میکن بلر قبل از اینکه این فیلم را بسازد، فیلم خوب دیگری نیز به‌نام (دیگر در این دنیا احساس در خانه بودن نمی‌کنم) را، ساخته بود. حالا این فیلم از نظر لحن و ژانر نیز در ادامه‌ی همین مسیر جذاب قرار دارد. آثار بلر در میان کمدی سیاه، تریلر، جنایی و وحشت حرکت می‌کنند و به‌جای آنکه تنها بر حادثه و هیجان تکیه داشته باشند، تلاش می‌کنند شخصیت‌های معمولی را در موقعیت‌های غیرعادی قرار دهند. نتیجه این رویکرد، فیلم‌هایی است که در ظاهر می‌توانند سرگرم‌کننده و ژانری باشند، اما در لایه زیرین به موضوعاتی مانند تنهایی، خشم، بیگانگی، خشونت و ناتوانی انسان در کنترل شرایط زندگی می‌پردازند. یکی از ویژگی‌های مهم سینمای بلر، ترکیب لحن کمدی با موقعیت‌های تاریک و خشن است. او از طنز برای خنثی کردن فضای سنگین داستان استفاده نمی‌کند، بلکه آن را در کنار خشونت و اضطراب قرار می‌دهد تا رفتار شخصیت‌ها پیچیده‌تر و غیرقابل پیش‌بینی‌تر شود.

در ادامه داستان فیلم لو می‌رود

دو مرد که هرکدام به‌نحوی از کارشان اخراج شده‌اند به‌عنوان راننده در یک مرکز خدماتی با یکدیگر همکار می‌شوند. هر دویشان شرایط کاری مناسبی ندارند و اگر این کار را هم از دست بدهند باید کنار خیابان بخوابند. آن‌ها ماموریت دارند تا یک نوجوان را به مرکز ترک اعتیاد ببرند اما داستان به‌همین سادگی‌ها هم نیست و نمی‌دانند که مشغول جابه‌جایی یک شیطان احمق هستند! موقعیت ساده به‌نظر می‌رسد اما همین اتفاق ساده قرار است دو آدم یعنی مارک و دیویس را وارد دردسر بزرگی کند. مردابی که این ماموریت به بار می‌آورد، هر لحظه عمیقتر و خطرناک‌تر می‌شود، تا جائی که می‌فهمیم شریدان یعنی همان پسری که باید به مرکز ترک اعتیاد فرستاده شود جرم بسیار بزرگتری مرتکب شده و خانواده‌اش هم آنقدری پول و نفوذ دارند که گندکاری‌هایش را صاف کنند.

فیلم احمق‌ها را می‌توان در نقطه تلاقی دو زیرژانر پرگرانش دورفیق و فیلم جاده‌ای قرار داد

اما اولین جذابیت فیلم تقابل میان مارک و دیویس با بازی‌های دیو فرانکو و اوشی جکسون است. آن‌ها هرکدام به‌طرز متفاوتی احمق هستند. یکی‌شان اتوکشیده است و کلیسا می‌رود و دیگری یک مصرف‌کننده‌ی قهار است. حال این دو نفر با خصوصیت‌های کاملا متضاد در یک سفر جاده‌ای با هم همراه می‌شوند و ماموریت‌شان شکل یک زیرژانر دورفیق را به خود می‌گیرد. فیلم احمق‌ها را می‌توان نمونه‌ای متفاوت از فیلم‌های این زیژانر در نظر گرفت. فیلمی که رابطه میان دو شخصیت اصلی را تبدیل به بخشی از داستان جنایی خود می‌کند. در این نوع فیلم‌ها، جذابیت اصلی فقط در اتفاقاتی که برای شخصیت‌ها رخ می‌دهد نیست، بلکه در نحوه برخورد آنها با یکدیگر شکل می‌گیرد. احمق‌ها نیز از همین رابطه برای ساختن موقعیت‌های طنز، تنش و درگیری استفاده می‌کند.

آنچه رابطه این دو شخصیت را جذاب و خنده‌دار می‌کند تفاوت‌های شخصیتی و فکری‌شان است. آنها برداشت‌های متفاوتی از موقعیتی که درش گیر افتاده‌اند دارند به‌همین دلیل هرکدام واکنش‌های متفاوتی نشان می‌دهند. همین اختلاف رفتاری و فکری نقطه گرانش بزرگی را برای خلق کمدی ایجاد می‌کند. درواقع در اینجا کمدی از تضاد میان رفتارهای این دو آدم متفاوت خلق می‌شود. تقابل رفتاری این دو نفر با یکدیگر در ژانر دورفیق از یکی از معنادارترین ویژگی‌های سینمایی تغذیه می‌کند. بنابراین بخش قابل توجهی از جذابیت فیلم از همین اصطکاک میان دو شخصیت اصلی به‌وجود آمده است. دو کارکتری که قرار است در مسیری جاده‌‌ای ماموریتی عجیب را به پایان برسانند. فیلم احمق‌ها را می‌توان در نقطه تلاقی دو زیرژانر پرگرانش دورفیق و فیلم جاده‌ای قرار داد. مکون بلر از جاده تنها برای پیشروی روایت استفاده نمی‌کند. جاده در این فیلم به فضای اصلی شکل‌گیری رابطه، بحران و تغییر تبدیل می‌شود. در این مسیر دو شخصیت اصلی قصه روابط‌شان با یکدیگر را توسعه می‌دهند و دچار تغییر و تحول می‌شوند.

