بهترین شخصیت‌های زن رزیدنت اویل؛ از ربکا چمبرز تا جیل ولنتاین

شنبه 2 اسفند 1404 - 22:01
مطالعه 19 دقیقه
بهترین شخصیت های زن رزیدنت اویل
در این مطلب به معرفی بهترین شخصیت‌های زن تاریخ بازی‌های رزیدنت اویل خواهیم پرداخت که هریک از ویژگی‌های منحصر به فردی برای حضور در این لیست برخوردارند.
تبلیغات

در دنیای بازی‌های ویدیویی، کمتر نامی به اندازه‌ی «رزیدنت اویل» سنگینی و اعتبار دارد؛ مجموعه‌ای که نه تنها ژانر وحشت و بقا را بازتعریف کرد، بلکه برخی از قدرتمندترین و نمادین‌ترین شخصیت‌های زن تاریخ مدیوم سرگرمی را به جهان معرفی نمود. از راهروهای تنگ و تاریک عمارت اسپنسر تا خیابان‌های نفرین‌شده‌ی راکون سیتی و دهکده‌های مه‌آلود اروپا، این زنان بودند که پا به پای مردان، در میانه‌ی هجومِ زامبی‌ها و سلاح‌های بیولوژیکی، پرچم انسانیت و مقاومت را برافراشته نگه داشته‌اند. آن‌ها فراتر از مدل‌های گرافیکی، به الگوهایی از شجاعت، هوش و سرسختی تبدیل شدند که در برابر هیچ کابوسی زانو نمی‌زنند. در این مقاله، به بررسی ۱۵ شخصیت برتر زن در این فرنچایز می‌پردازیم؛ سفری از میان جاسوسان مرموز، مأموران فدرال و بازماندگانی که نامشان در تالار افتخارات گیمینگ جاودانه شده است.

اما آنچه اشتیاق طرفداران را برای بازخوانی این فهرست دوچندان می‌کند، رونمایی از شخصیتی جدیدی به نام «گریس اشکرافت» (Grace Ashcroft) است که در بازی مورد انتظار Resident Evil Requiem نقش محوری و تعیین کننده‌ای را ایفا خواهد کرد. با نزدیک شدن به زمان عرضه‌ی بازی در ماه‌های آینده، می‌دانیم که گریس نه تنها یک بازمانده‌ی معمولی، بلکه کلید اتصالِ وقایع نسخه‌های کلاسیک به نسل نهم رزیدنت اویل خواهد بود. او در پی یافتن حقیقت پشت پرده‌ی وقایعی مرموز، به خرابه‌های راکون سیتی برمی‌گردد؛ جایی که مسیرش با یکی از قهرمانان اسطوره‌ای این مجموعه گره خواهد خورد. حالا باید دید که آیا او نیز پتانسیل ورود به تالار افتخارات این فهرست ۱۵ نفره را دارد یا خیر؟ مطالعه‌ی این رتبه‌بندی، پیش‌درآمدی است بر درکِ استانداردهایی که گریس اشکرافت باید برای ماندگاری در این فرنچایز از آن‌ها عبور کند.

توجه:

توضیحات این لیست جزئیاتی از داستان بازی‌های رزیدنت اویل را فاش می‌کند.

۱۵. اینگرید هانیگان (Ingrid Hunnigan)

بازی‌ها:

  • Resident Evil 4
  • Resident Evil 6
  • Resident Evil 4 Remake

در دنیای پُرهرج و مرج و مملو از وقایع وحشتناک بیو-تروریستی رزیدنت اویل که اغلب با نبردهای تن‌به‌تن و تلاش برای بقا تعریف می‌شود، اینگرید هانیگان نماینده‌ی بُعد دیگری از مبارزه است که جنگ اطلاعاتی و مدیریت بحران نام دارد. هانیگان که نخستین بار در شاهکار Resident Evil 4 به عنوان مأمور رابط «سرویس امنیت میدانی» یا F.O.S معرفی شد، با ظاهر اداری، یک عینک متمایز و خونسردی مثال‌زدنی خود، تصویر متفاوتی از زنان این فرنچایز را ارائه کرد. او برخلاف سایر شخصیت‌های زن این مجموعه، نه با سلاح گرم، بلکه با داده‌های رمزنگاری شده و دسترسی‌های ماهواره‌ای به جنگ هیولاها می‌رود و به عنوان چشم و گوش مأموران در میدان عمل می‌کند.

