کپکام را می‌توان یکی از موفق‌ترین ناشران ویدیو گیم طی سال‌های اخیر دانست؛ از نسخه‌های آخر مانستر هانتر یا رزیدنت ایول گرفته تا حتی آی‌پی جدیدی مثل پراگماتا، موفقیت‌های خوبی نصیب این شرکت کرده‌اند و حالا هم نوبت به احیای یکی از مجموعه‌های قدیمی یعنی اونیموشا رسیده است؛ مجموعه‌ای خاص در فهرست بازی‌های کپکام که شاید به اندازه رزیدنت ایول یا دویل می کرای محبوب نباشد، اما گیمرهای قدیمی قطعا نسخه‌های قبلی آن را به یاد دارند. حالا Onimusha: Way of the Sword اینجاست تا ما را با قهرمانی جدید به نبرد با پلیدی ببرد؛ اما این بازگشت تا چه حد موفق ظاهر می‌شود؟ لطفا ابتدا بررسی ویدیویی بازی را تماشا کنید تا بعد هم بیشتر از آن صحبت کنیم.

پخش از رسانه

بررسی بازی Onimusha: Way of the Sword با کد ارسالی ناشر و روی پی سی صورت گرفته است. Zoomg Recieved a review code on PC for Onimusha: Way of the Sword

نیازی نیست که خیلی اهل شعر و ادبیات باشید تا بیت معروف «خشت اول چون نهد معمار کج، تا ثریا می‌رود دیوار کج» صائب تبریزی به گوشتان خورده باشد؛ انگار کپکام چند سال صرف اونیموشای جدید کرده است تا ثابت کند که این عبارت، لزوما همیشه هم درست نیست! افتتاحیه در ویدیو گیم، نقش خیلی مهمی در جذب مخاطب از همان دقایق آغازین دارد و خب بی هیچ تعارفی، Onimusha: Way of the Sword چندان در این زمینه بازی موفقی نیست.

تقریبا در یکی دو ساعت اول بازی، تنها خواسته‌ام از بازی این بود که خواهش می‌کنم اجازه بده یکم هم خودم بازی کنم! اونیموشا در این دقایق مدام از یک کات‌سین به کات‌سین بعدی می‌رود و در دقایق اندکی هم که کنترل شخصیت اصلی را به مخاطب واگذار می‌کند، فرصت محدودی لابه‌لای خواندن متن‌های آموزش مکانیک‌هایش دارید تا آن را واقعا بازی کنید.

البته حتی در این دقایق هم که حداقل برای من خوشایند نبودند، چیزی فراتر از وظیفه‌ام برای آماده کردن این بررسی، من را جذب اونیموشای جدید می‌کرد و آن هم میاموتو موساشی بود. کاراکتر اصلی که تنها چهره‌اش برگرفته از توشیرو میفونه افسانه‌ای نیست و از نظر رفتار هم تا حد زیادی ما را یاد سانجورو با بازی این بازیگر در فیلم معروف آکیرا کوروساوا می‌اندازد. برای موساشی، انگار هیچ‌چیز آنقدر جدی نیست که ارزش اهمیت دادن داشته باشد و بازی او را به عنوان سامورایی معرفی می‌کند که زبانش چه بسا از شمشیرش هم تیزتر است! پس از کش و قوس‌هایی که به دلیل اسپویل اشاره‌ای به آن‌ها نمی‌کنم، این سامورایی به ظاهر بی‌خیال به دستکش معروف اونیموشاها مجهز می‌شود و هنوز خودش هم نمی‌داند این ابزار عجیب، ناجی است یا شکنجه‌گرش.

