در مقاله این هفته «آخر هفته چه فیلمی ببینیم؟» در ابتدا فیلمی جذاب و دیدنی را از ژان رنو و داستین هافمن خواهیم دید. بعد از آن بهسراغ اثری متفاوت و دیستوپیایی از هانیکه خواهیم رفت.
فیلم تیونر
فیلم Tuner
- کارگردان: دانیل روهر
- بازیگران: داستین هافمن، ژان رنو، لئو وودال
- سال انتشار: ۲۰۲۵
نیکی، کوککننده پیانو با شنوایی خوبش، متوجه میشود که میتواند گاوصندوقها را باز کند. او وارد دنیای سرقت میشود اما این انتخاب، زندگی شخصی و رابطهاش را به خطر میاندازد.
فیلم تیونر را میتوان هیبریدی از ژانرهای تریلر، جنایی، سرقت، عاشقانه و درامی با رویهی شخصیتمحور دانست. فیلم از یک ایدهی ساده شروع میشود، اما بهتدریج آن را به داستانی درباره استعداد، وسوسه و انتخابهای اخلاقی تبدیل میکند. شخصیت اصلی، نیکی، فردی است که به دلیل توانایی شنوایی بسیار دقیق خود میتواند صداهایی را تشخیص دهد که برای دیگران قابل مفهوم نیستند. همین ویژگی ابتدا بخشی از زندگی حرفهای او میشود، اما بعدها نیکی از این ابزار استفاده میکند تا به مجرمان بپیوندد. از نظر سبک روایی، تیونر بیشتر بهجای استفاده از اکشن پرریتم روی ایجاد تعلیق مرحلهبهمرحله در درام تمرکز دارد. اتفاقات با سرعت زیادی پیش نمیروند و فیلم فرصت میدهد شخصیت اصلی و شرایط زندگیاش برای تماشاگر شکل بگیرند. بههمین دلیل، هرچه نیکی بیشتر درگیر فعالیتهای مجرمانه میشود، نگرانی درباره پیامد تصمیمهای او نیز افزایش پیدا میکند.
یکی از عناصر مهم فرمی فیلم، استفاده از صدا در روایت است. صدا در اینجا کارکرد جذابی دارد و تبدیل به بخشی از شخصیتپردازی کارکتر میشود. عنصری که بههیچوجه نمیتوان حذفش کرد. از طرفی هم صداهای کوچک، سکوت و جزئیات صوتی میتوانند باعث ایجاد تنش شوند و توجه تماشاگر را به چیزهایی جلب کنند که در نگاه اول اهمیت چندانی ندارند. در مجموع، تیونر بیشتر از اینکه تنها یک فیلم سرقت باشد، داستان فردی است که یک توانایی خاص او را وارد مسیری متفاوت میکند. از طرفی هم بُعد عاشقانه در تیونر عنصری تاثیرگذار در نحوه پیشبرد روایت است. این رابطه به فیلم جنبهای انسانیتر میدهد و در کنار فضای جنایی، احساسات و آسیبپذیری شخصیتها را برجسته میکند. تیونر یک فیلم جذاب است که نمیشود از داستین هافمن و ژان رنو«اش» گذشت.
فیلم زمانه گرگ
فیلم Time Of The Wolf
- کارگردان: میشائیل هانکه
- بازیگران: ایزابل هوپرت، دانیل دووال
- تاریخ انتشار: ۲۰۰۳
پس از یک آخرالزمان، خانوادهای برای یافتن پناهگاه راهی منطقهای روستایی میشود. آنها در آنجا برای زندهماندن باید تصمیمهای دشواری بگیرند.
داستان فیلم پس از وقوع یک فاجعه نامشخص آغاز میشود، زمانی که یک خانواده برای پیدا کردن امنیت به خانهی روستایی خود پناه میبرد، اما با جهانی روبهرو میشود که قواعد قبلی آن دیگر وجود ندارد. هانیکه بهطور عمد علت فاجعه را توضیح نمیدهد و توجه خود را به رفتار انسانها پس از فروپاشی نظم اجتماعی معطوف میکند. فیلم زمانه گرگ یکی از متفاوت ترین آثار میشائیل هانکه در کارنامه هنری اوست که طبق گفتهی خودش آن را تحت تاثیر وقایع ۱۱ سپتامبر ساخته و یک شعر فولک هم الهام بخشاش بوده است.
Time Of The Wolf فیلمی بهشدت سیاه و نگرانکننده است. هانیکه دیستوپیایی را بهتصویر میکشد که در آن منابع از بین رفته و هرجومرج در همه جا وجود دارد. در این بین دیگر جامعهای متمدنانه از بشریت زندگی نمیکند. این فیلم مانند دیگر آثار میشاییل هانیکه سرشار از مفاهیمی عمیق و تکاندهنده درباره بشریت و زندگی است و تنها فیلمی آخرالزمانی نیست. در زمانه گرگ سوال اصلی این است که وقتی امکانات و قوانین تمدن از میان بروند، انسانها تا چه اندازه میتوانند اخلاق خود را حفظ کنند؟ درواقع هانیکه در این فیلم نیز مسیر توجه به بحرانهای اخلاقی و اجتماعی را ادامه میدهد. اثر با توجه به اینکه جهان بینیهای هانیکه را در خود جای داده است و به زیرژانری مهیج نیز میپردازد میتواند تجربهای جذاب و لذتبخش برای تماشا باشد.