نقد فیلم مصادره (The Rip) | ترکیب پلیسی بن افلک و مت دیمون

شنبه 25 بهمن 1404 - 10:59
مطالعه 5 دقیقه
بن افلک در فیلم The Rip
فیلم مصادره (The Rip) یک اکشن پلیسی از نتفلیکس است که براساس داستان‌های واقعی پلیس میامی ساخته شده است. با نقد این فیلم همراه زومجی باشید.
تبلیغات

مصادره (The Rip) محصول نتفلیکس است. فیلمی سرگرم‌کننده که نباید انتظار زیادی از آن داشته باشیم. چیزی که فیلم را جذاب می‌کند گره‌های اخلاقی و بازیگرهایش هستند، یعنی دوباره همان سیاست همیشگی که قرار است پوستر فیلم، فیلم را نجات دهد. یعنی اگر مت دیمن و بن افلک را از مصادره بگیریم، فیلم چندان نمی‌تواند خودش را برای مخاطب جذاب جلوه دهد. البته این دو نفر تهیه‌کننده فیلم نیز هستند با اینحال تجربه هیچکدامشان به کمک مصادره نیامده است و از کارگردانی فیلم گرفته تا فیلمنامه‌‌ی آن حفره‌های متعددی مشاهده می‌شود. این را هم باید گفت که مصادره از روی خاطرات پلیس‌های میامی ساخته شده است. پس فیلم اثری براساس واقعیت است که شاید از این طریق نیز مخاطب حس بهتری نسبت به آن پیدا کند.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

فیلم با یک پرونده‌ی پیچیده قتل آغاز می‌شود. از آن شروع‌هایی که یک‌راست درام را پیش می‌کشد. یک کاپیتان واحد ویژه مبارزه با مواد مخدر میامی کشته شده و حالا کسی نمی‌داند که قاتلش کیست. مصادره شروع خوبی دارد، مخاطب را وسط یک جریان جنایی می‌اندازد اما همینکه روایت جلو می‌رود، همه چیز از هم می‌پاشد و دیگر نمی‌شود خیلی روی فیلمنامه‌اش حساب کرد. بعد از مرگ جکی و حین تحقیقات پلیس فدرال، همکاران او ماموریت تازه‌ای پیدا می‌کنند، اتفاقی که درنهایت تبدیل به بزرگترین پیچش داستانی مصادره می‌شود.

فیلم با یک پرونده‌ی پیچیده قتل آغاز می‌شود. از آن شروع‌هایی که یک‌راست درام را پیش می‌کشد

وقتی ستوان دِین دومارس با بازی مت دیمن گروه را برای مصادره‌ی پول‌های یک کارتل مواد مخدر به ماموریت می‌برد، تنها یک روتین کاری معمول به چشم می‌آید. اما اینجا همانجائی است که ترکیب ژانری شروع می‌شود و مصادره از شمایل یک فیلم پلیسی وارد ژانر تریلر و معمایی نیز می‌شود. دین به‌همراه گروه‌اش به خانه‌ای می‌رود که کنش‌های اصلی فیلم در آن شکل می‌گیرند. به محض پیدا شدن پول‌ها توسط افراد دِین عنصر بی‌اعتمادی در فیلم کاشت می‌شود، چیزی که درنهایت به پیچیش‌های داستانی در ادامه‌ی روایت خواهد انجامید.

حال ما در پرده‌ی ابتدایی مصادره دو معما داریم. اول اینکه چه کسی کاپیتان جکی را به قتل رسانده؟ و دیگری اینکه تماس‌ها از سمت چه گروهی هدایت می‌شوند؟ گرچه فیلمساز مسیر حل این دو معما را منطبق برهم هدایت می‌کند. درواقع یورش به خانه‌ای که پول‌ها در آن نگه‌داری می‌شوند، نقشه‌ای است برای پیدا کردن قاتل جکی، پلیسی که در ابتدای فیلم به قتل رسید. حالا فیلمساز جوری کنش‌های فیلم را کنار هم می‌چیند تا علاوه بر ضدقهرمان‌هایی بیرون از دایره پلیس، خودی‌ها نیز مظنون به‌حساب بیایند.

بی‌اعتمادی بین اعضای گروه دِین، کشمکش‌های بیرونی را در مصادره قوام بیشتری می‌بخشد. دقیق مشخص نیست که چه‌کسی راست می‌گوید و چه کسی در حال دفاع از حقیقت است. همه مظنون هستند و مخاطب از همه‌ی شخصیت‌های فیلم عقب‌تر ایستاده است. مصادره سعی بر این دارد تا تمرکز خود را، بیش از هر چیز بر تنش روانی و درونی شخصیت‌ها قرار دهد. اینکه چگونه شخصیت‌ها در مواجهه با این ماموریت ارزش‌های اخلاقی خود را تقویت می‌کنند و یا از دست می‌دهند. فیلمساز برخلاف بیشتر آثار اکشن به کشمکش‌های درونی اهمیت زیادی داده است و عمده توجه خود را از روی ایده‌های اکشن برمی‌دارد.

