آخر هفته چه فیلمی ببینیم؟ | از رویاهای قطار تا انیمیشن گمشده در نور ستاره ها
در مقالهی این هفتهی «آخر هفته چه فیلمی ببینیم؟» نخست یک فیلم مینیمالیستی شاعرانه را خواهیم دید. اثری فلسفی و عمیق دربارهی انسانی تنها در آستانه ورود به دنیایی جدید. درنهایت هم یکی از انیمیشنهای جاهطلبانه سال گذشته را خواهیم دید. یک اثر علمیتخیلی فضایی درباره عشق، انسان، فاصله و تنهایی.
فیلم رویاهای قطار
فیلم Train Dreams
- کارگردان: کلینت بنتلی
- بازیگران: جوئل اجرتون
- سال انتشار: ۲۰۲۵
رابرت کارگری در آمریکای قرن بیستم است، که به دور از خانوادهاش برای شرکت راهآهن کار میکند. او در این تنهایی اگزیستانسیالیستی در تلاش است تا خودش را دوباره پیدا کند.
رویاهای قطار یکی از بهترین فیلمهای ۲۰۲۵ است که براساس داستان کوتاهی بههمین نام و نوشتهی دنیس جانسون ساخته شده است. اثری که شاید همهی مخاطبان سینما دوستش نداشته باشند اما برای بینندهای که به سینمای فلسفی و شاعرانه علاقه دارد، بدون شک تجربهای لذتبخش خواهد بود. بزرگترین و مهمترین نقطه گرانش فیلم، فضاسازی آن است اتمسفری که در آن تنهایی، فقدان و زمان به شکل جذابی برای مخاطب قابل لمس و پرداخت میشود. از نظر هویت بصری، رویاهای قطار خیلی خوب عمل میکند. قابهای لانگ از طبیعت، نورپردازیهای قابل لمس، پالت رنگی سرد، و از طرفی هم دیالوگهای کم و کوتاه، حرکت آرام دوربین برای القای گذر زمان و ریتم کند روایت حس کوچکی انسان در برابر جهان و زمان را پرداخت میکند.
فیلم به جای ایجاد چالشها و کشمکشهای سینمایی، بر تجربه زندگی فردی تمرکز میکند، تجربهای که در آن خاطره، ازدستدادن، تنهایی و... نسبت به هر چیز دیگری خودش را پررنگتر نشان میدهد. فیلم رویاهای قطار مرثیهای است بر انسانی که در کشاکش پیشرفت تمدن و صنعت جهان جذاب شخصی خودش را از دست میدهد. این فیلم درنهایت براساس سبک جهانبینی خودش، تبدیل به نقدی پرتلاطم در رابطه با مدرنیته میشود. راهآهن، که نماد توسعه و پیشرفت است، همزمان عاملی برای جدایی انسان از طبیعت و از دست رفتن آرامش درونی او نیز محسوب میشود. این نگاه، فیلم را از یک درام ساده فراتر میبرد و آن را به کنکاشی فلسفی درباره سرنوشت انسان مدرن تبدیل میکند.
انیمیشن گمشده در نور ستارهها
انیمیشن Lost in Starlight
- کارگردان: هان جی-وون
- نویسنده: کانگ هیون
- سال انتشار: ۲۰۲۵
فضانوردی برای ماموریت در مریخ انتخاب میشود. او پیش از رفتن رابطهای عاشقانه را شروع میکند.
گمشده در نور ستارهها یکی از جذابترین انیمیشنهای سال گذشته بود. روایتی که در تلاش است تا میان دو ژانر متفاوت، یعنی ملودرام و فضایی، حرکت کند. نقطه گرانش مهم اثر، این است که فضا و فناوری نه بهعنوان هستهی اصلی اثر، بلکه بهعنوان مجرایی برای بهنمایش درآوردن احساسات انسانی به کار گرفته میشود. داستان حول محور شخصیت نانیونگ، جوانی فضانورد و رابطهی عاطفی او با یک تعمیرکننده سازهای قدیمی شکل میگیرد. این رابطه، بخاطر استفاده از عنصر فاصلهی مکانی و زمانی، درنهایت تبدیل به استعارهای از تنهایی انسان میشود. انسانی که با وجود پیشرفتهای علمی، همچنان در برقراری روابط انسانی پایدار دچار اضطراب و ناامنی میشود. از این رو، انیمیشن به پرسشهایی عمیق درباره عشق، انتظار و رابطه میپردازد.
Lost in Starlight از نظر هویت بصری، اثری چشمنواز است. طراحی لوکیشن، پالت نورهای نئونی با رنگهای گرم و استفاده از تصاویر کیهانی فرصت جذابی به بیننده برای همراه شدن با روایت میدهد. فضاهای شهری و صحنههای فضایی نه صرفاً برای نمایش تکنولوژی، بلکه برای بازتاب حالات روانی شخصیتها طراحی شدهاند، موضوعی که قوام زیادی به انیمیشن میبخشد. این انیمیشن با روایتی شاعرانه و تصاویری خیرهکننده، نشان میدهد که حتی در دورترین نقاط جهان نیز، نیاز به عشق و دوست داشتن یکی از اصلیترین و بنیادیترین نیازهای انسان است.