نقد فیلم گناهکاران (Sinners) | پر افتخار ترین فیلم ترسناک فصل جوایز

سه‌شنبه 28 بهمن 1404 - 19:30
مطالعه 6 دقیقه
مایکل جردن در حال تیراندازی در فیلم sinners
فیلم گناهکاران (sinners)، نئووسترنی ترسناک با ایده‌های تلفیق ژانری است که توانست جوایز زیادی را ببرد. با نقد این فیلم همراه زومجی باشید.
تبلیغات

گناهکاران یکی از فیلم‌های پرسروصدای امسال است. فیلمی که چند برابر بودجه‌ی خود را فروخت و در فصل جوایز حسابی خودش را نشان داد. گناهکاران حالا تبدیل به یکی از بحث‌برانگیزترین فیلم‌های ترسناک چند سال اخیر شده است، چراکه طرفداران زیادی را برای خودش دست‌وپا کرد. گناهکاران یک ترکیب ژانری است از آن فیلم‌هایی که می‌شود همه چیز درش پیدا کرد. فیلمساز تمام تلاش‌اش را بکار می‌گیرد تا در این تلفیق گونه‌ها ساختار بهم نریزد که البته تا حدی نیز موفق می‌شود. قبل از هر چیز باید بدانید که این فیلم یک اثر استعاری است که در نمایش معنای دور خود قدری لنگ می‌زند.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

گناهکاران با یک نریشن فولکلوریک از قصه‌های ترسناک شروع می‌شود، هوشمندانه‌ترین کاری که فیلمساز می‌توانست برای اثرش انجام دهد. اول اینکه از همینجا یک تعلیق درست‌وحسابی خلق می‌کند و بعد از آن باعث می‌شود که مخاطب فیلم را چندپاره نبیند. یعنی زمانی که گناهکاران از یک درام وسترن گنگستری تبدیل به یک اثر ترسناک می‌شود، مخاطب اصلا توی ذوق‌اش نمی‌خورد؛ چراکه از ابتدای فیلم انتظار چنین چیزی را می‌کشد. پس این نریشن چارچوب ساختار گناهکاران را نگه داشته است.

گناهکاران با یک نریشن فولکلوریک از قصه‌های ترسناک شروع می‌شود، هوشمندانه‌ترین کاری است که فیلمساز می‌توانست برای اثرش انجام دهد

بعد از این نریشن به افتتاحیه‌ی فیلم می‌رسیم. سکانس‌هایی که نشان از نبرد میان خیر و شر دارند. پسری با یک گیتار شکسته و صورتی چنگ خورده وارد کلیسای پدرش می‌شود. کلیسا یکی از المان‌های مهم در شمایل‌شناسی فیلم ترسناک است. رد پنجه‌های خونی، موعظه‌های پدر روحانی و داستان‌های فولک مخاطب را متوجه این خواهد کرد که با اثری ترسناک طرف است. پسر گویی یک بازمانده است، بازمانده‌ای که حالا به دامن کلیسا پناه برده. فیلمساز مسئله‌اش را با این چند سکانس آشکار می‌کند و با یک فلش‌بک مخاطب را برای پیدا کردن جواب این پرسش به دنبال خودش می‌کشاند.

حال ما وارد دنیای اصلی فیلم می‌شویم، جائی که قرار است بفهمیم چه بر سر آن پسر نوجوان آمده است. فیلم در بستری از سینمای وسترن اتفاق می‌افتد. البته بهتر است بگوییم نئووسترن، چراکه قهرمان‌های فیلم سیاهپوستان و سرخپوستان هستند. دو برادر دوقلو که یکی‌شان هفت‌تیر‌کش ماهری است در شیکاگو پولی به جیب زده‌اند و حالا قرار است یک کلوپ شبانه برای سیاهپوستان راه بیاندازند. آن‌ها همه‌ی دوستان و اطرافیان خود را برای افتتاحیه این سالن رقص جمع می‌کنند، جائی که قرار است اتفاق اصلی فیلم رخ دهد. درواقع ما با یک افتتاحیه طولانی طرف هستیم، فیلمی که خیلی دیر درام‌اش را شروع می‌کند و کشمکش‌ها را به میان می‌آورد.

در ابتدا باید درباره ژانر Sinners صحبت کنیم و بعد از آن به فرم درونی‌اش بپردازیم. همانطور که در ابتدای این مطلب گفتم، گناهکاران یک تلفیق ژانری است. نئووسترنی ترسناک که در آن خون‌آشام‌ها و سفیدپوستان ضدقهرمانش هستند. پای دراکولاها بواسطه‌ی کتاب برام استوکر ایرلندی به سینما باز شد. روایت‌های گوتیکی که حالا بخش مهمی از سینمای فراطبیعی را تشکیل می‌دهند. از دهه‌ی ۱۹۲۰ که اولین فیلم خون‌آشامی در سینما ساخته شد تا به امروز فیلم‌های متعددی از این موجودات ساخته شده است. دراکولاها در نوع اکسپرسیونیستی و سنتی‌شان خونخوار و شمایلی از پلیدی‌ها هستند که گناهکاران نیز همین رویه را ادامه می‌دهد.

موسیقی در این فیلم تنها یک فرم درونی است، مضمونی است که استعاره‌ای جذاب همراه خود دارد

در فیلم گناهکاران، دراکولاها همچنان در برابر نور می‌سوزند، رحمی ندارند، گاز می‌گیرند، خون می‌نوشند اما یک فرق مهم با اجدادشان دارند. آن‌ها به موسیقی علاقه‌مندند، می‌رقصند و می‌نوازند. حالا ما در گناهکاران با دراکولاهایی طرف هستیم که بواسطه‌ی موسیقی جذب آن کلوپ شبانه رقص شده‌اند. بخاطر رقص و آوازهای فیلم شاید خیلی‌ها به اشتباه فکر کنند که گناهکاران یک اثر موزیکال نیز هست اما چنین نیست و تنها می‌توان گفت که این فیلم تا حدی اثری استعاری درباره‌ی موسیقی است، چراکه بار پرداختی هیچ شخصیتی توسط رقص و آواز هدایت نمی‌شود. موسیقی در این فیلم تنها یک فرم درونی است، مضمونی است که استعاره‌ای جذاب همراه خود دارد.

بعد از رای دیوان عالی آمریکا که حکم پارامونت را برای استودیوهای آمریکایی صادر کرد، ژانرها نیز دچار تغییر و تحولات بسیاری شدند. هم اینکه تماشاچیان دیگر نمی‌توانستند ژانرهای تکراری ببینند و هم اینکه دست فیلمسازان و کارگردانان برای خلق روایت‌ها و فرم‌های تازه‌ای باز شده بود. حال اگر همین فیلم گناهکاران در قالب یک نئووسترن ساخته می‌شد و هیچ اثری از خون‌آشام‌ها درش نبود، به جرات می‌توان گفت که هیچکسی حاضر به دیدن‌‌اش نمی‌شد. از ابتدای دهه‌ی ۱۹۶۰ میلادی بود که وسترن‌های ترسناک خون‌آشامی با فیلم بیلی د کید علیه دراکولا (Billy the Kid vs. Dracula) سروکله‌شان پیدا شد.

حال ما اوج جهان وسترن خون‌آشامی را در سینمای جان کارپنتر می‌بینیم که البته گناهکاران هیچ‌وقت به پای اثر او یعنی خون‌آشام‌ها (Vampires) نخواهد رسید. چراکه Vampires هم یک وسترن تمام‌عیار است و هم یک فیلم دراکولایی تمام‌عیار اما گناهکاران قبل از اینکه بخواهد دست به یک بازتعریف در ژانر بزند به‌دنبال ارائه‌ی ایده‌های شعاری است، شاید به‌همین دلیل است که این همه جایزه نیز گرفته! گناهکاران برای سیاهپوستان ساخته شده است. آدم بدهای ماجرا سفیدپوستان هستند، حتی اولین خون‌آشامی هم که دیگران را آلوده می‌کند یک سفید است. فیلمساز آنقدر روی مضمون ضدنژادپرستی خود اصرار دارد که حاضر می‌شود بخاطر عقایدش پایان‌بندی اثر خود را خراب کند. در انتها اصلا لزومی ندارد که بعد از گره‌گشایی و خاکستر شدن خون‌آشام‌ها، سفیدپوست‌ها به کلوپ رقص حمله کنند.

اوج جهان وسترن خون‌آشامی را در سینمای جان کارپنتر می‌بینیم که البته گناهکاران هیچ‌وقت به پای اثر او یعنی خون‌آشام‌ها (Vampires) نخواهد رسید

گناهکاران به دنبال نمایش این است که بگوید سیاهان در روز و شب مشغول مبارزه هستند! شب‌ها با شیطان می‌جنگند و روز با سفیدها. بند زدن یک فیلم با مضمون‌گرایی افراطی نتیجه‌ای جز ضعف در پرداخت عناصر روایی نخواهد داشت. مثلا شخصیت‌ها و روابط‌شان در روایت فیلم بدون عمق پرداختی هستند. همسر اسموک که در فیلم شمایل یک جادوگر را دارد و می‌توانست به بار وحشت گناهکاران اضافه کند، شخصیت‌اش زیر آوار این مضمون‌گرایی رنگ می‌بازد و دیگر فضایی برای نمایش آنچه که این ژانر به آن نیاز دارد پیدا نمی‌کند.

اما موسیقی در گناهکاران چه نقشی دارد؟ گناهکاران می‌خواهد یک فیلم عمیق فلسفی و اخلاقی باشد. می‌خواهد از موسیقی به‌عنوان یک استعاره در جامعه‌ای که به‌دنبال ارزش‌های اخلاقی است استفاده کند و با جهان فکری خون‌آشام‌ها به دیالوگ بنشیند. اما فیلمساز بخاطر نگاه چپ‌گرایانه‌اش موفق به انجام خواسته‌‌ی خود نمی‌شود. گناهکاران نمی‌تواند حرفش را بزند. مخاطب احساس می‌کند که همه‌ی آن لشکرکشی‌های ژانری تنها برای این است که بگوید سیاهان مورد ظلم واقع شده‌اند. موسیقی در اینجا قرار بود یک معنای دور باشد، عنصری برای نمایش زوایای پنهان روان انسان، عقده‌های سرکوب‌شده و مسیری برای نشان دادن روحیه‌ی بی‌پروای آدمی که گاهی دست به هنجارشکنی می‌زند.

فیلم می‌خواست موسیقی و هنر را در برابر کلیسا و ارزش‌های دینی قرار دهد. اصلا نام فیلم نیز از همین درونمایه می‌آید، آدم‌هایی که از نگاه کلیسا گناهکار هستند و شیاطین را به‌دنبال خود می‌کشانند. فیلم به قوانینی اشاره می‌کند که موسیقی و رقص را تحریک‌کننده‌ی غرایز می‌داند. چیزی که باعث رهایی انسان از پارادایم‌های سختگیرانه‌ی مذهبی و سنتی می‌شود. موسیقی در فیلم قرار بود نقاب‌ها را کنار بزند و شخصیت‌ها را با واقعیت‌هایشان روبه‌رو کند. اتفاقی که کشیش شهر دوست داشت بواسطه‌ی دعاهای مسیحی رخ دهد و نه سازهای موسیقی.

فیلم می‌خواست موسیقی و هنر را در برابر کلیسا و ارزش‌های دینی قرار دهد

در لایه‌ی بعدی فیلم، خون‌آشام‌ها سایه‌ی کلیسا هستند. از دید فیلمساز آنچه از روان آدمی طرد شده است به شکل شیطان درمی‌آید، حال می‌خواهد پول اسموک باشد و یا شهرتی که در آینده آن نوازنده‌ی جوان یعنی پسرعموی اسموک به‌دست می‌آورد. اما فیلمساز بخاطر رویکرد شعاری و سیاسی‌ خود پتانسیل ایده‌ی جذاب‌اش را نادیده می‌گیرد. فیلم گناهکاران می‌توانست اثری عالی از آب درآید، فیلمی که روی رویارویی سیاهان با خون‌آشام‌ها فوکوس می‌کرد و به یک اثر عمیق و چندلایه‌ی روانشناختی و فلسفی تبدیل می‌شد. اما فیلمساز ترجیح‌اش این بود که مدافع حقوق سیاهپوستان باشد و فرم درونی فیلم را به سمت مبارزات نژادی بکشاند. گناهکاران می‌خواست فیلم جسورانه‌ای باشد که البته گرانش آن را هم با خود حمل می‌کرد اما درنهایت اثری متوسط باقی ماند.

نظرات