استودیو Supermassive Games بعد از چهار سال با یک بازی ترسناک و داستان‌محور جدید بازگشته است. اما آیا Man of Medan هم‌اندازه با بهترین بازی سازندگان خود تا پیش از این یعنی Until Dawn، دوست‌داشتنی و جذاب به نظر می‌رسد؟

The Dark Pictures: Man of Medan

سوپرمسیو گیمز تا پیش از عرضه‌ی بازی Until Dawn به هیچ عنوان استودیویی نبود که مخاطبان و منتقدان همزمان آن را جدی بگیرند. اما این اثر جالب که با تمامی نقص‌های خود به خوبی حس‌وحال تماشای یک بی‌مووی ترسناک اما دوست‌داشتنی را به دنیای بازی‌های ویدیویی می‌آورد، کم‌وبیش توانست سازندگان خود را به‌عنوان طراحان یک زیرژانر ترکیب‌شده و شخصی در مدیوم ویدیوگیم معرفی کند. نتیجه هم چیزی نبود جز اینکه تقریبا همگان فارغ از آن که چه نظری درباره‌ی محصول مورد بحث داشتند، آن را یک فیلم ترسناک با داستان‌گویی تعاملی صدا بزنند که نمونه‌ی عینی دیگری در جهان هنر هشتم ندارد. بااین‌حال مدتی طول کشید تا سوپرمسیو دوباره به سراغ تولید آثاری از این‌دست برود و مجموعه‌ی آنتولوژی The Dark Pictures را معرفی کند. یک IP جدید ویدیوگیمی که هرچندوقت یک بار اثری جدید و نه‌چندان بلند و نه‌چندان کوتاه را تحویل مخاطبان خواهد داد و هر بار قصه‌ای از جنس داستان‌های یک مدل فیلم ترسناک را روایت خواهد کرد. اما در عین آن که سوپرمسیو برنامه‌های بلندی برای The Dark Pictures دارد و می‌خواهد هفت بازی ویدیویی را در قالب آن به بازار بفرستد، نمی‌توان انکار کرد که موفقیت یا شکست این پروژه وابسته به موفقیت یا شکست نخستین قسمت آن یعنی Man of Medan خواهد بود. چرا که شاید بازی‌های مجموعه مورد بحث هرکدام داستان‌هایی مستقل از یکدیگر را روایت کنند، اما بدون شک گیم‌پلی و در کل فضای کم‌وبیش مشترکی دارند و فقط جلب شدن نظر مخاطبانِ هدف به Man of Medan است که نشان می‌دهد با این اوصاف آیا The Dark Pictures آینده‌ای خواهد داشت یا زودتر از چیزی که سازندگان می‌خواستند، به پایان می‌رسد. پس قبل از اینکه بیشتر به واکاوی نقاط قوت و ضعف محصول و نتیجه‌گیری درباره‌ی سطح کیفی آن برسیم، می‌توانید بررسی ویدیویی زومجی از ساخته‌ی جدید خالقان Until Dawn را به تماشا بنشینید و وقتی این کار را انجام دادید، همراه ما نگاهی مفصل‌تر به نقطه‌نقطه‌ی بازی بیاندازید.

دانلود از آپارات | تماشا در یوتیوب

بازی The Dark Pictures: Man of Medan از بسیاری مناظر همان ساختار حاضر درون Until Dawn را در فرمی نسبتا متفاوت و با اعمال برخی تغییرات ارائه می‌کند. به‌گونه‌ای که در سرتاسر آن می‌توان عناصری را یافت که به شکلی واضح نسخه‌ی جایگزین‌شده‌ی عنصری مهم در همان بازی هستند و به دلایل متفاوت تغییراتی را تجربه کرده‌اند. مثلا اگر در Until Dawn توتم‌هایی وجود داشتند که بازیکن با پیدا کردن آن‌ها می‌توانست یک آینده‌ی احتمالی را ببیند و این‌چنین شانس بهتری برای برگزیدن تصمیماتی درست‌تر داشته باشد، در Man of Medan هم تابلوهایی وجود دارند که اگر در زمان درست و با شخصیتِ درست به آن‌ها بنگرید، چنین موردی را البته به شکلی ناواضح‌تر تقدیم‌تان می‌کنند. در عین حال، بزرگ‌ترین وجه تمایز Man of Medan نسبت به آن اثر در مدت‌زمان و قیمت‌گذاری‌اش است.

امکان تجربه‌ی آفلاین یک الی پنج‌نفره و کوآپ دونفره‌ی آنلاین، برچسب قیمت ۳۰ دلاری اثر، مدت‌زمان چهار تا پنج‌ساعته‌ی آن و ارزش تکرار بالایی که باتوجه‌به میزان تاثیرگذاری انتخاب بازیکن در سرنوشت شخصیت‌ها دارد، Man of Medan را به محصولی منصفانه تبدیل کرده‌اند

موردی که باعث می‌شود سازندگان بدون نیاز به بلند کردنِ بیش از اندازه‌ی بازی و به تکرار انداختن آن (موردی که تبدیل به جدی‌ترین ایراد نیمه‌ی دوم و چندساعته‌ی Until Dawn شده بود) از جوانب گوناگون در بخش‌های پایانی، اثرشان را قبل از اینکه برای بازیکنان اصلیِ خود خسته‌کننده شود، به پایان برسانند. از طرفی هم برچسب ۳۰ دلاری قیمت اثر کاملا با محتوای ارائه‌شده از سوی سازندگان برای آن جور درمی‌آید و بازی Man of Medan را از این نظر به محصولی منصفانه تبدیل می‌کند. اثری که می‌توان آن را به شکل تک‌نفره و دو الی پنج‌نفره و آفلاین بازی کرد و حتی امکان پشت سر گذاشتنش به‌صورت کو-آپ دونفره و آنلاین هم وجود دارد.

The Dark Pictures: Man of Medan

نکته‌ی پررنگ دیگر درباره‌ی بازی آن است که تعامل مخاطب با آن محدودیت‌های خاص خود را دارد. Man of Medan اثری نیست که در آن با یک گیم‌پلی چالش‌برانگیز و به خودیِ خود جذاب سر و کار داشته باشید که بارِ اصلی ایجاد کشش در وجود مخاطب نسبت به اثر را به دوش بکشد. به همین خاطر هم قبل از تصمیم‌گیری درباره‌ی رفتن یا نرفتن به سراغ بازی باید بدانید که در آن تقریبا کارهایی به‌جز نوع خاصی از دکمه‌زنی‌ها، تعامل ساده با اشیا، مطالعه‌ی متون، تماشای کات‌سین‌ها، جابه‌جایی در محیط‌ها و انتخاب دیالوگ‌ها انجام نخواهید داد. اما ترکیب تک‌تک این موارد با داستان ترسناک بازی و روایت مناسب اثر تجربه‌ای را ساخته‌اند که علاقه‌مندان به این زیرژانر در دنیای بازی‌هایی ویدیویی احتمالا آن را دوست خواهند داشت.

 
 

در حقیقت ترکیب همین عناصر ساده در گیم‌پلی بازی وقتی به خدمت ایجاد فضاسازی‌های ترسناک برای بازیکن درمی‌آید، کاری می‌کند که اثر در انجام وظیفه‌ی خود موفق باشد. مثلا دکمه‌زنی‌های بازی شاید به خودی خود خاصیت عجیبی نداشته باشند، اما وقتی تبدیل به عناصری حیاتی برای پرت نشدن حواس بازیکن از بازی می‌شوند و اجازه نمی‌دهند که او هنگام آغاز شدن یک کات‌سین تکیه بدهد و با آرامش آن را تماشا کند، حکم عنصری مهم در گیم‌پلی را پیدا می‌کنند. عنصری که در یک بازی بدون صفحه‌ی Game Over که تمامی اتفاقات افتاده در آن غیر قابل برگشت هستند، می‌تواند به مراتب مهم‌تر از دیگر ویدیوگیم‌ها به نظر برسد.

مخصوصا به این خاطر که حجم قابل توجهی از این دکمه‌زنی‌ها می‌توانند منجر به زنده ماندن، مرگ یا حداقل شکل‌گیری قسمتی کلیدی از قصه بشوند و به همین خاطر بازیکن پس از چند بار اشتباه در انجام دادن آن‌ها، دیگر به خود اجازه نمی‌دهد که حتی یک لحظه بدون توجه کافی اثر را دنبال کند. نتیجه‌ی توجه بیشتر او به همه‌چیز هم می‌شود آن که سازندگان فرصت‌های بیشتری برای ترساندن وی داشته باشند و این یعنی یک تعادل مناسب که به گیم‌پلی Man of Medan هویت می‌بخشد.