در سینمای جاده‌ای فاصله گرفتن از نقطه‌ی آغاز سفر، امکان تغییر شخصیت‌ها و مواجهه آنها با موقعیت‌های تازه را فراهم می‌کند. هر توقف می‌تواند تعادل میان شخصیت‌ها را بر هم بزند. به‌همین دلیل، سفر فیزیکی به سفری روایی تبدیل می‌شود. شخصیت‌ها هرچه بیشتر در جاده پیش می‌روند، بیشتر مجبور می‌شوند با ضعف‌ها، اشتباه‌ها و تفاوت‌های یکدیگر روبه‌رو شوند. بلر همچنین از ظرفیت جاده برای ایجاد بی‌ثباتی ژانری استفاده می‌کند. یک سکانس می‌تواند در ابتدا حال‌وهوای یک کمدی رفاقتی را داشته باشد و چند لحظه بعد، با تغییر شرایط، به یک موقعیت جنایی پر‌تعلیق تبدیل شود. این تغییر ناگهانی لحن، یکی از ویژگی‌های قابل توجه فیلم است. درواقع جاده در این فیلم تبدیل به عنصری می‌شود که می‌تواند ژانرها را با یکدیگر ترکیب کند.

جاده در این فیلم تبدیل به عنصری می‌شود که می‌تواند ژانرها را با یکدیگر ترکیب کند

فیلم احمق‌ها را می‌توان اثری دانست که جذابیت‌اش را از قرار دادن یک موقعیت ساده در مسیر فروپاشی تدریجی به‌دست می‌آورد. مکون بلر در این فیلم علاوه‌بر استفاده از دو ژانر دورفیق و جاده‌ای از سه ژانر دیگر جنایی، کمدی سیاه و تریلر نیز استفاده می‌کند. نتیجه فیلمی است که در آن یک موقعیت خنده‌دار می‌تواند ناگهان به تهدیدی جدی تبدیل شود و یک تصمیم ساده، پیامدهایی بسیار بزرگ‌تر از انتظار شخصیت‌ها ایجاد کند. در جهان جنایی فیلم، روایت بیشتر از آنکه درباره یک عملیات مجرمانه حساب‌شده باشد، درباره گرفتار شدن آدم‌های معمولی در موقعیت‌هایی است که رنگ‌وبوی جرم پیدا می‌کنند. شخصیت‌ها با جهانی روبه‌رو می‌شوند که قوانین آن را به‌خوبی نمی‌شناسند و هر تصمیم اشتباه می‌تواند آن‌ها را بیشتر درگیر کند. برای مثال، می‌توان موقعیتی را در نظر گرفت که شخصیت‌ها با تصور اینکه فقط باید یک مسئله را حل کنند، وارد برخوردی می‌شوند که ناگهان پای افراد خطرناک‌تر را به ماجرا باز می‌کند. نکته مهم در چنین موقعیتی این است که شخصیت‌ها کنترل روایت را در دست ندارند آنها بیشتر واکنش نشان می‌دهند تا اینکه خودشان طراح اتفاقات باشند.

این تعقیب‌وگریزها و ترس‌های دو شخصیت اصلی قصه برای پیدا کردن شریدان فیلم را وارد ژانر تریلر یا تعلیق نیز می‌کند. در احمق‌ها، تریلر بودن فیلم بیش از آنکه به معمای پیچیده یا غافلگیری‌های پی‌درپی وابسته باشد، از احساس ناامنی و انتظار شکل می‌گیرد. فیلم موقعیت‌هایی می‌سازد که در ظاهر عادی هستند، اما مخاطب خیلی زود متوجه می‌شود چیزی در این آرامش وجود دارد که می‌تواند هر لحظه از کنترل خارج شود. یکی از ویژگی‌های قابل توجه فیلم، در شکل‌گیری ژانر تریلر استفاده از شخصیت‌هایی است که خودشان نیز نمی‌دانند در چه موقعیتی قرار گرفته‌اند. آنها اطلاعات کاملی در اختیار ندارند و همین محدودیت اطلاعات به مخاطب نیز منتقل می‌شود. بنابراین مخاطب همراه شخصیت‌ها وارد موقعیت خطرناکی می‌شود و نمی‌تواند با اطمینان پیش‌بینی کند مرحله بعد چه خواهد شد.

