بهترین بازی های انحصاری پلی استیشن 4؛ ۱۵ اثری که باید تجربه کرد
پلی استیشن ۴ را میتوان یکی از موفقترین کنسولهای تاریخ صنعت بازی دانست؛ کنسولی که نهتنها از نظر فروش عملکرد درخشانی داشت، بلکه با مجموعهای از آثار فرستپارتی و انحصاری، جایگاه برند پلی استیشن را بیش از هر زمان دیگری تثبیت کرد. در دورهای که رقابت میان سونی و مایکروسافت بیش از همیشه به کیفیت بازیهای اختصاصی گره خورده بود، استودیوهای پلی استیشن با عرضه آثاری فراموشنشدنی نشان دادند که سرمایهگذاری روی تجربههای داستانمحور، شخصیتپردازی عمیق و گیمپلی خلاقانه همچنان میتواند برگ برنده یک کنسول باشد.
البته بسیاری از این آثار در سالهای بعد راه خود را به کامپیوترهای شخصی هم باز کردند، اما همچنان روی کنسولهای ایکس باکس در دسترس نیستند و بخش مهمی از هویت پلی استیشن را شکل میدهند. از ماجراجوییهای سینمایی گرفته تا اکشنهای نفسگیر، جهانهای جهانباز و تجربههای متفاوت مستقل، پلی استیشن ۴ میزبان بازیهایی بود که هرکدام به شکلی استانداردهای جدیدی برای صنعت تعریف کردند.
در ادامه، نگاهی داریم به ۱۵ بازی انحصاری برتر پلی استیشن ۴ که هرکدام به دلایل مختلف، جایگاهی ویژه در تاریخ این کنسول و خاطرات میلیونها بازیکن دارند. این لیست بر اساس حروف الفبا مرتب شده است:
۱۵- بازی Bloodborne
وقتی نام بهترین انحصاریهای پلی استیشن ۴ به میان میآید، کمتر فهرستی را میتوان پیدا کرد که Bloodborne در آن حضور نداشته باشد. ساخته استودیو فرامسافتور نهتنها یکی از بهترین آثار این تیم به شمار میرود، بلکه یکی از تأثیرگذارترین بازیهای اکشن نقشآفرینی یک دهه اخیر نیز محسوب میشود. هیدتاکا میازاکی در این اثر فرمول آشنای مجموعه Souls را حفظ کرد، اما با تغییراتی هوشمندانه، تجربهای سریعتر، تهاجمیتر و هیجانانگیزتر ارائه داد؛ تجربهای که بازیکن را به حمله کردن تشویق میکرد، نه پنهان شدن پشت سپر.
اما Bloodborne فقط بهخاطر مبارزات کمنظیرش ماندگار نشد. فضای گوتیک شهر یارنام، طراحی هنری خیرهکننده، دشمنان کابوسوار و روایت رازآلود آن، اثری خلق کردند که هنوز هم درباره جزئیات داستان و جهانش بحث میشود. هر گوشه از بازی پر از نشانههایی است که بازیکن را به کشف حقیقت ترغیب میکنند و همین موضوع ارزش تکرار آن را افزایش میدهد.
با وجود گذشت سالها، هنوز هم بسیاری از طرفداران پلی استیشن، Bloodborne را مهمترین دلیل خرید PS4 میدانند. اثری که نه دنبالهای دریافت کرد و نه روی ایکس باکس یا پی سی منتشر شد؛ موضوعی که باعث شده همچنان یکی از ارزشمندترین انحصاریهای تاریخ پلی استیشن باشد.
۱۴- بازی Death Stranding
در نگاه اول، Death Stranding شاید انتخابی عجیب برای چنین فهرستی به نظر برسد، اما کمتر بازیای را میتوان پیدا کرد که تا این اندازه جسورانه و متفاوت باشد. هیدئو کوجیما پس از جدایی از کونامی، نخستین پروژه مستقل خود را با اثری عرضه کرد که مرز میان بازی و تجربهای هنری را بار دیگر به چالش کشید. نتیجه، عنوانی بود که شاید همه آن را دوست نداشته باشند، اما کمتر کسی میتواند اهمیت و جسارتش را انکار کند.
هسته اصلی گیمپلی حول رساندن محمولهها و اتصال دوباره شهرهای آمریکا شکل گرفته است؛ ایدهای که روی کاغذ ساده به نظر میرسد، اما به لطف طراحی دقیق محیط، مدیریت تجهیزات و سیستم آنلاین غیرمستقیم بازی، به تجربهای آرامشبخش، متفاوت و گاهی بسیار پرتنش تبدیل میشود. هر پل، نردبان یا سازهای که بازیکنان برای یکدیگر به جا میگذارند، مفهوم همکاری را بدون نیاز به حضور مستقیم دیگران به شکلی خلاقانه نمایش میدهد.
در کنار این موارد، روایت پیچیده، موسیقی فراموشنشدنی و بازی درخشان بازیگران شناختهشده باعث شدند Death Stranding به یکی از خاصترین آثار نسل هشتم تبدیل شود. شاید این بازی برای همه مناسب نباشد، اما بدون شک یکی از متفاوتترین انحصاریهای مهم پلی استیشن ۴ است.
۱۳- بازی Detroit: Become Human
استودیو کوانتیک دریم سالها است که به ساخت بازیهای داستانمحور شهرت دارد، اما Detroit: Become Human را میتوان کاملترین و جاهطلبانهترین اثر این استودیو دانست. بازی داستان سه اندروید را روایت میکند که هرکدام مسیر متفاوتی را طی میکنند و سرنوشت آنها به تصمیمهای بازیکن گره خورده است.
بزرگترین نقطه قوت Detroit آزادی عمل فوقالعاده آن در روایت داستان است. تقریباً هر انتخاب میتواند شاخهای تازه ایجاد کند، شخصیتها را زنده یا کشته نگه دارد و پایانهای متفاوتی رقم بزند. همین ویژگی باعث شده ارزش تکرار بازی بسیار بالا باشد و هر بار تجربهای متفاوت ارائه دهد.
از سوی دیگر، کیفیت چشمگیر موشن کپچر، کارگردانی سینمایی، موسیقی تأثیرگذار و پرداختن به موضوعاتی مانند هوش مصنوعی، تبعیض، آزادی و هویت، باعث شدند Detroit فراتر از یک بازی ماجرایی معمولی ظاهر شود. این اثر نشان داد که بازیهای داستانمحور همچنان میتوانند مخاطبان گستردهای داشته باشند و یکی از مهمترین برگهای برنده پلی استیشن در نسل هشتم باشند.
۱۲- بازی Dreams
شاید هیچ بازیای به اندازه Dreams نمایانگر خلاقیت بیحدومرز استودیو Media Molecule نباشد. این بازی تنها یک اثر سرگرمکننده نیست، بلکه مجموعهای از ابزارهای قدرتمند برای ساخت بازی، انیمیشن، موسیقی، آثار هنری و تجربههای تعاملی مختلف را در اختیار کاربران قرار میدهد.
Dreams مرز میان بازیکن و بازیساز را از بین میبرد. کاربران میتوانند بدون نیاز به دانش برنامهنویسی، آثار خود را خلق کنند و آنها را با میلیونها نفر دیگر به اشتراک بگذارند. نتیجه، مجموعهای عظیم از بازیها و پروژههای خلاقانه است که تنوع آنها تقریباً پایانی ندارد.
در کنار ابزارهای ساخت، خود بازی هم شامل مجموعهای از مراحل و تجربههای رسمی باکیفیت است که تواناییهای موتور Dreams را به نمایش میگذارند. هرچند این اثر هرگز به موفقیت تجاری بزرگی نرسید، اما از نظر خلاقیت و نوآوری، یکی از متفاوتترین پروژههای تاریخ پلی استیشن محسوب میشود و هنوز هم نمونه مشابهی برای آن در صنعت بازی وجود ندارد.
