کمدی اکشنها تا همیشه مخاطب خود را دارند. چراکه هم میخندانند و هم اینکه بلدند چگونه به مخاطبشان هیجان و تعلیق را ترزیق کنند. فیلم پیام اضطراری نیز در همین دسته قرار میگیرد. یک کمدی اکشن جذاب که مستقیما سنتهای سینمای دههی ۱۹۸۰ را ادامه میدهد. سینمای این دهه تحت تاثیر جنگ سرد بود و رقابتهای تسلیحاتی و ایدئولوژیک میان آمریکا و شوروی به سینما راه پیدا کرده بودند. کمدی اکشنهای آن دوران فضای جدی جنگ را با لحنی کمدی بازنمایی میکردند و از المانهای نظامی و جنگهای هوایی بهره میبردند. از طرفی هم در آن زمان ژانر دورفیق بهطور پررنگی پیش میرفت، چیزی که در این فیلم نیز اتفاق میافتد.
در ادامه داستان فیلم لو میرود
فیلم پیام اضطراری یک بازگشت جذاب به سنتهای سینمایی دههی ۸۰ است. فیلمی که بهجای بازسازی صرف فرم آن دوران، تلاش میکند سبک روایی و لحن سرگرمکننده سینمای آن سالها را نیز دوباره زنده کند. ترکیب اکشن، کمدی، ماجراجویی و فضای جاسوسی، همان چیزی است که به فیلمهای جریان اصلی دهه ۸۰ هویتی جذاب میداد. مهمترین ارتباط این فیلم با سینمای دهه ۸۰ در استفاده از الگوی دو شخصیت متفاوت که ناچار به همکاری میشوند شکل میگیرد. این الگو در آن دوره به یکی از فرمولهای موفق فیلمهای اکشن و کمدی تبدیل شده بود. در چنین داستانهایی، تضاد میان شخصیتها فقط یک ابزار برای ایجاد موقعیت برای خلق شوخی نیست بلکه موتور اصلی روایت محسوب نیز میشود. برخورد دو شخصیت متفاوت، هم موقعیتهای کمدی ایجاد میکند و هم بهتدریج رابطهای دوستانه و قابلاعتماد میان آنها شکل میدهد.
فیلم پیام اضطراری یک بازگشت جذاب به سنتهای سینمایی دههی ۸۰ است.
در آن دهه، هواپیماهای جنگنده، خلبانان جسور و ماموریتهای پرخطر به نمادهایی از قهرمانی و هیجان تبدیل شده بودند. فیلم نیز از همین جذابیت استفاده میکند، اما آن را با زبان امروزی و طنز بیشتر ترکیب میکند. بنابراین قهرمان آن همزمان یک قهرمان اکشن و نقطه گرانش خلق کمدی است. در این الگو، داستان فقط دربارهی انجام یک ماموریت نیست، بلکه بخش مهمی از جذابیت آن از برخورد دو شخصیت با جهان یکدیگر شکل میگیرد. تفاوتهای میان این دو نفر، ابتدا مانعی برای همکاری است، اما بهتدریج به عامل اصلی شکلگیری رفاقت تبدیل میشود. از نظر ژانری، تضاد شخصیتی میان تروی و نیکلای آگاهانه طراحی شده است. یکی بیشتر به مهارتهای خلبانی خودش متکی است، در حالی که دیگری نگاه متفاوت و تجربهای دیگر نسبت به موقعیتی دارد که در آن گیر افتاده است. همین تضاد باعث میشود گفتوگوها و درگیریهای میان آنها به اندازه صحنههای اکشن اهمیت پیدا کنند. درواقع فرمول اصلی فیلم این است که دو آدمی که در شرایط عادی هرگز دوست یکدیگر نمیشدند، در موقعیتی بحرانی مجبور میشوند به یکدیگر اعتماد کنند.
درواقع پیشرفت داستان با پیشرفت رابطهی این دو نفر گره میخورد و خود رابطه تبدیل به موتور اصلی درام میشود. همین اتفاق مسیری را بوجود میآورد که قهرمانها علاوهبر اینکه باید با خطرات بیرونی مقابله کنند باید یاد هم بگیرند که چگونه کنار هم دوام بیاورند و دشمن بیرونی را شکست دهند. از همین رو مهمترین ویژگی پیام اضطراری را باید در نوع نگاه آن به گذشته جستوجو کرد. فیلم قصد ندارد یک اکشن دهه ۸۰ را بهطور کامل تکرار کند بلکه عناصر آشنای آن سینما را با ریتم تند، کمدی و پارادایمهای سینمای امروز ترکیب میکند. نتیجه اثری است که از نظر ساختار به سنت اکشنهای دورفیق و ماجراجویانه دهه ۸۰ نزدیک است، اما از نظر لحن و اجرا محصول سینمای معاصر خواهد بود.