به هر حال پس از پشت سر گذاشتن مقدمه بازی، اونیموشا کم کم ریتم بهتری پیدا می‌کنم اما جایی که در آن بالاخره به این نتیجه رسیدم که قضاوت اولیه‌ام از بازی اشتباه بوده است، تقریبا سه ساعت پس از آغاز آن رقم خورد؛ جایی که در یکی از ماموریت‌های بازی، ساتورو نیهی، کارگردان اثر و تیم نویسندگان آن، اولین قلاب داستانی واقعی را رونمایی می‌کنند و با ارائه هنرمندانه آن به تاثیرگذارترین شکل ممکن، باعث می‌شوند تا بی‌اغراق، مو به تن مخاطب سیخ شود. این صحنه، نشانه‌ای از جسارت و هنرمندی تیم توسعه بازی است و تقریبا اولین جایی است که به مخاطب می‌گوید خب، دیگر شوخی بس است! از اینجا به بعد باید من را جدی بگیری!

این اتفاق عینا هم رخ می‌دهد؛ انگار که موتور اونیموشا تازه از اینجا به بعد روشن می‌شود؛ داستان کم کم معنی و مفهوم واقعی خود را نشان می‌دهد، شخصیت‌های تاثیرگذار در آن بهتر درک می‌شوند و حتی از نظر گیم پلی هم کم کم مبارزه‌ها به بلوغ و پیچیدگی که انتظار می‌رود، می‌رسند. قصه کلی Onimusha: Way of the Sword، اصلا مفهوم پیچیده‌ای ندارد و کاملا هم بدون وابستگی به نسخه‌های قبلی آن روایت می‌شود. همه‌چیز در مورد تقابل همیشگی نور و تاریکی و خیر و شر است که به لطف برخی عناصر، در قالب و ظاهری جذاب تقدیم مخاطب می‌شود.

یکی از این عناصر بدون شک، شخصیت‌های بازی هستند. موساشی، همان سامورایی بی‌خیال ابتدای بازی، به مرور وسعت آنچه را که پیش رویش قرار گرفته بهتر درک می‌کند و متوجه می‌شود لزوما فرار همیشه گزینه درستی نیست و ثانیا، خیلی وقت‌ها پیروز آن کسی نیست که شمشیرزن بهتری باشد؛ بلکه شخصی است که بیش‌تر با قلبش و برای اهدافش می‌جنگد. همین موضوع داستان Onimusha: Way of the Sword را شنیدنی می‌کند و در کنار کاراکتر اصلی، شخصیت‌های همراه شما هم این مفاهیم را غنی‌تر می‌کنند. این موضوع حتی برای ویلن‌های بازی هم صادق است و صرفا با شخصیت‌هایی سیاه روبه‌رو نیستیم؛ بلکه کاراکترهایی داریم که اگر از زاویه دید آن‌ها به وضعیت فعلی جهان بازی نگاه کنیم، می‌توانیم منطق پشت کارهایشان را درک کنیم.

به‌طور کلی، فارغ از مفاهیم کلی داستان، چیزی که روایت Onimusha: Way of the Sword را جذاب کرده نوع ارائه آن است. متاسفانه بدون لو دادن چیزی سخت می‌توانم منظورم را برای این موضوع درست منتقل کنم اما همین را از من بپذیرید که کپکام موفق شده داستانی به ظاهر آشنا را خیلی خوب با نوعی هنرمندی شرقی ترکیب و به شکلی به مخاطب منتقل کند که در پایان آن، بتوانیم با رضایت کامل با بازی وداع کنیم.

اما Onimusha: Way of the Sword فقط به خاطر داستانش جذاب نیست. احتمالا به خاطر دارید که پس از عرضه نسخه دمو این بازی، موجی از انتقادات نسبت به ساده بودن بیش از حد بازی در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی منتشر شد. خب همین اول تکلیفمان را با این موضوع روشن کنیم؛ اگر آن دسته از گیمرهایی را که از هر بازی با محوریت شمشیر و سلاح سرد انتظار سولزلایک‌های بی‌رحم را دارند کنار بگذاریم، اونیموشا سطح چالش مناسبی دارد و از قضا خیلی خوب بین این موضوع و داشتن هیجان تعادل ایجاد کرده است. بازی دارای دو درجه سختی است که در هر لحظه می‌توانید بین آن‌ها سوییچ کنید و جالب اینکه حتی در حالت راحت‌تر هم مخصوصا شکست دادن باس‌ها، اصلا و ابدا کار ساده‌ای نیست. پس بی‌راه نیست اگر بگوییم که حتی اگر دنبال سختی در حد آثار سولزلایک هم باشید، احتمالا از جنگیدن با باس‌ها در درجه سختی بالاتر بازی کاملا راضی خواهید بود.

جدا از بحث درجه سختی بازی، سیستم نبردهای اونیموشا وفادار به اصالت همیشگی این مجموعه است که این بار به لطف تکنولوژی‌های امروزی، به شکلی پرجزییات‌تر و کامل‌تر از گذشته در دسترس قرار گرفته است. موساشی به تکنیک‌های آشنا و رایج بازی‌های اکشن از قبیل ضربه‌های سبک و سنگین، جاخالی دادن یا همان داج، سیستم پری و دفلکت و همینطور نماد مجموعه اونیموشا یعنی ایسن مجهز است؛ ایسن همان ضربه‌ای است که تنها چند فریم خیلی محدود به شما فرصت می‌دهد تا دقیقا همزمان با برخورد حمله دشمن شما هم ضربه بزنید و بلایی فراموش‌نشدنی سر گنماها بیاورید. خیلی از دشمنان معمولی بازی در اثر یک ضربه ایسن کشته می‌شوند و اجرای درست آن در باس فایت‌ها می‌تواند ضربه سنگینی به استامینای و سلامتی آن‌ها بزند.

سیستم استامینا نقش مهمی در بازی دارد و البته به شکل کمی متفاوت اجرا شده است. به این معنی که با ضربه زدن یا مثلا جاخالی دادن اتفاقی برای نوار استامینای شما نمی‌افتد و تنها در حالتی که از شمشیر خودتان برای دفاع استفاده کنید یا ضربه‌های دشمن به شما برخورد کنند، استامینا از دست می‌دهید که خالی شدن آن همانا و شکستن گاردتان برای وارد شدن ضربه‌ای سنگین هم همانا! این موضوع البته برای دشمنان هم صادق است و اگر بتوانید با تکنیک‌های مختلف از جمله پری استامینای باس‌ها را خالی کنید، فرصت اجرای یک ضربه مهلک را با انیمیشنی جذاب خواهید داشت.

دشمنان بازی اونیموشا گونه‌هایی از موجوداتی اهریمنی هستند که با نام گنما شناخته می‌شوند. تنوع گنماها در بازی بسیار بالا است و شاید نمونه‌های ساده آن‌ها حکم همان زامبی‌های معمولی مثلا رزیدنت ایول را داشته باشند که صرفا برای کشته شدن در بازی قرار گرفته‌اند، ولی گونه‌های بسیار بی‌رحمی از آن‌ها را هم در بازی داریم که برخی با قدرت بدنی بالا و مقاومت‌شان در برابر دفاع شما را به چالش می‌کشند و برخی هم با سرعت بالایشان به راحتی می‌توانند از اکثر ضربه‌ها جاخالی بدهند. در نتیجه مبارزه با هر دشمنی استراتژی خاص خودش را طلب می‌کند و این موضوع در تقابل با باس‌ها هم به اوج خودش می‌رسد.

اما نبردهای Onimusha: Way of the Sword، صرفا از نظر عمق مکانیک‌ها جذاب نیستند و به همین میزان، زیبا هم هستند. سازنده‌ها انیمیشن‌های بسیار متنوعی برای جنگیدن طراحی کرده‌اند و مثلا بسته به اینکه از چه زاویه‌ای ضربه نهایی را به دشمن بزنید یا حتی جاگیری شما و گنماها در محیط به چه شکلی باشد، نوع انیمیشن‌ها، مخصوصا برای ضربه‌های تمام‌کننده، کاملا تغییر می‌کند. مثلا اگر ضربه‌ای از دشمن را پری کنید و با این کار او به جسمی در محیط برخورد کند، آسیب بیش‌تری دریافت می‌کند. این موضوع در تقابل با باس‌ها هم صدق می‌کند و جدا از طراحی‌های عالی این دشمنان، اتمسفر کلی نبرد با آن‌ها هم از حیث محیط مبارزه و موسیقی‌ها حس و حال قرار گرفتن در دل آثار رزمی فراموش‌نشدنی شرقی را تداعی می‌کند.

