سال ۲۰۲۰ و در دورانی که استودیوهای مختلفی قصد داشتند از محبوبیت بازی‌های سولزلایک بهره ببرند، استودیو کلد سمیتری بازی Mortal Shell را با همکاری شرکت پلی‌استک منتشر کرد. مورتال شل با اینکه از ایده‌های کلی مجموعه سولز فرام‌سافتور مثل جهان تاریک و گیم‌پلی چالش‌برانگیز الهام گرفته بود، ویژگی‌های منحصربه‌فردی هم داشت. با این حال بازی هرگز در حد و اندازه‌هایی ظاهر نشد که بتوان آن را یکی از سولزلایک‌های درجه‌یکی دانست که سازنده‌ای جز فرام‌سافتور دارند. در هر صورت، دنباله این بازی هم چراغ سبز گرفت و همان استودیو و ناشر، سه روز دیگر قرار است بازی Mortal Shell 2 را رسما منتشر کنند؛ هرچند که نسخه گران‌تر بازی از امروز در دسترس قرار می‌گیرد. در ادامه این موضوع را بررسی می‌کنیم که آیا Mortal Shell 2 توانسته ارتقایی برای نسخه قبلی باشد یا خیر.

بازی مورتال شل ۲ در دهکده‌ای عجیب و غریب شروع می‌شود؛ جایی که گیمرها اولین قدم‌ها را با موجودی که به نام هاربینگر معرفی می‌شود، برمی‌دارند. اما این موجود به تنهایی، قدرت چندانی در برابر تهدید‌های بی‌شماری که در جهان پیش‌رو انتظارش را می‌کشند، ندارد. به همین دلیل هم پای شِل‌ها به بازی باز می‌شود. شِل‌ها جنگجویانی هرکدام با داستان و پیش‌زمینه متفاوت هستند که هاربینگر با پیدا کردن جسد آن‌ها، می‌تواند از بدن و قدرت‌هایشان برای رسیدن به هدف خودش استفاده کند.

اما این هدف چیست؟ همه‌چیز در مورتال شل ۲، به موجودی مقدس به نام Undermether مرتبط می‌شود؛ موجودی که مخلوق‌های متولد نشده او که با نام Ova شناخته می‌شوند، توسط موجودات پلید مختلفی دزدیده شده و در سراسر جهان بازی پراکنده هستند. اینجاست که هاربینگر باید برای پیدا کردن این Ova‌ها به بخش‌های مختلفی از این جهان سفر کند و با کشتن دشمنانی که آن‌ها را دزدیده و مخفی کرده‌اند، هدفش را به سرانجام برساند.

مورتال شل ۲، از نظر نوع کلی روایت شباهت زیادی به سری سولز فرام‌سافتور دارد؛ به این معنی که بازی کم‌تر تعریف مستقیم داستان را در پیش می‌گیرد و برای فهم درست وقایع، باید با حوصله با شخصیت‌های مختلف صحبت کنید، نوشته‌های پخش‌شده در جهان بازی را به دست بیاورید و به گذشته هریک از شِل‌های حاضر در بازی پی ببرید. راستش را بخواهید، کلیت داستان و مسیری که از ابتدا تا انتها در آن طی می‌کنید، ویژگی بارز یا شگفتی عجیب و غریبی ندارد و نمی‌توان آن را روایتی دانست که مشابهش را در آثار دیگر ندیده باشیم. با این حال برخی ویژگی‌های مثبت در این راه هستند که به بازی کمی بار روایی مثبتی بدهند.