Man of Medan

از آن‌سو نوشته‌های پخش‌شده در سرتاسر محیط‌ها هم نه‌تنها کارکرد مناسبی برای روایت غیرمستقیم پیشینه‌ی داستانی و افزایش درک گیمر از تمام حوادث جریان‌یافته در حول کاراکترها دارند، بلکه باز هم فرصت‌های تازه‌ای برای ترساندن را تقدیم سازندگان می‌کنند. به بیان بهتر چون گیمر دائما می‌خواهد تمامی نوشته‌ها و حتی لوازم پخش‌شده در دنیای بازی را پیدا کند و گاهی با پیدا کردن آن‌ها انتخاب‌های داستانی جدیدی را نیز برای شخصیت‌ها آزاد خواهد کرد، پس احتمالا با حساسیت بیشتری محیط‌ها را می‌گردد و در نقاط متعددی از محیط‌هایی تاریک، با جامپ‌اسکرهای تأثیرگذار مواجه می‌شود. جامپ‌اسکرهایی که سازندگان در طراحی آن‌ها خوش‌فکر بوده‌اند و اکثرشان با تفاوتی واضح ولو اندک نسبت به یکدیگر به بازیکن ارائه می‌شوند. همین هم کاری می‌کند که مخصوصا در اواسط بازی، بارها و بارها وقتی که فکر می‌کنید دست سازندگان را خوانده‌اید و دیگر قرار نیست با یک ترس هیجانی، شدیدتر از قبل تحت تاثیر وحشت تولیدشده توسط Man of Medan قرار بگیرید، باز هم بهانه‌ای برای ترسیدن پیدا کنید.

نحوه‌ی روایت مناسب بازی باعث می‌شود که بازیکنانِ هدف علاوه‌بر درگیری با داستان Man of Medan، از همین حالا هم نیم‌نگاهی به بازی‌های دیگری داشته باشند که در مجموعه‌ی The Dark Pictures عرضه می‌شوند

The Dark Pictures: Man of Medan

دوربین بازی با اینکه همواره در طراحی قاب‌های ثابت و متحرک جذاب و سینمایی موفق است، گاهی کنترل شخصیت‌ها را برای مخاطب با مشکلاتی مواجه می‌سازد

البته همان‌قدر که عناصر یادشده به سازندگان فرصت موفقیت در ایجاد ترس داده‌اند، ایرادهای بازی گاهی مانع موفقیت آن‌ها می‌شوند. از ایرادهای فنی اثر همچون افت فریم‌ها و لگ‌های گاه و بی‌گاهی که بعضا وسط یک لحظه‌ی ترسناک از راه می‌رسند و آن را خراب می‌کنند گرفته تا بزرگ‌ترین مشکل اثر که به افت همه‌جانبه‌ی آن در پرده‌ی سوم داستان بازمی‌گردد. در حقیقت از آن‌جایی که Man of Medan حجم قابل توجهی از اتمسفر خود را بر پایه‌ی رازآلود بودن داستان شکل می‌دهد و این اتمسفر نقش به‌سزایی در شکل‌گیری حس مخاطب نسبت به آن دارد، وقتی در پایان‌بندی به اکثر جواب‌ها رسیده‌اید و صرفا می‌خواهید آن را به پایان برسانید، دیگر جذابیت سابق را ارائه نمی‌دهد. تازه در این قسمت از بازی جامپ‌اسکرها هم کم‌تر و کم‌اثرتر می‌شوند و مخاطب را با محصولی روبه‌رو می‌کنند که فقط اگر داستانی غیرکلیشه‌ای و واقعا قدرتمند را ارائه کرده بود، می‌توانست از این سقوط نسبی جان سالم به در ببرد. اما نیمه‌ی پر لیوان هم آن‌جایی به چشم می‌خورد که می‌بینیم ضعیف‌ترین بخش اثر، تبدیل به کوتاه‌ترین قسمت آن هم شده است و برخلاف Until Dawn که سه الی چهار ساعت با چنین مشکلاتی مواجه می‌شد، Man of Medan کم‌وبیش طی چهل دقیقه آن را تمام می‌کند.

Man of Medan

قدرت فنی بازی اما منهای اشکالات یادشده انکارناپذیر است. چون محیط‌های آن تنوع نسبی لازم را دارند، انیمیشن‌های به کار رفته در صورت‌های شخصیت‌ها عالی هستند و قاب‌بندی‌های بازی هم به اندازه‌ی کافی سینمایی جلوه می‌کنند. هرچند که آن‌ها گاهی باعث می‌شوند که ایرادات سیستم کنترل شخصیت‌ها و برخی ضعف‌های سیستم فیزیک اثر بیشتر به چشم بیانید و بازیکن کمی در جابه‌جا کردن کانرد، جولیا، فلیس، برد و الکس در دنیای اثر معطل شود.

چه در هنگام تجربه‌ی تک‌نفره و چه وقتی که بازی را به‌صورت آفلاین یا آنلاین به همراه دوستان خود تجربه می‌کنید، Man of Medan تقریبا هیچ‌وقت از نظر فنی مخاطب خود را آزار نمی‌دهد

ورای تصویرسازی‌ها اما صداگذاری‌های عالی محصول را داریم که دائما وقتی محیط‌ها ترس لازم را به وجودمان القا نمی‌کنند، باز هم در کشیدن‌مان به اعماق بازی موفق هستند. از موسیقی‌هایی که دائما با حس‌وحال بازی جور درمی‌آیند تا تغییرات ناگهانی در شدت صدا که به جامپ‌اسکرهای بصری کمک می‌کنند و بعضا هم خودشان تبدیل به‌نوعی جامپ‌اسکر می‌شوند. نتیجه‌ی نهایی هم چیزی نیست جز آن که وسط شنیدن صداهای آزاردهنده‌ی محیطی و صداگذاری‌های قابل قبول انجام‌شده برای کاراکترها، مخاطب همواره هنگام بازی کردن Man of Medan خود را در حال مواجهه با اثری ببیند که در انجام وظیفه‌خود عملکردی خوب دارد و با وجود رنج بردن از اشکالاتی انکارناپذیر، تقریبا تبدیل به همان‌چیزی می‌شود که از آن انتظار می‌رفت.

این بازی روی پلتفرم پلی‌استیشن 4 پرو بررسی شده است.

منبع زومجی

The Dark Pictures: Man of Medan

برای مخاطبانی که می‌توانند با یک بازی اشکال‌دار اما موفق در ارائه‌ی محتوایی متناسب با برچسب قیمت خود کنار بیایند، The Dark Pictures: Man of Medan محصول لایق توجهی خواهد بود. محصولی که سازندگان مشخصا آن را با منابع کمتری نسبت به اثر موفق قبلی خود یعنی Until Dawn تولید کرده‌اند اما هم به تنهایی در تبدیل شدن به یک بازی ترسناک با داستان‌گویی تعاملی موفق می‌شود و هم در وسوسه‌ی مخاطب برای بازی‌های بعدی یک مجموعه جدید مشکل خاصی ندارد. نتیجه هم آن است که وسط توجه به ایرادهای فنی و مهم بازی و افت قابل توجه سطح کیفی آن در برخی بخش‌ها، Man of Medan محصولی باشد که گیمرهایی را که به هدف تجربه‌ی یک Until Dawn دیگر به سراغش بروند، ناامید نحواهد کرد.

7.5

نقاط قوت

  • + صداگذاری‌های تاثیرگذار و کم‌نقص
  • + فضاسازی قوی و تنوع در طراحی جامپ‌اسکرها
  • + گرافیک فنی قابل قبول و وجود جزئیات عالی در انیمیشن‌ها
  • + اثرگذاری جدی و فکرشده‌ی انتخاب‌های بازیکن روی داستان

نقاط ضعف

  • - افت ترس و سطح قصه‌گویی بازی در پرده‌ی سوم داستان
  • - افت فریم‌های گاه و بی‌گاه و دیر بارگذاری شدن تعداد اندکی از بافت‌ها

اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده