Gears of War: E-Day ترکیبی از بخش داستانی در قالب پیشدرآمد و حالتهای چندنفره است که سعی دارد شکوه مجموعه محبوب گیرز را احیا کند. همراه بررسی باشید.
کلیف بلزینسکی و تیمش در استودیو اپیک گیمز، در سال ۲۰۰۶ با خلق اولین نسخه از مجموعه Gears of War، اثری را خلق کردند که نه تنها در زمان خود تجربهای فوقالعاده بود، بلکه توانست با سیستم کاورگیری و ویژگیهای دیگر خود، استانداردهای مهمی در سبک شوتر سومشخص به جا بگذارد. گیرز آو وار در طول سالهای بعد از آن مثل هر مجموعه دیگری، درگیر فراز و نشیبهای خاص خود شد و مخصوصا در نسخههای آخر، فاصله نسبتا زیادی از ریشههای خود گرفت. پس از گذشت ۷ سال از گیرز ۵، استودیو کوالیشن این بار سراغ داستانی در قالب پیشدرآمد رفته است و سعی دارد شکوه این مجموعه را دوباره به آن برگرداند. لطفا ابتدا ویدیو بررسی بازی را تماشا کنید تا بعد هم ببینیم این استودیو چقدر در این راه موفق بوده است:
پخش از رسانه
E-Day به روزی گفته میشود که در آن لوکاستها برای اولین بار به انسانها هجوم آوردند و در سطح سیاره سِرا ظاهر شدند. داستان بازی هم دقیقا از همین روز و ۱۴ سال قبل از وقایع نسخه اول مجموعه آغاز میشود و در حالی که شخصیتهای مارکوس و دامینیک یا همان دام پس از جنگی طولانی بین انسانها و از دست دادن عزیزان خودشان در پی اندکی آرامش هستند، با وحشتی روبهرو میشوند که آنها را مجبور میکند دوباره سلاح به دست بگیرند و این بار، به نبرد با دشمنی بینهایت بیرحم بروند.
رفتن سراغ یک ایده پیشدرآمد، اتفاق و ابتکار جدیدی در دنیای ویدیو گیم نیست؛ از رد دد گرفته تا متال گیر، هیلو یا یاکوزا و دویل می کرای، مجموعههای بزرگی این رویکرد را در نسخههای خودشان اتخاذ کردهاند و پیشدرآمدهای موفق، اصولا یک ویژگی بسیار برجسته دارند؛ بهتصویر کشیدن ابعادی از زندگی آن کاراکتر یا حتی آن داستان که بتواند واقعا چیزی به دانستههای قبلی مخاطب از ادامه آن اضافه کند و روی بخشهایی تمرکز داشته باشد که در نسخههای اصلی فرصت پرداخت آنها وجود نداشته است. خب راستش را بخواهید، بخش کمپین تقریبا ۱۵ ساعته E-Day، از نظر داستانی چندان در محقق کردن این ویژگی موفق ظاهر نمیشود و به همین دلیل، بیشتر با جذابیت گیم پلی خود در خاطر مخاطب خواهد ماند تا لزوما روایت.
به بیان دیگر، بله اگر شما هم قبلا نسخههای مختلف گیرز را بازی کرده باشید و ادامه داستان مارکوس و دام را بدانید، احتمالا در E-Day هم آنها را دوست خواهید داشت؛ اما نه به خاطر آنچه که خود این نسخه ارائه میدهد بلکه به خاطر آن خاطرهای که از آنها در نسخههای قبلی و از نظر خط زمانی، ادامه این داستان در ذهن دارید. E-Day تلاش چندانی برای پرداخت درست به شخصیتهای خودش نمیکند و این موضوع، مخصوصا در رابطه با شخصیتهای مگز (Mags) و لوکاس واضحتر هم دیده میشود. برای مثال، در یکی از مراحل به اتاق هتل مگز میرویم تا او داروهایش را بردارد و در این کاتسین، اطلاعاتی از گذشته این کاراکتر ارائه میشود اما از آنجا که تا این قسمت از داستان هیچ تمرکزی روی این شخصیت وجود نداشته است و پلی بین مخاطب و او ساخته نشده، این اطلاعات هم چندان جذابیتی ندارند و شاید حتی زاید هم بهنظر برسند.
از طرف دیگر، ظاهرا کوالیشن و ایکس باکس همانطور که خبر آن هم منتشر شده بود، قصد دارند سه گانه جدیدی بسازند که E-Day قسمت اول آن است و بهنوعی این فاصله ۱۴ ساله تا رسیدن به نقطه شروع داستان نسخه اول گیرز را پوشش بدهند. به همین دلیل هم داستان بازی به نوعی تمام میشود که به جای پاسخ دادن به سوالها یا تکمیل کردن پازلهای داستانی، صرفا برای نسخههای بعدی مقدمهچینی کرده و مسیر ساخت آنها را هموار میکند. اما آیا این موضوع به این معنی است که کمپین E-Day ارزش پایینی دارد؟ اصلا و ابدا!
