پرش به محتوای اصلی

نقد فیلم کایوت در برابر اکمی (Coyote vs. Acme) | میگ میگ، جان سینا و دنیایی به شدت جذاب!

مطالعه ۸ دقیقه
شخصیت انیمیشنی کویوتی (Wile E. Coyote) در کنار مردی در صحنه فیلم

فیلم کایوت در برابر اکمی لایواکشنی از دل کارتون‌های کلاسیک لونی تونز است. فیلمی جذاب با شخصیت‌های کارتونی آشنا و نوستالژیک. همراه زومجی باشید.

پرونده فیلم کایوت در برابر اکمی یکی از فیلم‌های جنجالی در هالیوود بود. فیلمی که چالش‌هایش حتی از ماجراهای شکار کایوت در کارتون‌های لونی تونز هم عجیب‌تر شد. فیلم قرار بود داستان شکایت کایوت از یک شرکت دردسرساز را روایت کند، اما خودش در دنیای واقعی گرفتار تصمیم‌های مالیاتی بزرگ شد. ماجرا از زمانی شروع شد که شرکت برادران وارنر، بعد از پایان مراحل ساخت فیلم، اعلام کرد که قصد اکران فیلم را ندارد. بعد از انتشار این خبر طرفداران لونی تونز جنجال بپا کردند و خواستار پخش فیلم شدند. تا اینکه شرکت کچاپ انترتینمنت (Ketchup Entertainmen) حق پخش فیلم را خرید و کایوت علیه اکمی روی پرده‌ی سینماها رفت. البته این را باید گفت که این همه سروصدا واقعا ارزش این را داشت که فیلم روی اکران را به خود ببیند.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

اولین چیزی که توجه ما را به خود جلب می‌کند، ترکیب کارتون و فیلم است. اصلا همین پیوند دو دنیای متفاوت است که این فیلم را دیدنی می‌کند، وگرنه این همه فیلم دادگاهی و جنایی! کایوت علیه اکمی در دنیایی اتفاق می‌افتد که کارتون‌ها همراه با انسان‌ها زندگی می‌کنند. همه‌ی این شخصیت‌های کارتونی از جهان لونی تونز آمده‌اند، یک نوستالژی جذاب و واقعی که محال است در کنار جان سینا ازشان لذت نبرید. این کارکترهای قدیمی که ریشه‌شان به کارتون‌های کلاسیک آمریکا برمی‌گردد حالا جان تازه‌ای گرفته‌اند و قرار است ادای احترامی به این همه شخصیت سالخورده کارتونی باشد! این لایواکشن همراه با منطق کارتونی پیش می‌رود و از عناصر غیرواقع‌گرایانه استفاده می‌کند. مهم‌ترین چالش چنین ترکیبی، ایجاد هماهنگی میان شخصیت کارتونی و فضای واقعی است. ترکیب دو دنیای متفاوت با یکدیگر چالش بسیار بزرگی است که اگر فیلمساز نتواند در پیوند این عناصر به‌درستی عمل کند، قطعا اثرش شکست خواهد خورد، چراکه ذاتا هویت اینگونه آثار با پیوند دو جهان غیرهمسان گره خورده است.

بخشی از جذابیت روایی فیلم از اینجا می‌آید که مخاطب با شخصیتی روبه‌رو می‌شود که قواعد فیزیکی دنیای کارتونی را با خود به جهان انسان‌ها آورده است

در کایوت در برابر اکمی، حضور کایوت در کنار انسان‌ها نقطه گرانش جذابی را ایجاد می‌کند. رفتارهای اغراق‌شده او در محیط‌های واقعی، موقعیت‌هایی می‌سازد که در یک انیمیشن سنتی، تأثیر متفاوتی روی مخاطب دارد. درواقع، بخشی از جذابیت روایی فیلم از اینجا می‌آید که مخاطب با شخصیتی روبه‌رو می‌شود که قواعد فیزیکی دنیای کارتونی را با خود به جهان انسان‌ها آورده است. از نظر سبک‌شناسی، این فیلم یادآور فیلم چه کسی برای راجر رابیت پاپوش دوخت؟Who) Framed Roger Rabbit) است، اثری که خیلی خوب نشان داد که چگونه شخصیت‌های کارتونی می‌توانند در کنار انسان‌ها بازی کنند. فیلم کایوت برابر اکمی از شخصیت‌های آشنای لونی تونز نه‌ فقط برای ایجاد موقعیت‌های طنز، بلکه برای ساختن روایتی استفاده می‌کند که بر تضاد میان منطق کارتونی و قواعد جهان واقعی انسان‌ها استوار است. فیلم با انتقال کایوت از فضای تعقیب‌وگریزهای انیمیشنی به یک ماجرای حقوقی، کارکرد این شخصیت را تغییر می‌دهد. او دیگر تنها موجودی نیست که در تلاش برای شکار رودرانر شکست می‌خورد، بلکه به شخصیتی تبدیل می‌شود که می‌خواهد علیه عامل شکست‌های همیشگی خود اعتراض کند. استفاده از شخصیت‌های لونی تونز فقط به حضور کایوت محدود نمی‌شود بلکه جهان آشنای این مجموعه و شخصیت‌هایش، زمینه‌ای برای گسترش روایت و تبدیل شوخی‌های کارتونی به چالشی حقوقی و اجتماعی را فراهم می‌کند.

مشکل کایوت این است که چرا محصولات اکمی بجای اینکه کارتون‌ها را کمک کند، باعث آزارشان می‌شوند. اما پشت این شکایت یک طنز ظریف وجود دارد و آن این است که کایوت از این ناراحت است که چرا تاکنون نتوانسته رودرانر را بخورد! این یعنی اینکه کایوت لونی تونزی همچنان منطق خود را همراه خودش دارد. درنهایت هم یک شکایت سطحی به پرونده‌ای جنجالی تبدیل می‌شود و پای همه‌ی کارتون‌ها را به دادگاه باز می‌کند. حالا جالب اینجاست که هرکدام از کارتون‌های تونز در قدیم هر نقشی که داشته‌اند در اینجا نیز همان را ادامه می‌دهند، آنهم با حفظ هویت‌شان. درواقع فقط داستان‌ عوض شده و نه خاصیت شخصیت‌ها. همین خود بنای ایجاد یک کمدی جذاب را می‌سازد. کایوت با همان ظاهر، رفتارها و سابقه شکست‌هایش از جهان انیمیشن وارد دنیایی می‌شود که در آن ایده‌هایی مانند قانون، مسئولیت و منطق اهمیت دارند. طنز از برخورد این دو جهان متفاوت شکل می‌گیرد، جهانی که در آن قوانین فیزیک وجود ندارد و جهانی که همه‌چیز تابع قوانین مشخصی است.

در وهله‌ی اول این طنز موقعیت است که مخاطب را می‌خنداند. کایوت شخصیتی است که بیننده او را از قبل می‌شناسد و می‌داند تلاش‌هایش برای رسیدن به شکار آن پرنده همیشه به شکست ختم شده‌اند. وقتی چنین شخصیتی در موقعیت‌های جدی و رسمی قرار می‌گیرد، تضاد میان سابقه کارتونی او و انتظارات دنیای واقعی موقعیت‌های طنزی را ایجاد می‌کند. آنچه در یک کارتون، اتفاقی خنده‌دار محسوب می‌شود، در محیطی جدی می‌تواند معنایی تازه پیدا کند. درواقع فیلم می‌آید و عامل همه‌ی آن شکست‌های کایوت را در اینجا به‌عنوان یک قلاب داستانی استفاده می‌کند. اکمی چیزی است که پشت شکست‌های کایوت قرار دارد. جالب اینجاست که کایوت همچنان منطق اغراق‌آمیز دنیای خود را حفظ می‌کند. او همچنان با خود دینامیت حمل می‌کند و اتاق محل اقامتش را محلی برای تست مواد منفجره کرده است. همین تفاوت باعث می‌شود حضور او در کنار انسان‌ها به‌خودی‌خود نوعی ناهماهنگی خنده‌آور ایجاد کند، مخصوصا اینکه او همچنان حرف نمی‌زند و با تابلو منظورش را می‌فهماند. نکته مهم این است که فیلم برای ساختن این تضاد، نیازی به تغییر شخصیت کارتونی کایوت ندارد بلکه تنها محیط‌ او را عوض کرده است.

در کایوت در برابر اکمی این منطق کارتونی است که باعث ایجاد طنز در مسیر روایت می‌شود

در کایوت در برابر اکمی این منطق کارتونی است که باعث ایجاد طنز در مسیر روایت می‌شود. منطقی که در آن سقوط از ارتفاع، انفجار یا شکست‌های پی‌درپی، به‌جای پایان دادن به ماجرا، زمینه‌ای برای اتفاقات بعدی را فراهم می‌کنند. این در حالی است که آدم‌های واقعی در فیلم اگر از جائی سقوط کنند، می‌میرند. همین تفاوت با انتظارات معمول مخاطب، سرچشمه اصلی طنز است. یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های این منطق کارتونی، نادیده گرفتن پیامدهای واقعی اتفاقات است. در زندگی واقعی، یک اشتباه جدی می‌تواند پیامدهای طولانی‌مدتی داشته باشد، اما در جهان کارتونی، شخصیت پس از یک حادثه غیرممکن دوباره به وضعیت عادی برمی‌گردد و تلاشش را از سر می‌گیرد. این بازگشت‌های دوباره و دوباره، شکست را از یک اتفاق تراژیک به موقعیتی خنده‌آور تبدیل می‌کند. مخاطب می‌داند که کایوت بار دیگر گرفتار خواهد شد، اما انتظار دارد فرم شکست او متفاوت و غافلگیرکننده باشد.

