتر شدن بازی کمک کرده است. از نظر فنی هم بازی فاقد مشکلاتی نظیر افت فریم، باگ یا گلیچ است، اما از نظر طراحی، گوست‌رانر می‌توانست بهتر عمل کند. بازی دارای ۱۷ مرحله است و در جریان این ۱۷ مرحله، تنها سه باس فایت برای شما درنظر گرفته شده است. این در حالی است که تیم سازنده می‌توانست باس‌های بیشتری را برای کاربران طراحی کند، زیرا وجود مکانیسم‌های گیم‌پلی Ghostrunner طلب می‌کند تا بازیکن با باس‌هایی روبه‌رو شود که هرکدام از آن‌ها به‌نوعی شما را به‌چالش می‌کشند.

یکی از عواملی که باعث شده جذابیت نبردها بیش‌ازپیش افزایش پیدا کند، موسیقی است. موسیقی در اینجا نقش افزاینده آدرنالین خون مخاطب را ایفا می‌کند و باعث می‌شود تا نبردها را با میل و رغبت بیشتری پشت سر بگذارید. بااین‌تفاسیر، Ghostrunner مشکلات مختلفی دارد که باعث شده تا یک تجربه بی عیب و نقص نباشد. ازطرفی نمی‌توان آن را یک محصول درگیر کننده از نظر داستانی دانست، اما مبارزات به‌تنهایی می‌تواند شما را از ابتدا تا انتهای بازی سرگرم کند. اگر صرفا به‌دنبال محصولی هستید که در جریان آن دشمنان را سلاخی کنید و به چالش کشیده شوید، Ghostrunner انتخاب مناسبی برای شما است.

این بازی روی پلتفرم پی‌سی بررسی شده است.


منبع زومجی

Ghostrunner

Ghostrunner را می‌توان یک تجربه نو و جدید دانست که درون مایه‌ها آن برگرفته از المان‌های بازی‌های نام آشنا و معروفی نظیر Katana Zero و Mirror's Edge است. گیم‌پلی و سیستم مبارزات بازی و ترکیب آن با موسیقی جذاب، سبب شده تا نبردها به بهترین شکل ممکن مخاطب را سرگرم کند. البته اشاره کنم که تو بعضی قسمت‌ها، پلتفرمینگ و نحوه طراحی سکو بازی‌ها به‌گونه‌ای است که تاحدی از لذت نبردها می‌کاهد و شما را با مشکلات مختلفی روبه‌رو می‌کند. همچنین داستان گوست رانر با اینکه پتانسیل خوبی برای تبدیل شدن به یک داستان درگیر کننده سایبرپانکی را داشت، اما در بهترین حالت یک داستان معمولی است و عدم وجود شخصیت پردازی مناسب درکنار روایت داستانی غیرقابل قبول باعث شده تا بازیکن ارتباط آن‌چنانی با آن برقرار نکند.

7

نقاط قوت

  • + سیستم مبارزات هیجان‌انگیز
  • + کارآمد بودن سیستم بهبود مهارت‌ها و تاثیر آن روی روند بازی بازیکن
  • + مهارت‌های منحصربه‌فرد و متفاوت از یکدیگر
  • + گرافیک بصری چشم نواز
  • + موسیقی گوش‌نواز

نقاط ضعف

  • - روایت داستانی ضعیف با وجود شروع مرموزانه و جالب
  • - عدم شخصیت پردازی مناسب کاراکترهای داستانی
  • - سکوبازی در حین انجام بعضی از مبارزات می‌تواند طاقت فرسا ظاهر شود
  • - عدم طراحی باس فایت‌های بیشتر باتوجه به تعداد مراحل و پتانسیل بالای بازی
  • - اجبار بازیکن به استفاده از مهارت‌های مشخص در طول بازی

اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده