// شنبه, ۱۶ بهمن ۱۳۹۵ ساعت ۰۰:۱۷

گزارش روز پنجم سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر

در این مطلب نگاهی به حواشی روز پنجم سی و پنجمین جشنواره فیلم فجر خواهیم انداخت و دو فیلم «سارا و آیدا» و «ماجان» را به طور مختصر بررسی خواهیم کرد.

از دیروز اکران تازه‌ترین ساخته مسعود کیمیایی، قاتل اهلی، اکران خود را در جشنواره فیلم فجر امسال شروع کرده‌است. تعدادی از صف‌های طولانی سینماهای تهران امروز محل تجمع کیمیایی بازهای سینما بوده‌است. فیلم‌سازی که همیشه طرفداران پروپاقرص خود را داشته و دارد و احتمالا خواهد داشت.

سارا و آیدا، تقریبا هیچ

امروز در سینما فرهنگ در حالی که اخبار قاتل اهلی سایر فیلم ها را تحت تاثیر قرار داده‌ بود، صف بلیط مقابل سینما تا قبل از ساعت پنج اصلا حال و هوای جشنواره‌های سال‌های قبل را نداشت. به خصوص که برای خرید بلیط سارا و آیدا ساخته مازیار میری و ماجان ساخته رحمان سیفی آزاد، به هیچ وجه نیازی به تحمل سرمای زمستان نبود!

سارا و آیدا

مازیار میری در سارا و آیدا تقریبا هیچ چیزی جدیدی برای مخاطبانش نداشت. کارگردانی که با  فیلم سعادت آباد طرفداران خاص خود را پیدا کرده بود، در ادامه به هیچ وجه نتواست روندی را که در آن فیلم آغاز کرده بود، ادامه دهد. فیلم متشکل از تعدای الگوی کلیشه‌ای است، الگوهای تاریخ مصرف گذشته. فارغ از ایده دست چندم فیلم، مشکل بزرگتر آن، دیر شروع‌شدن فیلم است. در واقع گره مرکزی فیلم در حدود ۶۰ دقیقه بعد از شروع فیلم شکل می‌گیرد. پایان فیلم نا‌امید‌کننده است. البته در ادامه روند ناموفق فیلم‌نامه از ابتدای آن، نمی‌توانست چرخش خیره‌کننده‌ای برای پایان‌بندی در انتظار مخاظب باشد. کارگردانی فیلم نیز با کمترین خلاقیت ممکن همراه است. به جز پگاه آهنگرانی، بازی غزل شاکری و مصطفی زمانی اصلا خوب نیست. من متوجه لحن عجیب حرف‌زدن غزل شاکری در فیلم نشدم! شاید برای مخاظبان خاص قابل فهم باشد! دیالوگ‌نویسی فیلم ابتدایی و با روندهای بعضا غلط همراه است. برای من این فیلم به منزله خداحافظی با مازیار میری بود.

ماجان

ماجان، یک ملودرام کم اثر

ماجان اولین تجربه رحمان سیفی آزاد در مقام کارگردان است. آن‌گونه که خود رحمان سیفی آزاد گفته‌است، فیلم ادای احترامی به مادرش بوده‌است. فارغ از ادعای فیلم‌ساز در گرامیداشت مقام مادر، دیدن فیلم را به هیچ‌وجه توصیه نمی‌کنم. فیلم بیشتر از اینکه یک فیلم سینمایی باشد، به آثار سفارشی تلویزیون شباهت دارد. فیلم با آن‌که حتی در مقام ایده نیز در  مرحله قابل قبولی نیست، اما انتظار شما برای آن که حتی با یک ایده بد پرداخت خوبی را در فیلم نامه و کارگردانی شاهد باشید نیز بر آورده نمی شود. فیلم پراست از به کارگیری صحنه‌های آهسته و موزیک‌های بی‌موقع که آن را از یک دارم به ملودرامی از نمایش احساسات تبدیل می‌کند. نام مهتاب کرامتی و فرهاد اصلانی شاید برای راضی‌کردن مخاطب به ورود به سینما راهگشا باشند، اما قطعا در نگه‌داشتن مخاطب روی صندلی، به تنهایی کافی نیستند.

روز پنجم جشنواره برای من سراسر ناامیدی بود. امیدوارم کسانی که سرما صف‌های امشب را برای دیدن قاتل اهلی تحمل‌کردند، دست پر از سینما بازگشته باشند. باید منتظر روزهای بعد بود.

 


منبع زومجی
اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده