بررسی بازی Resident Evil 8 نینتندو سوییچ ۲ - لمس سرمای وحشت
بازگشت به کابوس سرد دنیای اقامتگاه شیطان در حال و هوای زمستانی گوتیک دهکده، آن هم در کف دستانمان و زمانی که زیر پتو نشستهایم، شبیه به لمس یک رویای تکنولوژیک است که تا همین چند سال پیش محال به نظر میرسید. در حالی که نینتندو سوییچ ۲ میزبان بازیهای مدرن رزیدنت ایول شده که به نظر من نسخه هشتم یا همان Resident Evil Village: Gold Edition، بزرگترین، سنگینترین و جاهطلبانهترین آزمون برای این سختافزار جدید محسوب میشود. اگر رزیدنت ایول ۷ یک تجربه متمرکز و بسته بود که موتور RE Engine به راحتی از پس آن برمیآمد، «ویلیج» هیولایی است که سختافزار را میبلعد؛ ترکیبی از محیطهای باز برفی، معماریهای پیچیده، افکتهای سنگین ذرات و اکشنی که به مراتب سریعتر و شلوغتر از گذشته است. تجربه این بازی روی سوییچ ۲، یک دوگانهی عجیب از «تحسین» و «تحمل» است که در ادامه در زومجی به تار و پود آن نفوذ میکنیم.
داستانِ ایتن وینترز که از جهنمِ لوزییانا جان سالم به در برده بود، حالا به یک نمایش گوتیک و افسانهای در اروپای شرقی کشیده شده است. کپکام با هوشمندی تمام، اتمسفر بازی را از وحشت خالصِ نسخه هفتم کمی تا قسمتی به سمت اکشنِ بقای نسخه چهارم متمایل کرده و این تغییر رویکرد، دقیقاً همان نقطهای است که چالشهای فنی نسخه سوییچ ۲ آغاز میشود. وقتی بازی را شروع میکنید و وارد فضای بسته و دلهرهآور خانه ایتن میشوید، همه چیز به معنای واقعی کلمه بینقص به نظر میرسد؛ نورپردازیهای داخلی، کیفیت بافتها و مدلسازی کاراکترها روی نمایشگر سوییچ ۲ خیرهکننده است و نرخ فریم ۶۰، نوید یک تجربه روان را میدهد. اما به محض اینکه پا به محل اصلی روایت بازی یعنی آن روستای کذایی میگذارید، جایی که برف میبارد، دورنمای قلعه دیمیترسکو در مه محو شده و گرگینهها از روی شیروانیها به سمتتان هجوم میآورند، واقعیتِ سختافزاری خودش را نشان میدهد و با اینکه هنوز شکوه و عظمت دارد اما طبیعتا نمیتواند بینقص باشد.
محیطهای باز بازی پاشنه آشیلِ این پورت هستند. برخلاف محیطهای بسته که رزولوشن و فریمریت ثبات دارند، در میدان اصلی روستا و صحنههای شلوغ، موتور بازی برای حفظ عملکرد ناچار به استفاده مضاعف از رزولوشن داینامیک میشود. در این لحظات، تصویر کمی مات و Blurry میشود و نرخ فریم که تا پیش از این روی ۶۰ قفل میتواند باشد، دچار نوساناتی بین ۴۵ تا ۵۰ فریم میشود. البته این افت فریم هرگز به حدی نیست که بازی را غیرقابل تجربه کند یا کنترل را از دست شما خارج کند، اما تفاوتِ روانی تصویر بین داخل قلعه و بیرون در روستا کاملاً محسوس است و چشمهای حساس را قلقلک میدهد.
یکی از نکات فنی که در تحلیلهای بصری سایتهای تخصصی حوزه گرافیکی بسیار به چشمم آمد و باید صادقانه دربارهاش صحبت کرد، مشکل موتور RE Engine در پردازش و رندر کردن مو و کرک و افکتهای ذرات روی سختافزارهای محدودتر است. درست مانند نسخه هفتم، اینجا هم لبههای موهای کاراکترها (بهویژه گرگینهها و هیولاهای پشمالو) در رزولوشنهای پایینتر دچار نوعی نویز و لرزش میشود. همچنین وقتی در مبارزه با دختران لیدی دیمیترسکو، آنها به هزاران مگس و حشره تبدیل میشوند، حجم پردازش ذرات باعث سکسکه لحظهای در فریمریت میشود. اما نکته شگفتانگیز اینجاست که تمام این ایرادات فنی، وقتی در حالت دستی (Handheld) بازی میکنید، به لطف تراکم پیکسلی بالای صفحه نمایش سوییچ ۲، تا حد زیادی پنهان میشوند.
در واقع، این بازی در دستان شما بسیار زیباتر و شارپتر از زمانی است که کنسول را روی داک قرار داده و تصویر را روی یک تلویزیون ۵۵ اینچ ۴K میاندازید. روی تلویزیون، لبههای دندانهدار و بافتهای کمکیفیتترِ محیطهای دوردست کاملاً عریان میشوند، اما در حالت پرتابل، بازی یک شاهکار بصریِ فشرده است که از نظر گرافیکی با کنسولهای نسل نهمی رقابت میکند. استفاده عالی از قابلیت HDR در نمایشگر سوییچ ۲، کنتراست بینظیری به محیطهای تاریک مثل کارخانه هایزنبرگ و راهروهای سیاه قلعه بخشیده که عمق سیاهی و درخشش آتش را به شکلی هنرمندانه به تصویر میکشد.
گیمپلی بازی اما جایی است که این پورت واقعاً میدرخشد و نشان میدهد که بازی روی نینتندو سوییچ چقدر لذتبخش میتواند باشد. گانپلی بازی که ترکیبی از اکشنِ سنگین و مدیریت منابع کیف همراهتان است، با اضافه شدن قابلیت هدفگیری ژیروسکوپی (Gyro Aiming) جان تازهای گرفته است. با اینکه جای خالی نشانهروی لیزری حس میشود، اما استفاده از ژیروسکوپ برای تنظیم دقیقِ هدشاتها در لحظات نفسگیر بازی بسیار کاربردی و لذتبخش است. محتوای Gold Edition نیز ارزش این پکیج را دوچندان کرده است. بزرگترین تغییر، امکان تجربه کامل بازی با دوربین سومشخص است. دیدن ایتن وینترز در حال حرکت، دفاع کردن و تعامل با محیط، حس و حال بازی را کاملاً عوض کرده و آن را به ریمیکهای مدرن کپکام شبیه کرده است و من خودم ترجیح دادم بازی را در این حالت پیش ببرم. البته باید اعتراف کرد که چون بازی اساساً برای اولشخص طراحی شده، گاهی دوربین در محیطهای تنگ دچار مشکل میشود و انیمیشنها در حالت سومشخص کمی خشکتر از بازیهای اختصاصی سومشخص به نظر میرسند، اما وجود این گزینه برای کسانی که با دوربین اولشخص دچار سرگیجه میشوند، یک موهبت بزرگ است.
بخشهای اضافی مثل بسته الحاقی داستانی «Shadows of Rose» که ما را به دنیای کابوسوار و روانشناختیِ ذهن مگامایسیت میبرد، با وجود کوتاه بودن، تجربهای متفاوت و ترسناکتر از بازی اصلی ارائه میدهد. در این بخش، قدرتهای فراطبیعی رُز و محیطهای سورئال، فشار مضاعفی به کنسول میآورند اما بهینهسازی قابل قبولی دارند. همچنین بخش Mercenaries با اضافه شدن کاراکترهایی مثل لیدی دیمیترسکو و هایزنبرگ، به یک دنیای آرکید دیوانهوار تبدیل شده که در آن موتور بازی اولویت را کاملاً بر حفظ فریمریت میگذارد، حتی اگر به قیمت کاهش رزولوشن تمام شود. این تصمیم درستی بوده، چرا که در این مود، سرعت و دقت حرف اول را میزند. نکته قابل توجه دیگر، سرعت بارگذاری (Loading) فوقالعاده بازی است. جابجایی بین مناطق وسیع نقشه یا بازگشت به بازی پس از مرگ، به لطف حافظه SSD سوییچ ۲ بسیار سریع انجام میشود و وقفهای در حس تعلیق و غوطهوری بازیکن ایجاد نمیکند. البته نباید فراموش کرد که اجرای چنین گرافیک سنگینی، باتری کنسول را با ولع میبلعد و فن دستگاه در صحنههای شلوغ برای خنک نگه داشتن پردازنده، با دور تند کار میکند که صدای آن در محیطهای ساکت قابل شنیدن است.
در نهایت باید گفت Resident Evil Village Gold Edition روی نینتندو سوییچ ۲، با تمام فراز و نشیبهایش، یک دستاورد مهندسی تحسینبرانگیز است. شاید نتواند پایداریِ سنگینِ نسخه هفتم را در محیطهای باز تکرار کند و گاهی در برابر عظمت جاهطلبیهای خود و محدودیت سختافزاری کم بیاورد، اما تجربه قدم زدن در دهکدهای با این سطح از جزئیات، مبارزه با لایکانهای سریع و حل معماهای عمارت بنوینتو در یک کنسول قابل حمل، لذتی است که مشابهاش را پیدا نخواهید کرد