در مقاله «آخر هفته چه فیلمی ببینیم؟» بهسراغ دو اقتباس از جهان جذاب هاروکی موراکامی رفتهایم. یکی فیلمی عاشقانه و مالیخولیایی درباره سوگ و جریان زندگی و دیگری انیمیشنی عمیقا درگیرکننده درباره احوالات روحی و ترسهای درونی.
فیلم جنگل نروژی
فیلم Norwegian Wood
- کارگردان: تاران آن هانگ
- سال انتشار: ۲۰۱۰
تورو پس از مرگ دوستش کیزوکی، به نائوکو نزدیک میشود؛ اما رابطهشان زیر سایهی سوگ و آسیب روانی شکل میگیرد. ورود میدوری، تورو را میان گذشته، فقدان و زندگی قرار میدهد.
جنگل نروژی یکی از مشهورترین اقتباسهای سینمایی از داستانهای کوتاه هاروکی موراکامی است. روایتی دربارهی حافظه، فقدان، میل و ناتوانی انسان در بازسازی گذشته. فیلم در بُعد معنایی، عشق را نه به معنای نیرویی رهاییبخش، بلکه بهعنوان تجربهای پیچیده و در بعضی مواقع آسیبزا بهتصویر میکشد. رابطهی تورو با نائوکو و میدوری در واقع مواجههی او با دو بُعد متفاوت زیستن است. یکی پیوند خورده با سوگ و گذشته، و دیگری برگرفته از استمرار زندگی. از این منظر، فیلم مسئلهی اصلی خود را بر انتخاب میان ماندن در گذشته و پذیرفتن حال بنا میکند.
سبک روایی فیلم با ریتمی آرام پیش میرود. روایت با تکیه بر خاطره و بازسازی گذشته شکل میگیرد و زمان خطی گاه تحت تأثیر ذهنیت شخصیت اصلی قرار میگیرد. این ساختار باعث میشود مرز میان تجربهی اکنون و خاطره کمرنگ شود و خود روایت به فرایندی برای سوگواری و بازخوانی گذشته تبدیل گردد. سکوتها، مکثها و گفتوگوهای کمتحرک نیز جایگزین پیرنگ پرحادثه میشوند. از نظر بصری، فیلم بهشدت متکی بر طبیعت، فصلها، نور و رنگ است. جنگل، باران، باد و چشماندازهای طبیعی تنها یک پسزمینه نیستند، بلکه بخشی از شناسنامه روانشناختی اثر محسوب میشوند. قاببندیهای خلوت و حرکتهای آرام دوربین، احساس انزوا و شکنندگی شخصیتها را تشدید میکنند. در مقابل، حضور میدوری با فضاهایی زندهتر و پویاتر همراه است. جنگل نروژی فیلمی عمیق، تلخ و عاشقانه است. اثری که درنهایت وارد فضایی مالیخولیایی خواهد شد و مخاطب خود را در پیوند با دنیایی عمیق و تکاندهنده نگه خواهد داشت.
انیمیشن بید کور، زن خفته
انیمیشن Blind Willow, Sleeping Woman
- کارگردان: پیر فولدس
- سال انتشار: ۲۰۲۲
پس از زلزلهای ویرانگر در توکیو، چند انسان تنها با بحرانهای درونی خود مواجه میشوند؛ در میان واقعیت و رؤیا، قورباغهای غولپیکر ظاهر میشود و آنان را به مواجهه با ترسهای پنهانشان وامیدارد
این انیمیشن که براساس داستانهای کوتاه موراکی ساخته شده است بعد از انتشارش افراد زیادی را ترغیب به خواندن آثار این نویسنده کرد. بید کور زن خفته، مجموعهای از موقعیتهای بههمپیوسته است که در آن مرز میان واقعیت، خاطره، رویا و خیال فرو میریزد. در سطح معنایی، اثر با مضامینی چون تنهایی، بیگانگی، فقدان، بحران هویت و تلاش برای برقراری ارتباط انسانی سروکار دارد. زلزله و سونامی ژاپن در سال ۲۰۱۱ نیز بهعنوان یک زیرمتن عمل میکند تا بهعنوان استعارهای از گسستهای درونی شخصیتها تبدیل میشود. انسانهایی که در زندگی روزمره از یکدیگر فاصله گرفتهاند، در مواجهه با بحران ناچار میشوند با ترسها و خلاهای درونی خود روبهرو شوند. حضور یک قورباغه غولپیکر و موجودات غیرواقعی نیز این منطق را تقویت میکند. از این منظر میتوان انیمیشن را یک اثر پیوند خورده با دیدگاههای یونگ در نظر گرفت. روایتی که از مفهوم سایه استفاده میکند و درنهایت هم به تعارضهای درونی میرسد.
این انیمشن در ساختاری اپیزودیک ساخته شده است. روایتهای مختلف به یکدیگر متصل میشوند و منطق خواب جای منطق علتومعلولی کلاسیک را میگیرد. بنابراین تماشاگر باید بیش از آنکه منتظر حل شدن داستان باشد، به تجربه ذهنی شخصیتها توجه کند. از نظر بصری، ترکیب انیمیشن دوبعدی و سهبعدی، طراحیهای ناپایدار و حرکتهای گاه نامتعارف، فضایی میان واقعیت و رویا ایجاد میکنند. تصویر در اینجا تنها بازنمایی جهان نیست بلکه خود بیثباتی روانی شخصیتها را به زبان بصری تبدیل میکند. این انیمیشن شاعرانه و روانشناختی همانند دیگر آثار هاروکی موراکامی در جهانی پیوند خورده با روان آدمی زیست میکند و میتواند تا مدتی ذهن مخاطب را درگیر خودش نگه دارد.