بهترین فیلم های اختصاصی شبکه نتفلیکس از نگاه زومجی

بهترین فیلم های اختصاصی شبکه نتفلیکس از نگاه زومجی

شبکه‌ی اینترنتی/استریم‌محور نتفلیکس تا به امروز بیش از ۴۰۰ فیلم را به‌صورت اختصاصی تولید و پخش کرده است. اما اگر بخواهیم ۲۰ اثر برتر این فهرست را رتبه‌بندی کنیم، مثلا «داستان ازدواج» اسکارلت جوهانسون کجا قرار می‌گیرد؟

امروز مرز بین سینما و تلویزیون باریک‌تر از همیشه به نظر می‌رسد. از یک طرف سریال‌ها گاهی در حد و اندازه‌ی بلاک‌باسترهای پرخرج هالیوودی بودجه دارند و از سوی دیگر، بسیاری از فیلم‌ها دیگر نمی‌توانند فیلم سینمایی خطاب شوند. زیرا از ابتدا کار خود را روی یک شبکه‌ی تلویزیونی شروع می‌کنند و به پایان می‌رسانند.

البته در گذشته هم فیلم تلویزیونی وجود داشت و مخاطب خود را پیدا می‌کرد. اما امروز با فیلم‌هایی روبه‌رو هستیم که از همه نظر با استانداردهای سینمایی و بودجه‌های بزرگ تولید می‌شوند و صرفا درنهایت به‌جای رفتن روی پرده‌ی نقره‌ای، قدم به صفحات نمایش دستگاه‌های گوناگون می‌گذارند. این وسط اما اگر از فیلم‌های خریداری‌شده توسط شبکه‌ها بگذریم، به محصولاتی می‌رسیم که رسما یک شبکه در تولید و عرضه‌ی آن‌ها نقش اساسی داشته است. به‌گونه‌ای که می‌توان گفت آن شبکه سازنده‌ی فیلم است و اثر مورد بحث، محصول اختصاصی شبکه به حساب می‌آید. مقاله‌ی رتبه‌بنده‌شده‌ی روبه‌رو هم متشکل از ۲۰ فیلم برتری است که همگی واقعا به نتفلیکس تعلق دارند؛ غول شبکه‌های استریم‌محور/اینترنتی که همچنان رقبای آن برای رسیدن به تعداد مشترکانش با یکدیگر می‌جنگند.

میزان پیشرفت نقش شبکه‌های اینرتنتی/استریم‌محور را وقتی درک می‌کنیم که می‌بینیم در عین ساخته شدن بیشتر از ۴۰۰ فیلم اختصاصی توسط نتفلیکس و آغاز به فعالیت آن از بیشتر از دو دهه‌ی قبل، قدیمی‌ترین فیلم این فهرست در سال ۲۰۱۵ میلادی پخش شده است. در حقیقت هرچه‌قدر که زمان می‌گذرد، سطح آثار این شبکه‌ها و میزان تاثیرگذاری آن‌ها بالاتر می‌رود. اکنون نیز باتوجه‌به خطر همه‌گیری ویروس کرونا/کووید 19 مخاطب‌های جهانی بیشتر از همیشه پای نتفلیکس و رقبای آن وقت می‌گذرانند. پس حقیقت را انکار نکنیم؛ به احتمال بسیار زیاد در آینده این شبکه‌ها و تولیدات آن‌ها بزرگ‌تر، پرمخاطب‌تر و تاثیرگذارتر نیز می‌شوند.

دختر سیاه پوست با دستکش و لباس پشمی پشت حصار در فیلم Divines

۲۰- خدایان

(Divines (2016

نویسنده و کارگردان: اودا بنیامینا

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۱ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۸۳

فیلم‌ساز فرانسوی-مراکشی در اولین تجربه‌ی کارگردانی اثر بلند، چاره‌ای به جز استفاده از برخی از اعضای خانواده‌ی خود نداشت. این پروژه در ابعاد بزرگی تولید نمی‌شد و باید به حداقل‌ها رضایت می‌داد. اما نتیجه به مراتب فراتر از انتظارات از آب درآمد. زیرا نه فقط نویسنده و کارگردان که تازه‌کارهای دیگر حاضر در فیلم Divines هم با این اثر خوش درخشیدند.

Divines مناسب مخاطبی است که تماشای خارج شدن چند انسان ناپخته از چارچوب قوانین را دوست دارد

لمس احساس تنهایی در جمع برای همگان ترسناک است. فارغ از اینکه چه‌قدر با حد و مرزهای دیکته‌شده بر جامعه‌ی حاضر در فیلم Divines ارتباط برقرار کنیم، به خوبی می‌فهمیم که چرا شخصیت اصلی آن نیاز به تغییر دارد. او می‌خواهد در این جهان جایگاه هیجان‌انگیزتری داشته باشد و از یک زندگی به تکرار افتاده و کسل‌کننده خارج شود. در حقیقت همه‌ی آدم‌ها می‌دانند جلوتر رفتن در زندگی و تجربه‌ی اتفاق‌های جدید، چه‌قدر می‌تواند هیجان‌انگیز باشد. به همین خاطر فیلم غیرانگلیسی‌زبان Divines مخاطب خود را به هیجان می‌آورد و البته که در دل این هیجان‌زدگی‌ها، خطرهای خاصی هم نهفته است.

دوستی، عشق، خلافکاری، دیدن بدترین بخش‌های جامعه‌ی خود و مواردی از این دست همگی عناصر مشترکی بین این‌گونه فیلم‌ها هستند. اما Divines از ترکیب آن‌ها تجربه‌ای نسبتا مخصوص به خود می‌سازد و با نمایش شکست‌ها و پیروزی‌های دو کاراکتر اصلی، مخاطب را به آن‌ها نزدیک و نزدیک‌تر می‌کند. به همین خاطر حتی اگر تجربه‌ی سینمایی ارائه‌شده همیشه در اوج نماند و طی برخی دقایق افت کند، اکثر بینندگان می‌خواهند قصه‌ی این آدم‌ها در این جامعه‌ی ناآشنا برای خود را تا آخر ببینند.

