در مقاله «آخر هفته چه فیلمی ببینیم؟» در ابتدا بهسراغ فیلمی از سینمای نوآر خواهیم رفت. اثری از ریان جانسون که دست به ترکیب ژانری فوقالعادهای میزند. بعد از آن هم انیمه جوخه گرگها را خواهیم دید. یک اثر دیستوپیایی جذاب با سبک بصری فوقالعاده.
فیلم آجر
فیلم Brick
- کارگردان: ریان جانسون
- بازیگران: جوزف گوردون لویت
- سال انتشار: ۲۰۰۵
نوجوانی دبیرستانی تصمیم میگیرد تا پرده از راز قتل دوست سابقش بردارد.
فیلم آجر اثری کالت از ریان جانسون است، وقتی که این کارگردان هنوز به سراغ جنگ ستارگان و سری چاقوکشی نرفته بود. آجر اولین فیلمی بود که ریان جانسون کارگردانی کرد، فیلمی که نشان داد او قرار است کارگردانی تاثیرگذار شود. مهمترین ویژگی آجر ترکیب قابل اتکای فیلم نوآر و درامی از بلوغ است. جانسون ساختار داستانهای کارآگاهی هاردبویل را، که تحت تأثیر نویسندگانی مانند دشیل همت قرار دارد، به محیط یک دبیرستان در کالیفرنیای جنوبی منتقل میکند. در نتیجه، دانشآموزان جای شخصیتهای معمول فیلمهای جنایی را میگیرند. برندن نقش کارآگاه سرسخت را دارد، پین شمایل رئیس تبهکاران را پیدا میکند و شخصیتهایی مانند لورا و کارا یادآور تیپهای زنانه و اغواگر سینمای نوآر هستند.
زبان سرد و پیچیده، فضای تاریک، موسیقی، شخصیتهای خاکستری و در جستوجوی حقیقت بودن، ویژگیهای نوآر را تقویت میکنند. در مقابل، محیط دبیرستان و مسائل مربوط به فشار اجتماعی، روابط عاطفی و گروههای دانشآموزی، فیلم را به سینمای دوران بلوغ نزدیک میسازد. داستان درباره برندن فرای، نوجوانی منزوی است که پس از مرگ مشکوک دوستدختر سابقش، امیلی، تصمیم میگیرد راز قتل او را کشف کند. تحقیقات برندن او را وارد شبکهای پنهان از مواد مخدر، دروغ، باجگیری و روابط پیچیده در دبیرستان میکند. آجر یکی از مهمترین فیلمهای سینمای نوآر است، اثری که بخاطر ترکیب دو ژانر غیرهمسان در جشنواره ساندنس جایزه ویژه هیئت داوران را دریافت کرد.
انیمه جین-رو: جوخه گرگها
انیمه Jin-Roh: The Wolf Brigade
- کارگردان: هیرویکی اوکیورا
- سال انتشار: ۱۹۹۹
کازوکی فوزه که در انجام یک عملیات شاهد خودکشی دختری میشود از لحاظ روحی بهم میریزد.
جوخه گرگها یک انیمه دیستوپیایی است که از عناصر سینمای نوآر نیز استفاده میکند. فضای تاریک، شخصیتهای خاکستری و روایتی که در آن تشخیص حقیقت از دروغ دشوار است عناصری هستند که یک اتمسفر قابل توجه را برای این انیمه خلق میکنند. یکی از مهمترین مضامین فیلم، تضاد میان انسانیت و اطاعت از نظام قدرت است. فوزه، در این دنیای آخرالزمانی به این پرسش میرسد که چگونه مانع از دست رفتن انسانیتاش شود، چراکه شغلاش برخلاف این رویه پیش میرود. این انیمه در یک تاریخ آلترناتیو و در ژاپن خیالی پس از جنگ اتفاق میافتد. ژاپنی که با بحرانهای سیاسی، اجتماعی، اعتراضهای خیابانی و گروههای مخالف روبهروست.
سبک بصری تیپ گرگها تیره، واقعگرایانه است و نقش مهمی در ایجاد فضای سیاسی و تراژیک فیلم دارد. طراحی شخصیتها نسبت به بسیاری از انیمههای همدوره، واقعگرایانهتر و کماغراقتر است و جزئیات چهره، لباس و حرکات بدن با دقت زیادی نمایش داده میشوند. استفاده از رنگهای سرد و خنثی، خیابانهای بارانی و فضاهای تاریک، حس ناامنی و سرکوب را تقویت میکند. در مقابل، صحنههای خشونت با جزئیات و واقعگرایی بیشتری به تصویر کشیده شدهاند. طراحی لباسها و تجهیزات نظامی نیز به فیلم حالوهوایی مستندگونه میدهد. قاببندیهای سینمایی، نورپردازی کمنور و استفاده از سایهها، فضای نوآر و دیستوپیایی اثر را برجسته میکنند. جوخه گرگها یک انیمه جذاب کلاسیک است که در بکارگیری ژانر مهارت خوبی از خود نشان میدهد.