عضو تحریریه
یاشار گروسیان

یاشار گروسیان

،
درباره من:
https://t.me/YasharGaroosian
    • نظر

      به زبان ساده در بازی‌های ویدئویی به موجودی گفته می‌شه که شما کنترل اون رو در اختیار دارید و از طریق اون با بازی در تعامل هستید. در یک بازی ساده آواتار شما می‌تونه یک سفینه باشه یا در یک بازی مدرن می‌تونه شخصیت کریتوس باشه.

    • نظر

      @Peyman A
      از بخش اول صحبتتان و همچنین صحبت‌های قبلی‌تان اینطور برداشت می‌کنم که باید به لنگی کفشی در بیابان بها داد. حق با شماست، وسط این همه نافیلم‌هایی که ساده‌ترین مسائل کارگردانی را نادیده می‌گیرند، می‌شود به کارگردانی‌های خوب اعتنا کرد، می‌شود بهشان امیدوار بود اما این اصلا به جا نیست که منتقد بیاید و با تکیه بر همین موضوع، تعریف و تمجید به فیلم و عناصرش نسبت دهد. آن دیگر نقد نیست، می‌شود یک یادداشت با نگاه امیدوارانه و من هم اگر بنا بود یادداشتی بنویسم، قطعا این کار را می‌کردم (و شبه‌نقدهای اینچنینی چه در اینترنت یا نشریات فراوانند) اما وقتی نقد می‌کنیم، این دست تعارف‌ها بی‌معنی است. منتقد اثر را مستقل می‌بیند و فقط اثر را می‌بیند، نه کاری به این دارد که «چه کسی» پشت دوربین است و نه اینکه بازیگرانش یا نابازیگردانش خوب هستند یا بد، اصلا این چیزها ارتباطی به اثر ندارد و تبعا، ربطی هم به نقد ندارند.
      در بخش دوم همین که یک مسئله‌ی ظاهرا عمیق سیاسی/اجتماعی به یک خرده‌پیرنگِ لات و نوچه تقلیل یاقته، جای شکرش باقی است و موکد این موضوع که فیلم، حرفش هرچه قدر هم جدی باشد، نمی‌تواند آن را - در دنیای خودش و به زبان سینما - بگوید.

    • نظر

      سلام
      مسئله‌ای که در رابطه با نقد بنده فقط به فیلم‌نامه فرمودید کاملا صحیح است اما زمانی می‌شود از باقی عناصر فیلم صحبت کرد که چیز دندان‌گیری داشته باشند. صرف اینکه فیلم‌برداری، نورپردازی و بسیاری از موارد تکنیکال در حد استاندارد و نه بیشتر رعایت شده باشند، کارت برنده‌ای برای فیلم نخواهد بود. کارگردانی خوب زمانی معنی می‌دهد که اولا میان آن همه سکانس معمولی یا متوسط، چندین سکانس عالی هم وجود داشته باشد و دوم، کارگردانی در ادامه‌ی شناخت و دنیای فیلم باشد و صرفا چند شات زیبا نباشد. بنده چنین مواردی را در فیلم نیافتم چون فیلم هنوز در ساده‌ترین چیزهایش لنگ می‌زند. در شناساندن زمان و مکان و موقعیت و سوژه‌ها ناتوان است پس چند پلان زیبای لانگ از یک حلبی‌آباد دردی را دوا نمی‌کند و تعریف بنده هم از آنها در نقد، باز هم کمکی نمی‌کند. فیلم‌برداری فیلم در اغلب لحظات خوب است، خب، اما بعدش؟
      تفاسیری که شما به موضوع فیلم الصاق کرده‌اید کاملا مبتنی بر واقعیت‌های بیرون از سینماست. شما آنچه را به فیلم نسبت داده‌اید که تصور می‌کنید به واقعیت کنونی نزدیک است. مانند تفاسیری که به فیلم بسیار بدِ «مادر!» نسبت می‌دهند. در حالی که واقعیت از دل فیلم بیرون می‌آید نه آنکه بیرون از دنیای فیلم پیدا شده و به فیلم نسبت داده شود. فرض کنید اگر این فیلم را به یک مخاطب که هیچ شناخت و درکی از مناسبت‌های سیاسی و اجتماعی ایران ندارد نشان دهیم، آیا از فیلم چیزی متوجه می‌شود؟ آن وقت می‌خواهد مونولوگ کذایی فیلم را به چه چیزی نسبت دهد؟
      بازیگر و نابازیگر بودن و تعلیم آنها هم بعید می‌دانم برگ برنده‌ای برای هر فیلمی باشد. در آن صورت چرا نقد شخصیت‌پردازی کنیم؟!

