در سال ۲۰۱۸ با نغمه‌هایی از جنس مدیترانه به یونان سفر کردیم، با هم‌سرایانی از سرزمین‌های نورس همراه شدیم و با ترانه‌هایی از غروب غرب وحشی، به آرامش رسیدیم. با زومجی و بهترین موسیقی سال ۲۰۱۸ همراه باشید.

موسیقی، روح یک بازی است و به آن جان می‌دهد. موسیقی، حس و حال یک بازی است، می‌تواند به آن رنگ ببخشد، آن را به دل ترس و تاریکی فرو ببرد یا حتی قادر است حسی مرموزانه زیر پوستش ساکن کند. موسیقی، نفس‌های یک بازی است، می‌تواند بازیکن را به وجد بیاورد، می‌تواند خون را در رگ‌هایش به جریان بیاندازد یا حتی مغزش را اسیر و پریشان اتمسفر اطرافش کند. روزگاری شاید موسیقی در بازی‌های ویدیویی جدی گرفته نمی‌شد، اما حالا نبودنش دیگر در بازی‌های مدرن غیر ممکن است. شاید موسیقی و صداگذاری نتواند یک بازی را از شکست نجات دهد، شاید موسیقی به تنهایی نتواند یک بازی را به شاهکار تبدیل کند،‌ اما وجودش روحی برای یک بازی است، آن را زنده و حتی گاهی آن را به اثری جاودان تبدیل می‌کند. بازی‌های زیادی هستند که آن‌ها را با موسیقی‌های‌شان به یاد می‌آوریم که تعدادشان هم کم نیستند. سال ۲۰۱۸ نیز پر بود از بازی‌هایی که با موسیقی‌های خود توانستند خاطره سازی کنند. حال اینجا در بررسی تیم زومجی، بهترین موسیقی بازی‌های سال ۲۰۱۸ را انتخاب کردیم.

 

فال اوت 76

Fallout 76 

آخرین نسخه از مجموعه Fallout 76 چیزی جز یک ناامیدی محض نبود و این غیر قابل انکار است؛ این بازی حتی در لیست ناامید‌کننده‌ترین بازی‌های سال زومجی هم قرار گرفت. اما موسیقی یک بازی شکست خورده هم می‌تواند جزو بهترین‌ها باشد و نخاله‌ی تاریخ مجموعه Fallout هم از این قاعده مستثنی نیست. چشم‌های‌تان را به روی اشتباهات سازندگان Fallout 76 ببندید، اما گوش‌های‌تان را معطوف به نوازش موسیقی‌های این بازی کنید. خلق موسیقی‌های این نسخه کار شخصی نیست جز اینان زور، فردی که ساخت آهنگ‌های Fallout 4، Sybria و Dragon Age را هم بر عهده داشته است. اینان زور سعی کرده همیشه در آهنگ‌های Fallout 3 و Fallout 4، حس ناامیدی و یاس را در ملودی‌هایی که به دستش خلق می‌شوند جاری کند. گاهی هم به آن جرعه‌ای هیجان و امید اضافه می‌کند تا مناسب زمان‌هایی باشد که در برهوتی نفس‌گیر، به دنبال ماجراجویی در فضاهای آخرالزمانی هستیم. اما با گوش دادن به آهنگ‌های Fallout 76، اوضاع کمی فرق می‌کند. درست است که این بازی طرفدارانش را ناامید کرد، اما اینان زور برای خلق آهنگ‌های آن، از چاشنی بیشتری از امید و آزادی از حبس در دوران باران بمب‌های اتمی استفاده کرده است. او حتی در بخش‌هایی از آهنگ‌هایش این چاشنی‌ها را با مقداری هیجان ترکیب کرده تا حسی رو به جلو و پیشرفت در دنیای آنلاین بازی ایجاد کند. برای تشخیص تفاوت چنین حسی، کافی است یک بار دیگر به تِم اصلی Fallout 4 و Fallout 76 گوش دهید تا مرز میان تاریکی و امید بوستون Fallout 4 و حس سرزندگی و شروعی تازه در ویرجینای غربی Fallout 76 را به خوبی متوجه شوید.

