این متن اطلاعاتی از داستان و کتاب سیلو را اسپویل خواهد کرد

فصل سوم سریال سیلو با بزرگترین اتفاق روایی سریال به پایان رسید. تا پیش از این، مسئله‌ی اصلی شخصیت‌ها زنده ماندن درون سیلوها و کشف حقیقت درباره‌ی دنیای بیرون بود، اما قسمت پایانی فصل سوم، مسیر داستان را به‌طور کامل تغییر داد. حالا جولیت دیگر فقط به دنبال نجات سیلوی ۱۸ نیست، بلکه تصمیم گرفته مستقیما با سیلوی شماره‌ی ۱ مقابله کند. یعنی جایی که برای نسل‌ها سرنوشت سایر سیلوها را کنترل کرده است. در سوی دیگر، دنیل کین که سال‌ها با هویت تروی زندگی کرده، برای نخستین بار نشانه‌های جدی بازگشت خاطرات گذشته‌اش را نشان می‌دهد. بازگشت نام هلن به ذهن او نیز می‌تواند سرنخی باشد که بخش مهمی از رازهای باقی‌مانده را به یکدیگر متصل می‌کند.

به‌همین دلیل، فصل چهارم دیگر داستان یک شورش محدود در یک سیلو نخواهد بود. درگیری میان سیلوی شماره ۱۸ و سیلوی شماره ۱ می‌تواند به بحرانی گسترده تبدیل شود و سایر سیلوها را نیز درگیر کند. در حالی که دنیل، با بازگشت تدریجی گذشته‌اش، ممکن است به یکی از تعیین‌کننده‌ترین مهره‌های این جنگ تبدیل شود. پرسش اصلی این است که این درگیری چگونه شکل خواهد گرفت و آیا جولیت و دنیل درنهایت در یک جبهه قرار می‌گیرند یا در دو سوی متفاوت آن خواهند ایستاد.

جنگ نهایی: سیلو ۱۸ در برابر سیلو ۱

همانطور که از تیزر فصل بعدی مشخص است، محتمل‌ترین مسیر فصل چهارم، تبدیل شدن درگیری میان سیلوی ۱۸ و سیلوی ۱ به یک جنگ واقعی خواهد بود. جولیت حالا می‌داند که سیلوی ۱ تنها یک مرکز مدیریتی نیست، بلکه قلب سیستمی است که اطلاعات، ارتباطات، قوانین و حتی نابودی سیلوهای دیگر را کنترل می‌کند. بنابراین اگر سیلوی ۱۸ واقعا بخواهد از این سیستم رها شود، دفاع از خود دیگر کافی نخواهد بود و جولیت باید راهی برای ضربه زدن به مرکز قدرت پیدا کند. البته چنین کاری بسیار دشوار است. سیلوی شماره ۱۸ از نظر اطلاعات، فناوری و امکانات قابل مقایسه با سیلوی شماره ۱ نیست و در یک رویارویی مستقیم احتمالا دست پایین را خواهد داشت. همین مسئله باعث می‌شود ارتباط با سایر سیلوها اهمیت حیاتی پیدا کند.

اگر جولیت بتواند به ساکنان دیگر سیلوها ثابت کند که اتفاقاتی که برای آن‌ها رخ داده، بخشی از یک سیستم مشترک بوده است، شورش سیلو ۱۸ می‌تواند از یک اعتراض محلی فراتر برود و به آغاز یک انقلاب گسترده تبدیل شود. سیلو ۱ نیز احتمالا منتظر شکل‌گیری چنین اتحادی نخواهد ماند. منطقی‌ترین واکنش آن است که پیش از گسترش شورش، سیلو ۱۸ را از بین ببرند. اما تفاوت این نابودی با شکل نابودی سیلوی شماره ۱۷ این است که جولیت و دوستانش می‌دانند که چه‌چیزی در انتظارشان است و باید چگونه از خود محافظت کنند.

جنگ احتمالا اطلاعاتی باشد تا نظامی

با این وجود، بعید است سرنوشت این جنگ تنها با قدرت نظامی تعیین شود. یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیلو ۱ از ابتدا کنترل اطلاعات بوده است. وقتی ساکنان هر سیلو از وجود دیگر سیلوها بی‌خبر باشند، هر شورش را می‌توان در همان محدوده محاصره و سرکوب کرد. اما لحظه‌ای که مردم بفهمند هزاران انسان دیگر نیز دقیقا شرایط مشابهی را تجربه کرده‌اند، کنترل چنین جمعیتی بسیار دشوارتر می‌شود. از این منظر، فصل چهارم می‌تواند بیش از آنکه درباره‌ی یک جنگ نظامی باشد، درباره‌ی یک جنگ اطلاعاتی باشد. سیلو ۱ ممکن است تلاش کند تصویری خطرناک از جولیت بسازد، اطلاعات جعلی منتشر کند یا حتی سیلوهای دیگر را علیه یکدیگر تحریک کند. در مقابل، جولیت باید کاری انجام دهد که شاید از هر حمله‌ی فیزیکی مهم‌تر باشد: اثبات اینکه روایت رسمی سیلو ۱ دروغ بوده است. این مسئله می‌تواند بزرگ‌ترین نقطه‌ضعف سیستم را آشکار کند. اگر ساکنان سیلوها بفهمند که سیلو ۱ نه‌تنها حقیقت را از آن‌ها پنهان کرده، بلکه در مواردی آگاهانه باعث نابودی جمعیت یک سیلو شده است، دیگر مسئله فقط نافرمانی از چند قانون نخواهد بود. در آن صورت، خود مشروعیت سیستمی که قرن‌ها بر زندگی آن‌ها حکومت کرده، زیر سؤال خواهد رفت.

آیا دنیل کین بزرگترین سلاح جولیت می‌شود؟

دنیل یا همان تروی شخصیتی است که بیش از هر فرد دیگری به رازهای سیلوی شماره ۱ نزدیک است. او زندگی پیش از سیلوها را تجربه کرده و بعدها به بخشی از همان سیستمی تبدیل شده که اکنون جولیت قصد نابودی آن را دارد. سال‌ها او را از خواب بیدار کرده‌، حافظه‌اش را از بین برده و از او برای مقابله با شورش‌های سیلوهای دیگر استفاده کرده‌اند. اما اکنون این روند در حال شکست خوردن است، تروی بارها خاطره‌ی زنی ناشناس را در ذهن خود دیده و حتی پس از پاک شدن حافظه، دوباره به دنبال هویت او گشته است. او حالا نام هلن را می‌داند و همین موضوع می‌تواند نخستین نشانه‌ی بازگشت واقعی دنیل کین باشد. اگر این روند ادامه پیدا کند، خاطرات بیشتری از گذشته به سطح ذهن او بازخواهند گشت. ابتدا هلن، سپس رابطه‌اش با او، اتفاقاتی که پیش از تبدیل شدن به تروی رخ داده و درنهایت شاید تمام کارهایی که طی سال‌ها به دستور سیلو ۱ انجام داده است. این بازگشت می‌تواند از نظر روانی برای دنیل بسیار سنگین باشد. او ممکن است مجبور شود با این حقیقت روبه‌رو شود که شخصیتی که امروز به نام تروی می‌شناسیم، در واقع یکی از مهم‌ترین ابزارهای سیلو ۱ برای سرکوب دیگران بوده است. همین آگاهی می‌تواند او را به یکی از خطرناک‌ترین دشمنان سیستم تبدیل کند.