محیط واقعی، به‌طور طبیعی انتظار رفتارهای منطقی و واکنش‌های متناسب را ایجاد می‌کند. اما کایوت تابع این انتظارات نیست. تضاد میان جدیت جهان انسانی و رفتار غیرواقع‌گرایانه او، طنز موقعیت را تقویت می‌کند. حتی موقعیت‌هایی مانند شکایت از شرکت اکمی می‌توانند این تضاد را گسترش دهند، زیرا تجربه‌های عجیب و تکراری کایوت در قالب یک مسئله حقوقی و جدی مطرح می‌شوند. از طرفی دیگر طنز اسلپ‌استیک در این فیلم بسیار پررنگ است. این نوع طنز از دنیای کارتون‌ها می‌آید، جائی که کمدی فیزیکی جایگاه بسیار مهمی دارد. در اسلپ‌استیک، بدن به ابزاری برای بیان طنز تبدیل می‌شود. سقوط، برخورد با اشیا، انفجار و واکنش‌های اغراق‌شده، هنگامی خنده‌آور می‌شوند که میان شدت حادثه و پیامد آن، تناسب معمول وجود نداشته باشد. شخصیت کایوت نمونه‌ای شاخص از این جهان است. او بارها در موقعیت‌هایی قرار می‌گیرد که در یک روایت واقع‌گرایانه می‌توانند فاجعه‌بار باشند، اما در منطق کارتونی به بخشی از چرخه تکرارشونده تلاش و شکست تبدیل می‌شوند. در نتیجه، آسیب فیزیکی از معنای تراژیک خود فاصله می‌گیرد و تبدیل به عنصری برای ایجاد طنز می‌شود. درواقع کمدی اسلپ‌استیک انتظارات را برهم می‌زند که همین زمینه‌ساز ایجاد کمدی در فیلم خواهد بود.

فیلم کایوت در برابر اکمی درگیر ژانر جنایی و دادگاهی نیز هست که به‌شدت غافل‌گیرانه هم پیش می‌رود. این فیلم مراحل ژانری را طی می‌کند و از پیچش‌های داستانی هم بهره می‌گیرد. پیوند زیرژانر دادگاهی و وارد کردن شخصیت‌های کارتونی در آن خود محل پرگرانشی برای ایجاد طنز است. درواقع هوشمندانه‌ترین کاری که فیلمساز می‌توانست در پرداخت این اثر انجام دهد، کشاندن یک ژانر به‌شدت جدی در دنیایی فانتزی و غیرمعمول است که از قوانین فیزیک هم تبعیت نمی‌کند. جالب اینجاست که این فیلم قطعه‌به‌قطعه برای چینش پازل داستان دادگاهی‌اش تلاش می‌کند و همانند یک فیلم با شخصیت‌های انسانی آن را جدی می‌گیرد. چنین رویکردی تاثیر بسیاری روی مخاطب خواهد داشت، چراکه باعث می‌شود او فیلم را با ارزش در نظر بگیرد.

و درنهایت به شخصیت وکیل کایوت یعنی آوری می‌رسیم. او یکی از عناصر جذاب فیلم است. شخصیتی که پلی است بین دنیای طنز کارتون‌ها و جدیت یک درام دادگاهی. آوری در متل زندگی می‌کند، همیشه چروک است، حوصله ندارد و مخاطب در یک دنیای کمدی می‌تواند بهش بخندد. درواقع او همان کسی است که یک کایوت می‌تواند برای یک شکایت بهش مراجعه کند. یک شخصیت کارتونی خنده‌دار یک وکیل خنده‌دارتر از خودش را برای پرونده‌ای استخدام می‌کند! کوین اوری با ظاهر آشفته خود نوع دیگری از اغراق را وارد روایت کرده است، اغراقی که متعلق به کلیشه‌های کمدی شخصیت‌محور خواهد بود. وکیلی که انتظار می‌رود منظم باشد، اما در ظاهر فردی خسته به‌نظر می‌رسد. درواقع گویی خود نیز از دنیای عجیبی آمده است اما همین آدم عجیب و نامنظم وقتی که وارد زیرژانر دادگاهی می‌شود، رشد می‌کند و وارد تغییرات شخصیتی می‌شود. کایوت و پرونده‌اش ذره‌ذره اوری را می‌سازند و او را از دنیای خودش جدا می‌کنند. درنهایت اینکه کایوت در برابر اکمی فیلم خوبی است. از آن دسته از آثاری که شاید در نگاه اول به دلتان ننشیند اما به محض اینکه وارد روایت‌اش شوید محال است کنارش بگذارید.

به محتوای این مطلب چه امتیازی میدی؟

نظر شما برامون مهمه و به بهتر شدن کیفیت مطالب کمک می‌کنه.

۱ - بسیار بد۱۰ - بسیار خوب

نظرات