جذاب‌ترین جنبه مورتال شل ۲ از نظر من، پیش‌زمینه داستانی هریک از شِل‌هایی است که به نوعی به مسیر کلی هم مرتبط می‌شوند. در نسخه دوم تعداد این شِل‌ها از چهار عدد نسخه قبلی به هشت عدد رسیده است و هریک از آن‌ها جدا از خصوصیات و ویژگی‌های مبارزه‌ای منحصربه‌فردی که دارند، به خوبی هم با گذشته‌ای مشخص شخصیت‌پردازی شده‌اند. پس از پیدا کردن جسد این موجودات، می‌توانید با خرج نوع خاصی از منابع، قصه آن‌ها را آنلاک کنید و با گذشته‌شان آشنا شوید. این خرده روایت‌ها انسجام بسیار خوبی دارند و نکته مهم‌تر، ارتباطی است که بین آن‌ها و طراحی باس‌ها و وقایع کلی داستان وجود دارد. برای مثال و بدون اسپویل جزییات، در پایان داستان یکی از شل‌ها متوجه می‌شویم که او به دست یکی از باس‌ها کشته شده است. حالا اگر در نبرد با آن باس با شِل دیگری حاضر شوید، آن کاراکتر در قالب شخصیت همراه به شما اضافه می‌شود تا برای گرفتن انتقام خودش در این قالب تلاش کند.

جدا از این روایت‌های مناسبی که برای شِل‌ها در نظر گرفته شده، مورتال شل ۲ به طور کلی جهانی وسیع دارد و در گوشه و کنار این جهان هم اتفاق‌های نسبتا جالبی گاه انتظار گیمرها را می‌کشند. این موارد تا حدی می‌توانند سرراست بودن داستان اصلی بازی را جبران کنند و روایت آن را تا رسیدن به نقطه پایانی که شاید از کمی زودتر هم قابل پیش‌بینی باشد، جذاب نگه دارند.

نبود استامینا به نوعی آزادی‌عمل بیش‌تری به گیمر در انتخاب چگونه جنگیدن می‌دهد و کمی چاشنی اکشن را در بازی بیش‌تر می‌کند

اما فارغ از بحث داستان، دوست دارم مورتال شل ۲ را بازی گمراه‌کننده‌ای خطاب کنم ولی نه با بار معنایی منفی این اصطلاح. در شروع بازی، متوجه خواهید شد که در مورتال شل ۲ خبری از استامینا که یکی از مهم‌ترین عناصر در گیم پلی بازی‌های سولزلایک است، نیست. منظور از گمراهی، همین است که نبود استامینا، شاید این تصور را در گیمر ایجاد کند که با بازی ساده‌ای طرف هستیم و از طرفی، باعث خوشحالی گیمرهایی شود که تجربه‌های اکشن صرف را می‌پسندند و از طرفی هم گیمرهای حرفه‌ای سولز را ناامید کند که با اثری بدون پیچیدگی روبه‌رو خواهند شد. ولی خب تقریبا هر دو گروه تصور اشتباهی دارند! چرا که نبود استامینا، لزوما به معنی ساده شدن بازی نیست و مورتال شل ۲ هنوز هم یک سولزلایک به حساب می‌آید که هر نبرد آن، مخصوصا با باس‌ها، می‌تواند کاملا شما را به چالش بکشد. از طرف دیگر، نبود استامینا به نوعی آزادی‌عمل بیش‌تری به شما در انتخاب چگونه جنگیدن می‌دهد و کمی چاشنی اکشن را در بازی بیش‌تر می‌کند.

جدا از بحث استامینا، ساختار کلی بازی‌های مشابه در سیستم نبردهای مورتال شل ۲ هم دیده می‌شود. شما به ترکیبی از ضربه‌های سبک و سنگین دسترسی دارید و یک سلاح جانبی یا گرم هم در دسترس است که البته تیرهای محدودی دارد ولی حسابی کاربردی است. نمونه محبوب خودم در بازی نوعی شاتگان بود که در ابتدا فقط سه تیر دارد ولی استفاده درست و به موقع از آن، به معنی واقعی کلمه بارها منجی من در بازی شده بود. برای بحث دفاع، شخصیت شما هم امکان جاخالی دادن را دارد و هم دفع ضربه‌های دشمن. البته برای مورد دوم، قابلیت‌ها وابسته به استفاده از Seal‌ها هستند.