حضور هانیگان در رتبه پانزدهم، ادای احترامی است به نقش حیاتی اما کمتر دیده شده‌ی شخصیت‌های پشتیبان. اهمیت داستانی او در ایجاد تعادل روانی برای قهرمانانی همچون «لیان اس. کندی» نهفته است؛ درست در لحظاتی که قهرمان داستان در دل جنون روستاهای اسپانیا یا هرج‌ومرج چین گرفتار شده است، صدای آرام و راهنمایی‌های دقیق هانیگان، تنها پل ارتباطی او با دنیای منطق و امنیت است. اگرچه او کمتر در کانون درگیری‌های فیزیکی قرار می‌گیرد، اما بدون مدیریت استراتژیک و وفاداری حرفه‌ای او، بسیاری از مأموریت‌های نمادین سری رزیدنت اویل محکوم به شکست بودند.

۱۴. الکس وسکر (Alex Wesker)

بازی‌ها:

  • Resident Evil: Revelations 2
  • Resident Evil: Resistance

نام «وسکر» در تاریخچه رزیدنت اویل همواره مترادف با خیانت و جاه‌طلبی‌های خداگونه بوده است، اما الکس وسکر در Resident Evil Revelations 2 ثابت کرد که جنون قدرت در این خاندان، تنها مختص به برادرش آلبرت نیست. الکس، به عنوان تنها بازمانده‌ی دیگر از «پروژه کودکان وسکر»، رویکردی متفاوت و چه بسا ترسناک‌تر از برادرش را انتخاب می‌کند؛ او به جای اینکه صرفاً روی قدرت‌های رزمی و مافوق بشری تکیه کند، بر وحشت روانی و فلسفه‌ی جاودانگی تمرکز داشت. شخصیت او که عمیقاً با ادبیات کافکا گره خورده است، تصویری از یک دانشمند دیوانه و فیلسوفی بی‌رحم را ترسیم می‌کند که انسان‌ها را تنها به چشم موش‌های آزمایشگاهی برای غلبه بر مرگ می‌بیند.

قرارگیری الکس در رتبه چهاردهم، به دلیل موفقیت او در انجام کاری است که حتی اسپنسر و آلبرت در آن ناکام ماندند: انتقال موفقیت‌آمیز خودآگاهی و دستیابی به نوعی از جاودانگی. اهمیت او در خط داستانی رزیدنت اویل انکارناپذیر است، زیرا او با پروژه ویروس T-Phobos و وسواسش برای یافتن میزبانی که «نترسد»، یکی از تاریک‌ترین فصل‌های داستان را رقم زد. الکس وسکر نه تنها به عنوان یک شرور مستقل درخشید، بلکه با زنده نگه داشتن میراث شوم وسکرها در کالبدی جدید (ناتالیا)، تهدیدی بالقوه و بلندمدت را برای آینده‌ی این فرنچایز پایه‌گذاری کرد.

۱۳. آنت بیرکین (Annette Birkin)

بازی‌ها:

  • Resident Evil 2
  • Resident Evil: The Darkside Chronicles
  • Resident Evil 2 Remake
  • Resident Evil: Resistance

آنت بیرکین را نمی‌توان یک شرور مطلق یا یک قهرمان سنتی دانست؛ او تجسمی از جنون علم و قربانی جاه‌طلبی‌های شرکت آمبرلا است. آنت به عنوان همسر ویلیام بیرکین و یکی از خالقان ویروس جی (G-Virus)، در نسخه‌ی بازسازی شده رزیدنت اویل ۲ شخصیت بسیار عمیق‌تر و انسانی‌تری به خود گرفت. او در مرز باریکی میان وظیفه‌شناسی نسبت به میراث علمی همسرش و غریزه مادری برای محافظت از دخترش «شری» قدم می‌گذارد. همین دوگانگی رفتاری باعث می‌شود که مخاطب در مواجهه با او مدام دچار تضاد شود؛ زنی که گاهی برای حفظ ویروس اسلحه می‌کشد و گاهی برای نجات دخترش جان خود را به خطر می‌اندازد.

قرارگیری آنت در رتبه سیزدهم این لیست، ادای احترامی است به نقش کلیدی او در بسط دادن «Lore» یا همان پیش‌زمینه داستانیِ فاجعه راکون سیتی. بدون حضور او و تصمیمات بحث‌برانگیزش، بسیاری از گره‌های داستانی باز نمی‌شدند. اگرچه او یک شخصیت قابل بازی نیست، اما قوس شخصیتی (Character Arc) تراژیک او، نمای واقع‌گرایانه‌ای از هزینه‌های انسانی بیوتروریسم را به تصویر می‌کشد و نشان می‌دهد که در دنیای رزیدنت اویل، گاهی دانشمندان پشت پرده، وحشتناک‌تر یا حتی ترحم‌برانگیزتر از هیولاهای جهش‌یافته هستند.

۱۲. اشلی گراهام (Ashley Graham)

بازی‌ها:

  • Resident Evil 4
  • Resident Evil 4 Remake

اشلی گراهام، دختر رئیس‌جمهور ایالات متحده، با ظاهری معصوم و صدایی لرزان، نماد قربانی بی‌گناهی است که در چنگال فرقه‌ای شیطانی گرفتار می‌شود. در دل روستاهای مه‌آلود اسپانیا، او از کاخ سفید به جهنمی از مبتلایان به انگل لاس پلاگاس پرتاب می‌شود و با هر جیغ و فریادش، تجربه وحشتناک خود را به تصویر می‌کشد. دختری که بیشتر شبیه طعمه‌ای زنده است تا جنگجویی آماده نبرد.

در رزیدنت اویل ۴، اشلی نه یک قهرمان، بلکه محرک اصلی مأموریت لیان اس. کندی است؛ جایی که ربوده شدنش توسط لوس ایلومینادوس، زنجیره‌ای از درگیری‌های نفس‌گیر را به راه می‌اندازد و آلوده شدنش به عفونت لاس پلاگاس، لایه‌ای از آسیب‌پذیری انسانی را به تجربه‌ی اکشن بازی اضافه می‌کند. جایگاه دوازدهم، همچون نردبانی رو به بالا از سایه‌های مادرانه آنت، اشلی را به عنوان پلی به سوی زنان مقتدرتر قرار می‌دهد؛ کسانی که قربانی بودن را به سلاحی برای بقا بدل می‌کنند، درست در تضاد با جیغ‌های مداوم او که گیمرها را به مرز جنون می‌رساند.

۱۱. لیدی دیمیتریسکو (Lady Dimitrescu)

بازی‌ها: Resident Evil Village

در قلعه‌ی گوتیک و خون‌آلود کستل دیمیتریسکو، بانوی عمارت، لیدی آلچینا دیمیتریسکو قد می‌کشد؛ ملکه‌ای ۲ متر و ۹۲ سانتی با پوست سفید مرموز و لباسی که همچون تابوتی ابریشمی بر تنش نشسته است. او نه تنها نماد وحشت مادرانه است، بلکه تجسمی از زیبایی مرگبار در دنیای رزیدنت اویل است؛ جایی که جذابیتش با چنگال‌های کشنده درهم می‌آمیزد و گیمرها را مسحور و هراسان می‌کند.

در رزیدنت اویل ویلیج، لیدی دیمیتریسکو به عنوان یکی از لُردهای چهارگانه‌ی مادر میراندا، قلعه‌ی خود را به تله‌ای برای ایتن وینترز تبدیل می‌کند؛ جایی که تعقیب‌ و گریزهای نفس‌گیر و البته حضور دخترانش با سر و صدای خاص خود، لحظاتی به‌یادماندنی را خلق می‌کنند. جایگاه یازدهم این لیست، از جیغ‌های آزاردهنده‌ی اشلی مستقیماً به سوی هیولاهای باشکوه این سری می‌رود؛ مادری که خون‌خواری را به هنر بدل کرد، اما در برابر قهرمانان داستان تسلیم شد. رتبه‌ی یازدهم، جایگاهی منصفانه برای کاراکتری است که تأثیرش بر فرهنگ عامه و هویت بصری این مجموعه انکارناپذیر است، اما عمق داستانی و ماندگاری روایی‌، او را پایین‌تر از شخصیت‌های چندلایه‌تر قرار می‌دهد.

۱۰. رزماری وینترز (Rosemary Winters)

بازی‌ها: Resident Evil Village

رزماری وینترز، میوه‌ی یک رابطه‌ی عاشقانه‌ی تلخ میان ایتن و میا است که از کودکی به نماد رنج‌های بی‌پایان آلودگی به عوامل بیوشیمیایی بدل شد. دختری با چشمانی پر از ترس که در آزمایشگاه‌های زیرزمینی مادر میراندا تکه‌تکه و بازسازی شد. او نه فقط قربانی وقایع داستان، بلکه کلیدی برای رستگاری پدرش خواهد بود؛ روحی شکسته که در سایه‌های روستای RE: Village، قدرت نهفته‌اش را برملا می‌کند و گیمرها را با عمق شخصیت پردازی احساسی‌اش به لرزه درمی‌آورد.