Assassin

Assassin's Creed Odyssey

نغمه‌هایی از یونان باستان، ملودی‌هایی از جنس موج‌های دریای مدیترانه و ضرب‌آهنگ ماجراجویانه‌ی کاراکترهایی که به دنبال انتقام و فرار از پایین‌ترین طبقات یونان هستند. شاید خیلی‌ها امسال Odyssey را دست کم گرفته بودند. قبل از تجربه بازی، گاه و بی‌گاه از یوبیسافت ایراد می‌گرفتیم و آدیسی را تجربه‌ای تکراری می‌خواندیم. اما هر آن که بازی را تجربه کرد، شگفتی عجیبی را در بطن بازی یافت. ماجرایی سرگرم کننده و البته نسخه‌ای تکامل‌ یافته‌تر از نسخه Origins، باعث شد تا خیلی‌ها Odyssey را دوست داشته باشند. نه فقط ماجراها، گیم‌پلی و روایت بازی، بلکه موسیقی‌های بازی هم جزو بهترین بخش‌های Assassin's Creed Odyssey بودند. ساخت موسیقی این نسخه از بازی این بار بر عهده مایک گرگایدس بود و صد البته که توانست موسیقی‌هایی در شان یک اسسینز کرید جذاب خلق کند. اغلب آهنگ‌های این بازی برخاسته از حال و هوای سیاحتی به یونان کهن هستند که در پس پرده‌ی آن، ملودی‌های آشنای مجموعه Assassin's Creed به گوش می رسند؛ و البته طبق سنت این بازی‌ها، آوای‌های زن در درازنای هر موسیقی توانسته عمق و احساس قابل لمسی را به بازی بی‌افزاید. اما تمام ترک‌های این بازی توسط مایک ساخته نشده‌اند، بلکه نیم دیگر ساندترک‌ها توسط The Flight، گروه دو نفره جو هنسن و الکسیس اسمیت، خلق شده‌اند. برخی آهنگ‌های دیگر هم مانند تم اصلی بازی که شما را با روح آدیسی همراه می‌کند، با همکاری دوجانبه مایک و فلایت ساخته شده است. کار این آهنگسازان آن قدری خوب بود که با جرات به خود اجازه دهیم موسیقی‌های Assassin's Creed Odyssey را در بین پنج نامزد برتر سال ۲۰۱۸ قرار دهیم.

 

celeste

Celeste

نمی‌دانم تا به حال به این موضوع پی بردید یا نه، اما ساندترک بازی‌های ویدیویی، بهترین آهنگ‌ها برای گوش دادن در هنگام انجام کارهایی هستند که نیاز به تمرکز دارید. بله شاید فکر کنید سکوت بهترین راه برای تمرکز روی کار است، اما برای یک بار هم که شده در هنگام انجام کار‌های‌تان، موزیکی از بازی محبوب‌ خود با میزان صدای ملایم گوش کنید تا ببینید چقدر انجام کارها برای‌تان جذاب‌تر و خلاقانه‌تر پیش می‌روند. البته که برخی ساندترک‌ها این توانایی را ندارند، اما ساندترک‌های بازی Celeste؟ خود جنس هستند! موزیک‌های این بازی که توسط لِنا راین ساخته شده‌اند، ترکیبی از صداهای الکترونیک و پیانو هستند که با گیتار و ترمین شاخ و برگدار شده‌اند. موسیقی‌های سلست ملودی‌هایی نه پیچیده، بلکه ساده و ملایم دارند و برخی‌ از آن‌ها هم به منظور عبور از سخت‌ترین مراحل بازی اوج می‌گیرند. ساندترک‌های این بازی را هر کسی باید گوش کند! اگر بازی را حتی هنوز انجام نداده‌اید یا علاقه‌ای به این سبک از بازی‌ها ندارید، از موسیقی‌های این بازی غافل نشوید. حتی اگر دوستان و آشناهایی دارید که علاقه‌ای به بازی‌های ویدیویی ندارند و موسیقی زیاد گوش می‌دهند، طعم آهنگ‌‌های این بازی را به آن‌ها بچشانید. Celeste یکی از شاهکار‌های سال ۲۰۱۸ است که که با آهنگ‌های خود می‌تواند در ذهن شما نفوذ کند، شما را با خود همراه کند و به نوک قله‌ای برساند که هدف کلی بازی را شکل داده است.

 

god of war

God of War

عظمت و شکوه، این اولین حسی است که با شنیدن تم اصلی بازی God of War به من دست داد. وجود گروه کُر در بطن آهنگ‌های بازی و البته، صدای جادویی Eivør در برخی از ترانه‌ها مانند خاطرات مادر، وزن خاص و قابل لمسی به ساندترک‌های بازی بخشیده‌اند. اگر موسیقی نسخه‌های قبلی God of War را به یاد داشته باشید، ریتمی با بال‌هایی از جنس انتقام و حماسه داشتند که به فراز الیمپوس اوج می‌گرفتند. اما موسیقی God of War جدید برعکس است، آهنگ‌های آن سنگینی خاصی از دل افسانه‌های نورس دارند؛ نه خبری از پرواز و اوج گرفتن است و نه خبری از انتقام و مرگ. آهنگ‌های بازی را در دل تاریک کوه‌های پر رمز و راز، لا به لای جنگل‌های اسرار آمیز، به سنگینی غول‌های عظیم‌الجثه و خدایانی با قدرتی فراتر از خدایان یونان حس می‌کنید. موسیقی‌ها گاهی با ریتم آرام خود، مرموزانه به جان شنونده نفوذ می‌کنند، گاهی با هم‌سرایان مرد تُنی از جنس حماسه خلق می‌کنند و لا به لای آن با صدای یک زن، لطافت و احساساتی خاص به خود می‌بخشد. برخی دیگر از موسیقی‌ها، ماجراجویانه‌تر می‌شوند تا در هنگام لحظات نفس‌گیر بازیکن به وجد بیاید. اما هرچی بگردید، دیگر خبری از آن ملودی‌هایی که تک تک‌شان آغشته به رنگ قرمز انتقام بودند نیست، بلکه از جنس پدری است که دیگر آن بی‌رحمی خود را به فراموشی سپرده است، بلکه از جنس مادری است که به خاکستر تبدیل شده و داستانی که شروعی بر حماسه‌ی تازه‌ای از خدای جنگ است. کار ساخت موسیقی‌های بازی God of War بر عهده بیر مککریری بود. او توانست به همان اندازه که سانتا مونیکا گاد آو واری متحول شده تحویل‌مان داد، موسیقی‌های متفاوت نسبت به هر آنچه که در گذشته این سری گوش داده بودیم خلق کند؛ که البته جاودان و شاهکار از آب درآمدند.

