تریلر سوم بازی GTA 6 به قدری مفصل بود که تقریبا هر چند ثانیه یکبار، یک مکانیک، نکتهی داستانی یا جزئیاتی از رابط کاربری را نمایش میداد. بنابراین از ابتدای تریلر شروع میکنیم و تقریبا به ترتیب تا پایان پیش میرویم؛ با تمرکز روی مواردی که ممکن است در دور اول تماشای تریلر از دید بسیاری از گیمرها پنهان مانده باشند. پس لطفا ابتدا ویدیو زیر را تماشا کنید تا بعد جزئیات را در قالب متنی نیز مرور کنیم:
پخش از رسانه
موشکافی تریلر گیم پلی ۲۶ دقیقهای بازی GTA 6
از اولین نما تا ورود به مخفیگاه ریموند
در شروع تریلر، جیسون دووال و لوسیا کامینوس برای انجام کاری از طرف بوبی آیک وارد یک ساختمان فرسوده میشوند. بوبی آیک صاحب کلابی به نام جک آو هارتز است که در همین تریلر نیز آن را میبینیم. آیک خودش را از کف خیابان بالا کشید و به جایگاه بالایی رساند. او با کلاب هزینههای استودیو را تأمین میکند و با فروش مواد نیز مخارج دیگرش را به دست میآورد. وی در استودیوی خود و تحت برند Only Raw Records با دریکوان پریست همکاری دارد؛ همان فردی که در بخشی از تریلر در کنار جیسون نشسته و با او وقت میگذراند.
یکی از نکات اساسی تریلر سوم GTA 6 این است که هر چیزی که شبیه کاتسین به نظر میرسد، لزوما یک کاتسین به معنای مرسوم آن نیست. هنگام بالا رفتن از پلهها و گفتوگو مقابل ورودی، بازیکن همچنان کنترل دوربین و بخشی از حرکت شخصیت را در اختیار دارد. راب نلسون از راکاستار نورث توضیح داده است که راکاستار قصد دارد بسیاری از لحظات قدیمی و کاتسینمحور را به شکل نیمهقابلکنترل اجرا کند. به همین دلیل، حرکت شخصیتها در مسیر خیابان، راهرو، آسانسور و محل کار ریموند تقریبا بدون وقفه ادامه پیدا میکند.
در طول مسیر، جیسون میتواند با نگه داشتن L2 روی هر فرد تمرکز کند و تعاملات مختلفی با او داشته باشد؛ برای مثال از فردی بپرسد که آیا همان ریموند است یا خیر. حتی امکان نوازش، بررسی یا ادب کردن یک سگ نیز وجود دارد. این ساختار یادآور سیستم تعامل با NPCها در Red Dead Redemption 2 است؛ یعنی بازیکن صرفا یک دکمه برای دریافت یک دیالوگ تصادفی در اختیار ندارد و میتواند در جهان بازی با انسانها و موجودات مختلف، تعاملات متفاوتی داشته باشد. برای مثال، میتوان برخی افراد را صدا زد، با آنها خوشوبش کرد یا حتی رفتاری خصمانه در پیش گرفت.
در مجموع، در این تریلر نمونههای متعددی از الگوبرداری از Red Dead Redemption 2 دیده میشود و راکاستار نیز پس از انتشار آن تأیید کرد که در جریان ساخت این بازی، با افتخار از تمام آثار قبلی خود درس گرفته است. حتی سیستم شناسایی حیوانات مختلف در GTA 6 و رابط کاربری آن نیز یادآور Red Dead Redemption 2 هستند.
پس از نوازش سگ توسط جیسون، آیکن فرشتهی کوچک ظاهر میشود. این سیستم دقیقا همان سیستم Honor نیست و با نام Criminal Profile یا «پروفایل جنایی» شناخته میشود. بازی قرار نیست خوب یا بد بودن بازیکن را بهصورت مستقیم قضاوت کند، بلکه سبک خلافکاری او را ثبت خواهد کرد. برای مثال، کنترل اوضاع و نکشتن افراد بدون دلیل میتواند به شکلگیری یک پروفایل حرفهای منجر شود، درحالیکه خشونت بیش از حد ممکن است پروفایل یک فرد خشن را شکل دهد.
جیسون و لوسیا پروفایلهای جداگانهای دارند و انتخابهای بازیکن میتواند روی برخی موقعیتهای داستانی تأثیر بگذارد. چنین سیستمی در نهایت میتواند ارزش تکرار بازی را نیز افزایش دهد.
اولین تیراندازی و پلیسی که جیسون و لوسیا را میشناسد
با رسیدن به ریموند مشخص میشود که این محل درواقع بخشی از چرخهی تأمین مواد مخدر است و پلیسها نیز از قبل از ماجرا اطلاع پیدا کردهاند. در نتیجه، نخستین نگاه جدی به سیستم تیراندازی بازی را شاهد هستیم. سیستم کاور بازگشته، اما نشانهگیری نمایشدادهشده در تریلر این احساس را ایجاد میکند که دیگر خبری از قفل خودکار بسیار شدید GTA V نیست و سیستم تیراندازی بیشتر به یک شوتر سومشخص مدرن شباهت دارد. البته از همین ویدیو نمیتوان نتیجه گرفت که گزینههای دیگری برای افزایش میزان اتو-ایم در تنظیمات بازی وجود نخواهد داشت.
در بالای صفحه، نوارهای سلامتی و Focus دیده میشوند. بخشی از سلامتی جیسون از سقف عادی آن فراتر رفته است، زیرا خوراکیها میتوانند بهصورت موقت سلامتی، استقامت یا Focus بیشتری در اختیار بازیکن قرار دهند. در منوی انتخاب سلاح نیز میتوان آیتمهای مربوط به سلامتی را مشاهده کرد. حتی زمانی که جیسون در خانه از یخچال چیزی برمیدارد و میخورد، مشخص است که هر نوشیدنی چه تأثیری روی نوارهای مختلف خواهد داشت. برای مثال، اسموتی بهصورت موقت استقامت و Focus را افزایش میدهد، درحالیکه آبجو ظاهرا قدرت تقویتی مشخصی ندارد.
رنگ Hit Markerها نیز معنای متفاوتی دارد. رنگ سفید نشان میدهد که تیر به هدف برخورد خواهد کرد، زرد به این معنا است که دشمن پس از این شلیک دیگر تهدیدی برای بازیکن نخواهد بود و قرمز نشان میدهد که شلیک به مرگ دشمن منجر شده است. بازیکن میتواند جای دوربین روی شانهی راست یا چپ را نیز تغییر دهد تا کنترل دقیقتری روی تیراندازی داشته باشد. برخی شلیکها نیز بهشکل اسلوموشن و با حالوهوایی سینمایی نمایش داده میشوند. ظاهرا هر دو قابلیت Kill Cam و Crash Cam برای تصادفهای شدید نیز قابل خاموش کردن هستند.
پلیسی به نام مندز نیز در تریلر دیده میشود که جیسون و لوسیا او را از قبل میشناسند و مشخصا چندان پایبند به اصول اخلاقی نیست. به نظر میرسد او تا جایی که بتواند، خلافکاران خرد و کلان را از بین میبرد. ریموند گروه را از طریق آپارتمان یک زن مسن، فراری میدهد.
نکتهی جالب دیگر این است که در بخشهای زیادی از تریلر سوم، عملا نماهای آشنایی از تریلرهای اول و دوم را اینبار در قالب گیمپلی واقعی میبینیم. به نظر میرسد راکاستار با این کار قصد دارد تأکید کند که صحنههایی که پیشتر نمایش داده شده بودند، صرفا برای ساخت یک تریلر سینمایی طراحی نشدهاند.
دزدیدن ماشین، خانهی تازه و انتخاب لباس
پس از آن، جیسون یک خودروی پارکشده را میدزدد. برای خودروهای قدیمی میتوان شیشه را سریع و پرسروصدا شکست یا با استفاده از Slim Jim و یک دکمهزنی زمانبندیشده، در را با سروصدای بسیار کمتری باز کرد. روش دوم طبیعتا کمک میکند دیرتر لو بروید. خودروهای قدیمی را میتوان با روش بریدن و اتصال سیمها نیز روشن کرد، اما مدلهای جدیدتر به Key Cloner نیاز دارند. بنابراین از همان ابتدای بازی نمیتوان هر سوپراسپرت پارکشدهای را روشن کرد. اگر تجهیزات مناسبی در اختیار نداشته باشید، شاید تنها گزینه این باشد که با رانندهی یک خودروی روشن درگیر شوید و وسیلهی نقلیه را تصاحب کنید.
سپس وارد آپارتمانی میشویم که به نظر میرسد یکی از مخفیگاههای جیسون و لوسیا در محدودهی ساحلی لئونیدا باشد. عکسهای روی یخچال ظاهرا به آنها تعلق ندارند و بنابراین ممکن است خانه را از یکی از آشنایان گرفته باشند. بااینحال، آنها تا حدی این محل را به خانهی خود تبدیل کردهاند که لوسیا در آن لباسهای مختلفی برای پوشیدن دارد و جیسون نیز با خیال راحت میتواند تلویزیون تماشا کند.
لوسیا دربارهی لباس خود نظر جیسون را میپرسد، اما در نهایت لباسی متفاوت انتخاب میکند که بهنوعی واقعگرایی بازی را نشان میدهد. پس از آن، دوربین بدون کات به جیسون برمیگردد و بازیکن میتواند لوسیا را برای عجله کردن وادار کند، روی مبل بنشیند، چراغها را خاموش یا روشن کند و یخچال را باز کند. خانه صرفا محلی برای ذخیرهی بازی نیست و به یک فضای تعاملی تبدیل شده است. حتی راکاستار تأیید کرده که بازیکنان میتوانند به خانهی دیگران بروند و برخی شخصیتها را نیز به خانهی خود دعوت کنند.
جیسون با خوردن چیپس سلامتی دریافت میکند و این موضوع احتمالا چندان با تصور رایج از تأثیر چیپس بر سلامتی سازگار نیست. چنین جزئیاتی تأیید میکنند که غذا، ورزش و تواناییهای شخصیتها به یک سیستم واحد متصل شدهاند. مینیگیم مربوط به ورزش کردن لوسیا را نیز در تریلر دیدیم.
در تبلیغ تلویزیونی یک ساندویچ ۳۰ هزار کالری و تعداد زیادی حیوان دیده میشود. بنابراین احتمالا بازیکنان میتوانند تا حدی دچار اضافهوزن شوند و در عین حال، راکاستار همچنان طنز سیاه همیشگی خود را حفظ کرده و با دنیای واقعی شوخی کند. همچنین میتوان انتظار داشت تروفیای در بازی وجود داشته باشد که برای باز کردن آن باید تمام موجودات دنیای بازی را حداقل یکبار بررسی کرده باشید.
رانندگی در شهری متراکمتر و جهانی که بدون شما هم زنده است
زمانی که جیسون و لوسیا از خانه خارج میشوند، میتوانیم مینیمپ جدید بازی را بهتر مشاهده کنیم. ساختمانهای روی آن دارای حجم سهبعدی هستند و نشانگر مأموریتها با رنگ صورتی و مسیرهای شخصی با رنگ فیروزهای مشخص میشوند. ظاهرا امکان روشن نگه داشتن دائمی مینیمپ، خاموش کردن کامل آن یا استفاده از یک قطبنما بهجای مینیمپ وجود دارد.
بسیاری از خیابانها بهشکل هدفمند تا حدی باریک طراحی شدهاند و ترافیک شهر نیز قرار است واقعا متراکم باشد. در بخشی از تریلر، جیسون پیش از پیچیدن راهنما میزند. این موضوع این سؤال را ایجاد میکند که آیا بازیکن واقعا کنترل مستقیمی روی راهنما دارد و برای مثال، نزدن راهنما در برخی موقعیتها میتواند احتمال تصادف را افزایش دهد یا خیر.
در ادامه و همزمان با تأکید راکاستار بر اینکه NPCها صرفا شخصیتهایی ایستا نیستند و بسیاری از آنها، مانند جیسون و لوسیا، زندگی مستقل خود را دارند، اتفاقات مختلفی را میبینیم. برای مثال فردی از روی پل سقوط میکند یا شخصی بیادب، فرد دیگری را کتک میزند. دوچرخه نیز در تریلر دیده شد و بنابراین میتوان انتظار داشت یکی از روشهای جابهجایی در جهان بازی باشد.
در مونتاژ بعدی، لوسیا با سرعت و چابکی مبارزه میکند؛ موضوعی که با توجه به تمرینهای او در باشگاه و مهارتش در مشتزنی چندان غافلگیرکننده نیست. جیسون از روی کاپوت خودرو سر میخورد و شلیکهای متوالی با تپانچه نشان میدهد محدودیت مصنوعی نرخ شلیک GTA V کاهش یافته است.
سپس جیسون و لوسیا سلاحهای بزرگ را از صندوق خودرو برمیدارند. اینبار قرار نیست یک زرادخانهی کامل در جیب شخصیتها پنهان شود. هر شخصیت میتواند دو سلاح کمری و دو سلاح بزرگ همراه داشته باشد و باقی تجهیزات باید در خودروی شخصی ذخیره شوند؛ تقریبا مشابه نقشی که اسب در Red Dead Redemption 2 داشت.
لوسیا همزمان دو کیف پول حمل میکند و با یک دست شاتگان را مسلح میکند. ظرفیت حمل کیفها نیز به وسیلهی نقلیه بستگی دارد. موتورسیکلت فضای اضافهای ندارد، خودرو چند کیف و ون یا کامیون تعداد بیشتری کیف حمل میکند. بنابراین انتخاب وسیلهی نقلیه فقط به سرعت محدود نمیشود و مستقیما روی ظرفیت حمل غنیمت نیز تأثیر دارد.
شخصیتها مقداری پول نقد همراه خود دارند و در کنار آن، موجودی بانکی نیز برایشان در نظر گرفته شده است. بنابراین هنگام ورود به موقعیتهای خطرناک، باید مراقب باشید که مقدار زیادی پول نقد همراهتان نباشد تا در صورت بروز اتفاق، ضرر زیادی متحمل نشوید.
پس از آن کشتیکج حیاطی، مبارزهی خیابانی و زن چکشبهدست تریلر اول را میبینیم. بنابراین احتمالا برخی ویدیوهای شبکههای اجتماعی که هنگام استفاده از گوشی شخصیتها در جهان بازی مشاهده میکنیم، رویدادهایی واقعی از دنیای بازی هستند که میتوان بعدها آنها را از نزدیک پیدا کرد.
رابطهی جیسون و لوسیا و هشدار برایان
در یک صحنه، گزینهی R2 برای گرفتن دست لوسیا ظاهر میشود، اما این قابلیت بهسادگی در دسترس قرار نمیگیرد. رابطهی میان دو شخصیت با وقت گذراندن یا انجام فعالیتهای مشترک رشد میکند، اما عاشقانه بودن رابطه اجباری نیست. جیسون و لوسیا همیشه شریک جرم یکدیگر هستند، اما میتوانند عاشق، دوستانی نزدیک یا از نظر عاطفی دور از یکدیگر باشند.
این وضعیت نیز یک نوار ساده ندارد و مرحلهبهمرحله تغییر میکند. راکاستار گفته است اگر بازیکن یک پارتنر میخواهد، باید از زمان و انرژی خود در بازی برای این رابطه هزینه کند. چنین سیستمی نشان میدهد رابطهی میان جیسون و لوسیا صرفا یک عنصر داستانی ثابت نیست و به رفتار بازیکن نیز وابسته خواهد بود.
پس از آن به برایان هدر و همسرش لوری میرسیم. آنها جیسون را از قبل میشناسند. همانطور که از تریلر دوم به یاد داریم، برایان هدر صاحبخانهی جیسون و یک قاچاقچی قدیمی است. او ترجیح میدهد همراه همسر سومش، لوری، روی قایق خوش بگذراند و دیگران کارهای خلاف را برایش انجام دهند. او پیشتر دیالوگی نیز داشت که در آن با لحنی اغراقآمیز دربارهی فعالیتهای خود صحبت میکرد.
تا زمانی که جیسون کارهایی را که برایان میخواهد انجام دهد، میتواند در خانه یا خانههای او بماند. از طرف دیگر، مشخص است که لوری تا حدی از دیدن جیسون و لوسیا در کنار یکدیگر تعجب میکند. هنگام صرف غذا دربارهی کاری صحبت میشود که فقط یکی از این دو نفر باید انجام دهد و لوسیا برای انجام آن داوطلب میشود. این صحنه احتمالا مربوط به اوایل داستان است، زیرا میان جیسون و لوسیا هنوز فاصله و نوعی معذب بودن دیده میشود.
برایان به جیسون هشدار میدهد که باید بفهمد چه زمانی انجام این نوع کارها دیگر کافی است و زمان کنار کشیدن فرا رسیده است. قطعا در مسیر داستان، سرقتها بزرگتر و بزرگتر خواهند شد و حرف برایان میتواند بهراحتی اشارهای به پایان تلخی باشد که ممکن است در انتظار این زوج الهامگرفته از بانی و کلاید قرار داشته باشد.
جیسون و لوسیا خودرویی را به محلی برای فروش خودروهای دزدی میبرند؛ محلی که میتواند ردیاب خودرو را نیز حذف کند. مشخص است که بازیکنان میتوانند با شخصیسازی سنگین خودروهای دزدیشده، احتمال پیدا شدن آنها را کاهش دهند.
مهمترین بخش نمایش؛ سیستم پلیسی که واقعا اطلاعات جمع میکند
در جریان سرقتها، GTA 6 برای نخستینبار تقریبا تمام منطق سیستم پلیس جدید خود را روی صفحه نمایش میدهد. در ابتدا، سقف شش ستاره بازگشته است، اما ستارهها فقط شدت تعقیب را مشخص میکنند. آیکنهای زیر آنها نشان میدهند پلیس دقیقا چه اطلاعاتی دربارهی بازیکن در اختیار دارد؛ تصاویر دوربین مداربسته، چهره یا توصیف ظاهری، لباس، وسیلهی نقلیه، سلاح و حتی این موضوع که جیسون و لوسیا با یکدیگر دیده شدهاند یا خیر.
بنابراین فرار صرفا به خروج از دایرهی جستوجو محدود نمیشود. ماسک میتواند جلوی ثبت چهره را بگیرد، لباس شناختهشده باید بهطور کامل تعویض شود و لباس اضافه را میتوان داخل خودرو نگه داشت تا شانس فرار افزایش پیدا کند. خودروی گزارششده نیز باید کنار گذاشته شود و اگر پلیس میداند دو نفر در کنار یکدیگر بودهاند، جدا شدن آنها میتواند بخشی از اطلاعات پلیس را بیاستفاده کند. بازی درواقع از بازیکن میخواهد فکر کند و صرفا برای فرار با تمام سرعت رانندگی نکند.
پس از آن لوسیا جیسون را سوار میکند و آنها به سراغ رائول باتیستا میروند. رائول تازه از بانک Fleeca خارج شده و تعقیب چهارستاره آغاز میشود. شلیک به لاستیکها اینبار واقعا خطرناک است و خودروی پلیس را وارد چند واژگونی پیدرپی میکند.
خودروها نیز نقاط آسیب بیشتری دارند؛ از لاستیک و راننده گرفته تا موتور و باک. جیسون میتواند نیمهی بدن خود را از پنجره بیرون ببرد و درحالیکه لوسیا رانندگی میکند، شلیک کند. این همکاری صرفا به مأموریتها محدود نیست و در جهان آزاد نیز زمانی که هر دو شخصیت کنار یکدیگر باشند، میتوان میان نقش راننده و تیرانداز جابهجا شد.
پس از قطع دید پلیس، گروه خودرو را در پارکینگ رها میکند. در این بخش Weapon Wheel جدید را میبینیم که برای سلاحهای کمری، سلاحهای بزرگ، سلاح سرد، ابزار، مواد منفجره و آیتمهای درمانی جایگاههای جداگانه دارد. بالای چرخ نیز دو مقدار پول دیده میشود؛ پول نقد همراه شخصیت و موجودی حساب بانکی. پول نقد باید در دستگاه خودپرداز یا بانک واریز شود و اگر بازیکن دستگیر یا کشته شود، ممکن است پولی را که هنوز همراه دارد از دست بدهد.
لوسیا خودرو را با کوکتل مولوتف آتش میزند و همه سوار یک ون میشوند. بلافاصله پس از تعویض خودرو، آیکن وسیلهی نقلیهی شناساییشده ناپدید میشود و خودروی پلیس بدون شناسایی آنها از کنارشان عبور میکند.
رنگ و شکل ستارهها نیز وضعیت جستوجو را توضیح میدهد. ستارهی سفید و کامل یعنی پلیس دید مستقیم دارد. حالت چشمکزن نشان میدهد تعقیب در آستانهی قطع شدن است. ستارهی توخالی یعنی پلیس از وقوع جرم مطلع است، اما مظنون را بهدرستی شناسایی نکرده است. ستارههای قرمز نیز نشان میدهند دید مستقیم قطع شده، اما جدیت تعقیبوگریز همچنان پابرجاست.
روی نقشه، محدودهای قرمز با نام Hot Zone شکل میگیرد که نشاندهندهی محدودهی احتمالی حضور مظنون است. پلیس برای مدتی در این منطقه جستوجو میکند و تغییر ظاهر یا استفاده از خودرویی تازه میتواند خروج از این محدوده را آسانتر کند. اطلاعات، شاهد، دوربین، خط دید و منطقهی جستوجو حالا همگی اجزای یک سیستم واحد هستند.
فعالیتها، سرقتهای آزاد و رابط کاربری پر از سرنخ
پس از فرار، نمایش وارد مونتاژی از فعالیتهای مختلف میشود. دو پرنده بر سر غذا درگیر میشوند، جیسون با Airboat از مرداب عبور میکند و در کنار قایق نیز میتوان گاوهای دریایی را دید. سپس بسکتبال، غواصی و تمرین لوسیا در باشگاه نمایش داده میشود.
غواصی حالا نشانگر اکسیژن دارد؛ برخلاف GTA V که مخزن هوا برای غواصی عملا بینهایت بود. باشگاه نیز صرفا جنبهی تزئینی ندارد و تمرین قدرتی میتواند سلامتی را افزایش دهد. استفاده از تردمیل نیز استقامت را بالا میبرد و یک اپلیکیشن داخل گوشی روند تناسب اندام را ثبت میکند.
موبایل قرار است نقش بسیار جدی و مهمی در بازی داشته باشد. هنگام استفاده از آن، دوربین روی دست شخصیت قرار میگیرد تا بازیکن بهجای جابهجایی میان اپلیکیشنها در دنیای واقعی، این کار را در جهان بازی انجام دهد. جتاسکی، کایاک و شنا نیز میتوانند فعالیتهای دونفره باشند؛ موضوعی که پیشتر در تریلرهای قبلی دیده بودیم. سپس وارد Jack of Hearts، کلوپ بوبی آیک، میشویم و دریکوان پریست را میبینیم.
مسابقهها شامل پیست ۱۶ خودرویی، آفرود چندکلاسه با موتور، ATV و کامیون و همچنین رقابتهای خیابانی مجهز به نیترو هستند.
پیش از یک سرقت، تب Items را روی چرخ تجهیزات میبینیم که شامل ماسک، عینک، کلاه و لباس است. حضور آیکن لباس زمانی که شخصیت داخل خودرو قرار دارد، بار دیگر تأیید میکند که خودرو نقش یک کمد سیار را نیز ایفا میکند.
پس از آن، راکاستار سه سرقت را پشتسرهم تدوین میکند؛ فروشگاه کوچک، جواهرفروشی و بانک. اینها سه مرحله از یک مأموریت واحد نیستند، بلکه سه نمونه از سطوح مختلف سرقت آزاد در جهان بازی هستند. در جواهرفروشی حتی یک شهروند تلاش میکند اسلحهی لوسیا را بگیرد؛ یعنی NPCها همیشه تماشاگران منفعل جرم نیستند.
طبق توضیح راب نلسون، سرقتها را میتوان بهصورت انفرادی یا دونفره انجام داد و پول خارج از مأموریتهای داستانی نیز اهمیت دارد. حتی ممکن است بعضی مراحل تا زمانی که سرمایهی کافی جمع نکنید، باز نشوند. همچنین گفته شده است که سرقتهای بزرگتر میتوانند پاداش احتمالی خود را روی نقشه نمایش دهند.
در جریان فرار از یکی از همین سرقتها، ستارههای توخالی را در عمل میبینیم. پلیس به محل اعزام شده، اما نمیداند دقیقا باید به دنبال چه کسی بگردد و لوسیا میتواند با خیال راحت از کنار خودروی پلیس عبور کند.
کمی بعد، یک استریمر را میبینیم که جمعیت و رانندهها به رفتار او واکنش نشان میدهند. در پایین صفحه، چراغ قرمز و آبی جهت نزدیک شدن پلیس را نشان میدهد؛ حتی زمانی که خودروهای پلیس روی مینیمپ دیده نمیشوند. در چت پخش زنده نیز فردی مینویسد «بیا لوسسانتوس» که اشارهای مستقیم به شهر GTA V است.
سپس ساحل شلوغ، میدان تیر و تبلیغات میدانی مختلف را میبینیم که برخی از آنها نیز طنز و محتوای بزرگسالانهی همیشگی را حفظ کردهاند. در میدان تیر، لوسیا پس از تمام شدن خشاب تفنگ، بسیار سریع به تپانچه سوییچ میکند. هنوز مشخص نیست که آیا میدان تیر مستقیما Focus را افزایش میدهد یا خیر، اما با توجه به ارتباط فعالیتها با آمار شخصیت، چنین احتمالی منطقی به نظر میرسد.
تعویض شخصیت، مأموریت آندرس و نمایش قدرت فنی بازی
در خودروی روباز، منوی تعویض شخصیت در پایین صفحه ظاهر میشود. در این بخش، پروفایل جنایی جداگانه و آیکن قلب مربوط به رابطه نیز دیده میشود. کنترل از راننده به سرنشین منتقل میشود و هوش مصنوعی به رانندگی ادامه میدهد. به گفتهی راب نلسون، این همکاری میتواند بدون نیاز به اسکریپت، لحظاتی سینمایی ایجاد کند.
تعویض شخصیت زمانی که دو نفر در کنار یکدیگر نیستند نیز بسیار سریعتر از GTA V انجام میشود. دوربین از لوسیا فاصله میگیرد و تقریبا بدون وقفه به جیسون میرسد که در حال وقت گذراندن با دریکوان است.
پس از آن، مأموریت پایانی آغاز میشود. جیسون و لوسیا باید از آندرس د لئون، یک مدیر بانفوذ رسانهای، محافظت کنند. در فرودگاه برای نخستینبار فضای داخلی قابلمشاهدهی ترمینال و آشیانه را میبینیم. در فاصلهای دور نیز رعدوبرق محلی دیده میشود؛ نشانهای جذاب از احتمال نمایش طوفان و تغییرات آبوهوایی در مناطق دوردست. البته یک نما برای تأیید کامل وجود سیستم آبوهوای منطقهای بسیار پویا کافی نیست.
در مسیر مهمانی مگاموندو، یک مسابقهی شبانه با نیترو را میبینیم و سپس وارد کلوپی میشویم که بار دیگر شباهت زیادی به مکانهای واقعی میامی دارد. تراکم جمعیت، عرق روی پوست، حرکت مستقل لباسها و واکنش موها به نور و شتاب در این بخش بیش از هر جای دیگری به چشم میآیند.
Digital Foundry میگوید بزرگترین جهش بصری بازی در رندر شخصیتها و بهخصوص موهای صاف، موجدار و فر دیده میشود؛ جایی که نورگیری صحیح و حرکت ثانویهی واقعی به شکل محسوسی قابل مشاهده است. بازتابهای Ray Traced نیز صرفا تصویر بازتابشده روی صفحه نیستند و حتی شخصیتها را در موقعیتهایی بازتاب میدهند که روش Screen-Space بهتنهایی قادر به ایجاد آنها نیست.
راکاستار اعلام کرده است که کل این نمایش از داخل بازی و روی پلیاستیشن ۵ ثبت شده است. تحلیل Digital Foundry نیز به وضوح داخلی نزدیک به ۱۴۴۰p و خروجی نسبتا پایدار ۳۰ فریم بر ثانیه اشاره دارد؛ آن هم در شرایطی که بازی بهطور همزمان جمعیت، ترافیک، فیزیک، آب و نورپردازی گستردهای را پردازش میکند.
زمانی که مهمانی به تیراندازی تبدیل میشود، جابهجایی میان جیسون و لوسیا را در میانهی نبرد میبینیم. جیسون بمب چسبان را داخل آسانسور قرار میدهد و انفجار احتمالا تکههای بدن را به اطراف پرتاب میکند. سپس کنترل به لوسیا منتقل میشود. لوسیا بدون چسبیدن به دیوار در حالت خمیده حرکت میکند؛ یعنی Crouch جداگانه بار دیگر به گیمپلی GTA بازگشته است.
پس از آن Focus فعال میشود. زمان آهستهتر حرکت میکند و نقاط قرمز و زرد روی بدن دشمنان ظاهر میشوند. قرمز برای آسیب مرگبار و زرد برای خلع سلاح یا ناتوان کردن دشمن کاربرد دارد. این توانایی روی خودروها نیز میتواند نقاط حساسی مانند لاستیک، باک یا موتور را مشخص کند.
در پایان، لوسیا با پاشنهی کفش به مهاجم ضربه میزند و هر دو داخل چاه آسانسور سقوط میکنند؛ پایانی عمدی برای این بخش که سرنوشت لوسیا را پنهان نگه میدارد.
آخرین مونتاژ و جملهای که کل نمایش را معنا میکند
در مونتاژ پایانی، کل همپتون را همراه جیسون و لوسیا در حال ماهیگیری میبینیم. کلوپ Delights در پورت گلهورن در سمت چپ نقشه، دریکوان در حال میکس موسیقی، یک گردهمایی خودروها، چند فضای داخلی تازه و گوشههای دیگری از زندگی روزمرهی لئونیدا نیز نمایش داده میشوند.
درحالیکه بازیکنان قصد دارند جلوی تلویزیون بنشینند و GTA 6 را تجربه کنند، شخصیتهای GTA 6 نیز در دنیای بازی جلوی تلویزیون مینشینند و پای کنسول بازی میکنند. این بخش با قطعهی «اینر لایت» از Elderbrook و Bob Moses همراه است؛ اما چیزی که اهمیت بیشتری دارد، حرفهای کال است.
کال میگوید اینها شاید بهترین روزهای زندگی جیسون و لوسیا باشند، زیرا هنوز فاجعهای را که در حال نزدیک شدن است نمیبینند. در کنار هشدار قبلی برایان، آیا این هم نوعی پیشآگاهی دربارهی آیندهی آنها است؟ جیسون و لوسیا در حال ساختن رویایی هستند که احتمالا دوام نخواهد آورد.
شاید بزرگترین نکتهای که از این ۲۶ دقیقه میتوان فهمید نیز همین باشد. GTA 6 فقط نمیخواهد جهانی بزرگتر بسازد؛ بلکه میخواهد کاری کند که هر تصمیم کوچک در آن جهان، از نوازش یک سگ تا پوشیدن ماسک، تعویض خودرو، وقت گذاشتن برای شریک زندگی و تصمیم به کشتن یا نکشتن یک NPC، روی چند سیستم دیگر نیز تأثیر بگذارد تا بازیکن در نسخهی جدید میامی در دنیای امروز زندگی کند و همراه با دو شخصیت اصلی آن نفس بکشد.
اگر راکاستار بتواند همین میزان اتصال میان سیستمهای مختلف را در نسخهی نهایی حفظ کند، تفاوت GTA 6 با GTA V صرفا در گرافیک، اندازهی نقشه یا Draw Distance تقریبا بینهایت نخواهد بود. تفاوت اصلی در این خواهد بود که بازی بالاخره یاد میگیرد بازیکن دقیقا چگونه بازی میکند و آنقدر او را در جهان خود غرق میکند که پایانبندی آن نهتنها نقطهی پایان داستان جیسون و لوسیا، بلکه پایان ساعتها زندگی و نفس کشیدن در لئونیدا باشد؛ زندگیای غیرواقعی، اما بهشدت باورپذیر که میلیونها نفر بیصبرانه منتظرند با پرداخت هزینهی خرید بازی، روزها و شبهای زیادی را در آن سپری کنند.