همچنین تنوع تجهیزاتی که به مرور به دست می‌آورید هم در سطح مناسبی است. مثلا خیلی زود تیرکمانی به دست می‌آورید که حسابی کاربردی است و نوعی دیگر از تجهیزات را هم داریم که شامل نیزه‌ای بلند یا دو چکش قدرتمند می‌شود و پس از شارژ شدن نوار مربوطه با جمع‌آوری روح‌های آبی، می‌توانید از قدرت ویرانگر آن‌ها بهره ببرید. تمام این قابلیت‌ها و تجهیزات هم با منابع لازم و روح‌های قرمز رنگ قابل ارتقا هستند و در کل، سیستم ارتقای کاراکتر بازی با گستردگی بسیار خوبی که دارد، آن حس قوی‌تر شدن به مرور زمان را به شکلی کاملا تاثیرگذار در روند بازی پیاده می‌کند.

در نسخه‌های کلاسیک اونیموشا، تجربه بازی فقط به جنگیدن محدود نبود و پازل‌ها یا گشت و گذار در محیط هم نقش مهمی در بازی داشتند. Onimusha: Way of the Sword هم تا حدی این ویژگی‌ها را دارد. گشت و گذار به مراتب گسترده‌تر از قبل شده است و بازی شما را به نسخه‌ای از کیوتو می‌برد که می‌توانید آزادانه در بخش نسبتا بزرگی از آن بگردید و به انتخاب خودتان سراغ ماموریت‌های اصلی یا فرعی بروید. این وسط آیتم‌های مخفی مختلفی هم در گوشه و کنار این دنیا پخش هستند که پاداش‌هایی چون منابع لازم برای ارتقا را برای‌تان به ارمغان می‌آورند. ماموریت‌های اصلی به لطف داستان‌گویی باکیفیت و رویارویی با باس‌ها و دشمنان اصلی، سطح بالایی دارند و ماموریت‌های فرعی هم بیش‌تر با هدف گرایند برای منابع موردنیاز ارتقا طراحی شده‌اند و بله؛ نمونه‌هایی تکراری هم بین آن‌ها دیده می‌شوند.

برای مثال، در بازی رویدادهایی داریم که در آن‌ها باید مردم عادی را از دست گنماها نجات بدهید. این رویدادها تنوع بسیار کمی دارند و انیمیشن‌های مربوط به آن‌ها خیلی زود تکراری می‌شود. از طرف دیگر، پازل‌های Onimusha: Way of the Sword، هم چندان برایم راضی‌کننده نبودند. اولا که کلا تعداد معماها بسیار محدود است و دوم اینکه هرچقدر بازی مثلا در باس فایت‌ها جسارت به چالش کشیدن مخاطبش را دارد، در زمینه پازل‌ها محتاط عمل می‌کند. تقریبا پس از گذشت چند ثانیه از رویارویی با یک معما، راهنمایی و پیشنهادها برای چگونگی حل آن آغاز می‌شوند؛ سوال اینجاست که اگر قرار نیست پازل‌ها منِ مخاطب را به چالش بکشند، پس چرا اصلا در بازی حضور دارند؟