۱۱- بازی DriveClub
DriveClub شاید شروع چندان موفقی نداشت، اما در نهایت به یکی از بهترین بازیهای مسابقهای آرکید نسل هشتم تبدیل شد. مشکلات فنی نسخه اولیه باعث شدند بسیاری از بازیکنان در زمان عرضه ناامید شوند، اما استودیو Evolution طی ماههای بعد با انتشار بهروزرسانیهای متعدد تقریباً تمام ایرادهای مهم بازی را برطرف کرد.
یکی از بزرگترین نقاط قوت DriveClub، سیستم آبوهوای پویا و جلوههای بصری خیرهکننده آن بود. بارش باران، انعکاس نور روی بدنه خودروها و طراحی مسیرها هنوز هم در میان بهترین نمونههای نسل هشتم قرار میگیرند. در کنار این موارد، سیستم کلابها بازیکنان را به رقابت گروهی تشویق میکرد و انگیزه زیادی برای ادامه تجربه بازی به وجود میآورد.
شاید تعطیلی استودیو Evolution و از دسترس خارج شدن سرورهای بازی، آینده DriveClub را تلخ کرده باشد، اما این اتفاق چیزی از کیفیت آن کم نمیکند. DriveClub همچنان یکی از بهترین انحصاریهای مسابقهای پلی استیشن ۴ است؛ عنوانی که ثابت کرد حتی پس از شروعی دشوار هم میتوان با پشتیبانی مناسب، اثری ارزشمند خلق کرد.
۱۰- بازی Ghost of Tsushima
در سالهای پایانی عمر پلی استیشن ۴، زمانی که بسیاری تصور میکردند دیگر چیزی برای شگفتزده کردن مخاطبان باقی نمانده است، استودیو Sucker Punch با Ghost of Tsushima یکی از بهترین آثار تاریخ این کنسول را روانه بازار کرد. این بازی با الهام از سینمای سامورایی ژاپن، بهویژه آثار آکیرا کوروساوا، تجربهای خلق کرد که هم از نظر بصری چشمنواز بود و هم از نظر گیمپلی کیفیت بسیار بالایی داشت.
داستان جین ساکای و تلاش او برای نجات جزیره سوشیما از حمله مغولها، روایتی از تقابل سنت و ضرورت را به تصویر میکشد. بازی در کنار داستان جذاب خود، جهانی بزرگ و زیبا را در اختیار بازیکن قرار میدهد که گشتوگذار در آن به لطف طراحی هنری کمنظیر، سیستم هدایت هوشمند با استفاده از باد و فعالیتهای جانبی متنوع، حتی پس از دهها ساعت هم جذاب باقی میماند.
مبارزات Ghost of Tsushima هم یکی از مهمترین دلایل حضور آن در این فهرست هستند. نبردهای شمشیری دقیق، تغییر حالتهای مبارزه براساس نوع دشمن و ترکیب مبارزات مخفیکاری با رویارویی مستقیم، تنوع بسیار خوبی به گیمپلی بخشیدهاند. این اثر نشان داد که پلی استیشن در پایان نسل هم همچنان میتواند آثاری در سطح بهترینهای صنعت بازی عرضه کند و به همین دلیل، Ghost of Tsushima بدون تردید یکی از ارزشمندترین انحصاریهای این برند محسوب میشود.
۹- بازیهای God of War و God of War Ragnarök
کمتر مجموعهای را میتوان پیدا کرد که مانند God of War چنین بازآفرینی موفقی را تجربه کرده باشد. پس از پایان سهگانه یونان، بسیاری تصور میکردند داستان کریتوس دیگر حرف تازهای برای گفتن ندارد، اما استودیو Santa Monica با نسخه ۲۰۱۸ نهتنها مجموعه را متحول کرد، بلکه یکی از بهترین بازیهای تاریخ پلی استیشن را ساخت.
God of War با کنار گذاشتن دوربین ثابت و استفاده از نمای روی شانه، مبارزات را عمیقتر و شخصیتر کرد. تبر لوایتان، طراحی هوشمندانه دشمنان و باسفایتها، پیشرفت شخصیت و ترکیب کاوش با حل معماها، تجربهای خلق کردند که هم برای طرفداران قدیمی جذاب بود و هم بازیکنان جدید را به دنیای این مجموعه وارد کرد. در کنار این موارد، رابطه احساسی کریتوس و آترئوس به قلب تپنده داستان تبدیل شد و شخصیت کریتوس را از یک جنگجوی خشمگین به پدری چندبعدی و باورپذیر تغییر داد.
God of War Ragnarök نیز همین مسیر را با مقیاسی بزرگتر ادامه داد. روایت پایان اسطورهشناسی نورس، تنوع محیطها، شخصیتهای تازه، باسفایتهای باشکوه و بهبودهای متعدد گیمپلی، باعث شدند این بازی یکی از بهترین آثار نسل خود باشد. این دو بازی در کنار هم نهتنها استاندارد تازهای برای مجموعه God of War تعریف کردند، بلکه به نماد کیفیت استودیوهای پلی استیشن تبدیل شدند و هنوز هم از مهمترین دلایل انتخاب اکوسیستم پلی استیشن برای بسیاری از بازیکنان هستند.
۸- بازی Gravity Rush 2
شاید Gravity Rush 2 به اندازه بسیاری از بازیهای این فهرست شناختهشده نباشد، اما بدون شک یکی از خلاقانهترین انحصاریهای پلی استیشن ۴ است. استودیو Japan Studio در این بازی ایده کنترل جاذبه را که در نسخه اول معرفی شده بود، به شکل چشمگیری گسترش داد و تجربهای خلق کرد که هنوز هم مشابه آن را بهسختی میتوان در صنعت بازی پیدا کرد.
کَت، شخصیت دوستداشتنی بازی، میتواند جهت جاذبه را تغییر دهد و به جای راه رفتن روی زمین، میان آسمانخراشها، دیوارها و فضای آسمان حرکت کند. همین مکانیک ساده، آزادی حرکتی فوقالعادهای ایجاد کرده و باعث شده جابهجایی در محیط به یکی از لذتبخشترین بخشهای بازی تبدیل شود. مبارزات نیز با اضافه شدن سبکهای مختلف کنترل جاذبه، نسبت به نسخه اول تنوع بیشتری پیدا کردهاند.
در کنار گیمپلی منحصربهفرد، طراحی هنری چشمگیر، موسیقی دلنشین و فضای فانتزی جهان بازی، شخصیتی مستقل به Gravity Rush 2 بخشیدهاند. هرچند این اثر از نظر تجاری به موفقیت بزرگی نرسید، اما همچنان یکی از ارزشمندترین ساختههای Japan Studio محسوب میشود؛ بازیای که ثابت کرد پلی استیشن همواره از پروژههای خلاقانه و متفاوت حمایت کرده است، حتی اگر مخاطبان آن به اندازه آثار بلاکباستر نباشند.
۷- بازیهای Horizon Zero Dawn و Horizon Forbidden West
استودیو Guerrilla Games که سالها با مجموعه Killzone شناخته میشد، با Horizon Zero Dawn نشان داد توانایی ساخت یک مجموعه جهانباز بزرگ و جاهطلبانه را نیز دارد. این بازی با معرفی شخصیت الوی و دنیایی که در آن ماشینهای غولپیکر جای حیوانات را گرفتهاند، یکی از متفاوتترین جهانهای علمیتخیلی سالهای اخیر را خلق کرد.