در رزیدنت اویل ویلیج و بسته الحاقی Shadows of Rose، رزماری محور چرخش داستان از انتقام به سمت خودشناسی است؛ جایی که خاطراتش ایتن را هدایت می‌کند و در بزرگسالی به جنگ کابوس‌هایش می‌رود. اهمیت رزماری بیش از هر چیز در پتانسیل داستانی او نهفته است. رز نه‌تنها قدرت‌هایی فراتر از انسان‌های معمولی دارد، بلکه بار روانی سنگینی را حمل می‌کند: ترس از خود، از آنچه می‌تواند تبدیل به آن شود و از میراثی که هرگز انتخابش نکرده است. رتبه دهم دقیقاً بازتاب همین وضعیت است؛ جایگاهی که نه از روی نوستالژی، بلکه بر اساس آینده‌محوری به او داده می‌شود. رز هنوز به یکی از ستون‌های اصلی این فرنچایز تبدیل نشده است، اما نشانه‌ها به احتمال بازگشت مسیر داستان به سمت او اشاره دارند.

۹. شوا آلومار (Sheva Alomar)

بازی‌ها: Resident Evil 5

شوا آلومار، مامور ماهر BSAA با ریشه‌هایی از نژاد آفریقایی، نمادی از همکاری بین‌المللی در دنیای پرتلاطم رزیدنت اویل است. او با تجهیزات پیشرفته و مهارت‌های رزمی خاص خود، از صحراهای کیجوجو تا آزمایشگاه‌های پنهان، حضور قدرتمندی دارد. زنی که فارغ از کلیشه‌های جنسیتی و زیبایی‌های طراحی کاراکتر خود، کارایی را به بهترین شکل ممکن در میدان نبرد به نمایش می‌گذارد و گیمرها را با گزینه‌های کوآپ‌ خود مجذوب می‌کند.

در رزیدنت اویل ۵، شوا به عنوان همکار کریس ردفیلد، زنجیره‌ای از عملیات ضدتروریستی بیولوژیکی را پیش می‌برد؛ جایی که مهارت‌های تیراندازی و مدیریت منابعش، داستان را از قربانیان منفعل به سوی مبارزان فعال سوق می‌دهد. اهمیت او در افزودن لایه‌ای از همبستگی جهانی به داستان این مجموعه نهفته است، همچنین او راه را برای نقش آفرینی مستقل‌تر زنان در داستان‌های این مجموعه هموار کرده و همین عوامل باعث می‌شود تا جایگاه او در این فهرست تثبیت شود.

۸. هلنا هارپر (Helena Harper)

بازی‌ها: Resident Evil 6

هلنا هارپر که نخستین بار در جریان وقایع پرآشوب Resident Evil 6 به مخاطبان معرفی شد، تصویری متفاوت از یک قهرمان زن در این مجموعه را به نمایش می‌گذارد. او به عنوان مأمور مخفی سرویس اطلاعات ایالات متحده آمریکا، برخلاف بسیاری از شخصیت‌های این لیست که از همان ابتدا در قامت یک ناجی ظاهر می‌شوند، قوس شخصیتی خود را با بار سنگینی از گناه و پشیمانی آغاز می‌کند. هلنا که ناخواسته در ترور رئیس‌جمهور و شیوع ویروس C در شهر تال اوکس نقش داشته، نه برای قهرمانی، بلکه برای جبران اشتباهات مرگبارش و البته نجات جان خواهرش، دبورا، اسلحه به دست می‌گیرد و همین انگیزه‌ی شخصی، لایه‌ی انسانی و باورپذیرتری به شخصیت او می‌بخشد.

قرارگیری هلنا در رتبه هشتم این لیست، بیش از هر چیزی مدیون هماهنگی و اصطلاحاً شیمی فوق‌العاده‌ای است که با «لیان اس. کندی» برقرار می‌کند. ایستادن در کنار یکی از محبوب‌ترین شخصیت‌های تاریخ ویدیوگیم و نرفتن زیر سایه او، کار آسانی نیست؛ اما هلنا با سرسختی و مهارت‌های نظامی‌ خود ثابت می‌کند که یک همراهِ دست‌وپابسته نیست. اگرچه حضور او فعلاً محدود به نسخه ششم بوده و هنوز به اندازه چهره‌های کلاسیک سری به یک نماد برای رزیدنت اویل تبدیل نشده، اما داستان تراژیک و تلاش خستگی‌ناپذیر او برای رسیدن به رستگاری، او را لایق حضور در جمع برترین زنان این فرنچایز کرده است.

۷. میا وینترز (Mia Winters)

بازی‌ها: Resident Evil 7

اگر هلنا هارپر نماینده‌ی زنان عصر اکشن‌محوری بازی‌های این مجموعه باشد، میا وینترز بدون شک چهره‌ی وحشت خالص و بازگشت به ریشه‌ها در Resident Evil 7: Biohazard است. میا در ابتدا به عنوان الگوی کلاسیک «همسر گمشده» در داستان بازی معرفی می‌شود، اما به سرعت تمام انتظارات مخاطب را در هم می‌شکند. او نه یک قربانی ساده، بلکه مأموری مخفی برای سازمان «The Connections» بود که وظیفه انتقال یک سلاح بیولوژیکی (اِوِلین) را بر عهده داشت. شخصیت میا بر پایه‌ی دوگانگی بنا شده است؛ او همزمان معشوقه‌ی ایتن وینترز و کابوسی تسخیر شده است که با اره‌برقی به جان بازیکن می‌افتد. همین پیچیدگی و تغییر مداومِ جایگاه او بین یک آنتاگونیست ترسناک و یک مادر فداکار، او را به کاراکتری چندلایه و غیرقابل پیش‌بینی تبدیل کرده است.

جایگاه هفتم لیست به میا تعلق می‌گیرد، زیرا او کاتالیزور اصلی و قلب تپنده‌ی «حماسه وینترز» (Winters Saga) محسوب می‌شود. بدون دروغ‌ها و گذشته‌ی تاریک او، وقایع نسخه هفتم و Village هرگز رخ نمی‌دادند. اگرچه میا فاقد کاریزمای قهرمانان کلاسیک سری است و بسیاری از طرفداران همچنان بابت پنهان‌کاری‌هایش او را سرزنش می‌کنند، اما نمی‌توان انکار کرد که او نقشی حیاتی در مدرن‌سازی روایت رزیدنت اویل ایفا کرده است. میا نماد نوعی از وحشت است که نه از بیرون، بلکه از درون کانون گرم خانواده نشأت می‌گیرد و همین امر او را در تاریخچه این سری ماندگار می‌کند.

۶. مویرا برتون (Moira Burton)

بازی‌ها:

  • Resident Evil Revelations 2
  • Resident Evil: The Umbrella Conspiracy
  • Resident Evil 3: Nemesis
  • Resident Evil

مویرا برتون با دوری از کلیشه‌های رایج «دخترِ قهرمان داستان»، ورود متفاوت و جسورانه‌ای به دنیای رزیدنت اویل داشت. او در Resident Evil Revelations 2 نه به عنوان یک سرباز آموزش‌دیده، بلکه در قامت نوجوانی سرکش و آسیب‌دیده ظاهر شد که سایه‌ی سنگین نام پدرش، «بری برتون»، و حادثه‌ای تلخ در کودکی، او را نسبت به سلاح گرم دچار فوبیا کرده بود. بنابراین انتخاب یک سلاح سرد به عنوان سلاح اصلی و ادبیات تند و تیزش، در واقع مکانیزم دفاعی او در برابر وحشتی بود که ناخواسته در آن گرفتار شده بود؛ ویژگی‌هایی که او را از یک همراه دست‌وپابرگیر، به شخصیتی با هویت مستقل، باورپذیر و ملموس تبدیل کرد.

جایگاه ششم فهرست به مویرا تعلق می‌گیرد، چرا که او یکی از منسجم‌ترین و تأثیرگذارترین قوس‌های شخصیتی (Character Arc) در تاریخ این فرنچایز را به نمایش گذاشت. او در طول داستان، از دختری وحشت‌زده که برای بقا به کلر ردفیلد تکیه کرده بود، به بازمانده‌ای سرسخت تبدیل می‌شود که در لحظه حساس نهایی، برای نجات عزیزانش بر بزرگ‌ترین ترس زندگی‌اش غلبه می‌کند. مویرا ثابت کرد که برای قهرمان بودن در دنیای رزیدنت اویل، حتماً نباید یونیفرم نظامی پوشید؛ گاهی جنگیدن با تروماهای درونی در میانه‌ی یک آخرالزمان بیولوژیکی، ارزشمندترین نوع مبارزه است.

۵. شری بیرکین (Sherry Birkin)

بازی‌ها:

  • Resident Evil 2
  • Resident Evil: The Darkside Chronicles
  • Resident Evil: Operation Raccoon City
  • Resident Evil 6
  • Resident Evil 2 Remake

اگر مویرا برتون داستان غلبه بر یک ترس وجودی را بازگو می‌کرد، شری بیرکین داستان رشد شخصیتی در دل یک فاجعه را بیان می‌کند. کمتر شخصیتی در تاریخ بازی‌های رزیدنت اویل وجود دارد که مخاطبان ابتدا کودکیِ معصومانه او را در یکی از ترسناک‌ترین شب‌های تاریخ راکون سیتی تجربه کنند و سال‌ها بعد، کنترل نسخه بزرگسال و کارکشته‌ی او را به دست بگیرند. شری در Resident Evil 6 دیگر آن دختربچه با لباس فرم مدرسه که در سایه کلر پناه می‌گرفت نیست؛ او حالا یک مأمور فدرال با قابلیت‌های فراانسانی است که میراث شوم والدینش (ویلیام و آنت) و آثار باقی‌مانده از ویروس G در خونش را نه به عنوان یک نفرین، بلکه به عنوان ابزاری برای محافظت از دنیا پذیرفته است.

