پرش به محتوای اصلی

نقد انیمیشن مامور اهریمن (Demon Agent) | اتحاد انسان و شیطان

مطالعه ۹ دقیقه
شخصیت‌های انیمیشن مامور اهریمن (Demon Agent) در میان یک شهر با معماری سنتی

مامور اهریمن با نگاهی نمادین به نظریات یونگ، همزیستی انسان و اهریمن را به بستری برای رویارویی با لایه‌های تاریک روان بدل کرده است. همراه زومجی باشید.

انیمیشن‌‌ها از آن جهت برای مخاطب بزرگسال نیز جذابیت دارند که دنیایی که درشان به‌‌تصویر کشیده می‌شود، تنها مختص کودکان نیست. در انیمیشن مخاطب ممکن است با یک جهان فلسفی و یا روانشناختی روبه‌رو شود که شاید تاکنون در میان فیلم های روانشناسی ندیده باشد. دنیایی که در برخی از انیمیشن‌‌ها تجربه می‌‌‌‌شود، از نظر جهان‌بینی دنیایی سنگین است که مامور اهریمن نیز یکی از همان‌ انیمیشن‌ها است. حالا در ادامه این نقد به این می‌پردازم که چرا این انیمیشن دنیایی خاص را رقم زده است.

در ادامه داستان فیلم لو می‌‌رود

انیمیشن مأمور اهریمن فراتر از یک روایت فانتزی و کارآگاهی است که جهانی نمادین از رویارویی انسان با بخش انکارشده‌ی روان خود و جامعه‌ اطرافش می‌‌‌‌سازد. جهان داستان با همزیستی انسان‌ها و اهریمنان در کنار هم زمینه‌‌ساز خلق دنیایی شده که جنبه‌ای روانشناختی به خود گرفته است. در ابتدای این انیمیشن زمانی که آسو و میا با یکدیگر آشنا می‌شوند، میا وعده‌ی شهری به‌نام چانگ آن را می‌دهد که در آن اتحادی میان انسان‌ها و اهریمنان شکل گرفته است. از همین جا چانگ آن، بستری می‌شود برای خلق کشمکش‌های روایت. این شهر در خوانش کهن‌الگویی یونگ، گرانش آن را دارد که مانند یک شخصیت مستقل تحلیل شود. در این نگاه، چانگ‌آن فقط محل زندگی شخصیت‌ها نیست، بلکه جغرافیایی است که ترس‌ها، امیال سرکوب‌شده، تضادهای اجتماعی و جنبه‌های پنهان روان انسان در آن آشکار می‌شوند.

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که این انیمیشن با خود حمل می‌کند، کهن‌الگوی سایه است

از دیدگاه یونگ، سایه به بخش‌هایی از روان اشاره دارد که فرد انکارشان می‌کند و نمی‌تواند باهاش کنار بیاید. حالا چانگ‌‌‌آن شبیه همین روان انسان عمل می‌کند. چهره‌ای دوگانه که بخشی از آن درگیر شکوه و نظم است و بخشی دیگر پر است از نابرابری و تضادهای طبقاتی و هویتی که انسان‌ها در حال پس زدن‌‌‌اش هستند. درواقع این شهر بخشی از سایه جمعی را با خود حمل می‌کند، همان قسمتی که اهریمن‌ها زندگی می‌کنند. از طرفی دیگر چانگ‌‌آن را می‌توان تصویری از ناخودآگاه جمعی در نظر گرفت، چراکه انباشتی از تجربه‌های آدم‌ها را بخاطر اتحاد بین انسان و اهریمن و جنگ قبلی در خود جای داده است. این شهر تناقض‌های درونی انسان‌ها را در مقیاسی بزرگ‌تر به‌تصویر می‌‌‌‌‌کشد. چانگ‌آن شخصیتی با هویتی روان‌شناختی است. شهری که بخاطر گذشته‌‌اش پر از آشوب است و سایه‌های زیادی را با خود حمل می‌کند.

یکی از مهم‌ترین مفاهیمی که این انیمیشن با خود حمل می‌کند، کهن‌الگوی سایه است. در شهر چانگ آن شیاطین به‌همراه انسان‌ها پس از یک اتحاد کنار یکدیگر زندگی می‌کنند. در یک خوانش یونگی این اتحاد را می‌توان کنار آمدن آدمی با لایه‌‌های تاریک روان‌اش در نظر گرفت. شیاطین در چانگ آن الزاما شرور نیستند اما گاهی انسان‌ها تحمل زندگی در کنارشان را ندارند. این همان تفسیری است که یونگ از بخش تاریک وجود انسان دارد. از این منظر، حضور شیاطین در جهان داستان، تنها یک تمهید فانتزی برای خلق تعلیق و رویارویی خیر و شر نیست بلکه جهانی نمادین است برای نشان دادن بحران‌هایی که در بطن شهر جریان دارند. در اندیشه یونگ فردیت زمانی به‌‌دست می‌آید که روان آدمی ویژگی‌هایی مثل سایه، پرسونا و... را در نهایت تعامل با یکدیگر قرار دهد. حالا در چانگ‌آن زمانی که شهر در حال برگزاری جشن اتحاد است، شیاطین نقاب خود را می‌اندازند و با انسان‌‌ها می‌رقصند. شهر در این خوانش به دنبال رسیدن به فردیت، همه‌ی عناصر را کنار یکدیگر قرار می‌دهد و می‌خواهد تصویری متعالی از خود را به‌‌تصویر بکشد.

حالا نکته‌‌ی جالبی که در این بین وجود دارد این است که مفهوم خیر و شر با دیدگاه یونگ در این اثر گره می‌خورد. در این انیمیشن فیلمساز سعی کرده تا بجای استفاده از مفهوم مطلق این کهن‌الگو، از تقابل سایه استفاده کند. از دید مامور اهریمن، شر همان بازتابی از سایه وجودی است که می‌‌توان کنترلش کرد و باهاش کنار آمد. درواقع شر، بازتاب همان چیزی است که انسان انکارش کرده است. درنهایت انیمیشن با توجه به این مفهوم فلسفی به این پرسش می‌رسد که آیا انسان با نابودی اهریمن (سایه) به خیر (فردیت) می‌رسد، یا زمانی به خیر نزدیک می‌شود که با اهریمن درون خود (سایه) ملاقات کند؟ درنهایت می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که در پس جهان روایی مامور اهریمن، معنایی روانشناختی وجود دارد. شاید در ظاهر قهرمانان قصه به‌دنبال نابودی شر باشند اما در بطن اصلی ماجرا این نبرد در روان آدمی رخ می‌دهد. درست همانجایی که نیروی شر قصد نابودی اهریمن را دارد همانجا اهریمنان چانگ‌آن را نجات می‌دهند. درواقع این اتحاد استعاره‎‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ای است از همزیستی انسان با سایه‌هایش و انکار نکردن آن.

نکته‌‌ی جالبی که در این بین وجود دارد این است که مفهوم خیر و شر با دیدگاه یونگ در این اثر گره می‌خورد

در مامور اهریمن، معاون وزیر دی، یعنی چانگ سون در فرم روایی خود به‌عنوان ضدقهرمان ظاهر می‌شود. او کسی است که قصد دارد تا دوباره مهر آتش آسمانی را فعال کند. او با این فکر که موجودات اهریمنی قابل کنترل و همزیستی نیستند، نقشه‌ شوم‌اش را می‌کشد. چانگ سون در یک خوانش یونگی کسی است که از سایه‌های خود می‌هراسد و بجای کنار آمدن با آن‌ها تصمیم به جنگیدن می‌گیرد. ترس‌‌ها، ناکامی‌ها و فقدان این شخصیت در قالب اهریمنان ظاهر می‌شوند و او راحت‌ترین راه را نابودی آن‌‌ها می‌‌بیند. چانگ سون از نظر کهن‌الگویی شخصیت مهمی در این روایت به‌حساب می‌آید، چراکه خود در برخورد با سایه‌ها مولد نیروی شر است. درواقع در یک خوانش یونگی این شخصیت مولد یک جهان استعاری مهمی شده و آن این است که شر عدم تفاهم با سایه‌هاست و خیر، مخلوق آشتی با آن‌‌ها.

روایت شاید در ابتدا برای مخاطب اینگونه مرزبندی کند که خیر متعلق به جبهه‌‌‌ی آدم‌هاست و شر متعلق به اهریمنان. اما درنهایت اثر اینگونه جهانش را برای مخاطب معنا می‌کند که گاهی فرافکنی سایه‌ها نیز در تولید شر دخالت دارند. چانگ سون، تمام صفات اهریمن را در خودش جمع کرده و به بهانه خیر، خودش را در قالب یک شر بزرگ عرضه می‌کند. درواقع در انتهای این پرداخت یونگی روایت این را می‌خواهد بگوید که در پس زدن سایه، چیزی جز خلق شر مطلق وجود ندارد. اما نماد مهمی در مامور اهریمن وجود دارد و آن دو پرنده تک‌بال هستند. این پرنده‌‌ها ریشه‌ای کهن‌‌‌الگویی در چین باستان دارند و انیمیشن از طریق این کهن‌الگو دست به معناسازی می‌زند. در خوانش کهن‌الگویی یونگ، این پیوند را می‌توان همان همزیستی با سایه‌ها در نظر گرفت. اهمیت این کهن‌الگو زمانی خودش را نشان می‌دهد که در قالب یک نماد روایی مولد قلب چانگ‌آن نیز می‌شود. پس دوباره به همان نتیجه قبلی می‌رسیم، اینکه‌ شهر چانگ‌آن بواسطه‌ی اتحاد میان خیر و شر بوجود آمده است.

اما انیمیشن مامور اهریمن یک مجرای روایی و کهن‌الگویی دیگری را نیز برای این پرنده‌‌ها باز می‌کند. حالا که اتحاد بین انسان و اهریمن بیش از همیشه شکننده‌تر شده و قرار است که همه چیز فرو بریزد، پرهای این مرغ به‌عنوان تیر جهت‌دار در جبه‌ی شر استفاده می‌شوند. این تناقض، مفهومی یونگی را با خود حمل می‌کند و ما را باز هم به کارکرد دوگانه سایه می‌رساند. انیمیشن دو جهت برای این پرندگان متصور شده است، زمانی که زندگی می‌بخشند و هنگامی که دست به خون‌ریزی می‌زنند. حالا این پرندگان بال به بال تناقض درونی شخصیت چانگ آن را نیز مشهود می‌کنند. همان تقابل همیشگی خیر و شر، آفرینش و مرگ، سایه و فردیت و اتحاد و نابودی. انیمیشن مامور اهریمن مفاهیم بسیار متعددی از کهن‌الگوها و اندیشه‌‌های یونگی را در خود جای داده است. تا جائی که گاهی احساس می‌شود فیلمنامه دیگر تحمل این همه نشانه را ندارد و روایت نمی‌‌تواند آنها را با خود حمل کند. درواقع این جهان کهن‌‌الگویی نیاز به زمان بیشتری برای پرداخت دارد، چراکه مولد دنیایی به‌شدت عمیق در درام مامور اهریمن شده است.

انیمیشن مامور اهریمن از لحاظ لایه ساختاری و درام اثری به‌شدت شلوغ است

انیمیشن مامور اهریمن از لحاظ لایه ساختاری و درام اثری به‌شدت شلوغ است. شلوغ نه به این معنا که نتوانسته ایده‌هایش پرداخت کند بلکه از این جهت که ترافیک عناصر دنیای سنگینی که ساخته فرصت نمایش را به هسته اصلی داستان نمی‌دهد. مامور اهریمن یک انیمیشن فانتزی و معمایی است که در آن یک گرگ اهریمن و پسری فرومایه و باهوش می‌خواهند بزرگترین معمای شهر را حل کنند و میا را نجات دهند. اما این مسیر یک‌خطی با معمایی پر از جزئیات طرف است که فیلمساز فرصت پرداختشان را پیدا نمی‌کند. نقطه آغاز داستان، جائی است که مولد زیرژانر دورفیق می‌شود. دی‌شائو و آسا، به‌عنوان دو شخصیت کاملا متفاوت وارد یک سفر قهرمانی می‌شوند. از منظر ساختار دراماتیک، این دو شخصیت ناهمگون، طبق سنت‌های ژانری، مولد موقعیت طنز، تعارض و البته پختگی می‌شوند. آن‌ها در مسیر رسیدن به راز شهر چانگ آن و با توجه به ضرورت‌های پیرنگ، دچار تحولات عاطفی بین روابط‌شان می‌شوند. پیچیدگی انگیزه‌های آنها در این مسیر مشخص است و می‌توان گفت که تنها چیزی که در مامور اهریمن به پرداخت خوبی رسیده و تنها شکلی روایی به خود نگرفته، همین رابطه‌ی میان این دو نفر است.

دو شخصیتی که یکی‌شان اهریمن است و به‌عنوان سایه کارکردی نمادین دارد حالا این دو نفر برخلاف شخصیت ضد قهرمان که در خوانشی روانشناختی سایه یکدیگر هستند، به توافق می‌رسند تا از شکست اتحاد جلوگیری کنند. اما مهم‌ترین ضعف دراماتیک این انیمیشن این است که شخصیت میا تنها یک کارکتر روایی است و به پختگی نمی‌رسد. میا به هر صورتی که شده می‌بایست ارتباطی با ضدقهرمان پیدا می‌کرد و علت ربوده شدن‌اش نیاز به پرداخت بیشتری داشت. درواقع نقش او بیشتر از هر چیز جنبه‌ای روایی دارد تا اینکه خیلی دراماتیک پیش برود. انیمیشن مامور اهریمن یک انیمیشن فانتزی جذاب است که معمایش را در یک محدوده زمانی کوتاهی روایت می‌کند. معما در این اثر شاخه‌های زیادی دارد به‌همین جهت مخاطب احساس می‌کند که در یک هزارتوی اطلاعاتی گیر افتاده است اما با اینحال مامور اهریمن از آن دسته از آثاری است که یک پختگی روانشناختی خوبی را همراه خود دارد هرچند که از لحاظ سینمایی و فیلمنامه‌‌ای لنگ می‌زند.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات