// چهار شنبه, ۱۱ دی ۹۸ ساعت ۲۲:۵۹

مایکل بی در فیلم Six Underground بار دیگر اشتباهات گذشته خود را تکرار می‌کند، اما در عوض صحنه‌های اکشن دیوانه‌واری را نیز ارائه داده است.

مایکل بی بیشتر برای کارگردانی فیلم‌های اکشنی چون دو قسمت اول فیلم Bad Boys (پسران بد) و پنج قسمت از مجموعه فیلم Transformers (تبدیل شوندگان) شناخته می‌شود که حال راهی نتفلیکس شد تا دوباره ثابت کند که می‌تواند یک مجموعه بلاک باستری بزرگ را کارگردانی کند و حتی باعث موفقیت آن شود. نتفلیکس بودجه بزرگی را در اختیار بی قرار داد تا فیلم Six Underground (شش زیرزمینی) را کارگردانی کند که در این فیلم شاهد حضور بازیگران و چهره‌های بسیاری از جمله رایان رینولدز، دیو فرانکو، مانوئل گارسیا رولفو، آدریا آرجونا، کوری هاکینز، بن هاردی، پیمان معادی، ملانی لوران و لایور راز، هستیم و پاول ورنیک و رت ریس، نویسندگان آثاری چون فیلم Deadpool، فیلم Deadpool 2 و فیلم Zombieland، فیلمنامه این فیلم اکشن را نوشته‌اند که ایده اصلی فیلم نیز از آن‌ها بوده است. حال پس از اینکه مجموعه تبدیل‌شوندگان با فیلم Bumblebee نشان داد که می‌تواند بدون بی به روزهای اوج بازگردد، سؤال اصلی این است که بی توانسته بدون این مجموعه دوباره روزهای خوب فراموش شده‌اش را پیدا کند؟ با نقد زومجی همراه باشید.

ادامه این مطلب ممکن است بخش‌هایی از داستان فیلم Six Underground را برای شما فاش کند

فیلم Six Underground

فیلم Six Underground با نمایش یک صحنه اکشن بزرگ آغاز می‌شود که شاید حتی آن را بتوان بهترین قسمت فیلم دانست

فیلم Six Underground داستان یک گروه شبه‌نظامی زیر زمینی که شامل ۶ عضو می‌شود، را دنبال می‌کند که مرگ خود را جعل کرده‌اند و اکنون مثل روح زندگی می‌کنند و حال آن‌ها ماموریتی دارند که در آن باید حاکم دیکتاتور یک کشور خیالی به‌نام تورگستان را پایین بکشند و برادرش را برای بازگردادن صلح و آرامش جانشین او کنند. اگرچه داستان فیلم کاملا کلیشه‌ای است و بارها آن را در فیلم‌ها و سریال‌های مختلفی دیده بودیم، اما در چنین فیلم‌هایی قطعا بخش اکشن و روند اتفاقات نقش مهم‌تری را دارند که موفقیت یا عدم موفقیت فیلم به رعایت و اجرای صحیح و درست این نکات وابسته است. فیلم Six Underground با نمایش یک صحنه اکشن بزرگ آغاز می‌شود که شاید حتی آن را بتوان بهترین قسمت فیلم دانست. در طول صحنه شاید یک تعقیب و گریز بزرگ هستیم و در طول آن صحنه‌های جذاب و پر هیجانی نیز خلق می‌شود که امضای مایکل بی نیز در هر گوشه آن قابل مشاهده است. اگرچه صحنه اکشن ابتدایی فیلم شروع بسیار خوبی برای فیلم محسوب می‌شد، اما اغراق بیش از حد در بسیاری از بخش‌ها و همچنین اسلومشن‌های پیاپی کمی به کیفیت آن ضربه زده و به‌نظر می‌رسد که بی هنوز نتوانسته انفجارهای بزرگ و پیاپی و ماشین‌های گران‌قیمت فیلم Transformers را فراموش کند و همین موضوع باعث می‌شود تا ما هر لحظه منتظر این باشیم که یک ماشین به یک ربات غول پیکر تبدیل شود!

فیلم Six Underground

مایکل بی در فیلم Six Underground از اشتباهات گذشته خود درس نگرفته است

با وجود شروع نسبتا طوفانی فیلم، اما در ادامه فیلم به یک سراشیبی سقوط عمیق و بزرگ می‌رسد و درواقع فاصله اولین صحنه اکشن فیلم با دومین صحنه اکشن به‌حدی طولانی و خسته کننده است که ادامه تماشای فیلم را سخت می‌کند و در ادامه شاهد دو صحنه اکشن بزرگ و چند صحنه اکشن کوچک دیگر نیز هستیم که با اینکه بیشتر این صحنه‌ها با کیفیت خوب و قابل قبولی همراه هستند، اما هرگز به سطح صحنه اکشن ابتدایی فیلم نزدیک نمی‌شوند و مایکل بی بیشتر ایده‌های خود را همان ابتدای فیلم خرج کرده و در ادامه دیگر چیز زیادی برای غافلگیر کردن مخاطب ندارد. درواقع فیلم در تلاش است تا پس از شروعش به معرفی شخصیت‌ها و گذشته‌ آن‌ها و دلیل پیوستن به این گروه بپردازد، اما به جز گذشته شخصیت یک (شخصیت اصلی فیلم) یا تا حدودی شخصیت هفت، سایر این صحنه‌ها نه کمکی به شخصیت پردازی هر یک از ۶ شخصیت دیگر فیلم می‌کند و نه حاوی نکته خیلی خاص و مهمی است که تاثیر خاصی روی فیلمنامه و داستان داشته باشد. درواقع در طول فیلم متوجه می‌شویم که این صحنه‌ها کمکی به پیش بردن داستان یا اهمیت شخصیت در داستان فیلم نمی‌کند و حتی اگر این صحنه‌ها از فیلم هم حذف می‌شدند، باعث نمی‌شد که خدشه‌ و لطمه‌ای به فیلمنامه یا داستان فیلم وارد کند و حتی می‌توانست باعث سرعت بخشیدن به اتفاقات و روند فیلم شود.

فیلم Six Underground

ویژگی هر شخصیت تاثیری در داستان و اتفاقات فیلم ندارد

در طول فیلم شاهد این هستیم که گفته می‌شود هر شخصیت دارای ویژگی است که به‌نظر می‌رسد ویژگی هر شخصیت نکته مهمی مثل فیلم Now You See Me یا مجموعه فیلم Ocean's است و دلیل درخواست برای پیوستن به گروه نیز توانایی و کاربردی بودن قابلیت هر شخصیت است، اما خیلی زود متوجه می‌شویم که قابلیت خیلی از شخصیت‌ها صرفا نمادین و نمایشی است و ما قرار نیست تفاوت خیلی زیادی در قابلیت و توانایی هر فرد را شاهد باشیم. درواقع در طول تماشای این فیلم احساس می‌کنیم که تفاوتی ندارد هر ۶ شخصیت دارای قابلیت‌های مشابه یا متفاوت باشند و کنار گذاشتن هر شخصیت در طول داستان خیلی تفاوتی در روند آن ایجاد نمی‌کند؛ چرا که ما قرار نیست دیگر دلیل پیوستن هر شخصیت به گروه را مرور کنیم و حتی در طول فیلم دیگر قرار نیست ببینیم که ویژگی هر شخصیت چه کاربردی در اتفاقات و مأموریت گروه دارد و درنهایت تمامی شخصیت‌ها قرار است کارهای مشابه‌ی را انجام دهند و حتی به‌طور مثال در هر مأموریت اگر از تیم متفاوتی هم استفاده می‌شد، بعید بود خیلی تاثیری در فیلم داشته باشد. همین موضوع یک ضربه سنگین و غیر قابل جبران به فیلم می‌زند و حتی با اینکه تیم بازیگری نسبتا خوبی نیز در فیلم شاهد هستیم، اما در فیلم قرار نیست از توانایی بازیگران به درستی استفاده شود و شاهد هدر رفتن پتانسیل هر شخصیت و بازیگر در فیلم هستیم.

فیلم Six Underground

ویژگی هر شخصیت در اتفاقات فیلم موضوع کم اهمیتی است

این موضوع حتی در مورد شخصیت منفی فیلم و برادرش نیز صادق است. درواقع فیلم تلاش می‌کند که نشان دهد این دو برادر درواقع عکس یکدیگر هستند، اما شخصیت پردازی دیکتاتور تورگستان نه به‌حدی باور پذیر است که بتوانیم اقدامات او را درک کنیم و نه می‌توانیم قبول کنیم که تورگستان کشوری فقیر با ترکیبی از ساختمان‌های فرسوده و نو است که در آن سرمایه‌داران و افراد ثروتمند از سراسر جهان برای تعطیلات خود یا حتی تجارت با این دیکتاتور به این کشور می‌آیند. درواقع او تلاش می‌کند تا با ترس و وحشت حکومتش را حفظ کند، اما ما واقعا تهدیدی برای او در طول فیلم را مشاهده نمی‌کنیم و در پایان هم نخواهیم فهمید که هدف او از این کارها چه بوده و حتی اگر فیلم تلاشی برای نمایش کارهای شرورانه او هم نمی‌کرد، تفاوتی در شخصیت‌پردازی او ایجاد نمی‌شد. در مقابل برادر حاکم تورگستان که پیمان معادی نقشش را بازی کرده، شخصیتی مثل یک منجی دارد، اما در طول فیلم ما تنها یک شخصیت ضعیف، بی اراده، خوش‌گذران و ترسو را می‌بینیم که تنها در لحظه آخر شاهد شجاعتش هستیم. همین شخصیت پردازی‌های ضعیف و عدم پرداخت مناسب در فیلمنامه باعث می‌شود تا فیلم Six Underground تا حدی که تلاش می‌کند یک فیلم اکشن و جدی باشد، جدی نگیریمش و تنها به یک فیلم یک‌بار مصرف تبدیل شود. نکته آزار دهنده دیگر فیلم جایی است که فیلم تلاش می‌کند تا با موضوعات سیاسی و پر رنگ جلوه دادن آن باعث شود تا بیننده فیلم را جدی‌تر دنبال کند، اما این موضوع تنها به کیفیت فیلم ضربه زده است.

فیلم Six Underground

شوخی‌ها و صحنه‌های کمدی فیلم سطحی و ضعیف کار شده‌اند

مایکل بی و تیم نویسندگان تلاش کرده‌اند تا بخشی از مشکلات فیلمنامه و شخصیت پردازی فیلم Six Underground را با اضافه کردن بخش‌های کمدی بپوشانند و به بهتر شدن فیلم کمک کنند، اما خبر بد این است که در این مأموریت نیز فیلم شکست بدی خورده است. با اینکه نویسندگان فیلم سابقه نوشتن فیلمنامه فیلمی مثل Deadpool یا Zombieland را در کارنامه خود داشته‌اند، اما شوخی‌های استفاده شده در فیلم، نه شوخی‌های خوب و با کیفیتی هستند و نه اینکه زمان استفاده آن‌ها مناسب است. اگرچه در طول فیلم شاهد چند شوخی جالب و به موقع هم هستیم، اما اکثر این صحنه‌ها بیشتر حکم یک بخش اضافه را دارند که نتوانسته‌اند به بهتر شدن فیلم کمک کنند و در عوض به بخشی عذاب‌آور در فیلم تبدیل شده‌اند که نسخه بهتر هر یک از این شوخی‌ها را می‌توان در فیلم‌های کمدی یا حتی فیلم‌هایی مثل Deadpool یا Zombieland مشاهده کنیم. حتی رتبه‌بندی سنی بزرگسال فیلم نیز نتوانسته نه به بهتر شدن شوخی‌ها کمک کند و نه حتی باعث شده تا مشکلات فیلم کمتر دیده شود. بخشی از این مشکلات درواقع به این موضوع بر می‌گردد که به‌طور مثال رایان رینولدز همان نقشی را بازی می‌کند که قبلا در هر دو قسمت فیلم ددپول یا فیلم The Hitman's Bodyguard دیده بودیم و حتی با اینکه وی تلاش کرده تا نقش متفاوتی را به نمایش بگذارد، اما او قرار نیست نقش متفاوتی را در طول فیلم بازی کند و درواقع همان چیزی را بازی کرده که ظاهرا بی و نتفلیکس از او خواسته‌اند و به‌دنبال آن بوده‌اند.

فیلم Six Underground

همان‌طور که در ابتدا هم گفتیم فیلم از تیم بازیگری نسبتا خوبی استفاده کرده، اما هیچگاه تصمیم به استفاده از توانایی‌های آن‌ها نداشته و به‌طور کلی هرگز از پتانسیل‌های هر یک به درستی استفاده نشده است. فیلم Six Underground مجموعه‌ای از تکرار اشتباهات گذشته مایکل بی در مجموعه فیلم Transformers و دیگر آثار وی است و فیلم بدون توجه به پتانسیل شخصیت‌های موجود در فیلم از جمله داستان و شخصیت‌ها، با مشکلات شدید فیلمنامه و شخصیت پردازی مواجه بوده و با اینکه شروع نسبتا خوبی دارد، اما خیلی سریع با صحنه‌های فلش بک خسته کننده و کم اهمیت، به یک سراشیبی سقوط می‌رود و حتی فراموش می‌کند که دلیل اهمیت ویژگی هر شخصیت را به بیننده بگوید و فیلم در پایان نشان می‌دهد که قرار نیست حرف جدیدی برای گفتن داشته باشد. درنهایت ما شخصیت‌هایی را میبینیم که توانایی آن‌ها خیلی اهمیتی در فیلم ندارد و حتی صحنه‌های کمدی و شوخی‌های سطحی و ضعیف فیلم نیز نتوانسته‌اند مشکلات شخصیت پردازی و فیلمنامه فیلم را پوشش دهند. در مقابل فیلم صحنه‌های اکشن دیوانه‌واری را ارائه می‌دهد که با اینکه کمی اغراق بیش از حد در آن نیز دیده می‌شود، اما همین صحنه‌های جذاب باعث می‌شود تا فیلم به اثری تبدیل شود که حداقل می‌تواند ارزش یکبار تماشا کردن را برای طرفداران فیلم‌های اکشن که دنبال داستان و یک اثر بی نقص نیستند، داشته باشد.

منبع زومجی

کاراکتر باقی مانده