تروی ممکن است علیه سیلو ۱ شورش کند

شاید از جذاب‌ترین تئوری‌های فصل چهارم این باشد که تروی شاید فقط قربانی سیلو ۱ نباشد، بلکه به مهره‌ای تبدیل شود که این سیستم را از داخل نابود می‌کند. جولیت ساختار سیلو ۱۸ را می‌شناسد، اما تروی ساختار سیلو ۱ را می‌شناسد. او احتمالا اطلاعاتی درباره‌ی شیوه‌ی تصمیم‌گیری، روش‌های کنترل، فناوری‌ها و سازوکارهایی دارد که برای هیچ فرد دیگری در دسترس نیست. اگر خاطراتش به‌طور کامل برگردند، این دانش می‌تواند ارزشمندتر از هر سلاحی باشد. حتی ممکن است تروی مدتی وانمود کند که همچنان حافظه‌اش را از دست داده است تا بتواند درون سیستم باقی بماند. در این صورت، جولیت از بیرون به سیلو ۱ فشار می‌آورد و تروی از درون آن را تضعیف می‌کند. چنین وضعیتی می‌تواند جنگ نهایی را به یک بازی پیچیده‌ی نفوذ و فریب تبدیل کند؛ جایی که مشخص نیست چه کسی واقعاً به چه کسی وفادار است.

جولیت و دنیل با یکدیگر ملاقات می‌کنند

همانطور که از تریلر فصل چهارم مشخص است این دو درنهایت یکدیگر را می‌بینند. اما مسئله اینجاست که آن‌ها چه نوع دیداری با یکدیگر خواهند داشت. از نظر داستانی، یکی از مهم‌ترین لحظات فصل چهارم می‌تواند ملاقات جولیت و دنیل باشد. اما نکته جالب اینجاست که جولیت بزرگترین کلید قفل حافظه دنیل را در احتیار دارد و آن ساعت دنیل است که به جولیت رسیده. حال جولیت با این ساعت احتمالا حافظه تروی را برگرداند. این دو شخصیت در دو سوی متفاوت تاریخ قرار گرفته‌اند. جولیت محصول جامعه‌ای است که دنیل در شکل‌گیری آن نقش داشته، در حالی که دنیل یکی از معدود افرادی است که جهان پیش از سیلوها را واقعا تجربه کرده است. اگر این دو سرانجام یکدیگر را ببینند، احتمالا این ملاقات صرفا یک صحنه‌ی احساسی نخواهد بود. جولیت می‌تواند از دنیل درباره‌ی گذشته، بنیان‌گذاران و سیلو ۱ سوال کند و دنیل نیز ممکن است از جولیت درباره‌ی هلن و اتفاقاتی که پس از جدایی آن‌ها رخ داده است بپرسد. درواقع، ممکن است هرکدام بخشی از حقیقت را در اختیار داشته باشند که دیگری از آن بی‌خبر است. همین مسئله می‌تواند ملاقات آن‌ها را به یکی از مهم‌ترین صحنه‌های کل سریال تبدیل کند، جایی که گذشته و آینده‌ی سیلوها برای نخستین بار در برابر یکدیگر قرار می‌گیرند.

آنتاگونیست اصلی خودش را نشان می‌دهد

تا پایان فصل سوم خبری از بنیان‌گذاران نبود، یعنی آن ۱۲ نفری که پیمان سیلوها را نوشته بودند را ندیدیم. در فصل بعدی تکلیف همه‌ی آن‌ها نیز روشن خواهد شد و به احتمال زیاد یا از خواب بیدار می‌شوند و یا به‌نحوی قبل از بیدار شدن می‌میرند. تا به اینجای سریال سیلو، جولیت با صدای پشت الگوریتم مبارزه می‌کرد، یعنی شرور ماجرا کسی بود که دستورات را ابتدا به برنارد و سپس به کمیل می‌داد. اما حالا که همه چیز مشخص شده است، سیلو و جولیت نیازمند ضدقهرمان دیگری هستند. این احتمال را می‌توان داد که در رویارویی بعد جولیت با سیستم قدرت سیلوها این استنسن و یا تورمن باشد که برای بقای آدم‌های این پروژه آخرالزمانی مانع‌تراشی می‌کند. اما اگر بخواهیم طبق کتاب‌ها فصل بعدی را پیش‌بینی کنیم این سناتور تورمن است که بدمن واقعی است، چراکه کارکتر استنسن در کتاب‌ها وجود ندارد. و از طرفی هم طبق تریلر فصل آینده زمانی که جولیت در ورودی به سیلوی شماره یک را منفجر می‌کند، این تصویر تورمن است که در حال مشاهده‌ی اتفاقات سیلو است و فیلمساز روی او فوکوس کرده است.

جولیت چگونه به سیلوی شماره یک خواهد رسید؟

در پایان فصل سوم، جولیت و گروهش به Forward Vault در پایین سیلوی ۱۸ می‌رسند. این همان در بزرگی است که قبلا لوکاس پیدا کرده بود. نکته‌ی مهم این است که دنیل از داخل سیلوی یک از طریق همان سیستم با جولیت صحبت می‌کند و وقتی جولیت نزدیک در می‌شود، دنیل به‌شدت نگران می‌شود. درنهایت جولیت وانمود می‌کند که حرف‌های دنیل را پذیرفته اما تصمیم می‌گیرد تا به سیلوی شماره یک حمله کند. اگر طبق کتاب‌ها بخواهیم این نقشه را طراحی کنیم، مسیر جولیت اینگونه خواهد بود: جولیت از این تونل برای رفتن به سیلوی شماره یک استفاده نمی‌کند. او با بررسی نقشه‌ها و ساختار سیلوها متوجه می‌شود که ماشین‌های حفاری فقط برای ارتباط بین سیلوها ساخته نشده‌اند. جهت‌گیری آن‌ها به سمت مکانی به نام Seed است، محلی که برای بازسازی تمدن در آینده آماده شده است. او ماشین حفاری را، راه می‌اندازد و به سمت سیلوی ۱۷ حفاری می‌کند. درنهایت تونل باز می‌شود و بازماندگان سیلوی ۱۸ از طریق آن به سیلوی ۱۷ می‌روند. بعدتر، جولیت از سیلوی ۱۷ به این نتیجه می‌رسد که باید به سیلوی یک حمله کند اما مسیرش متفاوت است، او قصد دارد با لباس مخصوص از روی زمین به سمت سیلوی یک برود و آنجا را نابود کند، نه اینکه از یک تونل مخفی مستقیما وارد مرکز فرماندهی شود.

در سریال این احتمال وجود دارد که Forward Vault در مستقیم به سیلوی شماره یک نباشد بلکه احتمالا ورودی یک شبکه‌ی افقی زیرزمینی است که چند سیلو را به هم متصل می‌کند. حالا با توجه به تریلر فصل چهار، در Forward Vault باز می‌شود و راه به شبکه‌ی زیرزمینی یا مسیر ارتباطی پروژه مشخص می‌شود. بعد از آن درگیری و آب‌گرفتگی تونل‌ها اتفاق می‌افتد و جولیت از همین مسیر وارد بخش متصل به سیلوی یک می‌شود که در میانه راه نیز دنیل را می‌بیند.

هلن راز بزرگ فصل چهارم

این کاملا واضح است که راز هلن در فصل آینده برملا می‌شود اما مهم اینجاست که او چه نقشی را در سیلوی شماره ۱۸ داشته است؟ بعد از انفجار هلن به سیلوی شماره ۱۸ می‌رود و دیگر هرگز دنیل را ملاقات نمی‌کند. می‌دانیم که او باردار بوده و همانطور که در مقاله موشکافی نیز گفتیم این احتمال وجود دارد که جولیت نواده‌ی دنیل است، پس قطعا فصل چهارم، نقش بزرگی از این شخصیت را رونمایی کند. اگر بخواهیم طبق کتاب‌ها سرنوشت هلن را پیش‌بینی کنیم، چیز زیادی دستگیرمان نمی‌شود، چراکه مسیر کتاب‌ها در مورد هلن به‌طور کلی با سریال فرق دارد. در کتاب‌ها هلن وارد سیلوی شماره دو می‌شود و آنجا دوباره ازدواج می‌کند. اما از آنجائی که سریال باید به‌طرزی دراماتیک و در قالب یک اثر سینمایی پیش برود، سازندگان به‌طور فوق‌العاده‌ای این کارکتر را اقتباس کرده‌اند. اما حالا حدس‌مان درباره‌ی این شخصیت چیست؟ اول اینکه سریال به‌طور دراماتیکی هلن را به سیلو ۱۸ فرستاده است، همان سیلویی که قرن‌ها بعد جولیت در آن به دنیا می‌آید. درنتیجه این انتخاب قطعا تصادفی نیست. اگر قرار بود هلن فقط یک قربانی دیگر باشد، نیازی نبود داستان این‌قدر روی بارداری، جدایی او از دنیل و ورودش به این سیلو تاکید کند.

به احتمال زیاد هلن در سیلو نتوانسته ساکت بنشیند پس دست به انجام کارهایی زده. او شعله‌داران را به راه انداخته، کسانی را که به دنبال دنیای بیرون از سیلوها بوده‌اند را دور خود جمع کرده و تا توانسته از خود و دنیای قبل از انفجار نشانه‌هایی جا گذاشته است. هلن قطعا نقش قدرتمندی در میان شورشیان دارد، چه در میان شورشیان زمان خود و چه بعد از آن. و از همه مهمتر اینکه طبق تریلر فصل چهارم سریال نشان دهد که هلن جز اولین کسانی بوده که داروی فراموشی بهش خورانده شده است اما به‌خاطر اشیایی (دفترچه، ساعت و Pez اردکی) که همراه‌اش بوده، روند فراموشی مسیر کاملی را طی نکرده است. و درنهایت اینکه ممکن است هلن برای پاکسازی به بیرون رفته باشد، چراکه او نمی‌توانسته حقیقت جعل شده را باور کند.

آیا شارلوت پهپادها را هدایت می‌کند؟

در تریلر فصل چهارم، شارلوت که حالا با نام سوزان در سیلوی یک زندگی می‌کند، مشغول کار روی یک پهپاد بزرگ است. این پهپاد متعلق به نیروهای مرکز فرماندهی است و برای عملیات نظامی استفاده می‌شود. در همین تریلر، چند پهپاد وارد محدوده سیلوی ۱۸ می‌شوند و به افرادی از جمله جولیت، پل و هنک حمله می‌کنند. جولیت هم با سلاح به سمت یکی از آن‌ها شلیک می‌کند. بنابراین هدف اصلی پهپادها افراد شورشی سیلوی ۱۸ هستند، یعنی کسانی که بعد از افشای حقیقت، علیه سیلوی یک می‌ایستند. اما مسئله‌ای که در اینجا درباره‌ی شارلوت وجود دارد احساساتش است. او نتوانست آدم‌های سیلوی شماره ۱۷ را به قتل برساند و از طرفی هم دیدیم که لوکاس و پاتریک توسط پهپادها کشته نشدند. بنابراین دلایل این احتمال را داریم که در فصل بعدی شارلوت نیز به کمک جولیت بیاید. حال اگر سریال بخواهد طبق مسیر کتاب‌ها پیش برود، شارلوت با جولیت همکاری می‌کند و از طریق ارتباطات رادیویی نقشه‌های بسیاری را بدست جولیت می‌رساند و قبل از منفجر شدن سیلوی شماره یک نیز خودش را به سطح زمین می‌رساند.