هریک از این Seal‌ها، خصوصیات خاص خودش را دارد. برای مثال یکی از آن‌ها حالت عادی بلاک و پری (Parry) را به بازی اضافه می‌کند تا بتوانید برای مدت محدودی ضربه‌ها را دفع کنید یا با زمان‌بندی درست، آن‌ها را پری کنید که می‌تواند باعث شکستن گارد دشمنان با پر شدن نوار مربوطه شود و امکان وارد کردن ضربه‌ای تاثیرگذار را فراهم سازد. ولی خب اینکه کدام Seal را انتخاب کنید، کاملا به خودتان بستگی دارد؛ مثلا نمونه‌ای برای مدت خیلی کوتاهی بدن شما را سنگی می‌کند یا در مثالی دیگر، پنجره پری کوتاه‌تر می‌شود اما تاثیرگذاری آن در پر شدن نوار شکستن گارد دشمنان، افزایش می‌یابد. با اینکه مورتال شل ۲ درجه سختی در حالت انتخابی ندارد، اما مثلا یک سیل به نام Slayer داریم که کلا قابلیت دفاع را حذف می‌کند اما باعث می‌شود بتوانید با سلاح گرم خودتان گارد دشمنان را بشکنید و با هر بار وارد کردن ضربه در این حالت، سلامتی خود را احیا کنید. این سیل به نوعی درجه سختی ساده بازی است که استفاده از آن اچیومنت‌ها را غیرفعال می‌کند.

به طور کلی، سازنده‌های مورتال شل ۲ تلاش زیادی کرده‌اند تا سیستم نبرد منعطفی با حضور هشت شل هرکدام با خصوصیات منحصربه‌فرد، تغییر ماهیت دفاع با تغییر Seal‌ها و نبود استامینا طراحی کنند و تا حد زیادی هم در این کار موفق بوده‌اند. جنگیدن با هریک از دشمنان متنوع بازی حس و حال خاص خود را دارد و آن لذت پشت سر گذاشتن چالشی پیچیده، مخصوصا پس از شکستن دادن باس‌های گاه واقعا سرسخت بازی، کاملا به سراغ گیمر می‌آید. با این حال برخی جنبه‌های بازی می‌توانستند بهتر هم باشند.

به طور کلی، سازنده‌های مورتال شل ۲ تلاش زیادی کرده‌اند تا سیستم نبرد منعطفی با حضور هشت شل هرکدام با خصوصیات منحصربه‌فرد، تغییر ماهیت دفاع با تغییر Seal‌ها و نبود استامینا طراحی کنند و تا حد زیادی هم در این کار موفق بوده‌اند

اصلی‌ترین نکته‌ای که دوست داشتم مورتال شل ۲ در آن کمی عمیق‌تر و پرجزییات‌تر باشد، کلیت سیستم ارتقا در بازی است. از نظر ارتقای سلاح‌ها و سلاح جانبی شاهد شرایط استانداردی هستیم و با جمع‌آوری سنگ‌های موردنیاز و پول، می‌توانید از طریق دستگاهی در هاب مرکزی بازی تجهیزات خودتان را قوی‌تر کنید. این برای سنگ‌هایی که هرکدام ویژگی‌های جدیدی برای شما به ارمغان می‌آورند هم صدق می‌کند. اما در زمینه ارتقا خود کاراکترها، سیستم تقریبا ساده و محدودی را شاهد هستیم.

در نوع ارتقا شخصیت، شاهد همان سیستم آشنای سولزلایک‌ها هستیم؛ با کشتن دشمنان منابع به دست می‌آورید که اگر بمیرید از دست می‌روند و تنها یک بار امکان بازیابی آن‌ها را از محل مرگ دارید. اما در صورت داشتن مقدار مشخصی از این منابع، می‌توانید در Beacon‌ها که حکم بونفایرهای سولز را دارند، شخصیت خودتان را قوی‌تر کنید. این ارتقا، چیزی جز بالا رفتن مولفه‌های هاربینگر با اعداد از پیش تعیین‌شده نیست و خودتان کنترلی روی آن‌ها ندارید. مثلا نمی‌توانید روی سطح سلامت یا قدرت کلی ضربه‌ها سرمایه‌گذاری کنید و همه‌چیز با همان روندی که خود بازی از پیش تعیین کرده، قوی‌تر می‌شود. به مرور با ارتقا به لول‌های بالاتر، برای شِل‌ها هم امتیاز ارتقا به دست خواهید آورد و می‌توانید ویژگی‌های آن‌ها را هم قوی‌تر کنید.

اما در مجموع،‌ مشکلم این است که بازی امکان ارتقای کاراکتر را به سبکی که هر گیمر خودش دوست داشته باشد فراهم نمی‌کند و در عوض صرفا آن‌ها را در مسیری مشخص و از پیش تعیین‌شده قوی‌تر می‌کند. حداقل من ترجیح می‌دادم این جنبه از بازی کمی پیچیدگی بیش‌تری داشته باشد و بتوانم حالت پایه هاربینگر یا حتی شل‌ها را به سبک خودم با خرج امتیاز در ویژگی‌های دلخواه آن‌ها قوی‌تر کنم و مثلا بتوانم کاراکتری بسازم که قدرت دفاعی بالایی در برابر ضربات دارد یا برعکس، با وجود داشتن سطح سلامتی پایین‌تر می‌تواند آسیب خیلی زیادی به دشمنان وارد کند. این موضوع حتی در مورد سلاح‌ها هم صدق می‌کند و خبری از مولفه‌های قدرت یا موارد دیگر در مورد سلاح‌ها نیست و همه‌چیز بیش‌تر به این برمی‌گردد که با کدام سلاح راحت‌تر هستید تا همان را قوی‌تر کرده و در نبردها استفاده کنید.

یکی از بهترین ویژگی‌های مورتال شل ۲ بدون شک جهان جذاب آن است. سازنده‌ها به جای اتخاذ مسیری خطی برای بازی، تجربه‌ای با آزادی‌عمل بالا و جهان‌باز پیش‌روی مخاطب می‌گذارند تا بتواند به سبکی که دوست دارد در آن پیشروی کند. البته که در ابتدا موانعی برای این پیش‌روی وجود دارند ولی خیلی زود ابزار عبور از آن‌ها را به دست می‌آورید. هدف کلی در این جهان، سفر به دروازه‌های نفرین‌شده‌ای است که Ova‌ها در آن‌ها محافظت می‌شوند و هرکدام هم یک باس نهایی و البته مسیری پر از چالش‌های مختلف دارند. اینکه به چه ترتیبی سراغ این دروازه‌ها بروید، تا حد زیادی در اختیار خودتان است و همین موضوع هم باعث می‌شود تا مثلا اگر در نبرد با باس یکی از آن‌ها دچار مشکل شدید، راهی برای انتخاب دیگر داشته باشید و بتوانید پس از قوی‌تر شدن دوباره به سراغ باس آن منطقه بروید.

یکی از بهترین ویژگی‌های مورتال شل ۲ بدون شک جهان جذاب آن است. سازنده‌ها به جای اتخاذ مسیری خطی برای بازی، تجربه‌ای با آزادی‌عمل بالا و جهان‌باز پیش‌روی مخاطب می‌گذارند تا بتواند به سبکی که دوست دارد در آن پیشروی کند

