نقد فیلم بوگونیا (Bugonia) | ترکیب برنده لانتیموس و استون

یک‌شنبه 14 دی 1404 - 17:27
مطالعه 7 دقیقه
اما استون در حال نگاه کردن در فیلم bugonia
بوگونیا و دغدغه‌های مدرن یورگوس لانتیموس. کاوش دوباره‌ی جهان‌ توطئه و قدرت. با نقد این فیلم همراه زومجی باشید.
تبلیغات

یورگوس لانتیموس، فیلمساز عجیبی است، کارگردانی با فیلم‌های عجیب‌تر! آن‌هایی که شیفته‌ی سینمایش هستند، لانتیموس را بیشتر با فیلم‌های کشتن گوزن مقدس (The Killing of a Sacred Deer)، لابستر (The Lobster) و دندان نیش (Dogtooth) می‌شناسند. لانتیموس فیلمسازی یونانی است که در آثارش فرهنگ یونان به‌عنوان یکی از لایه‌های روایی عمل می‌کند. چه فیلم کشتن گوزن مقدس‌اش که اصلا اقتباسی از یک اسطوره یونانی بود و چه در دندان نیش‌اش که به‌دنبال نقدی بر زیست خانواده‌های یونانی می‌گشت. سینمای لانتیموس، سینمایی رادیکال است، فیلم‌هایی سرد، همراه با روایت‌هایی که ایده محرک‌شان دنیایی تکان‌دهنده را به روی مخاطب باز می‌کنند. کارگردان مولفی که با بی‌رحمی تمام و به دور از هیچگونه نرم‌خویی دست به خلق جهان‌هایی هولناک زده است.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

بوگونیا فیلمی درباره‌ی دو پسر عمو است که رئیس یک شرکت بزرگ را می‌دزدند تا از او اعتراف بگیرند. آن‌ها فکر می‌کنند که این آدم از آندرومدا آمده است. اگر یورگوس لانتیموس را به‌خوبی بشناسید از همان ابتدا خواهید فهمید که کار این سه نفر به کجا کشیده خواهد شد! اما اگر از او و جهان‌های روایی‌اش شناختی نداشته باشید، همه چیز را به رئال‌ترین شکل ممکن حدس خواهید زد. این تفاوت یک فیلمساز صاحب سبک با کارگردانی است که هنوز مسیر مشخصی در کارنامه‌ی کاری‌اش ندارد.

در جهان لانتیموس ایده محرک از تلاقی و اصطکاک جهان و جامعه‌ی مستبدانه‌ با شخصیت‌ها شکل می‌گیرد

لانتیموس تا قبل از دندان نیش، فیلم‌هایی ساخته بود اما فیلمی که توانست او را در سطح بین‌المللی معروف کند، همین فیلم دندان نیش‌اش است. لانتیموس با ساخت این فیلم مسیرش را پیدا کرد، راهی که از میان موج نو سینمای یونان شروع بوده حالا تا به اینجا یعنی تا بوگونیا ادامه پیدا کرده است. دنیایی که لانتیموس در دندان نیش خلق کرد در ادامه‌ی کارنامه‌ی کاری‌ این فیلمساز، خودش را تکرار کرده است. در سینمای لانتیموس، شخصیت‌ها از خودشان اختیاری ندارند، آن‌ها در دنیایی محصور با قوانین سختگیرانه‌ای زندگی می‌کنند. آدم‌های لابستر، تبدیل به یک حیوان خواهند شد، در گوزن مقدس آئین‌ها کار انسان را یکسره خواهند کرد، در بیچارگان بلا مخلوقی بدبخت است و در دندان نیش نیز، افراد خانواده حق ارتباط با جهان بیرون را ندارند. در بوگونیا هم اوضاع به‌همین منوال است، سیستمی آدم‌ها را زیر نظر دارد، شخصیت‌ها به خواست این سیستم تبدیل به موش آزمایشگاهی می‌شوند و درنهایت هم با توجه به اختیارات قدرت برتر همگی می‌میرند و آخرالزمانی شبیه آنچه که در لابستر پیش آمد، شکل می‌گیرد اما با این تفاوت که همه‌ی آدم‌ها در این اثر از بین خواهند رفت.

