رفاقت از جمله مفاهیمی است که هرچه قدمت بیشتری داشته باشد، معمولا ارزشمندتر و ناگسستنیتر میشود. برای خیلی از ما که در زومجی کنار هم جمع شدهایم، ویدیو گیم حکم همان رفیق قدیمی را دارد؛ شبیه یکی از همان سیف رومهای رزیدنت ایول که وقتی واردش میشویم، تمام تنشها و تهدیدها پشت در میمانند و برای دقایقی کوتاه وارد جهانی میشویم که در آن، نه قرار است قضاوت شویم و نه احساس ناکافی بودن کنیم. ویدیو گیم در شکستها، همیشه فرصتی دوباره برای جبران به ما داده است و شاید برای همین باشد که خیلیهایمان این جهانهای مجازی را به دنیای عجیبوغریب واقعی این روزها ترجیح میدهیم.
امروز، ۱۲ سپتامبر، روز ویدیو گیم در تقویم ملی آمریکا است؛ سرگرمیای که محدود کردنش به صرفا سرگرمی، چیزی جز سادهانگاری نیست. حداقل برای نسل ما، کم نبودهاند رفاقتهایی که از دل کلکلهای بازیها شکل گرفتهاند یا خاطراتی که کاراکترهای جادویی این جهان برایمان رقم زدهاند و قرار نیست هیچوقت فراموششان کنیم. ما با ویدیو گیم به دنیاهایی سفر کردهایم که بدون این آثار هرگز امکان تجربهشان وجود نداشت و حتی درسهایی یاد گرفتهایم که شاید در هیچ مدرسه یا دانشگاهی تدریس نشوند.
میدانم که این روزها صحبت از ویدیو گیم، مخصوصا در کشور ما، سختتر از همیشه شده است. کنسولهای چند صد میلیونی، بازیهای چند ده میلیونی و گرفتاری میان تحریمها و محدودیتهای داخلی، مدتهاست تلاش میکنند ما را از این علاقه قدیمی دورتر و دورتر کنند؛ اما هنوز هم برای خیلیهایمان، ویدیو گیم یکی از معدود راههای فاصله گرفتن از واقعیت است. حتی اگر در قاب کوچک گوشیهای موبایل باشد، میتوانیم برای دقایقی از دنیای واقعی و مشکلاتش فاصله بگیریم و زندگی در همان جهانهای مجازی دوستداشتنی را تجربه کنیم.
پس اول از همه، ممنون از تکتک شما که در این سالها کنار زومجی بودید و کمک کردید با هم فضایی برای صحبت درباره ویدیو گیم بسازیم. دوم، روز ویدیو گیم مبارکتان باشد؛ حالا نوبت شما است که بگویید گیم برایتان چه معنایی دارد و چه شد که عاشق این جنس از هنر شدید.