حضور شری در رتبه پنجم، ادای احترامی به این «تکامل باشکوه» است. او حلقه اتصال دوران کلاسیک و مدرن این مجموعه محسوب می‌شود؛ نمادی زنده از اینکه حتی از دلِ ویرانه‌های راکون سیتی نیز می‌تواند امید جوانه بزند. اهمیت شری تنها در قدرت‌ بازسازی‌کننده بدنش خلاصه نمی‌شود، بلکه این اهمیت در قطب‌نمای اخلاقی او جا گرفته است؛ او با ایفای نقش محافظ برای جیک مولر (پسر آلبرت وسکر)، دقیقاً همان دلسوزی و انسانیتی را بازتاب داد که سال‌ها پیش، از کلر ردفیلد آموخته بود. شری بیرکین ثابت کرد که قوی‌ترین سلاح در برابر بیو-تروریسم، حفظ انسانیت در کالبدی است که علم سعی در هیولا کردنش داشته است.

۴. ربکا چمبرز (Rebecca Chambers)

بازی‌ها:

  • Resident Evil
  • Resident Evil Remake
  • Resident Evil 0
  • Resident Evil: Deadly Silence
  • Resident Evil: The Umbrella Chronicles
  • Resident Evil 5: Gold Edition (Mercenaries Mode)
  • Resident Evil: The Mercenaries 3D

در میان زرادخانه‌ای از قهرمانان که با تکیه بر زور بازو و ماشه‌ی اسلحه‌ی خود شناخته می‌شوند، ربکا چمبرز به عنوان نمادی از بهره‌گیری از قدرت هوش در خدمت بقا قد علم می‌کند. او که به عنوان جوان‌ترین عضو گروه S.T.A.R.S و متخصص پزشکی تیم براوو در سن ۱۸ سالگی وارد کابوس عمارت اسپنسر شد، شخصیتی است که آسیب‌پذیری فیزیکی را با ذکاوت علمی جبران می‌کند. ربکا در Resident Evil 0 نشان داد که چگونه یک مأمور تازه‌کار می‌تواند در میان یک جهنمِ بیولوژیکی، نه تنها زنده بماند، بلکه نقش مغز متفکر تیم را ایفا کند. او با آن پیش‌بند سفید پزشکی و مهارت در ترکیب گیاهان دارویی، چهره‌ای انسانی‌تر و بی‌آلایش‌تر به وحشتِ بقای کلاسیک رزیدنت اویل بخشید.

قرار گرفتن ربکا در جایگاه چهارم، بازتابی از اهمیت تخصص و دانش در مقابله با تهدیداتی است که خود از لوله‌های آزمایشگاهی بیرون آمده‌اند. اهمیت داستانی او در این است که وی تنها بازمانده‌ی تیم براوو محسوب می‌شود و نقشی کلیدی در پیروزی‌های بعدی کریس ردفیلد ایفا کرده است. ربکا با گذشت زمان از یک سرباز میدانی به یک پروفسور و محقق برجسته تبدیل شد تا ثابت کند مبارزه با آمبرلا تنها در شلیک به سر زامبی‌ها خلاصه نمی‌شود؛ بلکه درواقع درک ساختار درد، اولین قدم برای درمان آن است. حضور او در این رتبه، تجلی قدرت ذهن در برابر گوشت و خون هیولاها است.

۳. ادا وانگ (Ada Wong)

بازی‌ها:

  • Resident Evil 2
  • Resident Evil 4
  • Resident Evil: The Umbrella Chronicles
  • Resident Evil: The Darkside Chronicles
  • Resident Evil: Operation Raccoon City
  • Resident Evil 6
  • Resident Evil 2 Remake
  • Resident Evil Re:Verse
  • Resident Evil 4 Remake

ادا وانگ فراتر از یک شخصیت، بلکه یک «پدیده» در دنیای رزیدنت اویل است؛ جاسوسی که با لباس قرمز نمادین و خونسردیِ مرگبارش، مفهوم یک «زن افسونگر» را در این مجموعه بازتعریف کرد. او برخلاف سایر قهرمانان، نه به دنبال نجات جهان است و نه در خدمت سازمان‌های دولتی؛ ادا تنها به اهداف شخصی و کارفرمایان مرموزش وفادار است، هرچند که همیشه در پسِ این نقابِ حرفه‌ای، پیوندی ناگسستنی و احساسی با «لیان اس. کندی» پنهان کرده است. او استاد رقص بر لبه‌ی تیغ است؛ شخصیتی که با استفاده از گجت‌های پیشرفته و مهارت‌های رزمیِ آکروباتیک خود، همواره یک قدم از دوستان و دشمنانش جلوتر حرکت می‌کند.

ادا وانگ نه یک قهرمانِ تمام‌عیار است و نه یک شرورِ مطلق، ولی قادر است در لحظات حساس، موازنه‌ی قدرت را تغییر مدهد.

جایگاه سوم فهرست، کمترین پاداش برای زنی است که عنصر پیچیدگی روایی را به یک بازی در سبک وحشت تزریق کرد. اهمیت ادا در داستان، ایجاد یک «منطقه‌ی خاکستری» است؛ او نه یک قهرمانِ تمام‌عیار است و نه یک شرورِ مطلق، بلکه نیرویی است که در لحظات حساس، موازنه‌ی قدرت را تغییر می‌دهد.

حضور او در جایگاه سوم به دلیل تداومِ جذابیت او طی چندین دهه است؛ شخصیتی که هر بار با حضورش در صحنه، حس کنجکاوی مخاطب را برمی‌انگیزد و این سوال را ایجاد می‌کند که او واقعاً برای چه کسی کار می‌کند؟ ادا وانگ ثابت کرده است که در دنیایی ویران‌شده توسط ویروس‌ها، «اطلاعات» و «ابهام»، قدرتمندترین سلاح‌ها هستند.

۲. کلر ردفیلد (Claire Redfield)

بازی‌ها:

  • Resident Evil 2
  • Resident Evil CODE: Veronica
  • Resident Evil: The Darkside Chronicles
  • Resident Evil: The Mercenaries 3D
  • Resident Evil: Operation Raccoon City
  • Resident Evil: Revelations 2
  • Resident Evil 2 Remake
  • Resident Evil Re:Verse

در دنیایی که توسط سربازان آموزش‌دیده و مأموران ویژه احاطه شده است، کلر ردفیلد به عنوان نماد شجاعت یک غیرنظامی درخشش خاصی دارد. او که در ابتدا تنها برای یافتن برادرش کریس، با موتورسیکلت راهی جهنم راکون سیتی شده بود، به سرعت نشان داد که برای قهرمان بودن، لزوماً نیازی به نشان نظامی نیست. کلر تجسمِ غریزه‌ی محافظت است؛ زنی که در سخت‌ترین شرایط، انسانیت و عطوفت خود را به ویژه در قبال کودکان بی‌دفاعی چون شری و مویرا فدا نمی‌کند. طراحی شخصیت او توازنی بی‌نظیر میان لطافتِ زنانه و سرسختیِ پولادین است که او را به یکی از محبوب‌ترین چهره‌های تاریخ این سبک تبدیل کرده است.

شخصیت پردازی کلر ردفیلد، توازن بی‌نظیری میان لطافتِ زنانه و سرسختیِ پولادین یک قهرمان غیرنظامی است.

قرارگیری کلر در جایگاه دوم، به دلیل نقش بی‌بدیل او در جنبه‌ی اخلاقی و عاطفی فرنچایز است. او برخلاف بسیاری از شخصیت‌ها که در درگیری‌های سیاسی و نظامی غرق شدند، همواره تمرکز خود را بر امدادرسانی و فعالیت‌های بشردوستانه در سازمان TerraSave معطوف کرد.

اهمیت داستانی کلر در این است که او به ما یادآوری می‌کند قربانیان اصلی بیو-تروریسم، مردم عادی هستند و مبارزه واقعی، در نجاتِ زندگی‌ها معنا پیدا می‌کند. حضور او در این رتبه عالی، پاداش دهه‌ها وفاداری به آرمان‌هایی است که در آن، قدرت قلب همپای قدرت گلوله ارزش دارد.

۱. جیل ولنتاین (Jill Valentine)

بازی‌ها:

  • Resident Evil
  • Resident Evil 3: Nemesis
  • Resident Evil Remake
  • Resident Evil: Deadly Silence
  • Resident Evil: The Umbrella Chronicles
  • Resident Evil 5
  • Resident Evil: The Mercenaries 3D
  • Resident Evil: Revelations
  • Resident Evil: Revelations 2 (Raid Mode)
  • Resident Evil 3 Remake
  • Resident Evil: Resistance
  • Resident Evil Re:Verse