در دنیای لانتیموس آدم‌ها زندانی جهان اطراف‌شان هستند. آن‌ها باید دردی را متحمل شوند که خود نقشی در زاده شدن‌اش نداشته‌اند. بلا خودکشی کرده بود اما گاد او را به زندگی برگرداند در اینجا هم آشفتگی تدی محصول دنیایی است که خودش در خلق آن نقشی نداشته است. کالین فارل در خرچنگ مجبور است از جامعه‌ای فرار کند که قواعد را به او تحمیل می‌کنند. در جهان لانتیموس ایده محرک از تلاقی و اصطکاک جهان و جامعه‌ی مستبدانه‌ با شخصیت‌ها شکل می‌گیرد. این کارکترها دست به کنش اولیه نمی‌زنند و این قوانین جامعه است که در ابتدا به‌سراغشان می‌آید. مادر تدی را یک غول دارویی تبدیل به نمونه‌ی آزمایشگاهی می‌کند، کالین فارل بخاطر پیدا کردن یک شریک عاطفی تحت فشار قرار می‌گیرد و در دندان نیش هم دختر آن خانواده بخاطر رهایی از اسارت دندان‌اش را می‌کشد.

در جهان لانتیموس هیچ راه فراری نیست، قوانین همه‌شان ضدانسانی اند. تدی راهی برای زندگی کردن ندارد، در کودکی توسط پرستارش مورد آزار قرار گرفته، پدرش او را ترک کرده و حالا هم باید بخاطر قوانین یک شرکت دارویی مادرش را در حال عذاب کشیدن ببیند. در سینمای لانتیموس این کشمکش‌های بیرونی هستند که خالق دنیایی متزلزل خواهند شد. لانتیموس به درون انسان‌ها اهمیتی نمی‌دهد او به بیرون از آن‌ها نگاه می‌کند، به جائی که قرار است قوانین سنتی زاده شده در دنیای جدید نابوده‌شان کند. تدی را یک شرکت پولدار با داروهایش نابود می‌کند، کالین فارل را جامعه‌ای که می‌گوید باید حتما ازدواج کنید و در دندان نیش هم قوانین سرکوبگرایانه‌ی یک خانواده، فرزندان را. لانتیموس انسان را زاییده‌ی جامعه می‌داند، زاییده‌ی قوانین، زاییده‌ی کسانی که چارچوب‌ها را می‌چینند.

لانتیموس در آثارش اصلا به‌دنبال استعاره‌سازی نیست و همین عریان‌گویی اوست که باعث می‌شود هم بخواهی فیلم را ببینی و هم نبینی!

در سینمای لانتیموس ساختارهای بیرونی همه چیز را کنترل میکنند. آدما تحت فرمان قدرتی هستند که بر آن‌ها سیطره دارد. در بیچارگان اما استون عروسک دست‌آموز دکتر، نه به خواست خودش بلکه به خواست او جان گرفته است. در بوگونیا نیز اوضاع به‌همین صورت است، تدی بخاطر قدرت شرکت‌های ثروتمند زندگی‌اش در حال نابودی است. لانتیموس به‌خوبی بلد است که چگونه چارچوب‌های اجتماعی را به شکلی اغراق شده به‌تصویر بکشد تا از پس این بزرگنمایی به نمایش سیطره‌ی قدرت‌ها دست پیدا کند. لانتیموس در آثارش اصلا به‌دنبال استعاره‌سازی نیست و همین عریان‌گویی اوست که باعث می‌شود هم بخواهی فیلم را ببینی و هم نبینی!

لانتیموس همیشه در پی ساخت دنیاهای ویران‌شده بوده است. موقعیت‌هایی که او خلق می‌کند، ناملموس و آزاردهنده هستند. جهان روایت‌های این فیلمساز غیرعادی است. همیشه شخصیت‌هایش در شرایطی متفاوت نسبت به جهان واقعی قرار دارند. یک‌جور جنونی که مخاطب شاید نتواند درکش کند. لانتیموس خالق هیچ آدم خوشبختی در روایت‌هایش نیست، آن‌ها همگی درگیر مصیبتی ویران‌کننده هستند. در دیستوپیایی که او می‌سازد، قدرتی بیرونی همواره کارکترهایش را تهدید می‌کند، آن‌ها هیچگاه نمی‌دانند که خودشان چه می‌خواهند، چه‌چیزی را دوست دارند.

جهان ویران بوگونیا شبیه همه‌ی دنیاهایی است که تاکنون لانتیموس ساخته. تدی در ویران‌سرزمینی زندگی می‌کند که اساس‌اش بر مبنای پنهان‌کاری و عدم شفاف‌سازی است. لانتیموس در بوگونیا جهانی متکی بر توطئه و شک می‌سازد. او با استفاده از قالب‌های مبنی بر اصول تئوری‌های توطئه، شبیه آنچه که در جهان واقعی در حال اتفاق‌ است ایده‌اش را شکل می‌دهد. تدی و پسر عمویش قاطعانه اصرار بر این دارند که میشل یک آدم‌فضایی است و باید با سفینه مادر را ملاقات کنند. فارغ از مسئله‌ی میشل، لانتیموس با ارائه‌ی طرحی مبنی بر توطئه‌های جهانی دست به خلق روایتی نشات گرفته از کمدی سیاه می‌زند.

لانتیموس در بوگونیا جهانی متکی بر توطئه و شک می‌سازد. او با استفاده از قالب‌های مبنی بر اصول تئوری‌های توطئه، شبیه آنچه که در جهان واقعی در حال اتفاق‌ است ایده‌اش را شکل می‌دهد

لانتیموس با ایجاد چالش‌هایی میان میشل، تدی و پسرعمویش که جهانی پر از شک، توطئه، قدرت و گاهی خنده را خلق کرده بود، نقد پرپیمانی به دنیای امروز می‌زند. دنیایی که با توطئه‌ و قدرت بدون مخالف اداره می‌شود. جائی که هر حزبی از سمت خودش تصمیم به نجات جهان دارد و فکر می‌کند که کار درست را آن‌ها انجام می‌دهند. میشل و تدی هرکدام نماینده‌ی دسته‌ای از این دنیای اجتماعی و سیاسی هستند. میشل نماینده‌ی دستگاهی است که خودش را صاحب همه چیز می‌داند و تد هم متعلق به گروهی است که بخاطر شک و فشار قدرت واحد از الگوهای تئوری توطئه پیروی می‌کند، ایده‌هایی که می‌تواند بعضی‌هاشان درست باشد و بعضی دیگر غلط! حال نکته‌ی مهم‌اش اینجاست که لانتیموس هیچ جهت‌گیری خاصی نسبت به این دو دیدگاه نشان نمی‌دهد و برای هر دو طرف نیز قهرمان‌سازی نمی‌کند.

بوگونیا در پی پاسخ به چیزی نیست. بیشتر سوال می‌پرسد و به‌عنوان یک راوی حاضر می‌شود. لحن و اتمسفر سرداش شبیه دیگر فیلم‌های کارنامه‌ی لانتیموس است. زخم می‌زند، هولناک می‌شود، مرز بین توهم و واقعیت را درهم می‌ریزد و تبدیل به یک تجربه‌ی سیاسی و اجتماعی می‌شود. اما تفاوتی که بوگونیا با سایر آثار لانتیموس دارد، این است که بوگونیا اثری دم‌دست‌در است البته نه به معنای ضعف فیلم، بلکه به این معنا که این فیلمساز برای نشان دادن الگوها و المان‌های مورد علاقه‌ی خودش دست به خلق جهانی ملموس‌تر نسبت به فیلم‌هایی مثل بیچارگان، لابستر، دندان نیش و... زده است.

بوگونیا اقتباسی از فیلمی کره‌ای بنام سیاره سبز را نجات دهید (Save the Green Planet) است که در سال ۲۰۰۳ منتشر شد. با اینحال لانتیموس در بوگونیا تمام جهان‌بینی خودش را پیاده و المان‌های سینمای کره را به نفع جهان سینمایی‌ خود مصادره می‌کند. از طرفی هم از مغز این اثر کره‌ای فاصله نمی‌گیرد. اما نکته‌ی قابل توجه در اینجا اسم فیلم یعنی بوگونیا است. لانتیموس برای پیدا کردن چنین نامی به مضمون فیلمش نگاه می‌کند. در زمان‌های قدیم باور بر این بود که زنبور عسل از لاشه‌ی گاو مرده متولد می‌شود. حالا لانتیموس قدرت میشل را همان جسد و توطئه‌هایی که تد به آن باور دارد را همان زنبورها در نظر می‌گیرد. اندیشه‌هایی مالیخولیایی در این جهان مدرن که از دل قدرت‌های شکست‌ناپذیر زاده می‌شوند.

نکته‌ی قابل توجه در اینجا اسم فیلم یعنی بوگونیا است. لانتیموس برای پیدا کردن چنین نامی به مضمون فیلمش نگاه می‌کند

بوگونیا در میان آثار لانتیموس اثری منحصربفرد است و نشان از دغدغه‌های مدرن این کارگردان دارد. بوگونیا تفکرات و رنج انسان مدرن را به‌تصویر می‌کشد و جهان متزلزل این روزها را به‌نحوی جذاب پرداخت می‌کند. لانتیموس تا بحال فیلم بد نساخته است!

نظرات