نقد فیلم خدمتکار (The Housemaid) | سیدنی سوئینی در اقتباس رمان خدمتکار

دوشنبه 4 اسفند 1404 - 20:59
مطالعه 5 دقیقه
کاور فیلم The Housemaid
فیلم خدمتکار اقتباسی از رمان مشهور خدمتکار نوشته‌ی فریدا مک فادن است که نمی‌تواند یک تریلر اقتباسی جذاب خوبی باشد. با نقد این فیلم همراه زومجی باشید.
تبلیغات

فریدا مک فادن و رمان خدمتکارش نام‌های آشنایی برای طرفداران داستان‌های عاشقانه و جنایی هستند. مگر می‌شود کتابی در میان مخاطبان ادبیات اینقدر پرطرفدار باشد و تهیه‌کنندگان سینمایی به سراغش نروند؟! فیلم The Housemaid از روی همین رمان ساخته شده است. اثری که در مدت زمان حدودا دو ساعت همه‌ی کتاب را فشرده در کنار هم قرار می‌دهد، از خیلی چیزها فاکتور می‌گیرد و پارادایم‌های سینمایی متعددی بهش اضافه می‌کند.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

اول از همه باید بگویم که این فیلم نیز شبیه رمان‌اش یک اثر عامه‌پسند است یعنی شما تنها باید با این دید که قرار است سرگرم شوید نگاه‌اش کنید. دنبال فرم درونی خاصی در خدمتکار نباشید و تنها از هیجان‌اش لذت ببرید. میلی که نقش‌اش را سیدنی سوئینی بازی می‌کند شخصیت اصلی این فیلم است. او آزادی مشروط دارد، در ماشین می‌خوابد و از سرویس بهداشتی عمومی برای حمام استفاده می‌کند. این شرایط ناپایدار او را ترغیب کرده تا در خانه‌ی وینچسترها به‌عنوان یک خدمتکار مشغول به کار شود، جائی که هم جای خواب دارد و هم غذایی برای خوردن.

طبق الگوهای ژانری مخاطب انتظار دارد تا فیلم یک اثر تعلیق‌برانگیز شوکه‌کننده با المان‌های ژانری باشد اما چنین نیست

از همان ابتدا فیلم شروع به دادن کدهایی می‌کند که همه‌شان برای ایجاد یک فضاسازی در ژانر کار می‌کنند. میلی در همان بدو ورود با باغبانی عجیب روبه‌رو می‌شود، کد ورود را نمی‌داند، اتاقی که برایش ترتیب داده شده است زیر شیروانی است تهویه‌ای ندارد و از همه مهمتر اینکه شکل بیرونی خانه یادآور معماری گوتیک است و تجربه‌ی فیلم‌های ترسناک را برای مخاطب زنده می‌کند. همه‌ی اینها کافی است تا مخاطب شک بر این ببرد که قرار است در پس این آرامش طوفان بزرگی به پا شود. نینا وینچستر در روز اول با محبت زیادی خانه را به میلی نشان می‌دهد اما در روز دوم همه چیز عوض می‌شود و یک جهنم واقعی روبه‌روی میلی شکل می‌گیرد.

حال درام کار خودش را شروع می‌کند و مخاطب در صدد است تا بفهمد چه چیزی پشت رفتارهای نینا وینچستر قرار دارد. میلی در خانه وینچسترها شرایط ناپایداری را تجربه می‌کند و فیلم شروع می‌کند به دادن کدهایی که حساسیت مخاطب را برانگیزد. طبق الگوهای ژانری مخاطب انتظار دارد تا فیلم یک اثر تعلیق‌برانگیز شوکه‌کننده با المان‌های ژانری باشد اما چنین نیست. کارگردان سعی دارد تا با بحران‌های خیلی کوچک روایت را جمع کند. اینکه نینا به میلی توهین می‌کند و یا به او اتهام خرابکاری می‌زند برای یک تریلر روانشناختی چندان گرانش سنگینی ایجاد نمی‌کند.

رفتارهای نینا شاید برای مدت زمان کوتاهی تعلیق نصفه‌ونیمه‌ای خلق کند اما در دراز مدت تبدیل به وزنه‌ی سنگینی نخواهد شد. در پرده‌ی ابتدایی فیلم تنها چیزی که بیش از هر چیزی به چشم می‌آید، حسادت یک زن روانپریش به زن دیگری است که در صورت بیکاری حتی جای خواب هم ندارد. این حسادت‌ها و درگیری‌ها اصلا نمی‌توانند شروع کننده‌ و قوام‌دهنده‌ی بحران برای یک تریلر باشند. درواقع همه‌ی اینها یک الگوی ساده‌ی امتحان‌پس‌داده‌ای است، خانه‌ای مجلل همراه با رازهای سنگین پشت پرده. از آن طرف هم نقطه عطف فیلم یعنی جائی که اندرو به‌همراه میلی به تئاتر می‌رود، بجای اینکه در ژانر تریلر کار کند، فیلم را به یک عاشقانه‌ی عامه‌پسند پرتاب می‌کند و همه چیز را از بین می‌برد.