جیل ولنتاین تنها یک شخصیت در یک بازی ویدیویی نیست؛ او سنگِ بنای یک ژانر و مانیفستِ ایستادگی در برابر غیرممکن‌ها است. جیل به عنوان یکی از اعضای کلیدی واحد S.T.A.R.S، نخستین زنی بود که ما را در راهروهای سرد و تاریک عمارت اسپنسر همراهی کرد و با تکیه بر مهارت‌های فنی خیره‌کننده و البته اعصاب پولادینش، از دلِ توطئه‌ای فراتر از تصور جان سالم به در برد. او ترکیب بی‌نظیری از ظرافت استراتژیک و قدرتِ تخریب‌گر است؛ زنی که نه تنها از کابوس راکون سیتی و تعقیب بی‌امانِ «نمسیس» فرار نکرد، بلکه آن را به صحنه‌ی پیروزی اراده‌ی انسانی بر گوشت و خونِ جهش یافته‌ی یک هیولای شکست ناپذیر تبدیل کرد. جیل ولنتاین با آن کلاه لبه‌دار کلاسیک یا لباس عملیاتی مدرنش، همواره نمادِ خط مقدم نبرد با آمبرلا بوده است.

جیل ولنتاین، «بازمانده‌ی نهایی» و ملکه بی‌رقیب دنیای رزیدنت اویل است.

نشاندن جیل بر تخت پادشاهی این لیست، انتخابی فراتر از نوستالژی است؛ این رتبه متعلق به زنی است که بیشترین هزینه‌ی شخصی را برای مبارزه با بیو-تروریسم پرداخته است.

از شکنجه‌های روانی و شست‌وشوی مغزی توسط آلبرت وسکر تا تبدیل شدن به یک سلاح انسانی و سپس بازگشتِ قدرتمندانه به آغوش انسانیت، جیل مسیری را طی کرده که هر قهرمان دیگری را به زانو در می‌آورد. اهمیت او در تاریخ این فرنچایز تکرارنشدنی است؛ چرا که او نه تنها به عنوان یک الگو برای تمام شخصیت‌های زن پس از خود عمل کرد، بلکه ثابت کرد که یک قهرمان واقعی، کسی است که از شکستن نمی‌ترسد، بلکه از دوباره برخاستن و جنگیدن قدرت می‌گیرد. جیل ولنتاین، «بازمانده‌ی نهایی» و ملکه بی‌رقیب دنیای رزیدنت اویل است.

افق‌های روشن؛ در انتظار Resident Evil Requiem

پرونده‌ی شخصیت‌های زن رزیدنت اویل، فصلی است که هرگز بسته نمی‌شود؛ بلکه با هر نسخه، ابعاد جدیدی به خود می‌گیرد. در حالی که بی‌صبرانه منتظر عرضه‌ی بازی Resident Evil Requiem در تاریخ هشتم اسفندماه سال جاری هستیم، انتظارها برای بازگشت چهره‌های محبوبی همچون لیان اس. کندی به اوج خود رسیده است. اما قطعاً یکی از جذابیت‌های منحصر به فرد این نسخه، نقش آفرینی شخصیت زن جدیدی به نام گریس اشکرافت است. تهیه‌کننده Resident Evil Requiem درباره این شخصیت می‌گوید: هدف اصلی تیم سازنده بازی، ترساندن بازیکن‌ها است و گریس بیش از تمام شخصیت‌های اصلی مجموعه دچار ترس می‌شود. او تأکید کرد که گیمرها باید همراه با گریس بترسند و فضای بازی را با این کاراکتر تجربه کنند که فردی عادی است. البته گریس اشکرافت یک تحلیل‌گر اداره تحقیقات فدرال آمریکا است که باعث می‌شود کمی بیشتر از افراد معمولی با سلاح‌ها آشنا باشد.

پیش از این که توضیح بیشتری دراینباره بدهیم، حتماً به مقاله‌ای که لینک دسترسی به آن در ادامه قرار می‌گیرد نگاهی داشته باشید تا درباره پیش زمینه‌ی این شخصیت جدید و ارتباط آن با Resident Evil Outbreak بیشتر بدانید.

هر آنچه که در آینده‌ی این سری رخ دهد، یک چیز قطعی است: میراث زنان رزیدنت اویل، بر پایه‌ی ترکیبی از تروما و پیروزی بنا شده است. آن‌ها نه تنها بازمانده، بلکه معماران دنیایی هستند که در آن حتی در تاریک‌ترین شب‌ها نیز، نوری از شجاعت سوسو می‌زند. ما نه تنها منتظر بازی بعدی، بلکه منتظر حماسه‌ی بعدیِ از یکی از دیگر از زنانی هستیم که به ما آموختند چگونه در برابر ترس، قد علم کنیم.

در پایان نظرات خود را در اینباره با زومجی و سایر کاربران در میان بگذارید.

تبلیغات

نظرات