مامور پست و خانم معلم در خانه قدیمی در انیمیشن کلاوس نتفلیکس

۱۹- کلاوس

(Klaus (2019

کارگردان: سرجیو پابلوس

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۶۵ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۴

وقتی یک انیمیشن دغدغه‌های ارزشمندی دارد و برای هدف بزرگی می‌جنگد، سخت می‌تواند تبدیل به فیلمی سرگرم‌کننده برای مخاطب عام شود. چرا که مدیوم انیمیشن های کوتاه، به بسیاری از کارگردان‌های انیمیشن‌ساز آموخته است که می‌توان کاملا متمرکز روی پیام‌رسانی به مخاطب جلو رفت و به بزرگ‌ترین نتایج رسید. اما «کلاوس» به این دلیل اثری فراتر از حد انتظارات شد که هیچ‌کدام از نقاط قوت خود را بیش از حد جدی نگرفت. این فیلم در عین ساخته شدن با سبک انیمیشن‌سازی نامرسوم برای مخاطب امروز، صرفا به ارائه‌ی یک سبک بصری زیبا خلاصه نشد. این فیلم در عین پرداختن به کاراکتری بزرگ و محبوب در حد و اندازه‌ی بابا نوئل، از پرداختن به شخصیتی باورپذیرتر و جدید خجالت نکشید. این فیلم در عین آن که می‌توانست صرفا روی یکی از داشته‌های خود متمرکز شود و مخاطب‌های متعددی را راضی کند، به ارائه‌ی یک تجربه‌ی چندلایه فکر کرد و از شجاعت کافی برای اتخاذ برخی تصمیم‌های داستانی بهره برد.

«کلاوس» یکی از ان انیمیشن‌هایی که همه باید حداقل یک بار به دقایق‌شان شانس بدهند. زیرا هم برای مخاطب کودک و هم برای مخاطب بزرگ‌سال دیدنی به نظر می‌رسد و آرام‌آرام از داستانک‌هایی آشنا، قصه‌ای ناب می‌سازد. به این ترکیب می‌شود آلبوم موسیقی جذاب و رنگ‌ولعاب خیره‌کننده‌ی بهترین سکانس‌های آن را هم اضافه کرد. پس انتخاب‌های مراسم‌های معتبر و غیرمعتبر را فراموش کنید و خودتان ببینید که یکی از بهترین انیمیشن‌های سال ۲۰۱۹ میلادی چگونه به نظر می‌آید.

سر آنتونی هاپکینز و جاناتان پرایس با لباس های سیاه و سفید میان درختان در فیلم دو پاپ

۱۸- دو پاپ

(The Two Popes (2019

کارگردان: فرناندو میرلس

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۸۹

همیشه در مقام‌های خاص افرادی دیده می‌شوند که خواه یا ناخواه باید یک روز پایان یافتن زمان حضور خود در آن جایگاه را بپذیرند و صندلی را تقدیم نفر بعدی کنند. به همین خاطر شاید بتوان گفت قرارگیری انسان‌ها در چنین جایگاه‌هایی، در بسیاری مواقع هم‌معنی با جایگزینی یک تفکر با تفکری دیگر است. زیرا آن‌چه انسان را در چنین شرایطی تعریف می‌کند، درک منحصر‌به‌فرد او از جایگاه خواهد بود.

فلسفه بیشتر از اینکه هم‌معنی با نوشتن باورهای شخصی باشد، بیرون‌آمده از دل گفت‌وگوها است؛ ایستادن یک باور در مقابل باور دیگر. البته که همه‌ی مخاطب‌ها هم از تماشای این پروسه لذت نمی‌برند. ولی اگر اهل گوش دادن به تک‌تک دیالوگ‌ها باشیم و به عمق دغدغه‌های دو انسان در دل گفت‌وگوی آن‌ها فکر کنیم، فیلم The Two Popes لحظات قابل‌توجه زیادی را تحویل تماشاگر می‌دهد. خوش‌بختانه فیلم طی درصد قابل توجهی از ثانیه‌ها شامل نگاه یک‌طرفه هم نیست و در عین برخورد با موضوعی حساسیت‌برانگیز، ترسو به نظر نمی‌رسد. بالاخره این فیلم از شخصیت‌های واقعی در جهان واقعی ما برای خلق لحظاتی احتمالا غیرواقعی استفاده می‌کند. پس چه بهتر که گرفتار ادا نشود و برای چند لحظه واقعا روی گفت‌وگوی دو پاپ درباره‌ی پیتزا تمرکز کند.

The Two Popes می‌خواهد دست درون خاک ببرد و ریشه‌ی درختی را لمس کند که همه صرفا از دور به آن می‌نگرند. آیا همیشه در انجام این کار موفق است؟ نه. آیا به کمک اجراهای دیدنی آنتونی هاپکینز و جاناتان پرایس تبدیل به فیلمی قابل‌توجه و متفاوت با عادات مخاطب امروز شده است؟ قطعا. پس این فیلم را که یکی از بهترین فیلم های نتفلیکس است از دست ندهید.

مگی جیلنهال و پسربچه با لباس آبی در میان صندلی ها در فیلم معلم مهدکودک

۱۷- معلم کودکستان

(The Kindergarten Teacher (2018

نویسنده و کارگردان: سارا کلنجلو

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۲

مگی جیلنهال انقدر بازی‌های درخشان داشته است که نتوان به‌سادگی یکی از نقش‌آفرینی‌هایش را بهترین بازی او خطاب کرد. ولی اگر قرار بر رده‌بندی اجراهای این هنرمند در جهان سینما باشد، فیلم The Kindergarten Teacher حتما یکی از ۳ رتبه‌ی برتر را کسب می‌کند. قصه‌ی «معلم کودکستان» راجع به زنی ناراضی از زندگی است که از کار خود هم خسته می‌شود. او انقدر میل کمی به زندگی روزمره دارد که انگار از جایی به بعد صرفا می‌خواهد دلیلی ابلهانه برای هیجان‌زده شدن بیابد. به همین خاطر وقتی متوجه استعداد کم‌نظیر یکی از بچه‌های کم سن‌وسال کلاس می‌شود، نمی‌تواند فکر رساندن او به بلندترین مقام‌های ممکن را از ذهن بیرون کند. هرچند به احتمال زیاد وی بیشتر به درخشیدن خود درکنار کودک می‌اندیشد.

خانم معلم که همیشه آرزوی داشتن استعداد شگفت‌انگیز در جهان شعر و موسیقی را داشت، ناگهان بچه‌ای را می‌بیند که شاید بتواند ولفگانگ آمادئوس موتسارت بعدی باشد. اما هرچه‌قدر که او به فکر شکوفا کردن بیشتر و بیشتر از توانایی این انسان ۵ساله است، خانواده‌ی کودک انجام چنین کارهایی را غیرضروری می‌داند. به همین خاطر توجهی که در ابتدا مثبت به نظر می‌رسید، می‌تواند به سرعت باعث‌وبانی شکل‌گیری یک فاجعه شود.

آدام سندلر و بن استیلر با کراوات در فیلم The Meyerowitz Stories نوآ بامباک

۱۶- داستان‌های مایروویتز

(The Meyerowitz Stories (2017

نویسنده و کارگردان: نوآ بامباک

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۹ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۲

آدام سندلر دوست‌داشتنی حتی قبل از اینکه در فیلم Uncut Gems برادران سفدی خوش بدرخشد، فیلم‌های منتقدپسندی مانند Punch-Drunk Love و Funny People را در کارنامه داشت. یکی از این فیلم‌های عالی هم متعلق به تنها کارگردانی است که دو فیلم از او به این فهرست راه پیدا کرده‌اند؛ نوآ بامباک.

The Meyerowitz Stories بدون تبدیل شدن به یکی از کمدی‌های همیشگی و آشنای سندلر، از توانایی‌های او به‌عنوان بازیگری کم‌نظیر در طنزآفرینی سینمایی بهره می‌برد. همچنان ترکیب سندلر با داستین هافمن، بن استیلر، اما تامپسون و الیزابت مارول به قدری در این فیلم جواب می‌دهد که همیشه می‌توان وجود شیمی قوی بین کاراکترهای داستان را احساس کرد.

افراد علاقه‌مند به فیلم The Royal Tenenbaums وس اندرسون، شانس زیادی برای لذت بردن از The Meyerowitz Stories دارند

«داستان‌های مایروویتز» که اکثر نقاط قوت معمول فیلم‌های بامباک مانند The Squid and the Whale و Frances Ha را در خود جا داده است، انسان‌هایی را به تصویر می‌کشد که با طناب نازکی به هم متصل شده‌اند. سپس فیلم هنگام نمایش دادن خانواده‌ای تقریبا از هم پاشیده، از اهمیت پاره نکردن همان رشته‌ی نازک می‌گوید.

یک مرد و زن سیاه پوست با دو بچه سوار ارابه خراب در فیلم کرانه گلی

۱۵- کرانه گلی

(Mudbound (2017

کارگردان: دی ریس

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۸۵ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۷

هرچه‌قدر هم که عده‌ای با اهمیت بسیار زیاد وجود افراد گوناگون، با باورهای متفاوت و تعلقات فکری خاص در سینما مخالف باشند، فیلم‌هایی مانند Mudbound اثبات می‌کنند که هنر هفتم به صداهای مختلف احتیاج دارد. زیرا درنهایت آن‌چه فیلم‌ساز در اثر خود به تصویر می‌کشد، طی بسیاری از لحظات به درون‌ریزی‌های خود او اشاره می‌کند. درون‌ریزی‌های انسان هم گره‌خورده به چشم‌انداز وی از جهان پیرامونی است. از طرفی هم متاسفانه نمی‌توان انکار کرد که دنیای ما گاهی می‌تواند بیش از حد ظالمانه باشد و به همین خاطر، چشم‌انداز و درون‌ریزی‌های هر شخص گاهی با مواردی همچون تاریخ، نژاد، جنسیت و مذهب ارتباط مستقیم دارد. پس وقتی Mudbound را می‌بینیم، می‌توانیم احساسی همچون شنیدن یک قصه‌ی آشنا از یک زاویه‌ی دید متفاوت را داشته باشیم.

فارغ از ارزش‌های داستانی، Mudbound فیلمی خالی از تصویرسازی‌های کامپیوتری خسته‌کننده است. در حقیقت به وضوح می‌توان درون اصلی‌ترین سکانس‌های این فیلم، زحمات تیم برای طراحی صحنه‌ی درست و رسیدن به هماهنگی کامل را مشاهده کرد. به همین خاطر فیلم در برخی لحظات کلیدی به میزانی از تاثیرگذاری می‌رسد که اگر کارگردانی قوی دی ریس نبود، نمی‌توانست به آن دست پیدا کند.

زن و مرد سن دار در مقابل نوجوانی که کوله و بار زیادی به همراه دارد در فیلم زندگی خصوصی

۱۴- زندگی خصوصی

(Private Life (2018

نویسنده و کارگردان: تامارا جنکینس

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۸۳ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۴

مخاطب عام سینما و تلویزیون امروز فقط سطح مشخصی از واقع‌گرایی را می‌پذیرد و گاهی دست رد به سینه‌ی روایت‌های کاملا باورپذیر می‌زند. اگر بسیاری از فیلم‌ها به مخاطب شانسی برای گریختن از واقعیت پیش‌رو را می‌دهند، آثاری مانند Private Life، حقیقت زندگی را زیر ذره‌بین می‌گیرند. به همین خاطر چنین فیلم‌هایی به مذاق همگان خوش نمی‌آیند و در عین حال برخی افراد را به‌شدت با خود درگیر می‌کنند. زیرا شامل صداقتِ شوکه‌کننده‌ای هستند که عده‌ای را به صلحی بهتر با زندگی خود می‌رساند.