پیام پل به کدام سیلوها می‌رسد؟

در تریلر فصل چهارم می‌بینیم که پل در پیام عمومی خود اعلام می‌کند که یک سیلو مرکز فرماندهی است و همان سیلو تلاش کرده سیلو ۱۸ را نابود کند. اما نکته مهم اینجاست که پیام پل را سیلوی شماره یک نیز میبیند. این احتمالا بدان معنا باشد که سیلوهای کنسل نشده نیز در حال تماشای همین پیام نیز هستند. اما چطور این اتفاق می‌افتد و پل می‌تواند پیامش را به همه برساند؟ احتمال اول این است که سیستم ارتباطی سیلوها را هک کرده‌اند. احتمال دوم هم می‌تواند این باشد که سیلوی یک تنها در حال رصد مانیتور سیلوی ۱۸ است و جولیت هنوز نتوانسته به سیستم اطلاعات مرکزی دست پیدا کند. اما در کتاب‌ها چیزی شبیه هک مانیتوها وجود ندارد و افراد سیلو توسط ارتباطات رادیویی با یکدیگر ارتباط برقرار می‌کنند. حالا این انتقال پیام چه معنایی دارد؟ همانطور که در ابتدای این مطلب گفتم، جنگ آینده سیلوها بیشتر اطلاعاتی است پس با دیدن پل در این مانیتور می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که جولیت و دوستانش کنترل مسیرهای ارتباطی را بدست می‌گیرند.

سرنوشت دنیل چه می‌شود؟

دنیل را می‌توان یک شخصیت تراژیک مدرن در نظر گرفت. کسی که ناخواسته وارد یک پروژه‌ی ضدانسانی می‌شود و درنهایت هم تعداد زیادی انسان را می‌کشد. از آنجائی که او تحت پاکسازی حافظه دست به چنین کارهایی زده است، احتمالا با جولیت همکاری می‌کند و سیلوی شماره یک را از بین می‌برد. حالا اگر بخواهیم طبق کتاب‌ها مسیر این شخصیت را طراحی کنیم دنیل کین درنهایت خواهد مرد. دنیل که حالا با نام تروی بیدار شده است، در کتاب‌ها به‌عنوان نماینده‌ی کنگره به گروه سناتور تورمن می‌پیوندد و در طراحی معماری و سیستم‌های سیلو نقش اساسی دارد، اما وقتی حقیقت Operation Fifty را می‌فهمد، متوجه می‌شود قرار است بیشتر سیلوها در نهایت نابود شوند و فقط یک جمعیت برای ادامه‌ی نسل بشر باقی بماند. او از کاری که کرده پشیمان می‌شود و تلاش می‌کند جلوی تورمن را بگیرد. او یکبار با گذشت زمان، خاطراتش را کم‌کم به یاد می‌آورد و می‌فهمد چه کسی بوده و چه نقشی در ساخت این پناهگاه داشته است. به‌همین دلیل سیستم او را خطرناک می‌داند و دوباره به خواب عمیق می‌فرستد. سال‌ها بعد دنیل دوباره بیدار می‌شود و می‌فهمد اوضاع سیلوها در حال فروپاشی است. او مخفیانه با جولیت ارتباط برقرار می‌کند و می‌کوشد به او سیلوی شماره ۱۸ کمک کند. درنهایت هم در لحظه آخر برای نجات سیلوها بمبی را در مرکز فرماندهی منفجر می‌کند و خودش نیز کشته می‌شود. این تعریف کتاب‌ها از دنیل است چیزی که احتمالا سریال نیز به آن پایبند باشد.

استنسن و تورمن چه زمانی روی حافظه‌ی دنیل کار کرده‌اند؟

ما در فصل سوم یک برهه‌ی زمانی مرموز داریم که مخاطب آن را با یک پرش زمانی می‌بیند. وقتی که دنیل و هلن مهمانی استنسن را ترک می‌کنند بعد از آن به چند سال بعد می‌رویم که شارلوت با آنا زندگی می‌کند. از طرفی هم دنیل مدت زیادی است که آنا را با وجود بیماری‌اش ندیده است. این احتمال می‌رود که در این برهه‌ی زمانی خیلی چیزها را از چشم مخاطب پنهان کرده باشند. درواقع می‌توان اینگونه نتیجه گرفت که در این مدت گروه تورمن دنیل را آموزش می‌داده و به‌نوعی روی حافظه‌اش هم کار می‌کرده است. حالا در فصل بعدی سریال سیلو باید منتظر این باشیم که ببینیم آیا در این فلش‌فوروارد آیا استنسن دنیل را در اختیار داشته یا نه؟ چون این امکان وجود ندارد که آن‌ها دنیل را به حال خود رها کرده باشند.

