در روزهایی که صنعت بازی‌های ویدیویی شرایط خوبی ندارد و مدام اخبار تعدیل نیروها، ساخته‌های تکراری با ابزارهایی چون هوش مصنوعی و مواردی از این دست مخابره می‌شود، تجربه بازی‌هایی که هنوز هم بتوان آن عشق و علاقه به خلق هنری در قالب ویدیو گیم را در آن‌ها حس کرد، حسی بسیار شیرین و دوست‌داشتنی است. Emberville، ساخته استودیو Cygnus Cross، دقیقا یکی از همین آثار است که ترکیبی لذت‌بخش از نوستالژی، اکشن نقش آفرینی باجزییات و حتی کمی چاشنی آرامش را تقدیم گیمرها می‌کند.

اخیرا به لطف کد ارسالی ناشر، فرصت این را داشتم تا مقدمه تقریبا یک ساعته Emberville را بازی کنم و تنها ناراحتی‌ام از این موضوع، لحظه‌ای بود که پس از خارج شدن از خانه‌ای پیامی روی نمایشگر نقش بست و اعلام کرد که این نسخه همینجا به پایان می‌رسد. راستش را بخواهید، Emberville در همین مدت زمان نسبتا کم، حسی مثل ذوق شیرین بازی‌های ویدیویی قدیمی را در من زنده کرده بود و آماده بودم تا ساعت‌ها بی‌وقفه غرق جهان آن شوم.

در Emberville کار را از خانه‌ای آغاز می‌کنید که پس از کمی گشتن در آن و پیدا کردن آیتم‌های مختلفی، درست در لحظه خروج از خانه توسط نگهبانی به شما حمله می‌شوید و دوباره به نقطه آغازین برمی‌گردید! اینجاست که متوجه می‌شویم این محیط، در اصل زندانی برای نگه داشتن مجرمین خطرناک است و ما هم یکی از همین افراد هستیم. به هر حال پس از تلاش دوباره و خروج از این جهان، کم کم با مکانیک‌های جالب آن آشنا می‌شویم.

Emberville را می‌توان تجربه‌ای اکشن نقش آفرینی دانست که چاشنی‌هایی چون ساخت و ساز هم در آن گنجانده شده است. برای مثال می‌توانید از کمپ‌ها برای پخت و پز استفاده کنید و آیتم‌هایی مثل گوشت خام را تبدیل به گوشت پخته کنید. یا در بخشی از مقدمه بازی، به محیطی رسیدم که امکان ساخت زره و سلاح را می‌داد. برای این ساخت و ساز هم نیاز به منابع دارید که از سنگ‌هایی در انواع مختلف در محیط‌های بازی استخراج می‌شوند. انتظار می‌رود این ساخت و سازها نقش مهمی در نسخه نهایی بازی هم داشته باشند.

اما جذاب‌ترین قسمت Emberville برای من، مبارزه‌های آن بود. با اینکه شاید ظاهر بازی کمی گول‌زننده باشد و حس کنید که قرار نیست مبارزات خیلی پیچیده‌ای در آن داشته باشیم، ولی مکانیک نبرد در Emberville دقیقا برعکس این است. هر سلاحی در بازی دو حالت ضربه‌زنی دارد و به مرور که با آن بازی کنید، کمبوهای جالبی هم برای سلاح‌ها باز می‌شود. پیاده‌سازی این کمبو‌ها با انیمیشن‌های جالبی که دارند، نقش مهمی در نبردها ایفا دارد و تعیین‌کننده شکست یا پیروزی در آن‌ها است. علاوه بر این قابلیت‌هایی مثل دش هم در بازی داریم که استفاده درست و به جا از آن می‌تواند ناجی شما در موقعیت‌های خطرناک باشد. اوج لذت در نبردهای بازی برایم جایی بود که باید با عنکبوتی غول‌پیکر در قالب باس روبه‌رو می‌شدم و اینجا، بازی ثابت می‌کند که چقدر مکانیک‌های نبرد آن جذاب هستند و می‌توانند چالش شیرینی پیش‌روی مخاطب بگذارند. البته خیلی دوست داشتم تا بازی امکان چیدن حداقل دو ست از سلاح را مثل خیلی از آثار نقش آفرینی فراهم کند و بتوان در لحظه بین مثلا شمشیر و سپر با تیرکمان سوییچ کرد.

Emberville همچنین عناصر نقش آفرینی هم دارد. با لول آپ کاراکتر می‌توانید قابلیت‌های خودتان را در مولفه‌هایی مثل قدرت یا استامینا ارتقا دهید که هرکدام باعث قوی‌تر شدن بخشی از ویژگی‌های شخصیتی شما می‌شوند. به‌علاوه در همین بخش کوتاه بازی، ویژگی کلاس‌ها هم معرفی می‌شود و ظاهرا بازی کلاس‌های متنوعی، هرکدام با قابلیت‌های ویژه دارد که می‌توانند تنوع آن را بیش از پیش افزایش دهند. همچنین یک ویژگی جالب دیگر در بازی، ارتقای خود تجهیزات شامل سلاح‌ها و زره‌ها در زمان استفاده از آن‌ها است. برای مثال، زره‌ها چندین نوع دارند که با توجه به وزن آن‌ها تعیین می‌شود و هرچه بیش‌تر از آن‌ها استفاده کنید، قابلیت‌های پسیو خاصی برای آن‌ها آنلاک می‌شود. در مورد سلاح‌ها هم که این موضوع در قالب همان کمبوهای جدید استفاده شده است.

اما فارغ از تمام مکانیک‌های ریز و درشتی که ساختار کلی Emberville را تشکیل می‌دهند، بی‌شک جذاب‌ترین ویژگی بازی برایم چیزی جز جهان آن نبود. با اینکه در نسخه دمو فعلی تنها همان بخش زندان در دسترس قرار دارد و پس از رسیدن به شهر و خارج شدن از خانه دمو به پایان می‌رسد، اما همان محیط اول هم تنوعی عالی از فضاسازی‌های چشم‌نواز را دارد که با گرافیک پیکسلی ولی پرجزییاتی به تصویر کشیده شده‌اند. گرافیک بازی یادآور آثاری چون استاردو ولی است و می‌توان متوجه شد که سازنده‌های آن با عشق و علاقه‌ای خاص گوشه و کنار محیط‌ها و حتی دشمنان بازی را طراحی کرده‌اند. دنیای بازی حالتی صمیمی دارد که دل کندن از آن واقعا سخت است. Emberville همچنین برای صداگذاری شخصیت‌ها هم از صدا استفاده کرده و دیالوگ‌ها صرفا متن‌هایی خواندنی نیستند.

با این حال بازی نیاز به برخی بهبود‌ها در رابط کاربری دارد؛ مثلا وقتی که می‌خواهید سلاحی بسازید یا حتی آیتم‌های اینونتوری خودتان را بازیافت کنید، اگر بتوان مولفه‌های آن‌ها را دید، می‌توان راحت‌تر تصمیم گرفت. یا مثلا در زمان خرید و فروش آیتم‌ها، حداقل من گزینه‌ای برای فروش سریع آیتم‌های خودم پیدا نکردم و هر بار باید روی آیتم راست کلیک و گزینه فروش را انتخاب می‌کردم. انتظار می‌رود تا به مرور و رسیدن تا نسخه نهایی، شاهد بهتر شدن برخی از این موارد هم در بازی باشیم.

در مجموع، مقدمه تقریبا یک ساعته Emberville تجربه شیرینی برای من بود و اگر شما هم مثل من طرفدار آثار مستقل باشید، پیشنهاد می‌کنم از همین الان Emberville را به ذهن‌تان بسپارید تا در زمان انتشار نسخه ارلی اکسس آن در ماه اکتبر سال جاری،‌ وارد جهان دوست‌داشتنی آن شوید.

این مقاله با کد ارسالی ناشر روی پی سی صورت گرفته است.