 

red dead redemption 2

Red Dead Redemption 2

سوار بر اسب، آرام آرام به سمت خورشید غروب کرده؛ این تصویری است که همیشه از آرامش غرب وحشی تصور می‌کنیم. موسیقی‌های Red Dead Redemption 2، همگی از همین جنس آرامش را در خود دارند؛ به آرامش غروب، به آرامش صدای سُم‌های اسب روی زمین‌ها، و گاهی هم به بی‌قراری گروهی که در به در دنبال مکانی برای سکونتگاهی ثابت هستند که از سوی رییس‌شان بهشت نامیده می‌شود. بدون اغراق و با جرات تمام می‌توان گفت موسیقی‌های Red Dead Redemption 2 با تک تک صحنه‌ها و اتفاقاتی که در جریان است، ضرب آهنگی هماهنگ دارند. چطور می‌توان وقتی جمعی کنار آتش دور یک دیگر نشسته‌اند از آن خاطره‌ای ساخت که در هیچ بازی دیگری نمی‌توان تجربه‌ای حتی نزدیک به آن را مثال زد؟ یک گیتار ساده و هم سرایی اعضای گروه، از رییس گرفته تا زن و بچه‌های کوچک این خاطره را به ساده‌ترین شکل ممکن جاودان کردند. چطور وقتی در محیط بازی می‌خواهید از نقطه‌ای به نقطه دیگر بروید، این سفر باید موی تن شما را سیخ کند؟ چطور وقتی در یک اوضاع بحرانی با اعضای گروه وسط شهر قرار گرفته‌ایم، همه چیز پر تب و تاب‌تر می‌شود؟ یا اصلا، چطور بازی Red Dead Redemption 2 توانست در احساسی‌ترین لحظات خود، در شرایطی که همه چیز از هم می‌پاشد، نفس‌تان را در سینه حبس کند؟ موسیقی‌های بی‌نظیرش همه این‌ها را ممکن کردند؛ بهتر از هر بازی دیگری، بهتر از هر فیلم و سریال دیگری، بهتر از تصورات هر شخصی. وظیفه ساخت موسیقی‌های بازی بر عهده وودی جکسون بود که پیش از این روی آهنگ‌های GTA V، Max Paye و نسخه اول Red Dead Redemption هم کار کرده است. ریشه موسیقی‌های بازی، اینسترومنتال‌هایی با تم غرب وحشی هستند و این وسط صدای اشخاصی مثل Rhiannon Giddens، Willie Nelson و D'Angelo همانند شکوفه‌‌ی ریشه‌های همان موسیقی هستند که آن را زیبا‌تر کرده‌اند. این فقط ساخت موسیقی‌ها نبودند که RDR2 را به جایگاه اول بهترین موسیقی‌های سال رساندند، بلکه جاگذاری بی‌نقص هر آهنگ و حس و حالی که در لحظات مختلف برای بازیکنان خلق می‌کرد، به غایت بی‌نظیر و تکرار نشدنی بود.

پس بهترین موسیقی سال ۲۰۱۸ از دید زومجی به ترتیب زیر است:

  • Red Dead Redemption 2
  • God of War
  • Celeste
  • Assassin's Creed Odyssey
  • Fallout 76

نظرسنجی بهترین موسیقی به پایان رسید که بر اساس آن، موسیقی Red Dead Redemption 2 به‌عنوان بهترین موسیقی سال از دید کاربران زومجی انتخاب شد. در این نظرسنجی ۲۸۹۷ نفر شرکت داشتند. 

بهترین موسیقی

همچنین نظرسنجی انتخاب بهترین بازی تاثیرگذار هم به پایان رسیده است که می‌توانید نتیجه آن را در مطلب مربوطه مشاهده کنید.

منبع زومجی
کاراکتر باقی مانده