    • نظر

      در ابد و یک روز لحن فیلم وقتی کمدی می‌شود که فیلم وارد فضای کمدی می‌شود و سوژه نیز کمدی است. اما اینجا ما موقعیت‌های خشن و جدی (مثل قتل، چال کردن جنازه یا تیراندازی) داریم و تزریق لحن کمیک به فیلم در کنار چنین موقعیت‌هایی، اگر به اندازه نباشد روی لحن کل فیلم تاثیر می‌گذارد که اینجا هم به نظر من گذاشته و فیلم بسیاری از جاها واقعا کمدی ناخواسته شده.

    • نظر

      ... و نگاه منتقد هم شخصی، قابل بحث، قابل اعتنا یا قابل رد شدن.

    • نظر

      چیزی که می‌فرمایید درست است و حتی اون فیلم‌هایی که شما می‌فرمایید بی‌محتوا هستند از نظر من اصلا فیلم نیستند اما اینکه به یک فیلم به خاطر فیلم‌های هم‌جوارِ بسیار بدش بها بدهیم هم ابدا درست نیست. در یک زمین پر چاله و چوله به یک تپه ناچیز نمی‌شود گفت قله.
      این قسمت که می‌فرمایید «باید به تیم سازنده این فیلم حق داد که برای ارتباط با مخاطب عام از قسمت طنز داستان هم استفاده کنند» اتفاقا همان نگاهی هست که اغلب فیلم‌های کمدی مبتذل ایران دارند. یعنی مخاطب را بخندانیم صرفا برای اینکه با مخاطب عام کار کند؟ این که خیلی زرد است!

    • نظر

      @مرتضی شریفی
      دوست عزیز در تفکیک نقد و ریویو کمی دچار اشتباه هستید.
      حجم مطلب ابدا معیاری برای نقد بودن یا نبودن یک نوشته نیست بلکه چگونگی برخورد با اثر است. رویکرد نقد جدا کردن سره از ناسره است و یکی از شیوه‌های آن هم همانطوری که فرمودید به اصطلاح تفکیک عناصر اثر است. رویکرد ریویو هم که مشخص هست و تا حدی درست فرمودید. اما اینکه کوتاهی یا بلندی معیاری برای نوع نوشته باشد، ابدا درست نیست. نمی‌شود نقد 500 کلمه‌ای نوشت؟ یا مثلا نمی‌شود ریویوی 5000 کلمه‌ای نوشت؟ اندازه نقد می‌تواند با اندازه اثر از دیدگاه منتقد رابطه داشته باشد. می‌شود راجع به این فیلم نقد به مراتب مفصل‌تری نوشت و راجع به پلان به پلان بسیاری از سکانس‌های فیلم بحث کرد اما از دیدگاه منِ منتقد لزومی نداشت چون فیلم هنوز در بسیاری از موارد ساده لنگ می‌زند.
      باقی توضیحتان در رابطه با نقد درست است و ممنون از شما.

    • پست
    • نظر

      ممنون
      ارادت

    • نظر

      @یاشار گروسیان

صفحه ۶ از ۷