«این بازی شبیه‌ساز مدیریت یک ایستگاه قطار نیست؛ داستانی خیالی است از آدم‌هایی خیالی». این‌ها، جمله‌هایی هستند که دموی بازی Trainwatch با آن‌ها شروع می‌شود. پروژه‌ای مستقل و تک‌نفره از بازیسازی به نام رمیگز میخالسکی که با نام مستعار Rem شناخته می‌شود. شرکت معروف ۱۱ بیت که آن‌ها را با بازی‌هایی چون فراست‌پانک و This War of Mine می‌شناسیم، انتشار این بازی را برعهده گرفته است. در ادامه تریلر معرفی بازی را تماشا کنید تا بعد هم تجربه نسخه دمو آن را به شما عزیزان به اشتراک بگذارم.

پخش از رسانه

دموی بازی در حالی آغاز می‌شود که تروی، شخصیت اصلی Trainwatch، به ایستگاه قطاری کوچک در منطقه‌ای دورافتاده می‌رسد؛ جایی که جز مه، جنگل، همکارش با نام باب و اتاق کوچکی دو طبقه، چیزی در آن به چشم نمی‌خورد. در اولین مواجهه با باب، شرایط شغل جدید تروی به او آموزش داده می‌شود؛ تلفن را جواب بده، دروازه ورود به ریل راه‌آهن را ببند و پس از عبور قطار، آن را مجدد باز کن. این لوپ روزانه چند بار تکرار می‌شود و پس از آن نوبت واگذاری شیفت به باب می‌رسد.

این روند با همین توضیحات هم حسابی خسته‌کننده و تکراری به نظر می‌رسد و طبیعتا پیاده‌سازی و تکرار آن در یک ویدیو گیم هم هیجان خاصی نخواهد داشت. اما اشتباه نکنید؛ لطفا برگردید و دوباره جمله‌های اول مقاله را بخوانید. این بازی، یک شبیه‌ساز کارمند راه آهن نیست! نسخه دمو، خیلی زود اولین سرنخ‌ها را از چیزی بزرگ‌تر و مهم‌تر از کار روزمره تروی به گیمرها ارائه می‌دهد.

تروی، لزوما به این منطقه دور افتاده نیامده تا مسئول باز و بسته کردن مسیر قطار شود. در اولین تماسی که او با آگاتا،‌ همسرش، می‌گیرد، متوجه می‌شویم که زندگی مشترک ۲۵ ساله آن‌ها شرایط جالبی دارد و اعتیاد تروی به الکل، فاصله زیادی بین آن‌ها انداخته است. این شخصیت، با مشکلات دیگری هم در زندگی دست و پنجه نرم می‌کند و به همین دلیل این شغل را که به قول همکارش باب فقط احمق‌ها قبول می‌کنند،‌ پذیرفته تا در این خلوت و جای دور، با اعتیادش بجنگند و ثابت کند که هنوز هم زندگی، می‌تواند روی خوشی به او نشان دهد.

اما آیا این تصمیم واقعا در مسیری که تروی انتظارش را دارد پیش می‌رود؟ خیر! پس از اینکه تروی شیفت اول خودش را به پایان می‌رساند و نوبت به تحویل آن به باب می‌رسد، باب از روی پله‌ها سقوط می‌کند و به همین دلیل تروی مجبور می‌شود شیفت او را هم گردن بگیرد.

در همین حین، سر و کله مردی عجیب و غریب از دل جنگل پیدا می‌شود که خبر از وجود یک اتاق کنترل در این ایستگاه می‌دهد و اعلام می‌کند رمز ورود به آن را قطارها برای تروی خواهند خواند. پس از پیدا کردن این رمز و ورود به اتاقی با در آبی، متوجه می‌شویم که قضیه ما و تروی در بازی Trainwatch، بسیار فراتر از مدیریت ایستگاه قطار است و باید ۱۲ آیتم مختلف و عجیب را پیدا کنیم و داخل کوره‌ای که در این اتاق قرار دارد، بیندازیم. نتیجه چه خواهد شد؟ هنوز نمی‌دانیم اما مرد مرموز، نتیجه را رستگاری توصیف می‌کند که تروی در این سفر به دنبال آن است.

نسخه دموی Trainwatch پس از رسیدن به این نقطه، به پایان می‌رسد و مخاطب را با سوال‌های زیادی که در ذهنش دارد، در انتظار نسخه نهایی بازی نگه می‌دارد. آنچه که از تجربه این دموی نهایتا یک ساعته دستگیرمان می‌شود، این است که بازی تمرکز اصلی خود را روی روایت داستان گذاشته و قصد دارد با به تصویر کشیدن گذشته آشفته شخصیت اصلی خودش، حس همذات‌پنداری را در مخاطب بیدار کند و با تکیه بر آن، روایتی هدفمند داشته باشد. برای قضاوت اینکه آیا Trainwatch در این مسیر موفق خواهد بود یا خیر، بسیار زود است اما فضاسازی سرد و اندوهگین بازی، کاملا پتانسیل به نتیجه رساندن چنین داستانی را دارد.

از طرف دیگر، بازی صرفا هم اثری داستان‌محور نیست؛ برای مثال جدا از باز و بسته کردن دروازه که در تایم‌هایی مشخص و با روتینی ثابت انجام می‌شود، باید حواستان به وضعیت خستگی و سلامت روان شخصیت تروی هم باشد. نیازهایی مثل خستگی، بهداشت و استراحت در صورت رسیدن به مرز خطر، می‌توانند سلامت روان شخصیت بازی را تحت تاثیر قرار دهند و به همین دلیل باید با کارهایی از قبیل خوردن غذا، دوش گرفتن یا استراحت روی کاناپه و تخت خواب، حواستان به این نیازها باشد.

سبک طراحی بازی که با استفاده از موتور یونیتی ساخته شده هم کاملا هم راستا با تِم کلی داستان است و اگر همین ایده اولیه در نهایت به خوبی شاخ و برگ داده شود، Trainwatch می‌تواند تبدیل به یکی از آن آثار مستقلی شود که فراتر از یک ویدیو گیم سرگرم‌کننده، می‌توانند قصه‌ای تاثیرگذار در مدیوم بازی تقدیم مخاطب کنند. بازی برای عرضه در سال ۲۰۲۷ برنامه‌ریزی شده و پلتفرم مقصد آن هم در حال حاضر استیم است.

نسخه دموی بازی Trainwatch توسط ناشر برای زومجی ارسال شده است.