Control Resonant تجربهای جدید و متفاوت در دنیای آثار رمدی است؛ اما این متفاوت بودن به نتیجه باکیفیتی منتهی شده است؟ همراه بررسی بازی باشید.
رمدی حداقل برای خود من، یکی از آن استودیوهای لایقاحترام در صنعت بازی است. از مکس پین تا الن ویکها و همین کنترل، این بازیساز در طول دوره فعالیت خود آثاری را خلق کرده که شاید کمتر شرکت بزرگ بازیسازی، ریسک تولید آنها را به جان بخرد؛ مخصوصا در این روزهای صنعت بازی که ویدیو گیم به محصولی کاملا تجاری تبدیل شده و فاصله شرکتها تا فروپاشی و اخراج نیروها، تنها یک اثر شکستخورده از نظر تجاری باشد. اما رمدی در هر اثر جدید خود، با تکیه بر خلاقیت نیروهایش سعی کرده تا حرف جدیدی بزند و گاه، این رویکرد تبدیل به روایتی فوقالعاده در الن ویک ۲ شده است و گاه هم مثل Control Resonant، اثری با گیمپلیای کاملا متفاوت از تمام ساختههای قبلی آنها. لطفا ابتدا بررسی ویدیویی بازی را تماشا کنید:
پخش از رسانه
وقایع Control Resonant، هفت سال پس از تلاشهای جسی فیدن در نسخه قبلی برای مهار کردن دشمنی به نام هیس آغاز میشوند. جسی به شکل مرموزی غیب شده است و سازمان FBC، در وضعیت بدی قرار دارد؛ از طرفی هیس دوباره قدرت گرفته و این بار، کل شهر نیویورک را آلوده کرده است و از طرفی دیگر، FBC درگیر مبارزه با پدیده ماورایی جدیدی هم شده است. با این حال جسی فیدن پیش از غیب شدن، برادرش دیلن را که سالها در کما و زندانی بوده، بیدار میکند و این بار سرنوشت نیویورک، به دست دیلن سپرده شده تا راهی برای مهار تهدیدهای جدید، پیدا کند.
اگر پیش از عرضه هر بازی جدیدی از رمدی از من بپرسید که روی موفقیت چه جنبهای از آن شرط میبندم، قطعا انتخابم داستان و روایت خواهد بود. این استودیو فنلاندی در Control Resonant هم یک بار دیگر هنر خودش را در این زمینه به رخ میکشد و خود شخصیت دیلن، نقش بسیار مهمی در این موفقیت دارد. دیلن، یکی از آن قهرمانهای ناجی دنیای کلیشهای نیست؛ بلکه کاراکتری است که هم خودش و هم اطرافیانش در بازی میدانند که چه گذشته تاریکی داشته و به همین دلیل هم کار راحتی برای اثبات خودش در بازی ندارد. شاید خود همین موضوع هم به نوعی کلیشهای باشد ولی هنرمندی تیم نویسندگان دقیقا در این نکته است که توانستهاند این کلیشه را به شکلی هنرمندانه و با ظرافت، تبدیل به نقطه قوتی برای بازی کنند.
شخصیتپردازی خوب Control Resonant، فقط محدود به دیلن و سرنوشت پرپیچ و خم او در این دنیای پر هرج و مرج نیست. بازی در خلق شیمی خوبی بین کاراکترها، یک مثال ایدهآل است و بهترین نمونه از این نوع شیمی هم مربوط به رابطه بین دیلن و زوئی میشود. زوئی آنقدر به دیلن بیاعتماد است که با ابزاری که پشت سر او نصب شده، به نوعی کنترل مرگ و زندگیاش را در دست گرفته اما رابطه بین این دو، با دیالوگهایی قوی که خودتان هم بخشی از آنها را انتخاب میکنید، به مرور عمیق، دوستداشتنی و حتی گاهی هم خندهدار میشود و مهمتر از همه اینها، در انسانیترین شکل ممکن با همه فراز و نشیبهایش به تصویر کشیده است.
اما چرخدندههای داستانی Control Resonant، فقط در زمینه شخصیتپردازی درست کار نمیکنند؛ بلکه روایت کلی بازی هم ارزشمند و باکیفیت است. حتی اگر نسخه قبلی را هم تجربه نکرده باشید و صرفا همان ویدیو چند دقیقهای خلاصه داستان آن را در منوی اصلی تماشا کنید، میتوانید لذت خوبی از داستان بازی ببرید اما رمدی در اینجا هم پیوندهای جالبی بین نسخه قبلی و ساختههای دیگر خودش ایجاد کرده که برای درک کامل آنها، باید طرفدار پر و پا قرص بازیهای این استودیو باشید. ماموریتهای اصلی و فرعی بازی هرکدام داستان جالب خودشان را دارند؛ از تلاش برای نجات گروهی از بازماندهها گرفته تا گیر افتادن در دنیایی با وارد شدن به یک تاکسی عجیب.
در کنار اینها، داستان اصلی بازی هم مملو از سورپرایزها و پیچیدگیهایی است که گاهی حتی میتوانند کمی گیجکننده هم باشند؛ ولی مهم این است که در نهایت تیم نویسندگان بازی موفق میشود این روایت را به سرانجام مشخصی برساند و پاسخهایی منطقی به سوالهای مخاطب بدهد. اگر قبلا بررسیام از الن ویک ۲ را در زومجی خوانده باشید، احتمالا به خاطر دارید که در آنجا گفتم انگار تمام اجزای بازی، تمام و کمال در اختیار روایت قرار گرفتهاند تا این اثر بتواند آن داستانی را که در ذهن دارد، به نتیجه برساند. ولی خب این موضوع، در رابطه با Control Resonant صدق نمیکند و اینجا مبارزه با دشمنان و یک هسته سرگرمکننده گیمپلی هم نقش بسیار پررنگتری دارد.
برخلاف جسی که با آن سلاح گرم معروف خودش به نبرد با هیس میرفت، در Control Resonant دیلن به وسیلهای به نام Aberrant مجهز شده است. جسمی فلزی که میتواند به سلاحهای سرد مختلفی تغییر شکل بدهد؛ از شمشیرهایی کوتاه تا تبری بزرگ، وسیلهای شلاقمانند و انواع و اقسام اجسام دیگر. استفاده از سلاح سرد، حس و حالی کاملا جدید و متفاوت به نبردهای Resonant داده و به همین دلیل هم آن را متفاوتترین بازی رمدی تا به امروز معرفی کردم. در ابتدای بازی و زمانی که هنوز آپگریدهای خاصی باز نکردهاید، مبارزات حالتی روتین دارند و صرفا به کلیدزنیهای متوالی تا کشتن دشمنان خلاصه میشوند.
با این حال این روند خیلی زود تغییر میکند و میتوانید روشهای بیشتری برای جنگیدن با دشمنان به دست بیاورید. برای مثال انواع فینیشرها را برای کمبوی سلاحها داریم که هرکدام کارایی خاص خودشان را دارند. از طرف دیگر، دیلن به مرور قدرتهایی ماورایی هم به دست میآورد و مثلا میتوانید اجسام را از زمین بلند کنید و به دشمنان بکوبید یا با ضربهای آتشین، از مزایای سوزاندن آنها بهره ببرید که مخصوصا روی برخی از دشمنان، حسابی کارآمد است. تنوع خوب دشمنان هم مزید بر علت میشود تا نبردها، حالتی استراتژیک پیدا کنند؛ مثلا وقتی دشمنانی بزرگتر در محیط باشند، دشمنهای عادی مرتب زاده میشوند و همین باعث میشود تا با برنامهریزی درستی سراغ هر نبرد بروید.
در کنار دشمنان معمولی که در محیط شهر نیویورک یا در دل ماموریتها با آنها روبهرو میشوید، Resonant تعدادی باس فایت هم پیشروی دیلن قرار میدهد. باس فایتهای بازی کمی روند کلی آن را درگیر فراز و نشیب میکنند؛ برای مثال، در یکی از این نبردها باید با غولی عظیمجثه و آتشین در محیط کارخانهای صنعتی بجنگید که صرفا جثه بزرگی دارد و با کمی پرش و جاخالی دادن، راحت میتوان آن را شکست داد. حتی دوربین بازی هم در این نبرد دچار مشکل میشود و کمی جذابیت آن را از بین میبرد. اما در نقطه مقابل، جنگیدن با یکی دیگر از باسها به نام «رقاص»، جزو دقایق بسیار محبوبم از بازی بود و حس و حال مبارزهای بینهایت نفسگیر و هیجانانگیز را به بهترین شکل به تصویر میکشید؛ جایی که در آن جدا از مهارتهای مختلف دیلن، لزوم دفاع درست با جاخالی دادن یا حتی پرشهای بهموقع کاملا به چالش کشیده میشود و فضاسازی درجهیک این مبارزه هم هیجان آن را بیش از پیش افزایش میدهد.