مهمترین ویژگی Horizon، مبارزات تاکتیکی آن است. هر ماشین نقاط ضعف خاص خود را دارد و بازیکن باید با استفاده از ابزارها، تلهها و تیرهای مختلف، بهترین روش را برای شکست دادن دشمنان انتخاب کند. این سیستم باعث شده مبارزات صرفا به واکنش سریع وابسته نباشند و برنامهریزی هم نقش مهمی در آنها داشته باشد. در کنار این موضوع، روایت رازآلود بازی و تلاش الوی برای کشف حقیقت تمدن گذشته، انگیزه قدرتمندی برای ادامه ماجراجویی ایجاد میکند.
Horizon Forbidden West نیز تقریبا تمام بخشهای نسخه اول را گسترش داد. نقشه بزرگتر، دشمنان متنوعتر، کیفیت بصری خیرهکننده، بهبود سیستم مبارزات و کاوش و روایت سینماییتر، باعث شدند این دنباله به یکی از کاملترین آثار فرستپارتی پلی استیشن تبدیل شود. مجموعه Horizon نهتنها یکی از موفقترین آیپیهای جدید سونی در دو دهه اخیر است، بلکه نشان داد پلی استیشن همچنان توانایی خلق مجموعههایی تازه در کنار نامهای قدیمی و محبوب خود را دارد.
۶- بازی inFAMOUS: Second Son
در نخستین سالهای عرضه پلی استیشن ۴، سونی به اثری نیاز داشت که توان سختافزاری کنسول جدیدش را به نمایش بگذارد و همزمان یکی از مجموعههای محبوب خود را نیز ادامه دهد. نتیجه این تصمیم، inFAMOUS: Second Son بود؛ بازیای که هرچند به اندازه آثار متأخر پلی استیشن مورد توجه قرار نگرفت، اما نقش مهمی در شروع نسل هشتم سونی داشت.
داستان بازی درباره دلسین رو، جوانی است که توانایی جذب قدرتهای افراد دیگر را دارد و همین ویژگی، مهمترین نقطه قوت گیمپلی را شکل میدهد. بازیکن در طول بازی به قدرتهایی مانند دود، نئون، ویدیو و بتن دست پیدا میکند که هرکدام سبک مبارزه و جابهجایی کاملاً متفاوتی دارند. پرواز میان ساختمانهای سیاتل با قدرت نئون یا حمله به دشمنان با تواناییهای ویدیویی، حتی امروز هم جذابیت خود را حفظ کرده است.
در کنار گیمپلی سرگرمکننده، سیستم انتخاب میان مسیر خیر و شر، ارزش تکرار بازی را افزایش میدهد و باعث میشود برخی مأموریتها و تواناییها بسته به تصمیمهای بازیکن تغییر کنند. شاید Second Son جاهطلبی آثار بعدی Sucker Punch را نداشته باشد، اما همچنان یکی از بهترین نمایشهای قدرت اولیه پلی استیشن ۴ و یکی از جذابترین بازیهای ابرقهرمانی این کنسول به شمار میرود.
۵- بازیهای Marvel's Spider-Man و Marvel's Spider-Man: Miles Morales
اگر مجموعه Batman: Arkham تعریف تازهای از بازیهای ابرقهرمانی ارائه کرد، Marvel's Spider-Man همان فرمول را برای محبوبترین شخصیت مارول به کمال رساند. استودیو Insomniac Games با اولین تجربه خود از مرد عنکبوتی، نهتنها یکی از بهترین آثار ابرقهرمانی تاریخ را ساخت، بلکه موفق شد حس حضور در نقش اسپایدرمن را بهتر از هر بازی دیگری به تصویر بکشد.
تاب خوردن میان آسمانخراشهای نیویورک، هنوز هم یکی از لذتبخشترین سیستمهای جابهجایی در دنیای بازیهای ویدیویی است. این مکانیک در کنار مبارزات روان، ابزارهای متنوع، طراحی عالی مأموریتهای اصلی و فرعی و داستانی احساسی، باعث شد Spider-Man به یکی از مهمترین انحصاریهای پلی استیشن تبدیل شود. روایت بازی نیز با ارائه برداشتی تازه از پیتر پارکر و شخصیتهای شناختهشده دنیای مارول، موفق شد تعادلی مناسب میان لحظات اکشن و درام برقرار کند.
Miles Morales نیز اگرچه اثری کوچکتر از نسخه اصلی است، اما با معرفی قدرتهای تازه، شخصیتپردازی موفق مایلز و نمایش حالوهوای زمستانی نیویورک، تجربهای ارزشمند ارائه میدهد. این دو بازی در کنار هم نشان میدهند چرا Insomniac امروز یکی از مهمترین استودیوهای پلی استیشن محسوب میشود و چرا مجموعه Spider-Man در مدت کوتاهی به یکی از محبوبترین آیپیهای سونی تبدیل شده است.
۴- بازی Ratchet & Clank
بازسازی Ratchet & Clank در سال ۲۰۱۶ تنها یک نسخه بهبودیافته از بازی کلاسیک پلی استیشن ۲ نبود، بلکه فرصتی برای معرفی دوباره یکی از محبوبترین مجموعههای سونی به نسل جدید بازیکنان به شمار میرفت. استودیو Insomniac با حفظ هویت نسخه اصلی، گرافیک، گیمپلی و طراحی مراحل را به شکل قابل توجهی ارتقا داد و اثری خلق کرد که همچنان یکی از بهترین بازیهای اکشن پلتفرمر پلی استیشن ۴ محسوب میشود.
بخش بزرگی از جذابیت Ratchet & Clank به سلاحهای خلاقانه و عجیب آن برمیگردد. از تبدیل دشمنان به گوسفند گرفته تا استفاده از سلاحهایی که دشمنان را به رقص وادار میکنند، تقریباً هر ابزار جدیدی میتواند لبخند را روی صورت بازیکن بنشاند. در کنار این موضوع، طراحی رنگارنگ مراحل، مبارزات سریع و حس پیشرفت مداوم باعث میشوند بازی از ابتدا تا انتها سرگرمکننده باقی بماند.
هرچند این مجموعه گاهی زیر سایه مجموعههای بزرگتر پلی استیشن قرار گرفته است، اما Ratchet & Clank همواره یکی از باکیفیتترین آثار خانوادگی سونی بوده و بازسازی آن ثابت کرد این مجموعه هنوز هم میتواند در میان بهترین بازیهای انحصاری پلی استیشن جایگاهی ویژه داشته باشد.
۳- بازی Shadow of the Colossus
کمتر بازسازیای را میتوان پیدا کرد که تا این اندازه به نسخه اصلی وفادار باشد و همزمان از نظر فنی جهشی بزرگ را تجربه کند. استودیو Bluepoint Games با بازسازی Shadow of the Colossus نهتنها یکی از مهمترین آثار تاریخ پلی استیشن را برای نسل جدید زنده کرد، بلکه نشان داد بازسازی یک بازی کلاسیک تا چه اندازه میتواند باکیفیت و تأثیرگذار باشد.
داستان بازی به ظاهر ساده است؛ شخصیت اصلی بازی برای زنده کردن دختری به نام مونو، باید شانزده غول عظیم را شکست دهد. اما همین روایت مینیمال، در کنار فضاسازی رازآلود و موسیقی فراموشنشدنی، تجربهای خلق میکند که احساس تنهایی، شک و اندوه را به شکلی کمنظیر به بازیکن منتقل میکند. هر نبرد با غولها نیز مانند حل یک معمای بزرگ طراحی شده و صرفاً به واکنش سریع محدود نمیشود.
بازسازی پلی استیشن ۴ با گرافیکی خیرهکننده در زمان خود، انیمیشنهای روان و کنترل بهبودیافته، باعث شد نسل جدید بازیکنان نیز بتوانند یکی از تأثیرگذارترین آثار تاریخ صنعت بازی را تجربه کنند. Shadow of the Colossus نهفقط یک بازی، بلکه اثری هنری است که تأثیر آن هنوز هم در بسیاری از بازیهای مدرن دیده میشود.
۲- بازی The Last of Us Remastered و The Last of Us Part II
اگر قرار باشد تنها یک مجموعه را بهعنوان نماد پلی استیشن در نسل هشتم انتخاب کنیم، بدون شک The Last of Us یکی از اصلیترین گزینهها خواهد بود. نسخه Remastered باعث شد شاهکار نسل هفتم با کیفیتی بهتر روی پلی استیشن ۴ در دسترس قرار بگیرد و میلیونها بازیکن برای نخستین بار داستان جوئل و الی را تجربه کنند. روایتی که هنوز هم یکی از بهترین داستانهای تاریخ بازیهای ویدیویی محسوب میشود.
اما The Last of Us Part II استانداردهای مجموعه را یک بار دیگر جابهجا کرد. ناتی داگ با ارائه یکی از جاهطلبانهترین بازیهای نسل هشتم، اثری خلق کرد که از نظر کیفیت فنی، انیمیشن، هوش مصنوعی، کارگردانی و جزئیات محیط، سالها از زمان خود جلوتر بود. در کنار این دستاوردهای فنی، داستان بازی با پرداختن به مفاهیمی مانند انتقام، خشونت، بخشش و پیامد تصمیمهای انسانها، بحثهای فراوانی میان مخاطبان ایجاد کرد.
صرفنظر از دیدگاههای مختلف درباره روایت، کمتر کسی میتواند کیفیت ساخت این مجموعه را انکار کند. The Last of Us نشان داد بازیهای ویدیویی تا چه اندازه توانایی روایت داستانهایی پیچیده و تأثیرگذار را دارند و به همین دلیل، یکی از مهمترین و ماندگارترین انحصاریهای تاریخ پلی استیشن محسوب میشود.
۱- بازی Uncharted 4: A Thief's End
پایان ماجراجویی نیتن دریک، یکی از باشکوهترین خداحافظیهای تاریخ بازیهای ویدیویی بود. Uncharted 4: A Thief's End نهتنها فرمول موفق نسخههای قبلی را حفظ کرد، بلکه تقریباً تمام بخشهای آن را به سطحی بالاتر رساند و یکی از کاملترین آثار استودیو ناتی داگ را به مخاطبان ارائه داد.
بازی از همان ابتدا با کارگردانی سینمایی، شخصیتپردازی عالی و طراحی مراحل متنوع، کیفیت فوقالعاده خود را به نمایش میگذارد. اضافه شدن قلاب، محیطهای وسیعتر و آزادی عمل بیشتر در برخی مراحل، باعث شد گیمپلی نسبت به نسخههای قبل پویاتر شود. از سوی دیگر، شیمی فوقالعاده میان شخصیتها و روایت احساسی داستان، پایانبندی شایستهای برای سالها ماجراجویی نیتن دریک رقم زد.
از نظر فنی نیز Uncharted 4 یکی از زیباترین بازیهای نسل هشتم بود و هنوز هم کیفیت مدل شخصیتها، انیمیشنها و جلوههای بصری آن تحسینبرانگیز است. این بازی بهخوبی تمام ویژگیهایی را که از استودیوهای فرستپارتی پلی استیشن انتظار داریم، در خود جای داده است؛ کیفیت ساخت بالا، روایت سینمایی، گیمپلی سرگرمکننده و لحظاتی که تا سالها در ذهن بازیکنان باقی میمانند. به همین دلیل، Uncharted 4 همچنان یکی از مهمترین دلایل موفقیت پلی استیشن ۴ و یکی از بهترین بازیهای انحصاری این کنسول به شمار میرود.
با وجود اینکه فهرست بالا شامل مهمترین و تاثیرگذارترین انحصاریهای پلی استیشن ۴ است، آثار باکیفیت دیگری هم روی این کنسول منتشر شدند که هرکدام میتوانند ساعتها شما را سرگرم کنند. بازیهایی چون Days Gone، Until Dawn، The Order: 1886، Killzone Shadow Fall و Concrete Genie از جمله این بازیها هستند.