بررسی بازی Sword of the Sea؛ به سوی رستگاری
سیزده سال پیش و در سال ۲۰۱۲ بود که بازی Journey توانست توجهات زیادی به خود جلب کند. آن بازی سراسر آرامش بود و تجربهای نوین در صنعت ویدیوگیم محسوب میشد. البته استودیو سازنده آن بازی قبلا هم آثار مشابهی ساخته بود، اما جِرنی بهترین ساخته آنها بود.
جرنی منبع الهام بازیهای زیادی شد و استودیو Giant Squid هم با توسعه Abzu سعی کرد اثری مشابه خلق کند. با این ابزو اثری خوب بود، اما هرگز نتوانست به استانداردهای جرنی نزدیک شود و با آن فاصله زیادی داشت.
نُه سال بعد از ساخت ابزو، استودیو جاینت اسکویید اثری مشابه عرضه کرده است: Sword of the Sea. آیا این ساخته توانسته است به بالاترین سطح کیفی برسد و تجربهای مشابه جرنی عرضه کند یا خیر؟ در این مطلب به بررسی این بازی و این سوال خواهیم پرداخت.
Journey توانسته بود اثری متفاوت، آرامشبخش و تاثیرگذار باشد. جرنی به دور از هیاهوهای معمول بازیهای ویدیویی، تجربهای آرام و به دور از هرگونه حاشیه بود و شخصیت اصلی باید در محیطهای مختلف به کاوش میپرداخت.
از این حیث، Sword of the Sea هم تجربهای مشابه ارائه میکند. هدف از این بازی ساده است: شما باید در بقایای یک تمدن گمشده به کاوش بپردازید تا ماموریت خود را تکمیل کنید. او باید زندگی را به این نقاط بازگرداند.
شخصیت اصلی در این بازی وسیلهای به اسم هاورسورد (Hoversword) دارد که طبق توضیحات سازندگان ترکیبی از اسنوبرد، اسکیتبرد و تخته موجسواری است. ترابرد بازیکن با این وسیله صورت میگیرد و از آن برای جابجایی در محیط استفاده میشود.
هاورسورد قابلیتهای مختلفی دارد که در پیشروی در مناطق به شما کمک میکند. این قابلیتها با گذشت زمان به بازیکن ارائه میشوند. بهعلاوه، با پرداخت سکه درون بازی میتوانید قابلیتهای دیگری هم خریداری کنید. البته بازی در اهدای سکه به بازیکن بسیار بخیل است و این قضیه میتوانست خیلی بهتر مدیریت شود.
از قابلیتهای حاضر در بازی میتوان به دبل جامپ، تریپل جامپ یا امکان فرود آمدن (Landing) اشاره کرد. برخی قابلیتها برای انجام حرکات نمایشی هم در بازی حاضر هستند که البته خیلی مورد استفاده قرار نخواهند گرفت و تنها چند Trial در بازی وجود دارند که باید با انجام حرکات نمایشی امتیاز به دست آورید.
برای هاورسورد قابلیتهای خوبی طراحی شده است که باعث میشوند لذت کاوش در بازی دوچندان شود. بهعلاوه، در هر محیط با ارائه قابلیت جدید امکان استفاده از آن هم فراهم شده است تا به خوبی بتوان از آنها بهره برد.
بازی تنوع محیطهای بالایی دارد. از محیطهای صحرایی که به شدت یادآور جرنی هستند، تا مناطق زمستانی و برفی و زمینهای پر از مواد مذاب. هدف بازیکن تبدیل این مناطق به محیطهای آبی است. پس از این کار، محیطهای حاضر جان تازهای خواهند گرفت و ماهیها و دیگر موجودات دریایی به محیط میآیند.
در این بین، باید پازلهای مختلفی حل کنید که البته سطح دشواری آنها بالا نیست و برای ارائه تجربهای چالش برانگیزتر در بازی تعبیه شدهاند. در کنار این پازلها، ارائه قابلیتهای جدید و ویژگیهای مختص هر محیط، کاوش در بازی روندی متفاوت خواهد داشت و بازیکن به هیچ وجه احساس خستگی و تکراری بودن نمیکند.
در واقع کاوش در بازی به حدی جذاب است که ممکن است بدون هیچ هدفی در مناطق مختلف سیر کنید و از آن لذت ببرید! میتوانید با موج ماهیها همراه شوید، روی دوش یک دلفین سواری کنید و یا صرفا محیط بازی را تماشا کنید و از آن لذت ببرید.
در هر محیط و مرحله برخی موارد مخفی هم حضور دارند. میتوانید به دنبال سکه بگردید، یا نوعی صدف جمعآوری کنید و سوار حیوانات مختلف شوید. از همه مهمتر، کتیبههای سنگی در بازی حاضر هستند که جزئیات داستانی مختلفی به شما ارائه میکنند.
داستان Sword of the Sea بدون هیچگونه دیالوگی روایت میشود و با پیشروی در بازی به صورت خودکار متوجه داستانش خواهید شد. متاسفانه داستان بازی در حد دیگر اجزای آن عمل نمیکند و با داستانی بسیار ساده روبرو هستیم و به سختی بتوان پیام و هدفی پشت آن درک کرد.
در عوض، این داستان سعی میکند لحظات هیجانی و مهمی رقم بزند تا دوباره بازیکن را به ادامه مسیر ترغیب کند. خود روند داستانسرایی به خوبی اتفاق میافتد و به خوبی اتفاقات را روایت میکند؛ اما مشکل اینجا است که داستانی که روایت میشود خیلی جذاب نیست.
اگر بخواهیم بُعد گرافیک را بررسی کنیم، باید گفت Sword of the Sea دقیقا شبیه یک تابلوی نقاشی پر جزئیات به نظر میرسد. محیطها و اجزای طراحی شده در آن بسیار چشمنواز هستند و از دیدن آنها سیر نخواهید شد.
در کنار تنوع محیطی و ارائه زیستبومهای متفاوت، بازی از نظر گرافیک فنی هم عملکرد خوبی دارد و گرافیک در حد و اندازههای بهترین آثار ارائه میکند. وجود قطعات موسیقی زیبا هم مزید بر علت شده است تا بازیکن از این اثر لذت ببرد.
زیبایی بصری بازی در کنار قطعات موسیقی آن و خود گیمپلی و لذت سواری گرفتن از هاورسورد باعث میشوند در تمام مدت تجربه بازی از آن لذت ببرید و به مدت سه ساعت آرامش بینظیری را تجربه کنید.
در مجموع، Sword of the Sea از آن دست آثاری است که بار دیگر به همگان ثابت میکند صنعت ویدیوگیم یک هنر است؛ هنری تعاملی که امکان کاوش و غرق شدن در محیط گرم صحرایی یا زمستان سرد کوهستانی را فراهم میکند. چه گیمر باشید و چه گیمر نباشید، لذت نبردن از این بازی دشوارتر از لذت بردن از آن است. شاید این بازی به مانند جرنی جریانساز نباشد، اما به شدت دوستداشتنی است.
Sword of the Sea
نقاط قوت
- تکرارپذیری بسیار بالا
- موسیقیهای گوشنواز
- تجربهای سرشار از لذت و آرامش
- طراحی هنری و محیطی خیرهکننده
- قابلیتهای مختلف و جذاب هاورسورد
- داستانسرایی جذاب بدون هیچگونه دیالوگی
نقاط ضعف
- داستان سرراست و بدون هیچ پیام خاصی
- بازی میتوانست در اهدای سکهها دستودلبازتر باشد