عدم وجود لحنی منسجم در خدمتکار، مخاطب را سردرگم می‌کند، او تا پرده‌ی سوم اصلا نمی‌تواند تشخیص دهد که فیلم درباره‌ی چیست

خدمتکار یک اثر چندپاره است، فیلمی با ساختاری درهم که سکانس‌هایش نمی‌توانند یک ارتباط طولی دراماتیکی را با هم برقرار کنند. از ابتدای فیلم تا جائی که اندرو و میلی یک شب را با هم می‌گذرانند، روایت اصلا یک تریلر نیست بعد از آن برای مدت کوتاهی عاشقانه می‌شود و سپس فیلم لحنی تعلیق‌برانگیز و روانشناختی به خود می‌گیرد. درواقع در هر پرده‌ای از خدمتکار، یک سینما به‌تصویر کشیده می‌شود. عدم وجود لحنی منسجم در خدمتکار، مخاطب را سردرگم می‌کند، او تا پرده‌ی سوم اصلا نمی‌تواند تشخیص دهد که فیلم درباره‌ی چیست. درواقع در دو پرده‌ی ابتدایی مسئله‌ی مشخصی مطرح نمی‌شود و این حس بقای میلی نمی‌تواند کمبود ایده‌های ژانری را جبران کند.

فیلم خدمتکار تنها یک پیچش داستانی دارد که روایت را از نظر ژانری اقناع می‌کند. یعنی اگر به‌دنبال یک تریلر روانشناختی هستید تنها پرده‌ی سوم خدمتکار قابل دیدن است. جائی که تعلیق به اوج خود می‌رسد و بحران شکل جذابی به خود می‌گیرد. از طرفی هم فیلم خدمتکار از لحاظ بُعد روانی اخته است. حادثه محرک اتفاقات فیلم مربوط به مشکلات روانی اندرو می‌شود اما آیا این کارکتر از لحاظ روانی به پرداخت مناسبی رسیده است؟ کارگردان ضدقهرمانش را از نظر تمایلات روانی برای روند روایت موشکافی نمی‌کند، ما تنها یک روانی سادیسمی را می‌بینیم که ازقضا عقده ادیپ نیز دارد اما جواب همه‌ی این سوالات بی‌پاسخ مانده است.

اما از طرفی نینا و میلی قابل تحمل‌تر هستند. آن‌ها محصول جامعه‌ای نشان داده می‌شوند که زنان هیچ امنیتی ندارند. درواقع فیلمساز بیش از آنکه به دنبال قوام دادن به الگوهای ژانری باشد و دست به نوآواری بزند، در پی این است که جهان فمنیستی خودش را بسط دهد. این توجه بیش از حد به فرم درونی، خدمتکار را اثری شعارزده نشان می‌دهد، تا جائی که مخاطب متوجه این خواهد شد که فیلم ارزش‌های سینمایی خودش را فدای تفکرات فمنیستی کرده است، اتفاقی که قبلا نیز در کارنامه‌ی این فیلمساز رخ داده بود.

این فیلم را می‌توان یک تریلر شتابزده‌ی اقتباسی در نظر گرفت. فیلمی که بیشتر سرگرم‌کننده است تا اینکه بخوهد چیزی به ژانر اضافه کند و یک روایت جذاب و استخوان‌دار در سینمای اقتباسی باشد

این فیلم را می‌توان یک تریلر شتابزده‌ی اقتباسی در نظر گرفت. فیلمی که بیشتر سرگرم‌کننده است تا اینکه بخوهد چیزی به ژانر اضافه کند و یک روایت جذاب و استخوان‌دار در سینمای اقتباسی باشد. از ایده‌ی روانشناختی استفاده می‌کند، دست به خشونت می‌زند اما قادر نیست که هیچکدام از این ایده‌ها را به‌درستی و آنگونه که شایسه‌ی یک اثر سینمایی است به حرکت درآورد. ایده‌های ژانری‌اش خیلی رو حرکت می‌کنند و نمی‌شود نسبت به تعلیقی که می‌آفریند چندان خوشبین بود. خدمتکار از آن جهت مورد توجه منتقدان قرار گرفت که اقتباسی از یک رمان پرفروش است وگرنه این فیلم را نمی‌شود، جدی گرفت.

تبلیغات

نظرات