معرفی فصل دوم انیمه Frieren: Beyond Journey’s End؛ ماجراجویی دوباره فریرن و دوستان

دوشنبه 4 اسفند 1404 - 16:59
مطالعه 8 دقیقه
پوستر نقد انیمه فریرن Frieren: Beyond Journey's End
پس از موفقیت فصل اول Frieren: Beyond Journey’s End، فصل دوم این انیمه در حال پخش است. اما آیا این فصل همان سطح کیفی را حفظ کرده است؟
تبلیغات

پس از پخش فصل اول انیمه Frieren: Beyond Journey’s End در سال ۲۰۲۳، میلیون‌ها بیننده جذب این مجموعه شدند و فصل اول فریرن به عنوان یکی از درخشان‌ترین انیمه‌های تاریخ کار خود را به اتمام رساند.

از همان موقع بدیهی بود که به خاطر استقبال کاربران، فصل دومی هم در کار خواهد بود و این فصل دوم در ژانویه ۲۰۲۶ شروع به پخش کرد. خوشبختانه فصل دوم هم توانسته است نظر کاربران را به خود جلب کند و موفقیت دیگری برای فریرن رقم بزند.

با مراجعه به وبسایت MyAnimeList متوجه خواهید شد رتبه اول و دوم بالاترین نمره انیمه‌ها مربوط به دو فصل فریرن هستند. همین ارزش کار کانهیتو یامادا، مانگاکای این اثر و استودیوی خوش‌نام مدهاوس را نشان می‌دهد. اکنون که فصل دوم به میانه راه خود رسیده است، می‌خواهیم در وبسایت زومجی به معرفی آن بپردازیم.

این مطلب داستان فصل اول انیمه فریرن را اسپویل خواهد کرد.

در طول فصل اول، شخصیت فریرن رشد زیادی داشت و بینندگان به طور ملموسی این رشد را مشاهده کردند. فریرن با گروهی متشکل از هیمل، هایتر و آیزن قصد داشتند لشکر ارباب شیاطین را از بین ببرند و صلح را به این سرزمین بازگردانند.

فریرن آن موقع هنوز اهمیت زمان و بهره بردن از همراهان را یاد نگرفته بود. فریرن اِلف بود و الف‌ها طول عمر بالایی دارند؛ همین باعث شد ده سال ماجراجویی با این همراهان برای فریرن معنای خاصی نداشته باشد و تنها تکه کوچکی از زندگی او تلقی شود.

اوضاع به همین منوال گذشت و فریرن به روال زندگی عادی خود بازگشت. او در گوشه و کنار قاره به دنبال جمع‌آوری طلسم‌ها بود و زندگی خود را به این منوال طی می‌کرد. با گذشت زمان، دو نفر از همراهان او، هیمل و هایتر جان سپردند.

در طول سفر، فریرن پخته و پخته‌تر شد و هر چه زمان بیشتری می‌گذشت، بیشتر درک می‌کرد که همراهی با این افراد چه تاثیری روی او گذاشته است. اکنون فریرن احساس تاسف می‌کند که نتوانست به حد کافی با دوستانش وقت بگذارند و از این سفر بیشترین بهره را ببرد.

فریرن به خود وعده می‌دهد تا بهتر از گذشته انسان‌ها و احساسات آن‌ها را درک کند و سعی دارد ارتباطاتی واقعی با دیگر افراد برقرار کند. حال در طول مسیر او با فرن و اشتارک روبرو می‌شود. فرن تحت سرپرستی هایتر بود و اشتارک هم دانش‌آموز آیزن. هر دوی این افراد توسط سرپرستان خود به فریرن سپرده شدند تا او آن‌ها را زیر بال‌وپر خود بگیرد.

اکنون این سه نفر ماجراجویی خود را به سمت شمال شروع می‌کنند. هدف فریرن کشف بهتر انسان‌ها و جمع‌آوری طلسم‌های بیشتر است. در این بین، آن‌ها تصمیم می‌گیرند به اسم انده بروند؛ جایی‌که قلعه ارباب شیاطین در آن حضور داشت.

در انتهای فصل اول فریرن، شاهد برگزاری آزمون مجوز جادوگری بودیم. فریرن و فِرن هر دو در آزمون شرکت کردند و به مرحله نهایی رسیدند؛ اما فریرن نتوانست مجوز دریافت کند. خوشبختانه فرن موفق به دریافت این مجوز شد تا این گروه بتوانند ماجراجویی خود را به سمت اِنده ادامه دهند.

اینجا نقطه شروع فصل دوم است. در طول مسیر، ماجراهای کوچک و بزرگ زیادی در انتظار این گروه سه نفره است. برای نمونه، در یکی از دهکده‌های شمالی، فردی آن‌ها را استخدام می‌کند تا مجسمه یک قهرمان را پولیش کنند. این قهرمان هم با گروه ارباب شیاطین جنگید؛ اما در این راه کشته شد.

او توانایی اطلاع از آینده را داشت و می‌دانست که در این راه کشته می‌شود. این شخصیت به عنوان قهرمان شمال شناخته می‌شود و فرد مهمی در تاریخ این سرزمین به حساب می‌رود. او همچنین با فریرن هم ملاقاتی داشت و از این راز پرده برداشت که هیمل ارباب شیاطین را یک سال بعد از بین خواهد برد.

یکی از قسمت‌های محبوب فصل دوم، جایی است که اشتارک و فرن با یکدیگر قرار می‌گذارند. همه چیز از یک شوخی شروع شد؛ اما در نهایت این دو یک روز را با هم سپری می‌کنند و به تفریح می‌پردازند. در این قسمت ناامیدی فرن از سرد بودن فریرن و گیجی اشتارک واضح است! در این قسمت جوانی و خامی هر دو فرد به خوبی به تصویر کشیده می‌شود که با توجه به سن آن‌ها، اتفاق معمولی است و ذکاوت نویسنده را مشخص می‌کند.

در طول فصل اول، توجه ویژه‌ای به رشد شخصیتی فرن و اشتارک صورت گرفت و فصل دوم هم همین رویه را در پیش گرفته است. هر بار که این دو در موقعیتی چالش‌برانگیز قرار می‌گیرند، انیمه تحول آن‌ها را به شکلی باورپذیر به نمایش می‌گذارد و همانطور که اشاره شد، خامی آن‌ها به درستی به بیننده منتقل می‌شود.

درعین‌حال، روایت چندلایه و احساسی فصل اول در فصل دوم فریرن هم ادامه می‌یابد. فصل اول به لطف روایت ظریف و با جزئیات خود توانسته بود به آرامی بینندگان را با خود همراه کند و از کلیشه‌های معمول ژانر فانتزی دوری کند. برای هر رخداد، پردازش مناسبی صورت می‌گرفت و انیمه قصد نداشت سرسری از این لحظات عبور کند.

سکانس‌های حاضر در فصل اول ظرفیت احساسی بالایی دارند و لحظاتی را روایت می‌کنند که از نظر انسانی و احساسی ملموس هستند. همین رویه در فصل دوم هم ادامه دارد و با اینکه در برخی موارد سرعت پیش‌روی کمی بیشتر از فصل اول است، اما در مجموع همان حس همزادپنداری به مخاطب منتقل می‌شود و زمان کافی برای خو گرفتن با این وقایع وجود دارد.

شاید به طور خاص بتوان به این موضوع اشاره کرد که فصل دوم قصد دارد به فریرن و مخاطبان بفهماند که نقطه منحصر به فرد انسان‌ها در مقایسه با دیگر موجودات چیست. فریرن هم با گذشت زمان از این مطالب آگاه‌تر می‌شود و به یکی از اهداف سفر خود نزدیک‌تر می‌شود.

می‌توان یکی از نمودهای این مسئله را همکاری نسل‌های مختلف انسان‌ها در انیمه دانست. این موجودات در کنار یکدیگر به سمت پیشرفت حرکت می‌کنند و عمر خود را وقف نسل بعدی می‌کنند؛ حتی اگر خودشان از چیزی بهره نبرند. این همان چیزی است که در جامعه انسان‌ها، به‌خصوص جوامع جمع‌گرا به چشم می‌خورد.

از طرف دیگر، روابط درون گروهی بین شخصیت‌ها در فصل دوم عمیق‌تر می‌شود که نشان‌دهنده نزدیکی بیشتر این سه نفر است. ناامیدی خاموش و ناملموس فرن از فریرن در لحظات مختلفی به تصویر کشیده می‌شود و رشد درونی اشتارک بیش از پیش به چشم می‌خورد. جرقه‌هایی از رابطه بین فرن و اشتارک هم دیده می‌شود و باید دید در ادامه فصل اتفاق مهمی در این زمینه شکل می‌گیرد یا خیر.

فریرن همچنان با خاطرات گذشته روبرو می‌شود؛ خاطراتی که در طول چند صد سال عمر او شکل گرفته‌اند. گذر از مکان‌هایی که با گروه قهرمانان از آن‌ها عبور کرده است، یا مواجهه با افراد آشنا از این دست موارد هستند.

به طور مثال، فریرن به منطقه‌ای می‌رسد که قبلا شمشیر یادگاری خاندان بزرگ آن منطقه به سرقت رفته بود. اکنون با گذشت مدت زمان زیادی، او از طرف یکی از نوادگان این فرد به شام دعوت می‌شود و متوجه می‌شود دوباره شمشیر به سرقت رفته است!

اکنون این گروه سه نفره به دنبال بازیابی شمشیر هستند و در این راه به روستایی می‌رسند که تمامی افراد آن قتل عام شده‌اند و تنها یک فرد زنده مانده است. این فرد همان شیطانی است که شمشیر را دزدیده است و پس از زدوخورد با او، شمشیر دوباره به دست صاحب اصلی خود بازگردانده می‌شود.

این قسمت یکی از بخش‌هایی است که مواجهه شخصیت کنونی فریرن با موضوع را در کنار مواجهه قدیمی آن نشان می‌دهد. او دلیل قبول کردن این مسئولیت را نقش بر آب نکردن زحمت‌های پیشین هیمل می‌داند؛ اتفاقی که بارها در طول این دو فصل شاهد رخ دادن آن بودیم، گویی هیمل به منبع الهام مهمی برای فریرن تبدیل شده است.

مانند فصل اول، لحظات اکشن همچنان بخش مهمی از این انیمه هستند و هنر استودیو مدهاوس در این زمینه بار دیگر محرز می‌شود. مواجهه سریع و پر از درگیری فریرن و دوستانش با دشمنان از قبیل شیاطین و اژدها نمونه واضحی از این لحظات هستند.

صحنه‌های اکشن همچنان روان و خیره‌کننده هستند، محیط‌های حاضر در انیمه با دقت بالایی طراحی شده‌اند و ظرافت هنری خاصی در طراحی‌ها به چشم می‌خورند تا بار دیگر مدهاوس نمره قبولی دریافت کند و قدرت خود را به رخ رقبا بکشد.

برای جمع‌بندی باید گفت فصل دوم فریرن همان روش فصل اول را در پیش گرفته است و همان موفقیت را تکرار می‌کند. اگر دنبال لذت بردن از لحظات کوچک هستید و می‌خواهید عمق احساسات و رشد شخصیتی فریرن و دوستانش را درک کنید، فصل دوم شما را ناامید نخواهد کرد.

تاکنون پنج قسمت از فصل دوم Frieren: Beyond Journey’s End پخش شده است. این انیمه تا پایان ماه مارس (میانه فروردین) به طور هفتگی و در روزهای جمعه پخش خواهد شد. فصل دوم این انیمه ده قسمت خواهد داشت.

نظر شما درباره فصل دوم فریرن چیست؟ آیا فصل دوم توانسته است توجه شما را به خود جلب کند و همچنان تجربه‌ای ارزشمند است یا خیر؟

تبلیغات

نظرات