از این منظر، پیام اضطراری را بهتر است تنهایک فیلم متعهد به سینمای دهه ۸۰ ندانیم. درواقع ارزش ژانری آن در این است که نشان میدهد چرا فرمولهای سینمای دهه ۸۰ هنوز قابلیت سرگرمکردن مخاطب امروز را دارند. قهرمان کاریزماتیک، خطرهای کشمکشزا، دشمنیهای سیاسی، رفاقت میان دو شخصیت ناهمگون و ترکیب اکشن با کمدی، عناصری هستند که با وجود تغییر زبان سینما همچنان کارکرد خود را حفظ کردهاند. تفاوت اصلی اینجاست که پیام اضطراری به جای بازتولید تخت این عناصر، آنها را با پارادایمهای سینمای امروز پیوند میدهد. بنابراین فیلم را میتوان نوعی گفتوگوی میان دو نسل از سینمای سرگرمکننده دانست، سینمایی که در دهه ۸۰ بر قهرمانمحوری و تعلیق تکیه داشت و سینمای امروزی که همان الگوها را با طنز بیشتر بازتعریف میکند. همین نقطه، مهمترین دلیل جذابیت پیام اضطراری در مقام یک اثر ژانری است. فیلم نه متعلق به گذشته است و نه از آن فاصله میگیرد، بلکه از گذشته بهعنوان ماده اولیهای برای ساخت یک اکشن مدرن استفاده میکند.
فیلم نه متعلق به گذشته است و نه از آن فاصله میگیرد، بلکه از گذشته بهعنوان ماده اولیهای برای ساخت یک اکشن مدرن استفاده میکند.
از طرفی هم رایان رینولدز برای خودش تبدیل به یک زیرژانر شده و حالا میتوان این فیلم را یک اثر رایان رینولدزی نامید. فیلمی که با هوشمندی پرسونای همیشگی سینمای این بازیگر را در قالب یک اثر متعلق به دههی ۸۰ به حرکت درمیآورد. قهرمان پرحرف، اعتمادبهنفسی بیش از حد که گاهی به دردسر تبدیل میشود، قهرمانی که در ظاهر خودشیفته و مستقل است اما در طول داستان مجبور میشود به دیگری اعتماد کند و هیبرید اکشن جدی با کمدی شخصیتمحور ترکیب یک اثری است که در قالب تکرارهای فرمول این بازیگر درآمده است.
اما این فیلم فارغ از عناصر ژانری و فرمی با مفاهیم سیاسی نیز در پیوند است. داستان فیلم در دوران اوج جنگ سرد اتفاق میافتد و فیلم روند یک اثر موقعیتمحور را طی میکند. تروی که در میان سرما و یخ صربستان گرفتار آمده است توسط نیکلای مامور سابق کاگب نجات پیدا میکند و از تروی میخواهد که او را همراه خودش به آمریکا ببرد. در این فیلم تفاوت دو کشور در میان جنگ سرد بهخوبی نمایش داده میشود. آمریکا غرق در زرقوبرق است و شوروی درگیر نمایش تانکها و موشکها در خیابان. نیکلای هم عاشق همین زرقوبرق و مکدونالد آمریکاست و از اینکه زمانی به شوروی خدمت میکرده ناراحت است. اما مهمترین تصمیم سیاسی فیلم تبدیل شدناش به یک اثر انسانی است. نیکلای برای تروی فقط یک دشمن ایدئولوژیک نیست او فردی با گذشته، علایق، ضعفها و تواناییهای خودش است. مهمتر اینکه قهرمان آمریکایی برای زنده ماندن مجبور میشود به او اعتماد کند.
با این حال، پیام اضطراری ساختار معنایی خود را همچنان بر قهرمان آمریکایی، شجاعت فردی، آزادی عمل و توانایی مقابله با خطر بنا میکند. فیلم تنها یک اثر سیاسی ایدئولوژیک نیست. سیاست بیشتر پسزمینهای برای یک داستان رفاقتی و ماجراجویانه است. حتی اگر فیلم از کلیشههای ضدروسی فاصله میگیرد، ساختار قهرمان آمریکایی خود را کنار نمیگذارد. فیلم از قهرمانگرایی آمریکایی لذت میبرد اما معنای اصلی اثر را میتوان در این تضاد دید، سیاست آدمها را در دو سوی یک مرز قرار میدهد، اما بحران میتواند نشان دهد که انسانها بسیار پیچیدهتر از سیاستهایی هستند که ملیتها را رهبری میکنند. درنهایت، پیام اضطراری را باید فیلمی دانست که از ظاهر سیاسی جنگ سرد برای رسیدن به یک معنای فراتر استفاده میکند. فیلم میخواهد به ایدههای انسانی برسد و فارغ از جهان راستگرایانه و کمونیستی به درون احساسات آدمی نفوذ کند. فیلم پیام اضطراری یک اثر جذاب و دلنشین است که میتواند سرگرمتان کند.