به طور کلی، سیستم نبرد Resonant با ترکیب سلاح سرد، انواع قابلیتها و درخت مهارتی با گستردگی مناسب، همیشه جذاب باقی میماند و اگر جزو گیمرهایی باشید که بازیهای رمدی مثل الن ویک را به دلیل تمرکز بیشتر روی داستان دوست نداشتید، مطمئن باشید که Resonant میتواند سرگرمی خوبی هم برای طرفداران اکشن و مبارزات رقم بزند. اما نسخه جدید کنترل، فقط هم در مورد جنگیدن نیست و ویژگیهای دیگری چون حل پازل یا حتی المانهای پلتفرمر هم برای آن در نظر گرفته شده است.
بازی خیلی زود و در همان ساعات اولیه، قابلیتهای حرکتی جذابی برای دیلن معرفی میکند؛ از امکان دش پس از پریدن تا دبل جامپ و حتی شناور ماندن روی هوا برای مدتی محدود. این قابلیتها، نوعی حس و حال مترویدوینیایی هم به بازی میدهند؛ چرا که در محیط نسبتا بزرگ Resonant، بخشها و موانعی وجود دارند که در ابتدا امکان دسترسی به آنها را ندارید و به مرور با باز کردن این قابلیتهای حرکتی، میتوانید سراغ آنها بروید. مهمتر از این موضوع، این است که سازندهها استفاده مناسبی از این قابلیتها برای خلق یک سری مراحل با محوریت پلتفرمینگ داشتهاند. برای مثال، در یکی از مراحل بازی و پس از اینکه دیلن در محیطی عجیب و کاملا سورئال گم میشود، باید از تمام این مهارتها برای خارج شدن از آن استفاده کنید و اغراق نیست اگر بگویم این بخش، یکی از بهترین تجربههای پلتفرمر سهبعدی بود که طی سالهای اخیر در دنیای ویدیو گیم تجربه کردهام.
اما دقیقا شبیه به هیس که در دنیای بازی از کنترل خارج شده، نبوغ سازندههای Resonant در دیزاین سکوها و موانع محیطی بازی هم گاهی از کنترل خارج میشود. این موضوع مخصوصا پس از اینکه قابلیتهای بیشتری مثل تغییر در جاذبه یا تلپورت را به دست میآورید، خودش را نشان میدهد و به نظرم بهترین مثال آن هم مرحلهای است که در آن باید دنبال یک گروه تحقیقاتی در محیطی جدید بروید. اول اینکه کلا این بخش از بازی، طراحیهای محیطی بسیار شبیه به همی دارد که به خودی خود، گیجکننده است و نقشه بازی هم با اینکه خوشبختانه آن مدل سهبعدی نسخه قبلی را کنار گذاشته، ولی در این مرحله چندان مفید نیست. از طرف دیگر، مدام باید از قابلیتهایی مثل تغییر جاذبه در این بخش استفاده کنید که ترکیب همه اینها باهم، بارها شخصا من را به نقطهای رساند که مجبور بودم از پای بازی بلند شوم تا سردرد نگیرم!
بهطور کلی، به جز چند بخش از بازی که دیزاین مراحل Resonant درگیر چنین مشکلی میشود، در کل حس گشت و گذار در محیطهای شهری بازی با فضاسازی عالی یا حتی در محیطهایی با طراحی سورئال و عجیب از جنس آشنای رمدی، لذتبخش است. مکمل این موضوع هم پازلهای جالبی است که برای بازی خلق شدهاند و مثلا در آنها باید برق را به نقطهای خاص برسانید یا با گذاشتن اجسامی در جای درست آنها، بتوانید معمایی را حل کنید. نبردها، گشت و گذار و پازلها، در کنار هم در کل گیمپلی سرگرمکنندهای برای نسخه جدید کنترل خلق کردهاند که میتواند مخاطب را در طول تجربه حداقل ۳۰-۴۰ ساعته بازی راضی نگه دارد.
به نظرم این روزها، در نقطهای از نسل نهم ویدیو گیم قرار گرفتهایم که حداقل در زمینه بازیهای بزرگ و معروف، دیگر صحبت زیاد از گرافیک معنایی ندارد؛ چرا که بازیها از نظر زیبایی به سطح خیلی خوبی رسیدهاند و Resonant هم از این قاعده مستثنی نیست. طراحیهای محیطی، دیزاین دشمنان، افکتهای مختلف سلاحها و چهره شخصیتهای بازی، کیفیت بسیار خوبی دارد و مخصوصا از نظر هنری، یک بار دیگر هم شاهد درخش رمدی هستیم. اگر هم نگران عملکرد فنی بازی هستید، باید بگویم که حداقل در نسخه پی سی با مشکل خاصی روبهرو نشدم و همهچیز به شکلی بسیار روان و خوب اجرا میشد.
اما بد نیست کمی در بحث صوتی و مخصوصا موسیقیهای Resonant دقیقتر توضیح بدهم؛ اگر الن ویک ۲ را تجربه کرده باشید، به یاد دارید که قطعههای موسیقی در آن بازی به نوعی مکمل روایت داستانی بودند و متن آنها خود شامل اطلاعاتی از وقایع جهان بازی بود. رمدی در Resonant هم این کار را تکرار کرده است؛ در بخشهای مختلفی از بازی زوئی تصمیم میگیرد موسیقیهایی برای دیلن پخش کند که آن را پاداش عملکرد مناسب این شخصیت میداند و اگر به لیریک آنها دقت کنید، متوجه میشوید که شرایط فعلی دیلن و تلاشهای او را چقدر خوب در قالب این قطعههای موسیقی روایت میکنند. این وسواس جذابیت خوبی به تجربه بازی اضافه میکند و به نظرم جزو ویژگیهای بسیار مثبت Resonant است.
Control Resonant بار دیگر ثابت میکند که رمدی برای خلق یک تجربه متمایز، نیازی به پیروی از الگوهای رایج صنعت بازی ندارد. چیزی که بیش از همه در ماجراجویی دیلن فیدن برایم ارزشمند بود، هماهنگی میان روایت و گیمپلی است؛ جایی که داستان فقط بهانهای برای پیش رفتن در مراحل نیست و در کنار مبارزات، گشتوگذار و ایدههای خلاقانه، هویت مستقلی به تجربه میبخشد. رمدی حتی وقتی سراغ ایدههایی میرود که اجرای آنها همیشه بینقص نیست، همچنان جسارت لازم برای غافلگیر کردن مخاطب را دارد؛ ویژگیای که در روزگار دنبالههای کمریسک و فرمولهای تکراری، بیش از هر زمان دیگری ارزشمند به نظر میرسد. Control Resonant شاید در تمام بخشهایش به یک اندازه موفق نباشد، اما در همین سال شلوغ ویدیو گیمی، یکی از ارزشمندترین بازیهایی است که میتوانید به سراغ آن بروید. حتی اگر طرفدار نسخه قبلی کنترل هم نبودید، به Resonant فرصت بدهید و خودتان را از این تجربه باکیفیت محروم نکنید.
Control Resonant
نقاط قوت
- داستانگویی جذاب و پرپیچوخم
- شخصیتپردازی عالی دیلن و سایر کاراکترها با دیالوگنویسی قدرتمند
- سیستم مبارزات عمیق و سرگرمکننده
- تنوع مناسب سلاحها و قابلیتهای رزمی
- طراحی خلاقانه اکثر مراحل با ترکیب اکشن، پازل و المانهای پلتفرمر
- فضاسازی و طراحی هنری چشمنواز
- انتخاب موسیقی معنیدار و مرتبط با وقایع بازی
- عملکرد فنی روان
نقاط ضعف
- طراحی گیجکننده در بخشهایی محدود از بازی
- مشکلات دوربین در بعضی نبردها مخصوصا با باسهای بزرگ