نقد فیلم بیدار شو مرد مرده (Wake Up Dead Man: A Knives Out Mystery) | دنیل کریگ و گناه نخستین

چهارشنبه 17 دی 1404 - 21:30
مطالعه 5 دقیقه
دنیل کریگ و جاش اوکانر درون ماشین در فیلم Wake Up Dead Man: A Knives Out Mystery
تازه‌ترین پرونده بنوا بلانک در کلیسایی نفرین‌شده رقم می‌خورد؛ جایی که ایمان و گناه در هم تنیده‌اند و قتل، تنها راز موجود نیست. همراه زومجی باشید.
تبلیغات

بیدارشو مرد مرده (Wake Up Dead Man)، سومین قسمت از مجموعه فیلم‌های چاقوکشی است که با استقبال خوبی از سمت منتقدان و مخاطبان روبه‌رو شد. اولین قسمت از این سه‌گانه در سال ۲۰۱۹ پخش شد، مجموعه‌ای که دنیل کریگ در هر سه‌شان نقش یک کاراگاه کلاسیک را بازی می‌کند. کاراگاهان کلاسیک و داستان‌هایشان در سینما، هنوز هم طرفداران زیادی دارند. بنوا بلانک که در سری چاقوکشی حضور دارد و نقش‌اش را دنیل کریگ بازی می‌کند، یکی از همین آدم‌هاست. کسی که برای مخاطب یادآور، پوآرو، شرلوک هلمز، خانم مارپل و... خواهد بود.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

داستان‌های فیلم‌های سری چاقوکشی به یکدیگر ربطی ندارند، اما نقطه اشتراک‌شان بنوا بلانک است. او بر سر پرونده‌های جنایی حاضر می‌شود و معماهایشان را حل می‌کند. حال قصه فیلم بیدار شو مرد مرده در یک کلیسا اتفاق می‌افتد. رایان جانسن در تازه‌ترین فیلم چاقوکشی، روایت‌اش را از زاویه دید یک کشیش جوان تبعیدی پیش می‌برد. نیم ساعت ابتدایی فیلم، یک مقدمه برای شروع درام است. کشیش جاد بعد از یک درگیری به کلیسایی کوچک اما پرحاشیه فرستاده می‌شود. درواقع او را عمدا به این جای نفرینی می‌فرستند، چراکه مطمئن هستند تنها این جاد است که از پس بی‌ایمانی کشیش ویکس (جاش برالین) برخواهد آمد.

تفاوت مرد مرده با دو فیلم دیگر چاقوکشی در این است که ریان جانسن در اثر تازه‌اش به زیرمتنی مهم اهمیت می‌دهد. او ایده ناظر قابل اتکایی را برای اثرش تعریف کرده است

تفاوت مرد مرده با دو فیلم دیگر چاقوکشی در این است که ریان جانسن در اثر تازه‌اش به زیرمتنی مهم اهمیت می‌دهد. او ایده ناظر قابل اتکایی را برای اثرش تعریف کرده است. درواقع در مرد مرده ایده ناظر و محرک در یک نقطه به یکدیگر رسیده‌اند. جهانی که این فیلمساز در مرد مرده به‌تصویرش می‌کشد در دو فیلم قبلی او چندان مشهود نبود. جانسن دست به خلق یک جهان فلسفی می‌زند و ژانر را به خدمت می‌گیرد.

مرد مرده با وجود اینکه یک فیلم معمایی و جنایی است اما در بستر فضایی مذهبی و فلسفی رخ می‌دهد. اصلا این دسته از آثار برای مخاطب لذت‌بخش‌تر خواهند بود. فیلم‌هایی که در کنار بکارگیری المان‌های ژانر یک جهان فکری بزرگی را هم برای مخاطب خلق می‌کنند. ریان جانسن در بستر یک فضای مسیحی رازی را برای بنوا بلانک می‌تراشد. او باید معمای قتلی را در کلیسایی کوچک حل کند. به نظر من کاری که ریان جانسن انجام می‌دهد، بهترین کاری است که می‌شود در حق یک گونه‌ی سینمایی انجام داد و فیلم ژانرمحور را از یک کلیشه‌ی خالص دور کرد. همین اتفاق باعث می‌شود که مرد مرده از بسیاری از ابعاد نسبت به کمدی معمایی پیاز شیشه‌ای (Glass Onion: A Knives Out Mystery)، اثری محترم‌تر و قابل اعتناتری باشد.

به غیر از تمایز جهان فلسفی این اثر با دو فیلم دیگر این مجموعه، نحوه‌ی چینش عناصر ژانری و روایی بیدار شو مرد مرده شبیه دو قسمت دیگر این سه‌گانه است. همان نوع شخصیت‌پردازی و همان نوع حل معما و راز جنایت. درواقع ریان جانسون همان فرمولی را برای بیدار شو مرد مرده به کار می‌گیرد که در دو اثر قبلی خود نیز استفاده کرده بود. رویکردی که ریسک خلق تعلیق را بالا برده است. مثلا مخاطب با تجربه‌ای که از دو فیلم قبلی دارد، کاملا مطمئن است که کشیش جاد قاتل نیست و یا این را می‌داند که آدم‌های وفادار به این کلیسای نفرین‌شده رازی برای مخفی کردن دارند.

دنیایی که جانسون آن را به‌تصویر می‌کشد، جهانی سخت با کشمکش‌هایی درونی است که خیلی از پتانسیل‌هایش را از دست می‌دهد

به‌ دلیل تکرار فرمول چاقوکشی در مرد مرده، چیز زیادی برای غافل‌گیری از نظر ژانری وجود ندارد. چون مخاطب می‌داند که اولا کشیش جاد قاتل نیست و دوما اینکه یکی از اعضای کلیسا که اتفاقا دم‌دست بنوا بلانک است دست به قتل بریکس زده. حالا ریان جانسون می‌آید و در چنین شرایطی و برای اینکه فرمول همیشگی‌اش حوصله مخاطب را سر نبرد، دست به خلق جهانی می‌زند که شاید از دید خیلی‌ها تابو باشد. او مسئله‌ی ایمان را پیش می‌کشد، جهانی که به مسیحیت بدبین است. دنیایی که جانسون آن را به‌تصویر می‌کشد، جهانی سخت با کشمکش‌هایی درونی است که خیلی از پتانسیل‌هایش را از دست می‌دهد.

وقتی بنوا بلانک از راه می‌رسد، او به‌عنوان یک مرتد با جاد ملاقات می‌کند. کاراگاه بی‌ایمانی که برای حل یک پرونده به کلیسا رفته است. ترکیب کشیش جاد و بلانک می‌توانست محل ایجاد کشمکش‌ها و تعارض‌های بسیاری باشد. بستری که ایمان و ارتداد قرار است با یکدیگر راز هولناکی را کشف کنند. اما متاسفانه جانسن چشمش را روی چنین گرانش بزرگی می‌بندد و ارتباط زوج جاد و بلانک را به عادی‌ترین شکل ممکن پیش می‌برد. این اتفاق باعث می‌شود که شیمی بین این دو نفر عصاره‌ی خوبی را برای فیلم پس ندهد و آن خداحافظی صمیمانه هم در پایان بیدار شو مرد مرده تاثیرگذاری زیادی برای فیلم نداشته باشد، یعنی مخاطب در همزیستی میان ایمان و ارتداد چیز زیادی گیرش نیاید.

بیدار شو مرد مرده بدون شک بهترین فیلم در میان فرانچایز چاقوکشی است. رایان جانسن می‌داند چگونه یک موضوع تاریک و کاملا جدی را در بستر لحنی به حرکت درآورد که کمدی‌سازان باهاش مخاطب را می‌خندانند. اصلا پتانسیل کمدی همین است، موضوعی را که نمی‌شود همینطوری به مخاطب گفت کمدی آن را بیان می‌کند. فیلم نقدی بر اندیشه‌های خشک دینی و مسیحیت کاتولیک است. همه‌ی اعضای کلیسا از بریکس انتظار معجزه دارند. او پول‌هایشان را در ازای شفا می‌گیرد و با آبرویشان آن‌ها را تهدید می‌کند.

فیلم نقدی بر اندیشه‌های خشک دینی و مسیحیت کاتولیک است

بیدار شو مرد مرده در راستای تفکری دینی اتفاق می‌افتد. درواقع موتور ایده محرک این فیلم به یک کهن‌الگوی دینی بازمی‌گردد. جانسن با تفکری سکولار به‌سوی ساخت فیلمی انتقادی رفته است، در جامعه‌ای بسته که اجازه‌ی ورود هیچ غریبه‌ای را به جمع خود نمی‌دهد، گناه نخستین دستاویزی برای شکل‌گیری طرح اصلی این فیلم شده است. «زن» برای جانسون هم قاتل است و هم مقتول. او اندیشه‌های دینی مسیحیت افراطی را به دنیای مدرن می‌کشاند و از این طریق زن را وسیله‌ای برای پیشبرد تفکرات دینی در نظر می‌گیرد. جانسن در تلاش است تا از جاد یک کشیش سکولار بسازد، کسی که در گذشته حریف‌اش را به قتل رسانده و بعد از تجربه‌ی یک گناه عمیق می‌خواهد پایان گناه نخستین را رقم بزند.

به‌همین دلیل جاد در آخر ماجرا دروغ می‌گوید و حاضر نمی‌شود مک‌گافین که همان الماس خانوادگی بریکس‌ها است را به پسر کشیش بریکس بدهد. او تصمیم می‌گیرد صورت مسئله‌ی گناه نخستین را پاک کند، از دید جاد نباید نسل بریکس در آلودگی دست‌وپا بزند. جاد چرخه‌ی گناه را از بین می‌برد و مانع فساد بیشتر می‌شود. همانطور که گفتم فیلم بیدار شو مرد مرده، بهترین اثر در فرانچایز چاقوکشی است. جانسن در این اثر آزادانه‌تر به ارائه‌ی دیدگاه‌های فلسفی خودش می‌پردازد، هرچند که بخاطر لحن و ژانر فیلم سعی دارد تا از نقطه فوکوس نزدیکتری به مسائل دینی و اعتقادی نزدیک نشود.

تبلیغات

نظرات