زک کرگر با ساخت اقتباس سینمایی جدید از Resident Evil توانسته است تجربهای نزدیک به بازیهای این مجموعه را برای مخاطبان رقم بزند. بهگزارش اسلشفیلم، این اثر با تمرکز بر شخصیتهای جدید و داستانی مستقل، مخاطب را از درگیریهای پیچیدهی دنیای سینمایی مارول یا دیسی رها کرده است. با این حال، استفاده از فناوریهای امروزی مانند تلفنهای همراه در فیلم، با بازهی زمانی کلاسیک بازیها که در سال ۱۹۹۸ جریان دارد، همخوانی ندارد.
کارگردان این اثر پیشتر در گفتوگو با IGN دربارهی ارتباط زمانی فیلم با بازیها توضیحاتی ارائه داده بود. زک کرگر، کارگردان فیلم، گفت:
«قانون من برای این فیلم، تلاش برای ساخت اثری بود که حس تجربهی بازی کردن را منتقل کند و بتواند در دنیای Resident Evil زنده بماند. احساس میکنم این فیلم در کنار وقایع Resident Evil 2 رخ میدهد. دوست دارم فکر کنم هر اتفاقی که در ادارهی پلیس در جریان است، میتواند در این دنیا نیز رخ دهد. این فقط یک فرد دیگر در یک ماموریت دیگر در آن سوی شهر است. بنابراین بله، این فیلم از نظر استفاده از شخصیتهای مشابه، بخشی از کانون اصلی نیست؛ اما از این نظر که در همان روز سرنوشتساز در شهر راکون جریان دارد، بخشی از آن محسوب میشود.»
با وجود این تناقضات، بسیاری از منتقدان معتقدند که تلاش برای گره زدن دقیق فیلم به خط زمانی بازیها، موضوعی فرعی است. وفاداری به اتمسفر، مدیریت منابع و ترس از محیطهای تاریک، عناصری هستند که در این فیلم بهخوبی پیادهسازی شدهاند. در نهایت، پیچیدگیهای داستانی و بازنویسیهای مکرر در خودِ بازیهای ویدئویی نیز سابقهای طولانی دارد و این ابهام، بخشی از ماهیت این مجموعه محسوب میشود. نظر شما درباره تغییرات زمانی در اقتباسهای سینمایی بازیها چیست؟ آیا وفاداری به خط زمانی اصلی برایتان اهمیت دارد؟