از طرف دیگر، بلر تعلیق را با طنز ترکیب می‌کند. یک گفت‌وگوی معمولی به‌ظاهر خنده‌دار می‌تواند ناگهان پیامدی جدی پیدا کند. همین تغییر لحن باعث می‌شود مخاطب حتی در لحظات طنز نیز احساس امنیت کامل نداشته باشد. درواقع نقطه گرانش استخوان‌دار احمق‌ها همین بی‌ثباتی است. فیلم به‌طور مداوم میان آرامش و تهدید، شوخی و اضطراب و موقعیت عادی و بحران جابه‌جا می‌شود. درواقع مخاطب هر لحظه انتظار این را دارد که شریدان فرار کند و دو شخصیت اصلی داستان دوباره همه چیزشان را از دست بدهند. اما ژانری که بیش از همه چیز در این فیلم گرانش روایی خوبی را بوجود آورده کمدی سیاه است. کمدی سیاه روشی برای نمایش موقعیت‌های تلخ و خطرناک زندگی است. فیلم از موقعیت‌هایی استفاده می‌کند که در شرایط عادی باید جدی و ترسناک باشند، اما رفتار شخصیت‌ها، واکنش‌های غیرمنتظره و تضاد میان موقعیت و لحن باعث می‌شود تماشاگر همزمان احساس خنده و اضطراب داشته باشد. همین دوگانگی، هسته اصلی کمدی سیاه فیلم را شکل می‌دهد.

کمدی سیاه زمانی موفق است که تماشاگر هم‌زمان دو احساس متضاد داشته باشد. هم بخندد و هم احساس ناخوشایندی داشته باشد

کمدی سیاه زمانی موفق است که تماشاگر هم‌زمان دو احساس متضاد داشته باشد. هم بخندد و هم احساس ناخوشایندی داشته باشد. احمق‌ها نیز دقیقا درصدد است تا همین کار را انجام دهد. اتفاقاتی که از نظر منطقی باید نگران‌کننده باشند، به‌دلیل واکنش‌های احمقانه شخصیت‌ها به موقعیت‌هایی کمدی تبدیل می‌شوند. فیلم به‌جای آنکه کمدی را از دیالوگ‌ها استخراج کند، خود موقعیت را به طنز تبدیل می‌کند. شخصیت‌ها گرفتار اتفاقاتی می‌شوند که هرچه بیشتر تلاش می‌کنند از آن‌ها فرار کنند، عمیق‌تر در درون بحران فرو می‌روند. این رویکرد، ساختار اصلی طنز فیلم را شکل می‌دهد. یک اشتباه کوچک به اشتباهی بزرگ‌تر تبدیل می‌شود و یک تصمیم بد، تصمیم بد بعدی را اجتناب‌ناپذیر می‌کند. تماشاگر می‌خندد، اما پشت این خنده، اضطرابی دائمی در جریان است.

اما درنهایت به جهانی می‌رسیم که پشت این قالب‌های ژانری قرار دارد. احمق‌ها با دنیای بدبینانه‌ای طرف است. شاید فیلم به‌ظاهر درون خود دنیایی از خنده را حمل می‌کند اما همه‌ی این‌ها آستری است برای اینکه دنیای هولناک فیلم را بپوشاند. مرکز بازپروری خود یک آشپزخانه است، پولدارها آدم می‌سوزانند و فقیرها نمی‌توانند از پولدارها شکایت کنند. احمق‌ها به آدم‌هایش به آن‌هایی که درگیر ماجرا شده‌اند همدلی نشان می‌دهد. شخصیت‌ها نه هیولا هستند و نه قهرمان. آن‌ها انسان‌هایی معمولی‌اند که در جهانی بی‌رحم، گیر افتاده‌اند. فیلم در انتها نه پاسخ مشخصی به این همه اتفاقات بد ماجرا می‌دهد و نه قصد دارد تا آدم‌هایش را به رستگاری برساند. فیلمساز همانجایی که به دیویس می‌گوید در آینده شرایدن قرار است آدم موفقی شود و یا حتی رئیس جمهور آینده باشد، مهر تاییدی به دنیای ابزورد خود می‌زند. این فیلم یکی از کمدی‌های جذاب امسال است که هم از نظر ژانری موفق عمل می‌کند و هم اینکه رسالت سینمای کمدی را به سرانجام می‌رساند. قصد احمق‌ها از خنداندن تنها ایجاد یک فضای ترسناک نیست، احمق‌ها می‌خواهد نقاب جهان واقعی را بردارد.