اکشن به کمک درامی می‌آید که در پی نمایش فساد پلیس است

در این فیلم اکشن روی درام سوار نیست، بلکه این درام است که بیش از هر چیز خودش را نشان می‌دهد. المان‌های ژانری کمک می‌کنند تا فرم درونی خودش را بیشتر و بهتر به‌نمایش درآورد. درواقع اکشن به کمک درامی می‌آید که در پی نمایش فساد پلیس است. اگر دقت کنیم خواهید دید که هیچ اکشن اگزجره‌ای وجود ندارد و صحنه‌های زدوخورد تنها زمانی می‌آیند که روایت، سکانس‌های اینچنینی را بطلبد. در فیلم مصادره ژانر قالبی می‌شود برای پیشبرد جهان مضمونی فیلم، نه اینکه تنها برای ایجاد نمایش‌هایی هیجان‌انگیز به کار رفته باشد.

اعتماد موضوع اصلی فیلم است. درونمایه‌ای که ژانر آن را پیش خواهد برد. معمایی شکل می‌گیرد، زدوخورد بهش اضافه می‌شود، قتل اتفاق می‌افتد، کارتل‌های مواد مخدر و پلیس‌های فاسد پایشان به روایت باز می‌شود تا درنهایت مصادره به این فرم درونی برسد: اینکه اصلا اعتماد چه معنایی دارد؟ در مواقعی که هیچ حقیقتی نیست آیا می‌توانیم به خودمان اعتماد کنیم؟ چطور می‌شود دوست را از دشمن تشخیص داد آنهم در زمانی که هیچ سرنخی وجود ندارد.

طبق همین فرم درونی، مصادره در ساختار روایت خود از الگوی مدرن کشمکش درونی شخصیت‌ها استفاده می‌کند. فیلمساز بجای اینکه تمام تمرکزش را روی حل معما قرار دهد پیرنگ را به سمت روابط انسانی، تعارض‌های درونی و واکنش‌های روان‌شناختی شخصیت‌ها نیز هدایت می‌کند، هرچن کمرنگ. این رویکرد باعث می‌شود تا مصادره فراتر از یک تریلر پلیسی اکشن باشد و درامی اخلاقی را هم همراه خودش نشان دهد. مصادره از این طریق در تلاش است تا ژانر پلیسی سنتی را با دغدغه‌های اخلاقی ترکیب کند.

مصادره در ساختار روایت خود از الگوی مدرن کشمکش درونی شخصیت‌ها استفاده می‌کند

اما در کجای این روایت فیلم کم می‌آورد؟ مصادره هنگامی که می‌خواهد معمایش را حل کند، نمی‌تواند پازل‌های خود را به‌خوبی کنار یکدیگر بچیند. درواقع پرداخت ژانری در حیطه‌ی معمایی باعث سقوط فیلم شده است. پیچش داستانی به دلیل غافل‌گیری‌ کلاسیک کارکرد خودش را از دست می‌دهد. مسئله اینجاست که کاراگاه دین که نقش‌اش را مت دیمون بازی می‌کند در طول روایت به‌عنوان عنصری معرفی می‌شود که همراه خودش تعلیق و بی‌اعتمادی دارد و مخاطب نمی‌تواند تشخیص دهد که قهرمان است و یا ضدقهرمان. حال همین کارکتر در پایان مسیر شبیه کاراگاهان قصه‌های کلاسیک به یکباره همه چیز را رو می‌کند.

اگر این روند معماگشایی اینگونه حرکت نمی‌کرد و شخصیت دیگری (مثلا بن افلک) مورد سوظن قرار می‌گرفت، ژانر معما در مصادره به‌خوبی کار خودش را می‌کرد و مخاطب این احساس بهش دست نمی‌داد که کارگردان در مرحله‌ی گره‌گشایی گولش زده است. به بیانی مصادره باید مخاطب‌اش را با یکی از شخصیت‌ها همراه می‌کرد و او را مورد اعتمادش قرار می‌داد. این مسائل باعث شده که فیلمساز خیلی دم‌دستی همه چیز را رو کند و درنهایت معما به راحت‌ترین شکل ممکن حل شود. فیلم مصادره ایده‌ی خوبی دارد، اینکه در دل یک تیم پلیسی بی‌اعتمادی بیاندازی و شرایط را برای حل یک معما پیچیده کنی، می‌تواند بسیار جالب باشد اما مشکل اینجاست که فیلمساز نتوانسته از پس بلند کردن این سنگ بزرگ برآید.

نظرات