پوستر اصلی بازی Resident Evil 2 نینتندو سوییچ ۲

بررسی بازی Resident Evil 7 نینتندو سوییچ ۲ - کابوس در جیب شما

چهارشنبه 6 اسفند 1404 - 21:59
مطالعه 6 دقیقه
کابوس خانواده بیکر حالا در جیب شماست. آیا کنسول دستی نینتندو سوییچ ۲ میزبان خوبی برای یکی از ترسناک‌ترین بازی‌های تاریخ است؟
تبلیغات

زمانی که کپکام در سال ۲۰۱۷ تصمیم گرفت فرمان قطار در حال خروج از ریل سری Resident Evil را تقریبا ۱۸۰ درجه بچرخاند، کمتر کسی فکر می‌کرد که انتقال دوربین از زاویه سوم‌شخص به اول‌شخص، بتواند فرنچایز را از باتلاق اکشن‌های پاپ کورنی نسخه ششم نجات دهد. بازی Resident Evil 7: Biohazard نه تنها یک «سافت‌ریبوت» شجاعانه و بازگشتی باشکوه به ریشه‌های وحشت بقا بود، بلکه استاندارد جدیدی برای القای حس کلاستروفوبیا (تنگناهراسی) در بازی‌های ویدیویی تعریف کرد. حالا، در ماه‌های آغازین حیات کنسول نینتندو سوییچ ۲، این شاهکارِ دلهره‌آور در قالب نسخه Gold Edition، از زندان ابری و عذاب‌آورِ نسل قبل نینتندو سوییچ رهایی یافته (این بازی در کنسول قبلی نیتندو فقط به صورت ابری اجرا می‌شد) و به صورت کاملاً لایو! روی سخت‌افزار جدید نینتندو اجرا می‌شود و همین موضوع باعث می‌شود که انگشت به دهان بمانید و بترسید به خودتان!

 برای درک عظمت این بازی روی یک کنسول دستی، باید همه‌چیز را از چشم‌های «ایتن وینترز» ببینیم؛ مردی معمولی که در جستجوی همسر گمشده‌اش «میا»، قدم در مرداب‌های دورافتاده‌ی لوئیزیانا و عمارت نفرین‌شده‌ی خانواده‌ی «بیکر» می‌گذارد. تغییر زاویه دید در این نسخه و اول شخص شدن آن و تجربه این بازی روی یک کنسول دستی کاری کرده که ترس قدم به قدم همراه شما باشد. برای تکمیل این پازل کافیست یک هدفون به گوشتان بزنید و بازی را به‌تنهایی شروع کنید. اینجاست که در زمان سیاهی صفحه تصویر حتی از بازتاب چشمان خودتان روی صفحه سوییچ می‌ترسید!

بازی رزیدنت ایول ۷ و دوربین اول شخص آن ابزاری است تا بی‌دفاع بودن انسان را در برابر جنون مطلق به تصویر بکشد. وقتی جک بیکر، پدر روانی خانواده، با یک تبر خونین دیوار را می‌شکافد و مستقیماً به سمت صورت شما حمله‌ور می‌شود، یا زمانی که مارگاریت با فرم حشره‌مانند و جیغ‌های گوش‌خراشش از تاریکی بیرون می‌خزد، این شما هستید که دردِ فرو رفتنِ یک پیچ‌گوشتی در دستانتان را حس می‌کنید. خانواده‌ی بیکر، آنتاگونیست‌هایی فراتر از هیولاهای بی‌مغز هستند؛ آن‌ها شکارچیانی غیرقابل‌پیش‌بینی‌اند که حضور سنگینشان در راهروهای تنگ عمارت، مفهوم امنیت را به یک شوخی دارک تبدیل می‌کند.

برای زنده ماندن در این جهنم، بازی شما را مجبور می‌کند تا قوانین طلایی و فراموش‌شده‌ ژانر وحشت بقا را دوباره بیاموزید. اینجا خبری از شلیک‌های بی‌وقفه و مهمات بی‌نهایت نیست. مدیریتِ به‌شدت محدود منابع، تصمیم‌گیری‌های حیاتی برای ترکیب گیاهان دارویی با مواد شیمیایی جهت ساخت گلوله یا بسته کمک‌های اولیه، و پناه بردن به اتاق‌های ذخیره که موسیقی آرامش‌بخششان تنها نقطه‌ امید شماست، هسته‌ اصلی گیم‌پلی را تشکیل می‌دهند.

احتمالا مهم‌ترین سوالی که ذهن هر مخاطبی را درگیر می‌کند، عملکردِ موتور گرافیکی قدرتمندِ RE Engine روی سخت‌افزار نینتندو سوییچ ۲ است و باید گفت پاسخ این سوال، ملغمه‌ای از شگفتی و ناامیدی است. روی کاغذ و در محیط‌های بسته، دستاورد کپکام غیرقابل‌انکار است. بازی موفق می‌شود در راهروهای آرام عمارت، نرخ فریمِ ۶۰ را به شکلی پایدار ارائه دهد.درواقع باید گفت  برخلاف نگرانی‌های اولیه، موتور قدرتمند RE Engine روی سخت‌افزار سوییچ ۲ عملکردی فراتر از انتظار دارد.  گشت‌وجو در محیط، حل پازل‌ها و حتی بسیاری از مبارزات، با نرمی و روانیِ لذت‌بخشی اجرا می‌شوند که برای یک عنوان اول‌شخص حیاتی است. نورپردازی‌ها شگفت‌انگیزند؛ بازتاب نور شمع روی دیوارهای چوبی پوسیده و کنتراستِ فوق‌العاده‌ی سایه‌ها، گرافیکی را ارائه می‌دهند که با نسخه‌های نسل هشتمی کنسول‌های خانگی رقابت می‌کند. بله، بازی از تکنیک رزولوشن داینامیک استفاده می‌کند تا فریم‌ریت را حفظ کند، اما روی صفحه نمایشِ کوچک‌ترِ سوییچ ۲، این تغییرات وضوح به ندرت آزاردهنده می‌شوند. تصویر نهایی، به‌ویژه در حالت دستی (Handheld)، بسیار تمیز و چشم‌نواز است و آن حس تاری که در اتصال به تلویزیون‌های بزرگ ممکن است دیده شود، اینجا تقریباً محو شده است.

 کنتراستِ بی‌نظیر رنگ‌ها، پشتیبانی از HDR و نمایشِ سیاهیِ مطلق (به خصوص اگر از نمایشگرهای باکیفیت استفاده کنید)، اتمسفر را به شدت گیرا کرده است. اما به محض اینکه اکشنِ بازی بالا می‌رود، جک بیکر دیواری را خرد می‌کند، یا وارد محیط‌های بازتری مانند حیاط عمارت می‌شوید، محدودیت‌های سخت‌افزاری همچون یک سیلی محکم به صورتتان می‌خورند. برای حفظ نرخ فریم، بازی از سیستم تغییر رزولوشن داینامیک (DRS) به شکلی بسیار تهاجمی استفاده می‌کند. نتیجه‌ این امر، تار شدن شدید تصویر یا به اصطلاح بلوری شدن آن و تبدیل شدن بافت‌های چوب، گل‌ولای و حتی خونِ روی دستانِ ایتن به یک سوپِ رقیق قرمز بی‌کیفیت است! بدتر از آن، مشکلات رندرینگ موتور گرافیکی در پردازش موی شخصیت‌هاست؛ در همان رویارویی‌های اولیه با میا، موهای او دچار گلیچ‌های بصریِ آزاردهنده‌ای می‌شود. همچنین، فیلترِ نویزدارِ VHS که در بخش نوارهای ویدیویی استفاده شده، روی سوییچ ۲ آرتیفکت‌های تصویری ناخوشایندی تولید می‌کند که در نسخه‌های پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان هرگز دیده نمی‌شد.

این تضادهای فنی زمانی به اوج خود می‌رسند که تفاوت‌های تجربه بازی در حالتِ داک و دستی را بررسی کنیم. اگر سوییچ ۲ را به تلویزیون متصل کنید، کشیدگیِ تصویر، لبه‌های دندانه‌دار و بافت‌های بی‌کیفیتِ سایه‌ها کاملاً توی ذوق می‌زنند. در واقع، این پورت رسماً برای بازی کردن در حالت دستی ساخته شده است؛ جایی که تراکم پیکسلی نمایشگر کوچکتر کنسول، بسیاری از این نقص‌های بصری را می‌پوشاند و بازی را به مراتب زیباتر و منسجم‌تر جلوه می‌دهد. با وجود تمام این افت فریم‌های مقطعی، ناجی بزرگ گیمر در بازی، طراحی صدای سه‌بعدی و بی‌نظیر آن است. صدای خرد شدن چوب کف‌پوش زیر پای جک در طبقه‌ بالا یا ناله‌های چندش‌آور از پشت دیوارها، آن‌چنان مو بر تن سیخ می‌کند که برای لحظاتی تمام آن تکسچرهای تار را فراموش خواهید کرد؛ بنابراین همانطور که گفتم تجربه این بازی بدون یک هدفون باکیفیت، عملاً دور ریختنِ نیمی از پتانسیلِ ترسناکِ آن است.

در زمینه کنترل، اضافه شدن هدف‌گیری ژیروسکوپی یک حرکت مثبت برای بازی است، اما نمی‌شود صد در صد هم به آن اعتماد کرد چرا که در لحظات شلوغ که فریم‌ریت دچار افت می‌شود، این سیستم با لگ همراه شده و دقتِ شلیک‌های شما را به شدت پایین می‌آورد. 

طراحی خود بازی بی‌نقص نیست. به‌خصوص حالا که در سال ۲۰۲۶ آن را تجربه می‌کنید. ساکت بودن شخصیت اصلی در بسیاری از لحظات عجیب است و همخوانی با دنیای مدرن امروز بازی‌ها ندارد. پازل‌ها و معماهای عمارت نسبت به نسخه‌های کلاسیکِ رزیدنت ایول، به شدت ساده‌تر و خطی‌تر شده‌اند و بیشتر با پیشروی در محیط به صورت خودکار حل می‌شوند. همچنین نباید یادتان برود ریتم شاهکار و میخکوب‌کننده‌ بازی در دو سوم ابتدایی، به شکلی ناامیدکننده در بخش‌های پایانی افت می‌کند؛ جایی که بازی ناگهان لحن اکشن بی‌مغزی به خود می‌گیرد و تمام آن تنش روان‌شناختی باارزش را فدای شلیک‌های پیاپی می‌کند.

از آنجا که با نسخه Gold Edition روبرو هستیم، تمامی محتواهای الحاقی (DLC) بازی از همان ابتدا در دسترس قرار دارند و ارزش این پکیج را دوچندان کرده‌اند. مجموعه‌ Banned Footage  یک کلاس درس در طراحی مراحل فرعی برای بازیسازان است. مینی‌گیم “21” که یک بازیِ بلک‌جکِ مرگبار به سبک فیلم‌های اره (Saw) است، با طراحی نبوغ‌آمیزش به تنهایی می‌تواند ساعت‌ها شما را میخکوب کند. از سوی دیگر، اپیزود داستانیِ Daughters روایتگر تراژدی دردناک سقوط خانواده بیکر به ورطه‌ جنون است و ارزش داستانیِ بسیار بالایی دارد. اما متاسفانه، بخشِ اکشن‌محور Not a Hero با حضور کریس ردفیلد، دقیقاً پاشنه آشیل فنی این پورت است. به دلیل تمرکز این بخش بر تیراندازیِ شلوغ و تعداد بالای دشمنان در تصویر، موتور گرافیکی روی سوییچ ۲ رسماً به زانو درمی‌آید و تجربه‌ای پر از لگ، افت فریم‌های وحشتناک و کندی آزاردهنده را به بازیکن تحمیل می‌کند.

زامبی همسر ایتن در بازی Resident Evil 2 نینتندو سوییچ ۲

بررسی بازی Resident Evil 7

10/9
امتیاز زومجی
 در نهایت باید گفت Resident Evil 7 روی سوییچ ۲ یک معجزه‌ تکنولوژیکِ زخمی است. اگر به دنبال بالاترین وضوح تصویر و نرخ فریم بی‌نقص هستید، این پورت برای شما ساخته نشده است؛ اما اگر می‌خواهید دلهره‌ حبس شدن در جهنمِ خانواده بیکر را در تاریکی اتاق، زیر پتو و در فرمت یک کنسول دستی تجربه کنید، این بازی با وجود تمام نواقص خود کاهش‌های گرافیکی‌اش همچنان یکی از خالص‌ترین و کوبنده‌ترین تجربه‌های وحشت بقا در تاریخ ویدیوگیم است که حالا در جیب شما جا می‌گیرد.
تبلیغات

نظرات