آیا بیرون جائی برای زندگی دارد؟

این یکی از بزرگترین سوالات سریال سیلو است. آیا بیرون جائی برای زندگی دارد؟ طبق کتاب‌ها زمین قابلیت سکونت را دارد و تنها منطقه‌ی اطراف سیلوها به‌طور عمد به شکلی طراحی شده بود که ساکنان تصور کنند کل دنیا در جریان انفجار هسته‌ای از بین رفته است. از مسیر کتاب‌ها مشخص می‌شود که دیستوپیا با جنگ هسته‌ای ساده‌ای که مردم تصور می‌کردند اتفاق نیفتاده است. بلکه نانوربات‌ها برای کشتن انسان‌ها استفاده شدند و سپس منطقه‌ی سیلوها با لایه‌ای از گردوغبار نانوربات‌های مرگبار احاطه شد. چیزی که باعث می‌شد هر کسی که بیرون برود، بمیرد. این مرگ‌ها این توهم را بوجود آورد که هوای همه‌ی زمین آلوده و سمی است. و در پایان هم جولیت و دیگران به منطقه‌ای با آسمان، هوای قابل تنفس، آب، علف و طبیعت زنده می‌رسند. اما اینکه سریال چگونه می‌خواهد با این پرسش برخورد کند، مشخص نیست.

آیا افراد سیلوی ۱۸ زنده می‌مانند؟

این هم سوالی است که باید در فصل چهارم منتظرش باشیم. اما اگر طبق کتاب‌ها بخواهیم به جواب این پرسش برسیم، جوابش نه است و تعدادی از افراد این سیلو کشته خواهند شد. این سیلو طی چند مرحله دچار بحران می‌شود و درنهایت هم بخاطر نانورباتها افرادش را از دست می‌دهد. اما جولیت آدم‌های باقی‌مانده را جمع می‌کند و همراه خودش به سیلوی شماره ۱۷ می‌برد. اما سریال بعید است اینگونه پیش برود و سازندگان این سیلو را نگه خواهند داشت.

سیلوها برای چه ساخته شده‌اند؟

فصل چهارم فصلی است که باید به همه‌‌ی سوالات ما پاسخ بدهد. اینکه سیلوها برای چه ساخته شده‌اند و تهدید اصلی چه بوده که باعث شده است تا تورمن و استنسن این سیلوها را بسازند. اما طبق کتاب‌ها، نجات بخشی از بشریت پس از یک فاجعه‌ی جهانی و حفظ امکان ادامه‌ی نسل انسان دلیل ساخت این سیلوها بوده است. اما پشت این هدف، نقشه‌ی بسیار تاریک‌تری وجود دارد. هر سیلو قرار بود یک جمعیت انسانی را برای مدت بسیار طولانی در خود نگه دارد. مردم داخل سیلو نمی‌دانستند چه اتفاقی برای جهان افتاده و تصور می‌کردند بیرون مرگبار است. هدف این بود که انسان‌ها از منطقه‌ی آلوده دور بمانند تا اثرات فاجعه از بین برود. اما مسئله فقط پناهگاه اتمی نبود. سیلوی شماره یک مرکز کنترل کل این آزمایش بود. افراد داخل این سیلو، سیلوهای دیگر را زیر نظر داشتند و با استفاده از سیستم‌های کنترلی، داروها، حافظه‌زدایی و در صورت لزوم نانوربات‌های کشنده، رفتار جمعیت‌ها را کنترل می‌کردند. همه‌ی این تمهیدات ماهیت سیلوها را به یک آزمایشگاه انسانی تبدیل کرد. هدف نهایی این بود که نسل بشر به‌صورت کنترل‌شده ادامه پیدا کند و در زمان مناسب، بازماندگان به محل SEED منتقل شوند تا زندگی روی زمین را دوباره شروع کنند. حال باید دید که سریال در این مورد چه جوابی به مخاطب می‌دهد.