Onimusha: Way of the Sword با استفاده از موتور RE Engine کپکام ساخته شده که بارها امتحان خود را در آثار دیگر این شرکت پس داده است. از نظر تنوع محیطی، نسخه جدید اونیموشا حسابی سربلند است و در طول ماجراجویی تقریبا ۲۵ ساعته‌ام با این بازی، بارها و بارها جزییات محیط‌ها و طراحی چشم‌نواز آن‌ها نظرم را جلب کرد. این موضوع برای طراحی چهره شخصیت‌های اصلی و تاثیرگذار در داستان، گنماهای مختلف و همینطور باس‌های بازی هم صدق می‌کند و مشخص است که تیم سازنده، دقت زیادی برای به تصویر کشیدن آن‌ها با جزییات زیاد داشته است. البته وسعت بزرگ‌تر جهان بازی، باعث شده تا در برخی زمینه‌ها مثل طراحی چهره NPC‌های عادی شاهد کمی فداکاری در جزییات باشیم. مکمل جلوه‌های بصری خوب اونیموشا، موسیقی‌های درجه‌یکی هستند که مخصوصا در باس فایت‌ها شنیده می‌شوند و صداگذاری کاراکترها هم به شکل متناسبی انجام شده است؛ حتی اگر شیفته ژاپن باشید، می‌توانید با صدای ژاپنی هم بازی را تجربه کنید.

به طور کلی، بازی Onimusha: Way of the Sword را می‌توان موفقیت دیگری برای کپکام در سال ۲۰۲۶ دانست. با اینکه اونیموشا به طور کلی مجموعه‌ای خاص‌تر در مقایسه با مثلا رزیدنت ایول یا دویل می کرای به حساب می‌آید، ولی برای لذت بردن از نسخه آخر آن نیازی به دانش قبلی ندارید و فقط کافی است طرفدار بازی‌های اکشن باشید؛ در این صورت Onimusha: Way of the Sword با باس فایت‌های هیجان‌انگیز، داستانی جذاب با شخصیتی بی‌نهایت دوست‌داشتنی و جهان شگفت‌انگیزش، می‌تواند حسابی شما را سرگرم کند و حتی پس از تمام شدن هم ارزش حداقل یک بار تکرار را داشته باشد. پس اگر جزو این دسته از گیمرها هستید، پیشنهاد می‌کنم این حماسه شرقی را از دست ندهید و در این روزهای پایانی تابستان تجربه آن را به خودتان هدیه بدهید.

Onimusha: Way of the Sword

10/8.5
امتیاز زومجی
به طور کلی، بازی Onimusha: Way of the Sword را می‌توان موفقیت دیگری برای کپکام در سال ۲۰۲۶ دانست. با اینکه اونیموشا به طور کلی مجموعه‌ای خاص‌تر در مقایسه با مثلا رزیدنت ایول یا دویل می کرای به حساب می‌آید، ولی برای لذت بردن از نسخه آخر آن نیازی به دانش قبلی ندارید و فقط کافی است طرفدار بازی‌های اکشن باشید؛ در این صورت Onimusha: Way of the Sword با باس فایت‌های هیجان‌انگیز، داستانی جذاب با شخصیتی بی‌نهایت دوست‌داشتنی و جهان شگفت‌انگیزش، می‌تواند حسابی شما را سرگرم کند و حتی پس از تمام شدن هم ارزش حداقل یک بار تکرار را داشته باشد. پس اگر جزو این دسته از گیمرها هستید، پیشنهاد می‌کنم این حماسه شرقی را از دست ندهید و در این روزهای پایانی تابستان تجربه آن را به خودتان هدیه بدهید.

نقاط قوت

  • کاراکتر میاموتو موساشی با شخصیت‌پردازی بسیار عالی
  • روایت جذاب داستانی پس از پشت سر گذاشتن مقدمه کُند بازی
  • مبارزه‌های هیجان‌انگیز با تنوع بالای مکانیزم‌ها و انیمیشن‌ها
  • باس فایت‌های چالش‌برانگیز و بسیار جذاب از نظر طراحی فضای کلی مبارزه
  • تنوع محیطی بالا و جهان چشم‌نواز از نظر گرافیکی
  • سیستم گسترده ارتقا و حس شدن تاثیر آن‌ها در گیم پلی

نقاط ضعف

  • شروع بسیار کُند بازی چه از نظر داستان و چه گیم‌پلی
  • ضعف در طراحی پازل‌ها
  • تکراری شدن بسیار سریع برخی رویداد‌های فرعی
  • طراحی بسیار ساده مواردی مثل چهره NPC‌ها