آثار پلتفرمر را میتوان جزو ریشهدارترین سبکهای ویدیو گیمی دانست و بسیاری از گیمرهای جدید یا قدیمی، احتمالا در بازهای سراغ تجربههایی مثل ماریو، سونیک، رچت اند کلنک یا تجربههای دیگر رفتهاند. Duskfade، ساخته استودیو Weird Beluga که امروز برای پی سی و کنسولها منتشر میشود، اثری است که میتوان متوجه شد سازندههای آن با علاقه به آثار نوستالژیک پلتفرمر سه بعدی، سعی در خلق تجربهای خاص و ارزشمند داشتهاند. اما آیا این تیم در این مسیر موفق هم بوده است؟
Duskfade داستان پسری جوان به نام زیریان را روایت میکند که در ابتدای بازی، متوجه میشویم خواهر او به دست نیرویی شرور گرفتار شده است. مسیر نجات خواهر شخصیت اصلی، توسط چهار زنجیر قفل شده و حالا زیریان با کمک پرندهای که در ابتدای بازی با او آشنا میشویم، باید به جهانهای مختلفی سفر کند و با شکستن این زنجیرها، خواهرش را نجات دهد. داستان در بازی پیچیدگی عجیب و غریبی ندارد و مثل خیلی از آثار کلاسیک که صرفا هدفی برای پشت سر گذاشتن موانع و نبرد با دشمنان فراهم میکرد، وظیفهاش را در این راستا به خوبی انجام میدهد.
با اینکه Duskfade پیش از عرضه و در پیش نمایشها و اخبار با مجموعه معروف کینگدام هارت هم مقایسه میشد، در عمل میتوان بیشترین شباهت بین این دو را صرفا در ظاهر و سبک طراحی گرافیکی آنها دید. در عوض، Duskfade از حیث تجربه کلی گیمپلی، اثری پلتفرمر با چاشنی اکشن است و شاید مجموعههایی مثل جک و دکستر، گزینههای بهتری برای توصیف و مقایسه بازی باشند. هسته اصلی گیم پلی بازی، مکانیکهای آشنای پلتفرمر مثل پرش، دبل جامپ و شیرجه زدن است و در کنار آنها، شخصیت اصلی بازی با استفاده از شمشیری که دارد، به نبرد با دشمنان مختلفی هم میرود.
یکی از ویژگیهای خوب Duskfade، نوع طراحی جهان سه بعدی آن از نظر گیمپلی است؛ برای شکستن هریک از زنجیرها، باید به بخشی از دنیای بازی بروید که خود متشکل از چندین محیط مختلف است. در این محیطها، هم باید موانع پلتفرمر را با ترکیب مکانیکهای بازی پشت سر بگذارید و هم به نبرد با دشمنان بروید. سازندهها در طراحی موانع پلتفرمری، عملکرد خوبی داشتهاند و یکی از مهمترین اصول در این نوع بازیها یعنی حفظ تازگی اثر در طولانیمدت را به شکل قابلقبولی انجام میدهند.
محیطهای بازی، گستردگی نسبتا زیادی دارند و در هرکدام مسیرهای فرعی هم دیده میشوند که با به چالش کشیدن مهارتهای پلتفرمینگ شما، پاداشهایی چون الماسهای بیشتر یا حتی منابع لازم برای ارتقا و مواردی از این دست را ارائه میدهند. سازندهها برای حفظ جذابیت بازی، به مرور چالشهای پلتفرمینگ جدیدی پیش روی شما میگذارد؛ از سکوهای محو شونده که میتوانند شخصیت اصلی را داخل مواد مذاب بیندازند تا مثلا سکوهای در حال چرخش که تنها مدت زمان کوتاهی برای عبور از روی آنها وقت دارید. مکمل این موضوع، مکانیکهای جدیدی هستند که به مرور معرفی میشوند؛ مثلا پس از مدتی به یک قلاب دسترسی پیدا خواهید کرد که امکان آویزان شدن از نقاط خاصی را فراهم میکند.
ریتم خوب معرفی ویژگیهای جدید، باعث میشود تا Duskfade در کل تجربه پلتفرمینگ سرگرمکنندهای ارائه دهد. با این حال بازی فقط محدود به اصطلاحا سکوبازی نیست و سازندههای آن، تمرکزی روی بخشهای اکشن هم داشتهاند. شما میتوانید با شمشیر شخصیت اصلی با دشمنان بجنگید. در هر محیط دشمنان معمولی مختلفی به نبرد با شما میآیند که تنوع و به طور کلی ساختار نبرد با آنها، به اندازه بخشهای پلتفرمینگ بازی جذاب نیست؛ نبردها با اینکه شامل مکانیکهایی مثل جاخالی دادن هم میشوند، ولی در کل چیزی فراتر از صرفا زدن کلید حمله یا گاهی هم استفاده از قابلیتهایی ویژه نمیشوند و معمولا دشمنان هم در چند ثانیه از پا درمیآیند و قرار نیست خیلی شما را اذیت کنند.
در نتیجه به وضوح میتوان متوجه شد که این نبردها صرفا در بازی هستند تا کمی تنوع به مسیرهای شما بدهند و خلاقیت اصلی توسعه Duskfade، خرج موانع پلتفرمینگ آن شده است. با این حال چنین ضعفی، در مورد باس فایتهای بازی اصلا و ابدا صدق نمیکند. هریک از باسها با ویژگیهای کاملا منحصربهفردی طراحی شده است و معمولا باید با ترکیب درستی از مهارتهای پلتفرمینگ و جنگیدن به نبرد با آنها بروید. باس فایتهای بازی قطعا جزو بخشهای واقعا جذاب Duskfade هستند و میتوان لذت خوبی از پشت سر گذاشتن آنها برد.
در محیط اولیه بازی که یک دهکده است و بارها به آن قدم خواهید گذشت، جدا از شخصیتهای مختلف فروشندهای هم حضور دارد که میتوانید با جمعآوری منابع لازم، برخی قابلیتهای خودتان را از طریق آن ارتقا بدهید. علاوه بر این در محیطهای بازی هم آیتمهایی هستند که مثلا میتوانند تعداد نوشیدنیهای احیای سلامتی شما را بیشتر کنند یا قابلیتهای مبارزهای و حرکتی جدیدی به ارمغان بیاورند. این موارد هم در راستای بخشیدن تنوع بیشتر به گیم پلی بازی اعمال شدهاند.
اما در کنار تمام ویژگیهای جالب بازی Duskfade در گیمپلی، بدون شک یکی از بهترین نقاط قوت بازی چیزی نیست جز طراحیهای هنری آن. محیطهای بازی علاوه بر اینکه تنوع بسیار خوبی دارند، از نظر دقت به جزییات هم عالی کار شدهاند. در تک تک دقایق بازی، انگار در حال قدم زدن در جهانی هستید که هنرمندی خوشذوق با آب رنگ و ترکیبی فوقالعاده از رنگها آنها را خلق کرده است. البته که میتوان مشکلات فنی ریزی را در بخشهایی از بازی دید که با آپدیت به راحتی قابلحل هستند، ولی در مجموع سبک هنری و طراحیهای بازی انصافا عالی است. موسیقی Duskfade هم کار خودش را به خوبی انجام میدهد و مکمل خوبی برای این زیبایی بصری است.
در مجموع، Duskfade از همان دقایق آغازین، حس خوش بازیهای پلتفرمر سه بعدی خاطرهانگیز را برای گیمرها تداعی میکند. با این حال بازی برای موفقیت لزوما هم دست روی نوستالژی نگذاشته و سازندههای آن مخصوصا در جنبههای پلتفرمر، ایدههای جالبی دارند که میتوانند تجربه کلی را سرگرمکننده و مفرح نگه دارند و حس خوبی از گشت و گذار در جهانهایی بسیار چشمنواز را ارائه دهند. حتی اگر سیستم مبارزات بازی آنقدر که باید نتواند به اندازه جنبه پلتفرمینگ آن دوستداشتنی باشد. اگر به بازیهای پلتفرمر علاقه داشته باشید، Duskfade گزینه ارزشمندی برای تجربه است که از بازی کردن آن پشیمان نمیشوید.
بررسی بازی Duskfade
نقاط قوت
- طراحی بسیار چشمنواز و متنوع محیطهای بازی
- سرگرمکننده بودن جنبههای پلتفرمینگ و سطح مناسب چالش در آنها
- ریتم درست معرفی ویژگیهای جدید که مانع از یکنواختی اثر میشوند
- باس فایتهای بسیار هیجانانگیز
نقاط ضعف
- جنبههای اکشن و مبارزات بازی بسیار ساده و یکنواخت هستند
- داستان به چیزی فراتر از تقابل ساده خیر و شر تبدیل نمیشود
- مشکلات فنی جزئی
کد بررسی بازی Duskfade توسط ناشر و روی پی سی برای زومجی ارسال شده است.