Just Cause 4 به‌عنوان ادامه‌دهنده سه نسخه قبلی این مجموعه، تجربه‌ای است که هم نقاط قوت دوست‌داشتنی دارد و هم مشکلات آزار‌دهنده. با بررسی بازی همراه زومجی باشید. 

Just Cause 4، جدید‌ترین ساخته استودیو آوالانچ، اثری است که هم خیلی ساده می‌توان عاشق آن شد و تا پایان تجربه‌اش کرد و هم اینکه خیلی زود از بازی کردنش به حس انزجار رسید و قیدش را زد! اینکه در کدام دسته قرار بگیرید، بستگی به سلیقه شخصی شما و انتظارات‌تان از یک بازی ویدیویی یا به بیان بهتر، یک نسخه از جاست کاز دارد؛ چرا که Just Cause 4 هم نقاط قوتی دارد که بازی کردنش را لذت‌بخش می‌کنند و هم از مشکلاتی رنج می‌برد که خیلی راحت می‌توانند به تجربه‌اش ضربه بزنند. اما اگر دوست دارید بدانید که در نهایت ترکیب این نقاط ضعف و قوت با یکدیگر به چه معجونی تبدیل شده است، در ادامه بررسی بازی سعی خواهیم کرد تا بیش‌تر از آن صحت کنیم. اما پیش از هر چیز، پیشنهاد می‌کنم بررسی ویدیویی بازی را تماشا کنید:

دانلود ویدیو از آپارات |‌ تماشا در یوتیوب

مجموعه Just Cause در حال حاضر به ایستگاه چهارم رسیده است و در سه نسخه قبلی، با اثری رو‌به‌رو شده‌ایم که هدف آن ارائه اکشن‌های اغراق‌آمیز به‌لطف قابلیت‌های ویژه شخصیت اصلی‌اش و همچنین قرار دادن مخاطب در بطن دنیایی مملو از هرج و مرج و آشوب است. این فرمول از قضا تا به امروز هم جواب داده و با اینکه بازی‌های سری جاست کاز هرگز جزو شاهکار‌های آثار جهان‌باز نبوده و نیستند، اما کار‌شان را به‌عنوان یک بازی «سرگرم‌کننده» و «مفرح» انجام می‌دهند و به همین دلیل هم مورد استقبال قرار می‌گیرند. خب Just Cause 4 هم دقیقا ادامه‌دهنده همین فرمول همیشگی مجموعه است و سعی کرده تا با برخی ویژگی‌های جدید و از آن مشخص‌تر حفظ ترکیب تیم برنده، دوباره حداقل برای طرفداران همیشگی‌اش اثری دوست‌داشتنی باشد. 

Just Cause 4 دوباره بازیکنان را در نقش شخصیت ریکو رودیگز قرار می‌دهد؛ شخصیتی که او را با قلاب دوست‌داشتنی‌اش و مهارت بالایش در انجام کار‌ها می‌شناسیم. ریکو پس از مبارزاتی که با گروه بلک هند در نسخه‌های پیشین داشته، این بار راهش به شهر سولیس رسیده که به‌نوعی مقر اصلی گروه بلک هند به‌شمار می‌رود و البته مدتی است که از شرایط آب و هوایی غیرعادی و عجیبی رنج می‌برد. داستان هرگز جزو نقاط قوت بازی‌های جاست کاز نبوده و تقریبا در همه نسخه‌هایش، به تقابل دو جناح خیر و شر خلاصه شده است. خب Just Cause 4 هم از این قاعده مستثنی نیست و دوباره در نقش ریکو، با گروهی از مردم سولیس آشنا می‌شویم که قصد ایستادگی در برابر گروه بلک هند و بازپس گرفتن شهر از آن‌ها را دارند. بازی در همان دقایق اولیه شخصیت‌های مثبت و منفی‌اش را خیلی سریع معرفی می‌کند و در ادامه هم البته خیلی تلاشی برای شخصیت‌پردازی بیش‌تر و بهتر این کاراکتر‌ها ندارد و در نتیجه با اشخاصی در بازی رو‌به‌رو هستیم که شدیدا تک‌بعدی و یک لایه هستند و همین هم باعث می‌شود تا دنبال کردن سرنوشت آن‌ها، کمک کردن به‌شان یا حتی از بین بردن‌شان جذابیت چندانی نداشته باشد. 

بررسی بازی Just Cause 4

البته مشکل اصلی بخش داستان بازی نه در شخصیت‌ها که در سرراست و سطحی بودن بیش از اندازه خود روایت است و به‌نظر می‌رسد که استودیو آوالانچ، در کل اهمیت زیادی برای داستان بازی‌اش قائل نبوده و با اینکه مثلا با اضافه کردن لایه‌های دیگری از قبیل پی بردن به سرنوشت پدر ریکو رودیگز سعی کرده تا پیچیدگی‌هایی در داستان ارائه کند، اما این جنبه‌ها هم خیلی سرسری و زودگر حل و فصل می‌شوند و پیچیدگی خاصی به داستان بازی نمی‌بخشند. راستش را بخواهید در چند وقت اخیر، بازی‌های جهان‌باز بزرگی مثل Red Dead Redemption 2 باعث شده‌اند تا در بازی‌های این سبک هم انتظار داستان پر و پیمانی را داشته باشیم ولی خب جاست کاز 4 اصلا و ابدا قرار نیست به جمع این بازی‌ها اضافه شود و داستان در این بازی فقط و فقط یک المان سطحی و ساده است که تنها کاربردش وارد کردن بازیکن به بازی و قرار دادن وی در مسیر حل ماموریت‌های مختلف است و هرگز جزو نقاط قوت بازی هم به‌حساب نمی‌آید. 

داستان بازی به حدی سرراست است که می‌توان انتهایش را از همان ابتدا حدس زد

اما خب با وجود همه ضعف‌های داستانی، Just Cause 4 در زمینه‌های دیگر حرف‌های بیش‌تری برای گفتن دارد. روند بازی از این قرار است که شما در ابتدا کنترل بخش‌های کمی از نقشه را برعهده دارید و سایر بخش‌ها در اختیار گروه بلک هند هستند. با شرکت در ماموریت‌های مختلف یا صرفا تخریب مواضع این گروه، نیرو‌هایی به‌تان تعلق می‌گیرند که از طریق آن‌ها می‌توانید در نقشه بازی پیشروی و مناطق جدید را تصرف کنید. البته برای تصرف مناطق گاهی لازم است یک سری ماموریت را انجام دهید و سپس نیرو‌های‌تان را به منطقه اعزام کنید یا گاهی هم برعکس برای اینکه بتوانید به یکی از ماموریت‌های داستانی و اصلی بازی دسترسی داشته باشید، باید اول منطقه‌ای خاص را مالِ خود کنید. روند تصرف مناطق فاقد پیچیدگی خاصی است و  در مجموع به شکل خوبی در بازی تعبیه شده است. البته به مرور و پس از گذشت ساعات‌های اولیه، ممکن است کمی روند به‌دست آوردن نیرو‌ها کُند شود که احتمالا هدف سازندگان از این کار، ترغیب بیش‌تر بازیکنان به انجام دادن ماموریت‌های فرعی بوده است. 

بررسی بازی Just Cause 4

صحبت از ماموریت‌ها شد و بد نیست کمی بیش‌تر در این مورد توضیح بدهیم؛ ماموریت‌ها در بازی‌های جهان‌باز اهمیت خیلی زیادی دارند و تنوع آن‌ها، یکی از مواردی است که می‌تواند فرق بین یک بازی جهان‌باز موفق و یک اثر شکست‌خورده باشد. Just Cause 4 در این زمینه بیش‌تر بر لبه تیغ قرار می‌گیرد و با اینکه هرگز به باتلاق شکست سقوط نمی‌کند، اما در پیدا کردن راهی برای رسیدن به اوج قله تنوع هم موفق ظاهر نمی‌شود. در بازی شاهد ماموریت‌های اصلی و فرعی مختلفی هستیم؛ ماموریت‌های اصلی بازی روی مواردی مثل دلیل وضعیت آب و هوایی منطقه سولیس یا پروژه‌ای به نام ایلاپا مربوط می‌شوند که گروه بلک هند سخت مشغول کار روی آن است و البته ارتباطاتی هم با پدر ریکو رودیگز دارد. ماموریت‌های اصلی بازی در حالت کلی وضعیت بدی ندارند و تلاش سازندگان برای تنوع بخشیدن به آن‌ها و ارائه اتفاقات جدید در هریک از این مراحل دیده می‌شود. درست است که ماموریت‌های اصلی گاهی به هم شبیه می‌شوند یا اصلا به بیان بهتر گاهی صرفا یک کار تکراری را باید چندین بار به‌عنوان ماموریت‌های جدید انجام دهید اما خب در کنار این نوع ماموریت‌ها، موارد جذاب‌تری هم وجود دارند که مثلا شما را سوار بر یک کشتی مجهز به خمپاره به دل دشمن می‌فرستند تا هرچه دل‌تان می‌خواهد آشوب و انفجار به‌راه بیندازید یا فرضا در نمونه‌ای دیگر باعث می‌شوند تا سوار بر یک جت جنگی، به دنبال جت‌های دشمن بیوفتید و از یک نبرد هوایی واقعا نفس‌گیر لذت ببرید. این ماموریت‌های جذاب بازی باعث می‌شوند تا بتوانیم ماموریت‌های ضعیف‌تر را هم نادیده بگیریم و در مجموع از کیفیت کلی ماموریت‌های اصلی و داستانی Just Cause 4 راضی باشیم. 

بررسی بازی Just Cause 4

در طرف مقابل ماموریت‌های اصلی، ماموریت‌های فرعی بازی قرار می‌گیرند؛ ماموریت‌هایی که خودشان به چند دسته تقسیم می‌شوند و برخی جذاب و برخی ناامید‌کننده هستند. به‌عنوان مثال در قالب یک سری از این ماموریت‌ها که به تربیت سرباز و نیرو مربوط می‌شوند، باید همراه با چند نفر دیگر به‌سراغ پایگاه‌های بلک هند بروید و رهبران آن‌ها را شکست بدهید. مشکل این مراحل در این است که صرفا اکثرا روند یکسانی دارند و تفاوت‌شان بیش‌تر به این مربوط می‌شود که یک بار سوار بر یک ماشین به سراغ پایگاه‌ها می‌روید و دفعه بعد این کار را سوار بر یک هلی‌کوپتر انجام می‌دهید! با این حال در بین ماموریت‌های فرعی بازی هم نمونه‌های جذابی می‌توان پیدا کرد و فرضا در گروهی از مراحل فرعی، باید در مقبره‌های موجود در منطقه سولیس بگردید که این کار حتی گاهی ریکو را در برابر پازل‌های اکثرا فیزیکی هم قرار می‌دهد و در کل تنوع خوبی در میان تمام مراحل بزن بکش و شلوغ بازی است. همچنین وقتی به‌سراغ یک بازی جهان‌باز می‌رویم، ناخودآگاه انتظارمان اثری است که در کنار همه ماموریت‌ها، یک سری فعالیت‌های جانبی هم داشته باشد؛ منظورم فعالیت‌هایی مثل شکار کردن، خرید از فروشگاه‌ها یا یک سری فعالیت‌های سرگرم‌کننده دیگر هستند که خب در بازی‌های جهان‌باز معمولا شاهد آن‌ها هستیم. اما خب در Just Cause 4 خبری از فعالیت‌های اینچنینی نیست و حتی امکانات ساده‌ای مثل خرید و فروش سلاح یا ارتقای آن‌ها هم در بازی وجود ندارند که وجود آن‌ها، می‌توانست یک ویژگی جدید در مقایسه با نسخه‌های پیشین مجموعه باشد و تنوع خوبی به Just Cause 4 بدهد. 

 

اما جدا از همه مواردی که تا الان در مورد‌شان صحبت و بحث کردیم، عاملی وجود دارد که به‌عنوان نقطه قوت اصلی Just Cause 4 باعث می‌شود تا با وجود همه مشکلات، بتوان این بازی را تجربه کرد و از آن مهم‌تر تا لحظه آخر از تجربه کردنش لذت برد. این مورد هم چیزی نیست جز آزادی‌عملی که سازندگان به بازیکنان داده‌اند تا در دنیای بزرگ سولیس هرج و مرج به‌راه بیندازد و صحنه‌های اکشنی خلق کند که دست کمی از فیلم‌های هالیوودی و گاهی حتی از حیث اغراق‌آمیز بودن از فیلم‌های بالیوودی کم ندارند و خب دیدن چنین صحنه‌های و از آن مهم‌تر قدرت خلق آن‌ها در یک بازی ویدیویی واقعا لذت‌بخش و دوست‌داشتنی است. ریکو رودریگز مثل نسخه قبلی، سه دوست همیشگی در قالب قلاب، چتر نجات و وینگ سوت دارد که تجهیزات اصلی لازم در جهت ایجاد آشوب در دنیای بازی هستند. برای مثال می‌توانید با قلاب ریکو سرعت بگیرد و پس از طی کردن مسافتی با وینگ سوت، به فراز یکی از پایگاه‌های دشمن برسید و پس از آن با باز کردن چترتان، اقدام به تیراندازی به سمت سازه‌های قابل انفجار در پایگاه کنید و از تماشای منظره واقعا چشم‌نواز انفجار‌ها که کمی هم اغراق‌شده ولی خب بی‌نهایت زیبا هستند لذت ببرید. این‌ها البته تنها بخشی از آشوبی هستند که می‌توان در بازی به‌راه انداخت و مخصوصا قلاب ریکو، این امکان را برای‌تان فراهم می‌کند تا کار‌های خلاقانه زیادی در بازی انجام بدهید. کار‌هایی مثل وصل کردن یک سرباز نگون‌بخت به یک سازه انفجاری و فرستادنش به آسمان یا وصل کردن چند بادکنک به یکی از ماشین‌های دشمن و تماشای دست و پا زدن سرنشینان آن وسط آسمان و زمین! به این‌ها امکان پدید آوردن انفجار‌های بسیار عظیم با خرج دادن کمی خلاقیت را هم اضافه کنید تا بدانیم که استودیو آوالانچ تا چه حد خوب از مکانیزم‌های تعریف‌شده به‌لطف قلاب ریکو در راستای جذاب‌تر کردن گیم‌پلی بازی‌اش استفاده کرده و صد البته که موتور فیزیکی قدرتمند بازی هم در این راه کمک زیادی به بازیکن می‌کند تا آزادانه آنچه را که در ذهن دارد در بازی پیاده کند و به نتیجه موردنظرش برساند. 

بازی تمام ابزار‌های لازم برای ایجاد هرج و مرج و آشوب را به بهترین شکل در اختیار بازیکن قرار می‌دهد

البته جاست کاز 4 به‌جز قلاب و ابزار‌های ریکو، روش‌های دیگری هم برای لذت بردن از آشوب دیوانه‌وار بازی‌اش در اختیارتان قرار می‌دهد. به‌عنوان مثال در بازی شاهد تنوع بسیار بالایی از وسایل نقلیه و جنگی هستیم از جت، هلی‌کوپتر و تانک نظامی گرفته تا حتی هواپیمای مسافربری یا انواع و اقسام قایق نظامی و غیرنظامی و ماشین را می‌توان در بازی کنترل کرد. شاید اینگونه به‌نظر برسد که قلاب ریکو، بازیکن را از استفاده از وسائل نقلیه بی‌نیاز می‌کند اما خب این فکر اشتباه است و به‌لطف کنترل نرم این وسایل و تنوع بسیار بالایی آن‌ها، حتما پس از گذشت مدتی به استفاده ازشان تشویق می‌شوید و ترجیح خواهید داد تا حداقل گاهی به‌جای استفاده از قلاب و چتر و وینگ سوت، دل را به جاده بزنید یا با استفاده از وسائل نقلیه هوایی بر فراز سولیس پرواز کنید. این وسائل همچنین یک جنبه دیگر هم دارند و نمونه‌های نظامی مجهز به سلاح، از جمله بهترین روش‌های ایجاد آشوب در بازی هستند و کافی است تا با آن‌ها به یکی از پایگاه‌های دشمن نزدیک شوید تا بتوانید انفجار‌های عظیمی در بازی پدید بیاورید و کاملا نیازتان به صحنه‌های اکشن و کشت و کشتار را تخلیه کنید!

بررسی بازی Just Cause 4

در واقع چیزی که Just Cause 4 در انجام دادنش موفق ظاهر می‌شود، این است که دنیای بزرگی خلق کرده و با اینکه نتوانسته مثل بازی‌های جهان‌باز بزرگ فعالیت‌های جانبی چندانی در این دنیا بگنجاند اما در عوض هرآنچه را که برای ایجاد انفجار و صحنه اکشن نیاز دارید از انواع و اقسام ابزار گرفته تا محیط‌های قابل‌تخریب و انفجاری در اختیارتان قرار داده و بدون اینکه محدودیتی پیش روی‌تان بگذارید، به‌تان اجازه می‌دهد تا از این امکاناتش استفاده کنید و لذت ببرید و باور کنید این ویژگی بازی آنقدر جذاب است که بتواند تا پایان بازی شما را سرگرم نگه دارد؛ مخصوصا که دنیای قابل تخریب بازی تاثیرش را روی ماموریت‌های بازی هم می‌گذارد و باعث می‌شود تا اکشن‌های بازی در این قسمت‌ها هم پررنگ‌تر شوند و انفجار‌های عظیم و پی در پی انجام ماموریت‌ها را حتی اگر تکراری هم باشند، جذاب می‌کند. البته در کنار این ویژگی مثبت، Just Cause 4 یک نقطه منفی هم دقیقا از نسخه قبل به این نسخه منتقل کرده و آن بخش گان‌پلی بازی است. به هر حال به‌عنوان یک بازی اکشن در دقایق زیادی از بازی شما درگیر مبارزه با دشمنان از طریق سلاح‌هایی چون شاتگان، مسلسل، اسنایپر یا حتی سلاح‌هایی مثل آر‌پی‌جی خواهید بود و خب راستش را بخواهید این بخش‌های بازی واقعا حوصله‌سربر و بی‌هدف هستند؛ بی‌هدف از این نظر که استودیو آوالانچ در جریان صحنه‌های گان‌پلی صرفا شما و دشمنان را در یک محیط قرار می‌دهد و کوچک‌ترین راهی برای در امان ماندن از گلوله‌های دشمنان پیش روی شما نمی‌گذارد؛ در نتیجه این صحنه‌ها صرفا به دقایقی تبدیل می‌شوند که در جریان آن‌ها مدام باید به طرفین حرکت و به سمت دشمن شلیک کنید. برای مثال وجود یک مکانیزم سنگرگیری می‌توانست کمک شایانی به بهتر شدن گان‌پلی بازی کند و حداقل کمی معنی به آن ببخشد. یا حداقل اگر سازندگان می‌توانستند کمی حس شلیک با سلاح‌ها را بهتر و باورپذیر‌تر طراحی کنند می‌شد لذت بیش‌تری از این دقایق بازی هم برد ولی خب متاسفانه Just Cause 4 در زمینه گان‌پلی دقیقا مثل نسخه قبلی، عملکرد بدی دارد و شاهد پیشرفتی در این بخش نیستیم. 

بررسی بازی Just Cause 4

اما یکی دیگر از ویژگی‌های خیلی خوب Just Cause 4، طراحی فوق‌العاده دنیای بازی است. درست است که سولیس در این نسخه شباهت زیادی به دنیای نسخه قبلی بازی دارد، اما هنوز هم بی‌نهایت زیبا و چشم‌نواز است. کافی است فقط یک بار بر فراز آسمان سولیس پرواز کنید تا ببینید که آوالانچ تا چه حد توانسته گرافیک هنری بی‌نظیری در بازی‌اش خلق کند. محیط‌های دوردست واقعا زیبا هستند و گاهی این حس را به‌تان می‌دهند که انگار در حال تماشای تصاویر واقعی گرفته‌شده از جزایر مدیترانه‌ای هستید. البته دنیای Just Cause 4 جدا از محیط‌های سرسبز، مناطق کوهستانی پوشیده از برف یا محیط‌هایی بیایان‌مانند هم دارد و با گشت و گذار بیش‌تر در نقشه آن، محیط‌هایی متنوع را مشاهده خواهید کرد که انصافا همگی از حیث منظره کلی شدیدا زیبا و چشم‌نواز هستند. دنیای بازی همچنین وسعت خوبی هم دارد و گاهی طی کردن آن حتی با جت‌های سریع هم زمان نسبتا زیادی طول می‌کشد اما خب در برابر این وسعت بزرگ، جزییات غیر‌منتظره چندانی را در محیط‌های بازی شاهد نیستیم و تیم سازنده صرفا یک جهان بزرگ و از نظر بصری چشم‌نواز برای بازی طراحی کرده است که جزییاتی مثل گونه‌های جانوری آن هم تاثیری در بازی نمی‌گذارند. 

کل گیم‌پلی بازی برپایه مکانیزم‌های استفاده از قلاب ریکو پایه‌گذاری شده و این ایده تا حد زیادی هم جواب داده است

Just Cause 4 همچنین نورپردازی‌های بسیار خوبی هم دارد و تغییر چرخه روز و شب و به‌موازات آن نورپردازی ناشی از نور خورشید یا ماه، به شکلی کاملا طبیعی روی ظاهر جهان بازی تاثیر می‌گذارد. همچنین استفاده از نسخه آپدیت‌شده موتور اپکس، به سازندگان این امکان را داده که آب و هوای پویا‌تری را در بازی خلق کنند. در نتیجه گاهی شاهد شروع بارش شدید باران در بازی هستیم و گاهی هم طوفان‌های سهمگینی منطقه سولیس را در می‌نوردند که البته این مورد آخری جنبه داستانی هم در بازی دارد. تغییرات آب و هوایی عامل دیگری برای زیبا‌تر کردن گرافیک هنری بازی هستند و البته روی گیم‌پلی بازی هم اثر می‌گذارند و مثلا ریکو در شرایط طوفانی کُند‌تر راه می‌رود. همچنین باید به این نکته اشاره داشته باشیم که با وجود گرافیک هنری واقعا زیبا و چشم‌نواز، Just Cause 4 در زمینه گرافیک فنی عملکرد هم‌سطحی ندارد و کافی است از نزدیک به بافت‌های اشیا مختلف موجود در بازی دقت کنید تا به کیفیت نه‌چندان خوب آن‌ها پی ببرید. البته ضعف فنی بازی صرفا به این مورد و البته یک سری باگ‌های فیزیکی مثل به‌پرواز درآمدن ناگهانی ماشینی که در حال کنترلش هستید خلاصه می‌شود و بازی حداقل مشکلاتی مثل افت فریم ندارد و حتی در صحنه‌های شلوغ انفجار‌ها هم شاهد افت فریم خیلی محسوسی نیستیم. 

بررسی بازی Just Cause 4

به‌عنوان آخرین نکته باید اشاره‌ای هم به جنبه‌های صوتی بازی داشته باشیم؛ جایی که Just Cause 4 در زمینه صداگذاری‌ها عملکردی کاملا معمولی دارد و صدای شخصیت‌ها، سلاح‌ها یا حتی وسائل مختلف موجود در بازی نه در واقعی‌ترین شکل ممکن است و نه مسخره و مضحک به‌نظر می‌رسد. اما در زمینه موسیقی ساخته جدید آوالانچ خیلی حرفی برای گفتن ندارد. در واقع مخصوصا در جریان صحنه‌های اکشن بازی، دلتان شنیدن موسیقی تندی را می‌خواهد که هم‌سو با اتفاقات و انفجار‌های بازی باشد اما جاست کاز 4 در عوض آن موسیقی آرامی پخش می‌کند که اصلا سنخیتی با اتفاقات رخ‌داده ندارد. 

در مجموع وقتی به‌عنوان یک تجربه کلی به Just Cause 4 نگاه کنیم، با اثری رو‌به‌رو هستیم که در کنار همه نقاط ضعف و قدرتش، تجربه سرگرم‌کننده‌ای به‌شمار می‌رود. بله اصلا و ابدا با یکی از بهترین بازی‌های جهان‌باز حال حاضر طرف نیستیم و از آن بدتر اینکه بازی در واقع پیشرفت خاصی در مقایسه با Just Cause 3 نداشته و صرفا همان اثر را با کم‌ترین تغییرات ممکن و مثلا بهبود‌هایی در زمینه گرافیک در اختیارتان قرار می‌دهد. با این حال اگر همیشه طرفدار این مجموعه بوده‌اید یا اینکه نه در لابه‌لای تمام بازی‌های جدی و بزرگ این روز‌ها دل‌تان اثر یک بار مصرفی می‌خواهد که بتواند اکشن‌های دیوانه‌واری برای‌تان فراهم کند، Just Cause 4 ارزش وقت گذاشتن و بازی کردن را دارد و علی‌رغم تمام مشکلاتش تا پایان هم خسته‌کننده و حوصله‌سربر نمی‌شود. 

این بازی روی پلتفرم پی‌سی بررسی شده است. 

منبع زومجی

Just Cause 4

در مقایسه با بازی‌های جهان‌باز بزرگ سال جاری یا حتی در مقایسه با نسخه قبلی سری جاست کاز، Just Cause 4 چیز جدیدی برای ارائه کردن ندارد. با این حال اگر از طرفداران همیشگی این مجموعه باشید، بدون شک از دنیای مملو از انفجار‌های عظیم، اکشن‌های اغراق‌شده و هرج‌ومرج دیوانه‌وار این بازی نهایت لذت را خواهید برد و خب جاست کاز 4 آنقدر برای خلق چنین صحنه‌های ابزار کافی در اختیارتان قرار می‌دهد که تجربه آن تا پایان بازی سرگرم‌کننده و هیجان‌انگیز باقی بماند.

7

نقاط قوت

  • + اکشن‌ها و هرج‌و‌مرج دیوانه‌وار
  • + طراحی هنری عالی جهان بازی
  • + تنوع بالای وسایل نقلیه
  • + شبیه‌سازی فیزیک مناسب
  • + برخی ماموریت‌های اصلی جذاب

نقاط ضعف

  • - گان‌پلی ضعیف
  • - ضعف‌های فنی مثل کیفیت پایین برخی بافت‌ها
  • - نداشتن المان جدید خاص در مقایسه با نسخه قبلی
  • - نبود فعالیت‌های جانبی خاص و سرگرم‌کننده
  • - داستان سطحی
کاراکتر باقی مانده