نگاهی به اپیزود اول بازی ترسناک Lightless
بازیهای ترسناک مخصوصا برای برخی گیمرها، جذابیت و کشش خاصی دارند و همین هم آنها را تشویق میکند تا آثار مختلف منتشرشده در این سبک را تجربه و امتحان کنند. هرچند ماهیت ترس به شکلی است که معمولا باید تمایلی برای رفتن به سراغش نداشته باشیم، ولی آن لذت عجیبی که در تماشای فیلمها یا تجربه بازیهای ترسناک وجود دارد، بر این احساس غریضی غلبه کرده و ما را برای تجربه این آثار تشویق میکند. به همین دلیل بازیهای ترسناک موفقی از سایلنت هیل گرفته تا رزیدنت ایول همیشه محبوب و پرطرفدار بودهاند.
در این روزها که خیلی شاهد انتشار بازیهای جدیدی نیستیم، اگر سری به قسمت بازیهای رایگان استیم بزنید، ممکن است چشمتان به یک بازی ترسناک به اسم Lightless: The 21st Sacrifice بیافتد؛ بازی که فعلا اپیزود اول آن منتشر شده و سازنده آن هم بهمن امینیپور است. این بازی بهصورت رایگان در دسترس قرار گرفته و البته یک نسخه پولی هم دارد که تنها تفاوت آن با نسخه رایگان، داشتن نکات راهنما است تا اگر در بخشی از بازی و حل معماهای آن گیر کردید، بتوانید از راهنماییهای خودِ بازی کمک بگیرید.
در بازیهای ترسناک، معمولا داستان عنصر مهمی بهشمار میرود و سازنده Lightless سعی کرده تا داستانی برای بازیاش در نظر بگیرد که مخاطب را به تجربه آن تشویق کند. داستان بازی که شاید عاملی برای جذابتر شدن آن حداقل در نگاه اول برای ما کاربران ایرانی باشد، در کشور خودمان و بهطور دقیقتر در شهر سقز جریان دارد. بازی با نمایش متنی از نوید، شخصیت اصلی آن، شروع میشود که در آن نوید ضمن عذرخواهی از همه، خبر از اتفاقی میدهد که مسیر زندگیاش را تغییر داده و باعث شده تا او مجبور به گرفتن تصمیمی سخت شود.
اپیزود اول بازی Lightless بهصورت رایگان روی استیم منتشر شده و البته یک نسخه پولی هم دارد که شامل نکات راهنما میشود
پس از نمایش این متن، به یک اتاق هتل میرویم و روزی را میبینیم که نوید، پس از ۳۰ سال زندگی در کانادا به شهری که در آن متولد شده برمیگردد تا شاید این تغییر، انگیزهای برای نوشتن کتاب بعدیاش به او بدهد. اتاقی که نوید اجاره کرده، دقیقا روبهروی خانه همسایه قدیمی آنها است. همهچیز طبیعی بهنظر میرسد تا اینکه متنی عجیب روی آیینه اتاق و پس از آن بهخواب رفتن نوید، همهچیز را تغییر میدهند. پس از این اتفاق، نوید در اتاقی دیگر چشمهایش را باز میکند؛ فضای اتاق از همان ابتدا نشان میدهد که قرار نیست شاهد اتفاقات خوبی در ادامه مسیر باشیم و از عبارتهای عجیبی که روی دیوارها نوشته شده تا پارچههای سیاهی که روی وسایل را پوشاندهاند، خبر از رخدادی ترسناک میدهند. از آن بدتر نمادهایی است که بهنظر میرسد با خون روی دیوارها کشیده شدهاند.
پس از خروج از اتاق، وارد ساختمان دیگری میشویم که در واقع همان خانهای است که از اتاق هتل نوید به آن دید داشتیم و اشاره کردیم که خانه همسایه آنها در زمان کودکی نوید بوده است. این خانه، جایی است که اکثر اتفاقات بازی در آن رخ میدهند و در واقع پس از ورود به آن است که سر و کله زدن بازیکن با معماهای مختلف رنگ و بوی جدی بهخود میگیرد. Lightless، یک بازی دوبعدی است که هدف شما در آن، حل کردن معماهای مختلف و پی بردن به رمز و رازی است که باعث شده تا شخصیت اصلی بازی گرفتار چنین وضعیتی شود.
نکته اولی که پس از مدتی تجربه بازی به آن پی خواهید برد، معماهایی است که با کیفیت و منطق خوبی طراحی شدهاند. راستش را بخواهید شاید در نگاه اول، وجود یک نسخه رایگان و یک نسخه پولی از بازی که شامل راهنماییهای آن میشود، این حس را منتقل میکند که احتمالا طراحی معماهای بازی به گونهای است که بازیکن را وادار به خرید نسخه پولی آن برای پیشروی کند. ولی اگر کمی به بازیهای ماجرایی علاقه داشته و برای پیدا کردن راهحل معماها با استفاده از آیتمها و سرنخهایی که دارید فکر کنید، بدون مشکل جدی میتوانید بازی را به پایان برسانید. دلیل اصلی این موضوع هم این است که معماهای بازی، نه آنقدر ساده هستند که اصلا ذرهای چالش نداشته باشند و نه صرفا برای آزار دادن مخاطب طراحی شدهاند. معماهای بازی اکثرا واقعا بر اساس منطق درست هستند و همین یکی از اصلیترین مواردی است که در ساخت بازیهای ماجراجویی باید رعایت شود و Lightless هم تا حد زیادی در این راه موفق عمل کرده است.
طراحی معماهای بازی منطقی است و پازلها نه آنقدر سخت میشوند که نتوان حلشان کرد و نه آنقدر راحت که چالشی نداشته باشند
مکانیکهای کلی گیمپلی بازی، در حد یک ماجراجویی اشاره و کلیک ساده هستند و صرفا به مواردی مثل برداشتن آیتمها و استفاده از آنها در موقعیت درست مربوط میشوند. البته یک سری مکانیک دیگر مثل امکان استفاده از چراغقوه با نگه داشتن کلید راست ماوس و همینطور شکل خاصی از نقاشی کشیدن هم در بازی وجود دارد که برای فاش نشدن جزییات بازی، اشاره دقیقی به آن نکنیم بهتر است. همچنین ویژگی دیگری که بهشخصه آن را دوست داشتم، بحث چگونگی روایت داستان بازی است. سازنده Lightless برای این منظور در بخشهای مختلف دنیای بازی، یک سری متن در قالب نوشتههای دستی شخصیتی به اسم سعید یا تکههای روزنامه قرار داده است که به مرور و با باز کردن محیطهای مختلف بازی، میتوانید آنها را پیدا کنید و با خواندنشان به گذشته مخوف این محل و اتفاقاتی که تا امروز در آن رخ داده پی ببرید. قضاوت در مورد داستان بازی از الان، کار اشتباهی است؛ چرا که هنوز فقط اپیزود اول Lightless منتشر شده و در آن بازی هنوز به پایان مشخصی نمیرسد و جوابِ خیلی از سوالهایمان به اپیزود(های) بعدی موکول میشود. اما نکتهای که پس از همین اپیزود اول هم میتوانیم به آن اشاره کنیم، این است که سازنده بازی شکل روایتی قابلقبولی برای بازیاش در نظر گرفته و اطلاعاتی که به مرور زمان در اختیار بازیکن قرار میدهد، آنقدری جذاب هستند که او را برای ادامه بازی و کسب اطلاعات بیشتر در این مورد تشویق کنند؛ هرچند تمام اینها زمانی ارزشمند خواهد بود که ادامه داستان در اپیزود(های) بعدی به پایان خوب و معنیداری منتهی شود.
درست است که در برخی از بازیهای ماجراجویی اشاره و کلیک شکست خوردن و بهاصطلاح Game Over شدن جایی ندارد، ولی Lightless از این دست بازیها نیست و در قسمتهایی از آن اتفاقی میافتد که ممکن است باعث مرگ شخصیت اصلی شود. این قسمتها یکی دیگر از تلاشهای سازنده بازی برای قرار دادن چالش بیشتر در آن است که البته راستش را بخواهید خیلی هم چالش چندانی بهوجود نمیآورند و با تلاشی حداقلی خطر رفع میشود! با این حال هنوز هم امکان ذخیره دستی در بازی قرار گرفته تا اگر در جریان این بخشها شکست خوردید، امکان دادن آن از کمی قبلتر را داشته باشید.
Lightless با استفاده از موتور یونیتی ساخته شده و حالتی دوبعدی دارد. درست است که مواردی مثل طراحی شخصیت و انیمیشنهای مربوط به آن خیلی ساده هستند، ولی جزییات محیطی بازی با در نظر گرفتن سبک و سیاق آن در حد قابل قبولی است. مخصوصا طراح بازی تلاش خوبی برای ارائه یک اتمسفر ترسناک و تاثیرگذار در بازی داشته و تا حد زیادی هم در این امر موفق بوده است. البته برای رسیدن به چنین ویژگی نباید از صداگذاری و موسیقیهای بازی هم غافل شویم. سازنده بازی همچنین در اقدامی تحسینبرانگیز حتی صداگذاری صحبتهای شخصیتها را انجام داده است تا شاهد تجربه صامتی از این نظر نباشیم.
در مجموع بهعنوان یک بازی رایگان، اپیزود اول Lightless تجربه امیدوارکنندهای است. بازی از خیلی جنبهها بدون مشکل خاصی اجرا میشود و به جز در یک قسمت که به دلیل ظاهر شدن و ناپدید نشدن یک متن مجبور به بارگذاری مجدد آن شدم، با مشکلات و باگهای دیگری در بازی روبهرو نشدم. علاوه بر این داستان روایتشده در اپیزود اول مخصوصا برای ما کاربران ایرانی به دلیل نزدیک بودن فضای بازی به خیلی از ویژگیهای فرهنگیمان جالب است و امیدواریم که اپیزود(های) بعدی هم بتوانند داستان را با همین کیفیت ادامه دهند. همچنین طراحی معماهای بازی هم واقعا قابل قبول و استاندارد است و تمام اینها، ویژگیهایی هستند که باعث میشوند تا برای تجربه ادامه این بازی منتظر بمانیم و ببینیم که چه اتفاقات دیگری در آینده در انتظار نوید داستانِ بازی هستند.