ولی جدا از این آزادی‌عمل دوست‌داشتنی که شخصا مثلا در الدن رینگ هم آن را دوست داشتم، طراحی کلی جهان بازی مورتال شل ۲ ویژگی‌های مثبت دیگری هم دارد. یکی از این موارد وجود بیش از ۶۰ دانجن در بازی است که همگی هم به صورت دستی و منحصربه‌فردی طراحی شده‌اند. بازی در این دانجن‌ها، چالش‌های جالبی برای گیمرها تدارک دیده که فراتر از صرفا جنگیدن با دشمنان یا باس‌ها هستند. مثلا در یکی از دانجن‌ها باید در محیطی مانند زندان، راه‌های مخفی بازی شدن درها را پیدا کنید یا در موردی دیگر، دروازه‌های جادویی هستند که در صورت عبور از آن‌ها، مسیر پیش‌رو به شکلی متفاوت از حالت عادی دیده می‌شود و نوعی حس حل کردن پازل را هم چاشنی کار می‌کنند. این ویژگی‌ها عمق بیش‌تری به دنیای بازی می‌دهند و آن را از تجربه‌ای یکنواخت از کشتن دشمنان و پیش‌روی در داستان تا رسیدن به انتها، دور می‌کنند.

دنیای بازی جدا از طراحی ساختاری مناسب خود، از نظر بصری هم انصافا زیبا است. از سرزمین‌های سرسبز و جنگلی گرفته تا محیط‌های برفی، آتشین و قلعه‌های قرون وسطایی افسرده‌کننده‌ای را می‌توان در بازی دید و قدم در آن‌ها گذاشت. فضاسازی کلی محیط‌ها آن حس چیره شدن تاریکی و ناامیدی را به خوبی منتقل می‌کنند و تیم تقریبا کوچک استودیو کلد سمیتری، موفق شده‌اند تا در کل اتمسفری خلق کنند که مکملی ایده‌آل برای جنگی بی‌رحم در بازی باشد. مورتال شل ۲ از نظر فنی حداقل روی نسخه پی سی عملکرد قابل‌قبولی دارد؛ هرچند که با روشن کردن ری تریسینگ، افت فریم‌های محسوسی داشتم و ترجیح دادم آن را غیرفعال کنم. ولی جدا از این مساله، کیفیت بالای بافت‌ها، تنوع عالی طراحی دشمنان، نورپردازی‌ها و انعکاس‌های چشم‌نواز و افکت‌های مربوط به تکه پاره شدن دشمنان در اثر ضربه‌های سلاح یا منفجر شدن آن‌ها پس از برخورد تیر شاتگان، تجربه بصری لذت‌بخشی را در بازی رقم می‌زنند.

البته برخی باگ‌های جزئی هم در بازی هستند که خوشبختانه مانع از پیشروی گیمر نمی‌شوند و در همین نسخه مخصوص نقد هم تیم سازنده تا الان سه آپدیت برای بازی منتشر کرده که تعداد آن‌ها را کاهش داده است. مثلا در یکی از این باگ‌ها گاه سلاح دشمن پس از اجرای ضربه تمام‌کننده روی آن‌ها در دست شما می‌ماند و باید یک بار فست ترول کنید تا حذف شود. یا یک بار در یکی از محیط‌های بازی صدای آبشار پس از دور شدن از آن قطع نشد و تنها پس از بستن کامل بازی از بین رفت. راستی به بحث صدا هم اشاره کردم و خب مورتال شل ۲ از این نظر بیش‌تر معمولی است؛ تک و توک در برخی باس فایت‌ها آهنگ‌های خوبی هم پخش می‌شوند اما در مجموع شاهد تجربه‌ای معمولی از حیث صوتی هستیم که نه ایراد عجیبی دارد و نه نکته‌ای لایق تحسین.

