عضو تحریریه
محمدحسین جعفریان

محمدحسین جعفریان

،
درباره من:
    • نظر

      @Himani1104
      سلام
      فکر می‌کنم خیلی زود؛ محمدامیر عزیز نقد رو آماده کرده و به زودی منتشر می‌شه.

    • پست
    • پست
    • پست
    • نظر

      @Pourman
      بله نقد «مرد ایرلندی» مارتین اسکورسیزی رو محمدامیر عزیز می‌نویسه.

    • نظر

      @The Arkham Knight
      نقش‌آفرینی واکین فینیکس در این فیلم مثال‌زدنیه. مگه چندتا بازیگر داریم که تو چند سکانس چشمش گریه کنه و لبش بخنده؟ موسیقی متن اثر هم قابل توجهه و فیلم اگه تو هرکدوم از این دو بخش نامزد جوایز بشه و حتی جایزه‌ای ببره، به نظر من لیاقتش رو داشته. گریم و طراحی‌های مو و لباس‌ها هم در فیلم خوبن ولی هیچ‌وقت به درجه‌ی عالی نمی‌رسن و دستاورد خاصی برای جلو بردن اثر ندارن.
      مواردی مثل فیلم‌برداری، تدوین و طراحی صحنه هم در این فیلم خنثی هستند؛ در اکثر مواقع اصلا به چشم نمیان، بعضی لحظات توی ذوق می‌زنن و برخی ثانیه‌ها هم عالی به نظر می‌رسن.
      اما وقتی به فیلم‌نامه و کارگردانی می‌رسیم...
      کارگردانی فیلم بسیار ساده‌اس و میزانسن و دکوپاژ تو هیچ سکانسی منجر به جلو رفتن اثر از فیلم‌نامه‌اش نمی‌شن. شخصیت‌پردازی‌ها بسیار ابتدایی هستن و فینیکس عملا با اجرا بارها داره بار فیلم‌نامه‌ی ضعیف اثر رو به دوش می‌کشه. فیلیپس جوکر رو شخصیت‌پردازی نمی‌کنه؛ صرفا به یک آدم صفاتی ممنوعه رو که همه‌ی ما از اون‌ها می‌ترسیم می‌چسبونه و انتظار داره بگیم خب آره تو خیلی درد کشیدی و هر کاری بکنی مشکلی نداره. جوکر واکین فینیکس (راستش من نمی‌تونم بهش بگم جوکر تاد فیلیپس و اسکات سیلور چون به نظرم اون‌ها در مقابل واکین یا تاثیری روش نداشتن یا اگر هم داشتن، تاثیر منفی بوده و صرفا سطح کاراکتر رو پایین آورده) در حالی که قرار بود با رها کردن منابع اقتباس اصلی اورجینال‌ترین جوکر تاریخ باشه، کپی‌شده‌ترین‌شونه و عملا با چسبوندن ویژگی‌های معروف چند شخصیت معروف از چند فیلم معروف به هم خلق شده. بماند که فارغ از فرم، فیلم‌نامه‌ی «جوکر»، محصول سال ۲۰۱۹ از لحاظ محتوا و پیام‌ها هم به شدت مشکل داره.
      نمره: ۲.۵ یا ۳ از ۵

    • نظر

      @The Arkham Knight
      سلام
      منظور نقد این نیست که کارگردان وظیفه داشت داستان تعلیق‌زاتری رو روایت می‌کرد؛ چون نقد به نظر من هیچ‌وقت نباید برای اثر و خالق اثر تعیین تکلیف کنه. صرفا صحبت سر اینه که به عنوان یک فیلم داستانی، «روزی روزگاری در هالیوود» اون کشش و همراهی بلندمدت رو به وجود نمیاره. بعضی فیلم‌ها جلوتر از هر مورد دیگه، با داستان خاص‌شون این کار رو می‌کنن مثل «بلید رانر» ریدلی اسکات. بعضی فیلم‌ها با داستان‌گویی چنین کاری رو انجام می‌دن مثل اکثر فیلم‌های ساخته‌شده با فیلم‌نامه‌های آرون سورکین. حتی بعضی فیلم‌ها می‌تونن فقط با تصویرسازی و کارگردانی مثال‌زدنی به این مهم برسن مثل شاهکار جرج میلر یعنی «مکس دیوانه: جاده‌ی خشم». بعضی فیلم‌ها با سورئالیسم و جادوی استفاده‌ی درست از استعاره‌ها و معماهای بی‌پایان این کار رو می‌کنن مثل برترین آثار دیوید لینچ. در حقیقت نقد فقط این رو می‌سنجه که بعضی از کارهای پایه‌ای (حالا به هر روش مد نظر فیلم‌ساز) توسط این فیلم داستانی انجام شدن یا نه. خب اون‌طور که برای من مشخصه، «روزی روزگاری در هالیوود» نتونسته به برخی از این مهم‌ها دست پیدا کنه و چون باز هم برای من مشخصه که سعی داشته این کار رو با شخصیت‌سازی جذاب و داستان‌گویی انجام بده، ایراداتم بیشتر به همون بخش‌ها وارد می‌شن.
      فیلم تو بازسازی اون دوران و نمایش یک شهر در زمانه‌ای به‌خصوص واقعا موفقه. اما آیا به نظر من همین تونسته کمبودهای بخش‌های دیگه رو پر کنه؟ متاسفانه خیر.
      موفق باشی و پاینده

    • پست
    • نظر

      امیدوارم تمامی آثار قرارگرفته در شماره‌های دوم الی دهم موفق بشن تا از سریال‌های فانتزی بیشتری لذت ببریم.
      ولی His Dark Materials حداقل تو داشتن یک افتتاحیه‌ی جذب‌کننده با توجه به زیرژانری که داره، برای من امتحان خودش رو پس داد و یکی از پررنگ‌ترین نقاط قوتشم چیزی نیست جز نقش‌آفرینی ظاهرا ساده اما پرجزئیات و زیبای دافنه کین. امیدوارم سریال همین‌طور جذاب بمونه و حتی بهتر هم بشه.
      ممنون مسیح جان به خاطر مقاله

    • نظر

      @امیر دلاور
      دقیقا همینه و متاسفانه به نظر میاد تا ابد هم این یکی رو به ما بدهکار بمونه...
      (آرام‌آرام می‌رود بعد از مدت‌ها مجددا «سوئینی تاد: آرایشگر شیطانی خیابان فلیت» را ببیند)

صفحه ۳ از ۲۶۳