شاید داستان کمپین بازی صرفا معمولی و قابلقبول باشد، اما E-Day از نظر ارائه تجربهای درگیرکننده از نبرد با لوکاستها و وحشت ناشی از هجوم آنها، هیچ کم و کسری ندارد. اوایل بازی با فضاسازی تاریک که دستکمی از بازیهای ترسناک ندارد، بهخوبی فضای رعب و وحشت ایجادشده در دنیای بازی را فضاسازی میکند و در ادامه هم مارکوس و همراهانش برای مقابله با این تهدید، باید ماموریتهای جذابی را پشت سر بگذارند. وقایع E-Day در مجموع در ۵ اکت روایت میشوند که هرکدام خود چند چپتر دارند. مراحل گاهی از ساختاری خطی پیروی میکنند و گاهی هم با ساختاری جهانباز، دست گیمر را برای گشت و گذار آزادتر در محیط و انجام ماموریتهای فرعی در کنار ماموریتهای اصلی، باز میگذارند.
هم مراحل خطی و هم مراحل جهانباز E-Day، ساختار منسجمی دارند و از حیث ارائه هیجان نبرد با دشمنان، کم و کسری در آنها دیده نمیشود. دشمنان تنوع بسیار خوبی دارند و از نمونههای عادی گرفته تا گونههای بزرگتر و خطرناکتر و حتی باسها حسابی مارکوس و دوستانش را به چالش میکشند. به همین میزان تنوع سلاحهای بازی هم با حضور مدلهای آشنایی چون لنسرها، نشر و سلاحهای دیگر، عالی است. یکی از بهترین دقایق بازی زمانی است که چگونگی اضافه شدن اره معروف مجموعه به لنسر بهتصویر کشیده میشود و این، دقیقا جزییات داستانی است که از یک پیشدرآمد انتظار میرود و متاسفانه در زمینه خود کاراکترها، توجه کمتری به آن شده است.
ایده کلی گیم پلی E-Day، وفاداری خوبی به کلیت و ریشههای مجموعه گیرز دارد و با خلاقیتهایی هم همراه شده است. کماکان همان سنگیرگیریهای معروف و امکان شلیک دقیق یا کورکورانه از پشت آنها، حس سنگینی حرکت با زرههای سنگین سربازها، مکانیزم ریلود به موقع سلاحها برای دریافت تیرهای قویتر و فینیشرهای خشن با اره یا سرنیزه سلاحها در بازی دیده میشود و در این نسخه، موارد جدیدی مثل آزادیعمل بیشتر در حرکت کاراکترها یا سیستم ماد سلاح و تجهیزات هم به بازی اضافه شده است. با گشت و گذار در محیطها، میتوانید مادهای مختلفی برای سلاح و حتی زره و تجهیزات خودتان پیدا کنید و با شخصیسازی آنها، دقیقا به همان شکلی که دوست دارید به نبرد با دشمنان بپردازید.
در مجموع، کمپین E-Day شاید از نظر داستانی چندان درجهیک و ایدهآل نباشد، اما حداقل ۱۵ ساعت تجربه لذتبخشی از مبارزه با لوکاستها را به ارمغان میآورد و با سکانسها و فضاسازیهای سینمایی، هیجان بسیار خوبی را تقدیم گیمرها میکند. پشتیبانی از کوآپ چهارنفره هم مزید بر علت میشود تا در صورت تجربه آن همراه با دوستان خودتان، بتوانید این لذت را در کنار هم بچشید.
اما E-Day، صرفا محدود به کمپین داستانی نیست و بخش رقابتی Versus و حالت Siege Horde هم برای آن در نظر گرفته شدهاند. بدون تعارف، Versus به نظرم ضعیفترین بخش E-Day است و سازندهها اگر میخواهند بازی از حیث رقابتی هم اثر موفقی باشد، باید زمان زیادی را صرف پشتیبانی و کاملتر کردن آن کنند. ساختار کلی این بخش به خودی خود مشکلی ندارد و همان تجربه کلاسیک جنگیدن انسانها و لوکاستها در قالب دو تیم چهارنفره را در نقشههایی نسبتا کوچک و با تمرکز روی درگیریهای نزدیک، به تصویر میکشد. اما مسائل مختلفی هستند که جلوی تبدیل شدن این بخش به تجربهای لذتبخش را میگیرند.
اولین مورد، تنوع پایین خود نقشهها است که باعث میشود پس از چند ساعت، همه آنها را تجربه کرده باشید. از طرف دیگر، سیستم مچمیکینگ بازی عملکردی کاملا تصادفی دارد و به همین دلیل مخصوصا در شروع مسیر، خیلی راحت قرار است با گیمرهایی با لولهای بسیار بالا روبهرو شوید که تجربه عذابآوری را از حیث تعادل کلی مچ، رقم میزنند. همچنین امکان انتخاب دستی حالتهای بازی وجود ندارد و به همین دلیل صرفا فقط میتوانید آن حالت رندومی را که بازی برایتان در نظر گرفته و شامل دثمچ، Demolition و دو حالت دیگر میشود، تجربه کنید. با اینکه سیستم پیشرفت در این بخش شرایط مناسبی دارد، اما ساز و کار کلی آن باید بهبودهای زیادی داشته باشد تا بتوان بهعنوان تجربهای برای طولانیمدت روی آن حساب کرد.
راستی به این نکته هم اشاره کنم که بهطور کلی، اتصال به سرورهای بازی اصلا و ابدا وضعیت مناسبی در ایران ندارد و یکی از دلایلی که باعث شده این بررسی تا این حد دیر منتشر شود، همین موضوع است. تقریبا هیچیک از سرویسهای متعارف رفع تحریم با بازی کار نمیکنند و تنها گزینهای هم که برای این کار پیدا کردیم، مشکلات زیادی مثل قطع و وصلی یا کار نکردن روی برخی اینترنتها را داشت. به همین دلیل برای تجربه بازی وابسته به ابزار تغییر آیپی بودیم که حتی با آن هم لزوما قرار نیست تجربه موفقی داشته باشید و اینکه بتوانید در نهایت و تازه با پینگ بد و مشکلات دیگر به تجربه آنلاین بازی بپردازید، وابستگی زیادی به شانس شما دارد! البته برای این موضوع نمرهای از بازی کم نشده؛ چرا که مشکل از سمت خود آن نیست و کاملا داخلی است ولی ذکر این نکته برای گیمرهای ایرانی لازم بود.
در نقطه مقابل Versus، بخش Siege Horde قرار دارد که یکی از جذابترین قسمتهای بازی محسوب میشود. این بخش در قالب حالتهای مختلفی ارائه شده است و از مقاومت در برابر موجهای پیاپی دشمنان گرفته تا انجام مأموریتهای گوناگون در قالب یک تجربه PvE را شامل میشود. تنوع این حالتها کمک میکند بازیکنان با اهداف متفاوتی وارد میدان شوند و هر بار صرفا به تکرار یک الگوی مشخص از مبارزه محدود نباشند. در اینجا، همکاری میان بازیکنان و مدیریت موقعیتهای مختلف اهمیت زیادی دارد و برخلاف بخش رقابتی، تمرکز اصلی روی مقابله با دشمنان و پیشبرد اهداف مشترک است.
در بیشتر حالتهای این بخش، سه گروه چهارنفره از بازیکنان در نقشه حضور دارند. هر گروه اهداف مجزای خودش را دنبال میکند، اما در طول ماموریت، موقعیتهای زیادی به وجود میآید که همکاری میان گروهها میتواند نتیجه را تغییر دهد. گاهی لازم است برای عبور از یک موقعیت دشوار به دیگران کمک کنید و در مواقعی نیز میتوانید به انتخاب خودتان وارد درگیریهایی شوید که مستقیما بخشی از هدف گروه شما نیستند. همین آزادی عمل و امکان تعامل با سایر بازیکنان، تجربه Siege Horde را از یک حالت ساده مبتنی بر شکست دادن موجهای دشمنان فراتر میبرد. هر مسابقه میتواند شرایط متفاوتی داشته باشد و همین مسئله، ارزش تکرار این بخش را به شکل قابلتوجهی افزایش میدهد.
سیستم ارتقای تجهیزات نیز نقش مهمی در جذابیت Siege Horde دارد. بازیکنان میتوانند سرباز خود را در چهار کلاس مختلف انتخاب کنند و با پیشرفت تدریجی، تجهیزات جدیدی در اختیار بگیرند و تواناییهای خود را افزایش دهند. این روند باعث میشود ادامه دادن مسابقات تنها به معنای تکرار مبارزات نباشد، بلکه در هر مرحله فرصتی برای تقویت شخصیت و آماده شدن برای چالشهای بعدی نیز وجود داشته باشد. ترکیب این سیستم پیشرفت با ساختار گروهی و تنوع اهداف، Siege Horde را به بخشی تبدیل میکند که بهراحتی میتوان ساعتهای زیادی را در آن سپری کرد. اگر به تجربههای چندنفره مبتنی بر همکاری علاقه دارید، این بخش یکی از مهمترین دلایل برای ادامه دادن Gears of War: E-Day پس از پایان کمپین خواهد بود.
از نظر بصری، Gears of War: E-Day بدون شک یکی از چشمگیرترین بازیهای امسال است. سازندگان استفاده بسیار خوبی از قدرت موتور آنریل انجین ۵ کردهاند تا محیطهایی بزرگ، پرجزئیات و در عین حال برخوردار از اتمسفری سنگین خلق کنند. کیفیت بافتها، نورپردازی و جزئیات محیطی در کنار طراحی دشمنان، تصویری باورپذیر از جهانی ارائه میدهد که بهتدریج درگیر بحرانی ویرانگر شده است. این کیفیت بصری تنها به نمایش محیطها محدود نمیشود و در جریان مبارزات نیز تأثیر خودش را نشان میدهد. تماشای برخورد گلولهها با بدن دشمنان و از بین بردن لوکاستها با سلاحهای مختلف، بهلطف جزئیات تصویری بازی، حس درگیر بودن در نبردی نفسگیر را به بهترین شکل ممکن منتقل میکند.
در طول ماجراجویی، بارها با مناظری روبهرو میشوید که ارزش مکث کردن و تماشای جزئیات آنها را دارند. تنوع محیطها نیز باعث میشود کیفیت بصری بازی در طول کمپین یکنواخت نشود. از مناطق شهری و فضاهای باز گرفته تا محیطهای تاریکتر و ترسناک، هر بخش حالوهوای خاص خودش را دارد و در خدمت فضاسازی داستان قرار میگیرد. از نظر فنی نیز E-Day عملکرد خوبی دارد. بازی روی کنسولها و رایانههای شخصی، تجربهای روان ارائه میدهد و در جریان ماجراجویی با افت فریم یا باگهای محسوسی روبهرو نمیشوید.
عملکرد صوتی بازی نیز در سطح بالایی قرار دارد. افکتهای شلیک سلاحها، برخورد گلولهها و صداهای مربوط به درگیریها، قدرت و وزن مناسبی دارند و به انتقال حس سنگینی مبارزات کمک میکنند. این موضوع در مجموعهای مانند Gears of War که بخش مهمی از هویت آن به نبردهای خشن و استفاده از سلاحهای سنگین وابسته است، اهمیت زیادی دارد. موسیقی نیز در موقعیتهای مختلف بهدرستی مورد استفاده قرار میگیرد و با توجه به شرایط، به ایجاد تنش یا تقویت هیجان صحنههای اکشن کمک میکند؛ بدون اینکه بیش از اندازه توجه بازیکن را از اتفاقات محیط منحرف کند.
لزوما قرار نیست همه بازیها با داستانی پیچیده یا شخصیتهایی فراموشنشدنی، جای خودشان را در ذهن بازیکن باز کنند؛ کافی است کاری را که برایش ساخته شدهاند، به بهترین شکل انجام دهند. Gears of War: E-Day از همین دسته است. بازی بار دیگر یادآوری میکند که چرا سنگرگیری میان آتش دشمن و از پا درآوردن دشمنانی که لحظهای فرصت نفس کشیدن نمیدهند، هنوز هم میتواند بهاندازه روزهای اول مجموعه لذتبخش باشد. E-Day بهجای دست بردن در فرمولی که هویت مجموعه را ساخته است، آن را با طراحی مراحل حسابشده، نبردهای نفسگیر و فضایی که گاهی رنگوبوی وحشت به خود میگیرد، به تجربهای تازه تبدیل میکند. شاید این پیشدرآمد نتواند تمام ظرفیت داستانی گذشته مارکوس و دام را به تصویر بکشد، اما وقتی سلاح لنسر را به دست میگیرید و در دل جهانی ویرانشده مقابل هجوم لوکاستها میایستید، خیلی زود به یاد میآورید که جذابیت Gears of War از کجا میآید. E-Day بیش از آنکه بخواهد گذشته مجموعه را بازتعریف کند، فرصتی است برای تجربه دوباره همان هیجان خالصی که این مجموعه را به یکی از نامهای ماندگار بازیهای اکشن تبدیل کرد.
Gears of War: E-Day
نقاط قوت
- طراحی جذاب و متنوع مراحل کمپین
- مبارزات نفسگیر با حفظ هویت کلاسیک مجموعه
- فضاسازی درگیرکننده با رگههایی از ژانر وحشت
- سیستم ماد سلاحها با گزینههای متنوع
- بخش Siege Horde سرگرمکننده با ارزش تکرار بالا
- لذتبخش بودن تجربه کوآپ بازی
- عملکرد فنی روان روی پیسی و کنسول
نقاط ضعف
- شخصیتپردازی کمعمق و روایت داستانی معمولی
- تنوع محدود نقشهها در حالت Versus
- سیستم مچمیکینگ نامتعادل در بخش Versus و نبود امکان انتخاب دستی حالتهای بازی