تصویری از گیم‌پلی بازی Mortal Shell 2 در حال مواجهه با یکی از دشمنان مرحله

در نهایت، Mortal Shell 2 را می‌توان دنباله‌ای موفق دانست که تقریبا در تمام بخش‌های مهم، قدم‌هایی رو به جلو نسبت به نسخه اول برداشته است. سازنده‌ها با اضافه کردن شِل‌های متنوع‌تر، طراحی جهان بزرگ و آزاد، دانجن‌های دست‌ساز و سیستم مبارزه‌ای که برخلاف ظاهر ساده‌اش عمق قابل‌توجهی دارد، موفق شده‌اند تجربه‌ای سرگرم‌کننده و چالش‌برانگیز خلق کنند که به‌خصوص برای طرفداران سولزلایک‌ها حرف‌هایی برای گفتن دارد. نبود استامینا هم نه‌تنها بازی را به اثری ساده‌تر تبدیل نکرده، بلکه آزادی‌عمل بیشتری در مبارزات به وجود آورده و اجازه داده سیستم نبرد هویت مستقل‌تری پیدا کند. با این حال، بازی در بخش‌هایی مثل سیستم ارتقا، داستان اصلی و موسیقی ضعف‌هایی هم دارد. حتی اگر نسخه اول نتوانست شما را کاملا با خود همراه کند، Mortal Shell 2 به عنوان دنباله‌ای مستقل از نظر داستانی، ارزش فرصتی دوباره را دارد؛ چرا که این بار کلد سمیتری فرمول قبلی را بهتر شناخته و اثری ساخته که می‌تواند ساعت‌ها درگیرتان کند و حس خوبی از غرق شدن در جهانی تاریک و بی‌رحم ارائه دهد.

Mortal Shell 2

10/8.5
امتیاز زومجی
در نهایت، Mortal Shell 2 را می‌توان دنباله‌ای موفق دانست که تقریبا در تمام بخش‌های مهم، قدم‌هایی رو به جلو نسبت به نسخه اول برداشته است. سازنده‌ها با اضافه کردن شِل‌های متنوع‌تر، طراحی جهان بزرگ و آزاد، دانجن‌های دست‌ساز و سیستم مبارزه‌ای که برخلاف ظاهر ساده‌اش عمق قابل‌توجهی دارد، موفق شده‌اند تجربه‌ای سرگرم‌کننده و چالش‌برانگیز خلق کنند که به‌خصوص برای طرفداران سولزلایک‌ها حرف‌هایی برای گفتن دارد. نبود استامینا هم نه‌تنها بازی را به اثری ساده‌تر تبدیل نکرده، بلکه آزادی‌عمل بیشتری در مبارزات به وجود آورده و اجازه داده سیستم نبرد هویت مستقل‌تری پیدا کند. با این حال، بازی در بخش‌هایی مثل سیستم ارتقا، داستان اصلی و موسیقی ضعف‌هایی هم دارد. حتی اگر نسخه اول نتوانست شما را کاملا با خود همراه کند، Mortal Shell 2 به عنوان دنباله‌ای مستقل از نظر داستانی، ارزش فرصتی دوباره را دارد؛ چرا که این بار کلد سمیتری فرمول قبلی را بهتر شناخته و اثری ساخته که می‌تواند ساعت‌ها درگیرتان کند و حس خوبی از غرق شدن در جهانی تاریک و بی‌رحم ارائه دهد.

نقاط قوت

  • سیستم مبارزات جذاب با سطح چالش مناسب و گستردگی دشمنان منحصربه‌فرد
  • تنوع بالای Shell‌ها و Seal‌ها که سبک بازی را تغییر می‌دهند
  • جهان وسیع و حس آزادی‌عمل در انتخاب اهداف و قدم بعدی
  • دانجن‌هایی با طراحی عالی که چاشنی‌هایی چون پازل را هم اضافه می‌کنند
  • خرده روایت‌های داستانی مربوط به شِل‌ها
  • اتمسفر عالی و گرافیک چشم‌نواز

نقاط ضعف

  • سیستم ارتقای شخصیت می‌توانست عمق بیش‌تری داشته باشد و اجازه شخصی‌سازی بیش‌تری به گیمر بدهد
  • روایت اصلی داستان نسبتا ساده و سرراست است
  • برخی باگ‌های جزیی و افت فریم محسوس مخصوصا با ری تریسینگ فعال
  • موسیقی بازی می‌توانست کیفیت بهتری داشته باشد