داستان فیلم از جایی آغاز می‌شود که زن و مردی میان‌سال تصمیم به تغییر می‌گیرند. آن‌ها از بیرون داشته‌های فراوانی دارند و زندگی حرفه‌ای موفقی را تجربه کرده‌اند. اما وقتی شب پا به خانه می‌گذارند و لحظات عادی زندگی را می‌گذرانند، دیگر هیچ‌چیز به اندازه‌ی کافی جذاب به نظر نمی‌رسد. به همین خاطر زوج مورد بحث تصمیم به تلاش بیشتر برای بچه‌دار شدن می‌گیرد. در همین حین باید مهمانی ناخوانده از راه می‌رسد و از این‌جا به بعد زن و مرد باید با یک عضو خانواده‌ی خود، برخوردی والدین‌گونه داشته باشند. Private Life فیلمی درباره‌ی تلاش‌های موفقیت‌آمیز و غیرموفقیت‌آمیز برخی انسان‌ها برای ایجاد تغییرات کلیدی در زندگی است. فیلمی که اگر دنیا را با همه‌ی خاکستری‌های نه‌چندان خوش آن پذیرفته‌اید، حتما باید یک بار در فضای کمدی-درام آن غرق شوید.

بچه های بی گناه سیاه پوست در میدان جنگ و در میان علفزار آتش گرفته در فیلم جانوران بدون کشور نتفلیکس

۱۳- جانوران بدون کشور

(Beasts of No Nation (2015

نویسنده و کارگردان: کری جوجی فوکوناگا

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۹ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۲

فیلم اقتباسی Beasts of No Nation را کارگردان فصل اول و درخشان سریال True Detective آفرید. شما هم اگر آن فصل آن سریال را دیده باشید، برای رفتن به سراغ این فیلم نیازی به توضیحات بیشتر ندارید. مخصوصا باتوجه‌به این نکته که به جنگ‌های امروزی و پرشده از کودکان بی‌گناه می‌پردازد و به شکلی کمتر دیده‌شده در آثار مشابه، پلیدی بی‌پایان تبدیل کردن کودکان به سربازها را نشان می‌دهد. Beasts of No Nation همزمان یک فیلم جنگی و یک فیلم مرتبط با رسیدن یک کودک به نوجوانی است؛ فیلمی خشن و پر سروصدا که حرف خود را قاطعانه بیان می‌کند.

«جانوران بدون کشور» درباره‌ی ارباب جنگی است که کودکان زیر دست او فعالیت می‌کنند. نقش این فرمانده‌ی همزمان دیوانه و دغدغه‌مند را نیز ادریس البا به شکلی عالی اجرا کرده است. انقدر عالی که هنوز برخی افراد از نامزد نشدن او برای اسکار به‌عنوان یکی از فجایع اتفاق‌افتاده به خاطر بی‌خردی آکادمی نام می‌برند. راستی Beasts of No Nation یک بازیگر تازه‌کار پتانسیل‌دار را هم به سینما معرفی کرد که فقط باید خودتان فیلم را ببینید تا بفهمید چرا هنر او نباید دست کم گرفته شود.

مرد با موهای بلند و لباس زرد در مقابل پنجره ای بازشده به سوی جنگل در فیلم خانواده شاد من نتفلیکس

۱۲- خانواده شاد من

(My Happy Family/Chemi Bednieri Ojakhi (2017

کارگردان‌ها: نانا اکویتیمیشویلی و سایمون گراس

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۸۶ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۱۰۰

یک روز فردی ۵۲ساله وسایل خود را جمع می‌کند و از خانه‌ای شلوغ و پرشده از افراد متعلق به نسل‌های گوناگونِ یک خانواده بیرون می‌رود. این خانواده و اعضای آن در بسیاری از مواقع پر سروصدا و چموش هستند و همیشه همه‌چیز را از همین انسان طلب می‌کردند. اما این شخص برای خود هم زندگی دارد و در طول روز به نوجوان‌هایی خوش‌برخورد، ادبیات درس می‌دهد.

چند دقیقه بعد از تماشای سکانس خروج او از خانه، مخاطب هم‌ذات‌پنداری شکننده اما واضحی با وی دارد. زیرا همه‌ی ما خوب می‌فهمیم که گاهی تحمل شرایط غیرممکن می‌شود و انسان چاره‌ای به جز فاصله گرفتن فیزیکی از اطرافیان ندارد. آن هم داخل یک زندگی که همه فقط از او می‌گیرند و چیزی به وی نمی‌دهند. ولی دقیقا وقتی که باور کرده‌اید که فیلم و کاراکترهای آن را می‌شناسید، این فیلم‌نامه به شما رودست می‌زند و خروج انسان میان‌سال از خانه را به مراتب عمیق‌تر می‌کند. My Happy Family برخلاف آن‌چه از اسمش به نظر می‌آید، فیلم آشنا و همه‌پسندی نیست. اما اگر با کمدی سیاه و داستان‌گویی آرام‌سوز آن کنار بیایید، به احتمال زیاد با کاراکترهای این قصه گریه می‌کنید و می‌خندید.

مرد، زن و بچه مکزیکی وسط جنگل با تفنگ در فیلم سیاه و سفید رم به کارگردانی آلفونسو کوارون

۱۱- رما

(Roma (2018

نویسنده و کارگردان: آلفونسو کوارون

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۹۶ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۵

شخصی‌ترین ساخته‌ی آلفونسو کوارون تا به امروز، همان‌قدر که می‌تواند برخی افراد را شیفته‌ی کارگردانی و فیلم‌برداری خود کند،‌ بدون شک حوصله‌ی عده‌ای از تماشاگرها را به‌شدت سر می‌برد. واقعیت این است که در فیلم مورد بحث داستانی گره‌خورده به یک یا چند ژانر را نمی‌بینیم و بیشتر با تلاش فیلم‌ساز برای پرداخت استعاری و شاعرانه به خاطرات خود از زندگی به‌عنوان یک کودک در جامعه‌ای به‌خصوص روبه‌رو هستیم. بسیاری از بازیگرهای فیلم هم نابازیگر هستند و همین مورد هم بیشتر فیلم را همچون یک مستند جلوه می‌دهد. «رما» فیلم‌نامه‌ای خالی از هر نوع اتفاق هیجان‌انگیز دارد و صرفا مخاطب خاصی با آن همراه می‌شود که برای لذت بردن از قصه، نیاز به قصه نداشته باشد. به این معنی که صرفا با روایت همراه شود و روی رسیدن به برداشت شخصی خود از هر دقیقه‌ی فیلم وقت بگذارد.

Roma مثال بارز فیلمی است که به هیچ عنوان اگر بستری مانند نتفلیکس وجود نداشت، شانس ساخته شدن را پیدا نمی‌کرد. زیرا روی کاغذ پتانسیل فروش این فیلم در گیشه‌ها بسیار پایین است و هیچ استودیویی این همه پول را خرج یک اثر سیاه‌وسفیدِ صرفا منتقدپسند نمی‌کند. نتفلیکس هم صرفا از آن جهت چنین کاری را انجام می‌دهد که به شنیده شدن بیشتر و بیشتر نام خود در مراسم‌هایی مانند گلدن گلوب، نیازِ فراوان دارد.

الن پیج با سوییشرت سبز و نی نی بامزه با موهای بور در فیلم Tallulah

۱۰- تلولا

(Tallulah (2016

نویسنده و کارگردان: سیان هدر

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۶۳ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۸۵

اگر می‌خواهید یکی از بهترین بازی‌های کارنامه‌ی الن پیج را ببینید، فیلم درگیرکننده‌ی Tallulah را از دست ندهید

«تلولا» روایتی درباره‌ی انسانی گمشده در دنیای امروز است که از شدت بی‌کسی انگار باید به زور، یک خانواده برای خود دست‌وپا کند. داستان فیلم درباره‌ی انسانی است که هر روز چه برای یافتن محل خواب و چه برای خوردن غذا باید همه‌جا را بگردد؛ دختر جوانی که توسط جامعه لعنت می‌شود، هیچ شخصی را ندارد، ناگهان فرصتی غیراخلاقی برای بهتر کردن اوضاع خود را می‌بیند و از این فرصت بهره می‌برد. او نوزاد زنی ثروتمند را می‌دزدد و به شکلی نامرسوم، از بچه به‌عنوان بهانه‌ای برای نزدیک شدن به مادر پسری بهره می‌برد که مدت‌ها قبل او را رها کرد.

الن پیج و آلیسون جنی هر دو در این فیلم نقش‌آفرینی‌های قدرتمندی دارند. ولی بدون شک ستاره‌ی اصلی خود الن پیج است که رابطه‌ی خود با هر کاراکتر را به شکلی یگانه ترسیم می‌کند. جنس ارتباط او با کودک، مدل حرف زدنش در شرایط مختلف با مارگو و کرولاین و رفتاری که در تنهایی نشان می‌دهد، همگی مخاطب را شدیدا به شخصیت اصلی قصه نزدیک می‌کنند. «تلولا» فیلم شخصیت‌محوری است که نمی‌خواهید آن را از دست بدهید. زیرا در تمامی دقایق با احساسات شیرین و همزمان با دردهای انسانی پر شده است.

هنرمند سیاه پوست با موهای آشفته و لباس تجملی در فیلم دولمایت اسم من است نتفلیکس

۹- دولمایت اسم من است

(Dolemite Is My Name (2019

کارگردان: کریگ برور

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۶ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۷

بازگشت موفقیت‌آمیز و هیجان‌انگیز ادی مورفی به جهان بازیگری در فیلم‌های تحسین‌شده و نسبتا بزرگ، به‌تنهایی برای تماشای Dolemite Is My Name کافی بود. ولی ماجرا از این قرار است که فیلم مورد بحث، یک دوران خاص از سینما را به مخاطب معرفی می‌کند؛ وقتی که انتظارات مخاطب از یک فیلم کمدی با امروز فرق اساسی داشت و سینماگرها دغدغه‌هایی بسیار متفاوت را جدی می‌گرفتند. به همین خاطر حتی اگر اصلا Dolemite Is My Name با سلیقه‌ی شما جور درنیاید، حداقل بعد از دیدن آن می‌دانید که شناخت بیشتری نسبت به تاریخ معاصر سینمای هالیوود پیدا کرده‌اید. همین هم سبب می‌شود موقع دیدن فیلم‌های کمدی، کهن‌الگوهای بیشتری را بشناسید.

فیلم برای اینکه مخاطب را به تنظیمات داستانی و زمانی خود پرتاب کند، در همه‌ی بخش‌های بصری و مخصوصا طراحی لباس، پرجزئیات به نظر می‌رسد. نتیجه هم می‌شود آن که دیدن Dolemite Is My Name، مثل نگاه انداختن سریع به همه‌ی زرق‌وبرق‌های هالیوود دهه‌ی ۷۰ میلادی است.

چهره غمگین انسان در مقابل بک گراند سیاه و قرمز و جلوی یک میکروفون در فیلم آتلانتیک

۸- آتلانتیک

(Atlantics (2019

کارگردان: ماتی دیوپ

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۸۵ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۶

یک فیلم مدهوش‌کننده که به ساده‌ترین شکل ممکن آغاز می‌شود و به مقاصدِ واقعا غیرمنتظره‌ای می‌رسد. Atlantics انقدر از جهات مختلف پخته به نظر می‌آید که بعضی افراد باور نمی‌کنند که نخستین فیلم بلند کارگردان خود است. همه‌ی آن‌چه که درون فیلم‌هایی مرتبط با طبقه‌های آسیب‌دیده‌ی جامعه و فقر دیده‌اید، در «آتلانتیک» هم پیدا می‌شود؛ جوان‌های درگیرشده با کارهای غیرقانونی، ظلم خلافکارهای اصلی به این افراد، عاشق شدن بلندپروازانه‌ی انسان‌های کم سن‌وسال و رقابت غیرمنصفانه و پایان‌ناپذیر دارا و ندار. ولی «آتلانتیک» سریع‌تر از آن‌چه فکرش را می‌کنیم، ورق را برمی‌گرداند و تبدیل به فیلمی می‌شود که هویت خاص و معین خود را پیدا کرده است.

کارگردان وقتی حسابی روی پایین آوردن گارد تماشاگر وقت گذاشت، ناگهان اِلِمان‌های فراطبیعی را به قصه می‌افزاید و شروع به وام گرفتن از چند زیرژانر متفاوت برای شاخ و برگ دادن به داستان می‌کند. این‌گونه Atlantics ناگهان وارد حیطه‌ی خیانت به تک‌تک انتظارات مخاطب می‌شود و تماشاگر را تا انتها در لبه‌ی جلوی صندلی نگه می‌دارد. این یک فیلم تنش‌زای عالی است؛ اثری که اول می‌گذارد آن را دست کم بگیرید و سپس اجازه نمی‌دهد نفس بکشید.

یک کابوی با کلاه سفید در حال نواختن گیتار سیاه در فیلم تصنیف باستر اسکراگز برادران کوئن

۷- تصنیف باستر اسکراگز

(The Ballad of Buster Scruggs (2018

نویسندگان و کارگردان‌ها: برادران کوئن (جوئل کوئن و ایتن کوئن)

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۹ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۰

تازه‌ترین فیلم برادران کوئن شاید جنون فیلم The Big Lebowski را نداشته باشد و از نظر احساسی هم مخاطب را در حد فیلم Inside Llewyn Davis با خود درگیر نکند، ولی اهداف پراهمیتی را دنبال کرده است. The Ballad of Buster Scruggs شامل چند قصه می‌شود که تقریبا می‌توان گفت هر مخاطب دست‌کم با دو مورد از آن‌ها ارتباط برقرار خواهد کرد؛ قصه‌هایی که هرکدام به شکلی کهن‌الگوهای سینمای وسترن را زیر سؤال می‌برند و با اینکه قطعا کیفیت یکسانی ندارند، حداقل به‌صورت جداگانه قابل‌توجه هستند. همچنین فیلم از نقش‌آفرینی‌های عالی بازیگرانی مانند جیمز فرانکو و تیم بلیک نلسون هم به خوبی برای جذاب‌تر شدن بهره می‌برد و لحظاتی عادی را به کمک آن‌ها، معرکه جلوه می‌دهد.

The Ballad of Buster Scruggs حتی در دقایقی که تیر را به هدف نمی‌زند، روایتگر قصه‌هایی انسانی و لایق شنیدن است؛ از مردی که در جست‌وجوی طلا خود را گم می‌کند تا تفنگ‌داری که آن‌چنان استعدادی در استفاده از سلاح گرم ندارد. البته همه‌ی این‌ها از یک جهت برای مخاطب دنبال‌کننده‌ی اخبار گوناگون ناراحت‌کننده هستند. زیرا The Ballad of Buster Scruggs در حقیقت قرار بود یک سریال ۶قسمتی باشد. پس با اینکه فیلم نقاط قوت غیر قابل انکاری دارد، اما هرگز نمی‌توان برخی از ضعف‌های آن را از یاد برد و به این فکر نکرد که اگر به‌جای فیلم اپیزودیک تبدیل به مینی‌سریال می‌شد، امروز تا چه اندازه می‌توانست اثر ماندگارتری به نظر برسد.

دختر کره ای ناز با میوه ای نارنجی در دست در کنار یک خوک بزرگ در میان جنگل در فیلم اوکجا بونگ جون هو

۶- اوکجا

(Okja (2017

کارگردان: بونگ جون-هو

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۵ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۸۷

Okja حتی اگر طی برخی از لحظات از لحاظ هنری چند کمبود داشته باشد و با فیلم‌نامه‌ای هیجان‌زده و احساسی قصه بگوید، باز هم بدون شک اثری تأثیرگذار و زیبا است که می‌تواند مخاطب خود را تکان بدهد. چون این فیلم خود را می‌شناسد و از دریافت لقب «بیش از احساسی» نمی‌ترسد. اصلا فیلم کره‌ای «اوکجا» در مقام یکی از بهترین فیلم های نتفلیکس درباره‌ی همین احساسات است؛ درباره‌ی بلایی که انسان‌ها با لگد کردن انسانیت بر سر خود آورده‌اند.

فیلم همزمان در پرداختن به موضوع خود جدی و در کشاندن تماشاگر عام به سمت قصه، خوش‌برخورد به نظر می‌رسد. «اوکجا» به مانند «انگل» بونگ جون هو که رکوردهای زیادی را از خود در اوج لیاقت بر جا گذاشت، تماشاگر را دوست دارد و به شعور او احترام می‌گذارد. این اثر همان‌گونه که از کارگردانش انتظار داریم، اهل تعیین بایدها و نبایدها برای مخاطب نیست و او را با هم‌ذات‌پنداری‌های پایه‌ای به دل داستان می‌کشاند. نتیجه هم می‌شود آن که مخاطب عام و خاص شانس دست‌وپا زدن در روایت پراحساس فیلم را دارند. بالاخره همه‌ی ما فاصله‌های طبقاتی را می‌فهمیم، با پذیرش بی‌چون‌وچرای رفتارهایی نه‌چندان درست توسط انسان قرن ۲۱ آشنایی داریم و وابستگی را درک می‌کنیم. وقتی قصه به اوج خود می‌رسد، «اوکجا» انقدر غم‌انگیز و حتی ترسناک است که دوست دارید فیلم را متوقف کنید. زیرا نمی‌خواهید چنین تصاویری را ببینید و در دل فضای پرتعلیق فیلم، از سرنوشت احتمالی یک ابرخوک بی‌گناه و دخترکی معصوم بترسید. Okja عامه‌پسندترین فیلم این فهرست به شمار می‌آید؛ حقیقتی که اگر عبارت «فیلم عامه‌پسند» را اشتباه نفهمیده باشیم، با مطالعه‌ی آن متوجهِ عیار بسیار بالای این ساخته‌ی بونگ جون هو می‌شویم.

پسر نوجوان با لباس های خیس در میان برگ ها و مقابل نور آفتاب در فیلم لازاروی خوشحال

۵- لازاروی خوشحال

(Happy as Lazzaro (2018

نویسنده و کارگردان: آلیس رورواچر

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۸۷ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۰

پخش فیلم Happy as Lazzaro در نتفلیکس را می‌توان یکی از موفقیت‌های این پلتفرم در ارائه‌ی آثار ارزشمند هنری به مخاطب جهانی دانست. Happy as Lazzaro یک فیلم هنری است که در صورت پیروی از برنامه‌ی عادی اکران در چند کشور، به هیچ عنوان نمی‌توانست توسط تعداد قابل توجهی از تماشاگرها دیده شود. ولی پخش در دسترس و جهانی نتفلیکس باعث شد دنیا سریع‌تر از حالت عادی، قدر این فیلم و دغدغه‌های سازنده‌ی آن را بداند.

ساخته‌ی جشنواره‌پسند آلیس رورواچر که تصویرسازی‌های خاص خود را دنبال می‌کند، قصد ترسیم دنیایی محدود اما لایق توجه را دارد. فیلم‌ساز در فرمی کم‌وبیش مستندمانند، دست مخاطب را می‌گیرد و او را به جامعه‌ای ناشناخته در زمانه‌ای ناشناخته می‌برد. به همین خاطر ببینده هم بیش از آن که متمرکز روی کسب اطلاعات فرعی از فیلم باشد، صرفا به زندگی شخصیت‌ها در این تنظمیات داستانی توجه دارد. شخصیت‌پردازی قوی اثر هم باعث می‌شود که دقیقا وقتی فکر می‌کنید دست آن را خوانده‌اید، به‌گونه‌ای با لازارو و تلاش او برای برآمدن از پس چالش‌های بزرگ درگیر شوید که گذر زمان را فراموش کنید. Happy as Lazzaro یکی از آن فیلم‌هایی نیست که فقط منتقدهای به‌خصوص شجاعت‌شان در آزمایش‌گرایی را به باد ستایش می‌گیرند. بلکه من و شما هم اگر بدون هیچ‌گونه انتظارات تعیین‌شده به سمت آن برویم، می‌توانیم برای قصه‌ای که می‌گوید و روشی که برای گفتن آن قصه انتخاب می‌کند، احترام زیادی قائل شویم.

دختر زیبا اروپایی در کنار دو گوزن میان جنگل های برفی در فیلم On Body and Soul سینمای مجارستان در نتفلیکس

۴- در جسم و روح

(On Body and Soul (2017

نویسنده و کارگردان: ایلدیکو انیدی

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۷ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۰

فیلم مجارستانی «در جسم و روح» که نامزد جایزه‌ی بهترین فیلم غیرانگلیسی‌زبان اسکار هم شد، یک فیلم عاشقانه‌ی سورئال است که با یک رویا آغاز می‌شود؛ یک زن و مرد هر شب خواب مشابهی می‌بینند. در این رویاها چه اتفاقی می‌افتد؟ هر دو در جسم گوزن‌ها زندگی می‌کنند. On Body and Soul هم درباره‌ی همین دو گوزن است که در سرمای استخوان‌سوز جنگل، به‌دنبال غذایی برای خوردن می‌گردند؛ به سان دو انسان که در خشکی بی‌پایان دنیای عادی، عشق را مثل یک جرعه آب خنک می‌بینند و سرمستانه دنبال آن هستند. می‌دانید چرا رویای آن‌ها بیش از اندازه عجیب به نظر می‌رسد؟ چون یکی ظاهرا دچارشده به وهم‌گرایی است و دومی سال‌ها است که در کشتارگاه کار می‌کند. این یعنی در نگاه اطرافیان، برای شخص اول دیدن چنین رویایی عجیب نیست ولی کمتر کسی مواجهه‌ی مرد با این‌گونه خواب‌ها را باور خواهد کرد.

ایلدیکو انیدی که این‌روزها مشغول انجام کارهای پایانی پروسه‌ی ساخت هشتمین فیلم خود به اسم The Story of My Wife شده، در سال ۱۹۵۵ میلادی به دنیا آمد. او از ۲۴سالگی فیلم‌سازی را آغاز کرد اما بین تاریخ اکران ششمین و هفتمین فیلم بلند او، ۱۸ سال فاصله به چشم می‌خورد. به همین خاطر On Body and Soul برای دنبال‌کنندگان سینمای مجارستان، اتفاق جالبی به حساب می‌آمد. زیرا نشان می‌داد یک فیلم‌ساز پس از نزدیک به ۲ دهه مجددا سراغ آفرینش اثر بلند رفته است.

زیبایی اصلی این‌جا است که «در جسم و جان» غنای خاصی دارد و انگار سنگینی کوله‌بار تجربه‌ی او طی تمامی این سال‌ها را به رخ می‌کشد. این لزوما یک فیلم دل‌گرم‌کننده‌ی آشنا نیست. ولی از سرمای شگفت‌انگیزی بهره می‌برد که دوست دارید لباس گرم بپوشید، کلاه بر سر بگذارید، دستکش‌های کلفت را در دست کنید و به عمق آن قدم بگذارید.

آدام درایور و اسکارلت جوهانسون در یک خانه معمولی با دیوارهای سفید در فیلم داستان ازدواج نوآ بامباک و نتفلیکس

۳- داستان ازدواج

(Marriage Story (2019

نویسنده و کارگردان: نوآ بامباک

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۹۴ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۵

اگر قرار بود فیلم‌های این فهرست را فقط با مد نظر قرار دادن ۳ بخش تدوین، بازیگری و فیلم‌نامه‌نویسی رتبه‌بندی کنیم، قطعا «داستان ازدواج» به جایگاه اول می‌رسید. این فیلم برخلاف آن‌چه به نظر می‌آید، کاملا خالی از بداهه‌پردازی است. شاید به همین خاطر هم موفق می‌شود که یکی از پرجزئیات‌ترین، دردناک‌ترین و واقع‌گرایانه‌ترین داستان‌های عاشقانه را تحویل تماشاگر دهد. بامباک ماجرای ساده‌ی اختلاف سلیقه‌ی دو نفر و نیاز آن‌ها به جدایی را انقدر دقیق به تصویر می‌کشد که پا به پای کاراکترها دیوانه شوید.

احتمالا تا به امروز فیلم یا سریالی را دیده‌اید که در آن شاهد رفتن یک انسان بی‌گناه به زندان و خلافکار و عوضی بیرون آمدن او از همان مکان هستیم. بامباک هم دادگاه‌های طلاق، دفاتر وکلای طلاق و قدم به قدمِ رفتن به سمت جدایی را همین‌قدر تیز و ترسناک می‌نگرد. به‌گونه‌ای که زوجی محترم در آن به آشوب کشیده می‌شوند. انگار این آدم‌ها که صرفا می‌خواستند راهی برای برداشتن قدم‌های بعدی بیابند، اکنون باید تا ابد در جهنم طلاق روزگار بگذرانند.

اوضاع بهتر می‌شود و فیلم بامباک خالی از لحظات روشن نیست. اما Marriage Story به‌معنی واقعی کلمه، تلخ‌وشیرین است و این تلخی و شیرینی را در وجود شما نگه می‌دارد. در این فیلم هیچ‌کس قابل قضاوت شدن یک‌طرفه نیست و هیچ‌کدام از نبردها فردی را به پیروزی نمی‌رسانند. «داستان ازدواج» را ببینید یا حتی بازبینی کنید تا بیشتر متوجه شوید که چرا و چگونه آدام درایور و اسکارلت جوهانسون در طول این فیلم، سطح انتظارات مخاطب امروز از اجراهای سینمایی را بالاتر می‌برند.

مرد عینکی در کنار کارگردان پیر با سیگار برگ در فیلم سوی دیگر باد نتفلیکس و اورسن ولز

۲- سوی دیگر باد

(The Other Side of the Wind (2018

کارگردان: اورسن ولز

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۷۸ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۸۴

پوستر سیاه و سفید فیلم The Other Side of the Wind اورسن ولز در نتفلیکس

کارگردان فیلم Citizen Kane که از او به‌عنوان یکی از تاثیرگذارترین فیلم‌سازهای کلاسیک یاد می‌شود، هرگز فکر نمی‌کرد فیلم The Other Side of the Wind در سال ۲۰۱۸ میلادی آن هم ازطریق اینترنت به‌دست مخاطب‌ها برسد. او وقتی فیلم‌برداری The Other Side of the Wind را در سال ۱۹۷۰ میلادی کلید زد، به رسانه‌های گفت می‌خواهد بزرگ‌ترین شاهکار زندگی خود را خلق کند. ولی زمان گذشت و اورسن ولز بودجه‌ی کافی را در اختیار نداشت. فیلم بارها در مرحله‌ی فیلم‌برداری متوقف می‌شد تا پولی از راه برسد و دوباره بتوان سراغ ضبط سکانس‌های آن رفت. تازه حتی وقتی فیلم‌برداری The Other Side of the Wind در سال ۱۹۷۶ میلادی پایان یافت، ولز هیچ بودجه‌ای برای تدوین آن نداشت.

درنهایت وقتی اورسن ولز در دهه‌ی ۸۰ میلادی از دنیا رفت، تنها تدوین ۴۰ دقیقه از این فیلم ۱۲۲ دقیقه‌ای نهایی شده بود. باتوجه‌به اتفاقات پیش‌آمده و قراردادهای غیر قابل اجرای امضاشده، هر آن‌چه که از فیلم وجود داشت در کشور فرانسه تحت حفاظت قرار گرفت و بایگانی شد. سال‌های سال بعد هم بالاخره با حضور تهیه‌کنندگان و توافق افرادی که حق قانونی نسبت به فیلم داشتند، The Other Side of the Wind به هالیوود بازگشت و در زمانی‌که به‌شدت محتاج کمک مالی برای کامل شدن مطابق برنامه‌ریزی‌های ولز بود، تمام بودجه را از نتفلیکس دریافت کرد. این وسط کسی هم به پخش فیلم از یک پلتفرم اینترنتی/استریم‌محور معترض نبود. زیرا The Other Side of the Wind توانایی راضی کردن درصد بسیار بسیار پایینی از مخاطبان امروز را دارد. در حقیقت هر استودیو عادی در صورت بودجه دادن به این فیلم، صرفا ضرر می‌کرد.

The Other Side of the Wind آخرین فیلم کارگردانی است که تاریخ سینما «همشهری کین» او را فراموش نمی‌کند

The Other Side of the Wind را فقط زمانی ببینید که به آشنایی کامل با تک‌تک فیلم‌های قبلی اورسن ولز رسیده‌اید و او را یکی از کارگردان‌های کلاسیک محبوب خود صدا می‌زنید. این فیلم که می‌توان آن را یک شبه-مستند هم به حساب آورد، به یک فیلم‌ساز سخت‌گیر و دوچهره می‌پردازد. عده‌ای هم باور دارند اورسن ولز در این فیلم آزمایش‌گرایانه، بخشی از حقایق مرتبط با زندگی خود را به تصویر کشیده است. راستی نتفلیکس نه‌تنها تمام سرمایه‌گذاری لازم را روی این فیلم انجام داد، بلکه مستند They'll Love Me When I'm Dead (وقتی مردم، من را دوست خواهند داشت) را هم پخش کرد تا از حقایق قرارگرفته در پس ساخت آن بگوید. اگر هنگام تماشای فیلم از کات‌های غیر قابل فهم و سریع آن یا از تغییر ناگهانی رنگ‌بندی‌ها و قاب‌بندی‌ها متعجب شدید، آن‌ها را به پای نتفلیکس و تکمیل فیلم پس از بیشتر از ۴ دهه ننویسید. زیرا خود اورسن ولز دقیقا می‌خواست The Other Side of the Wind چنین ساخته‌ی سینمایی عجیبی باشد و اتفاقا تیم کامل‌کننده‌ی اثر، حداکثر وفاداری ممکن را نسبت به برنامه‌ریزی‌های او داشته است.

چهره پیر رابرت دنیرو در فیلم جدید مارتین اسکورسیزی یعنی «مرد ایرلندی»

۱- مرد ایرلندی

(The Irishman (2019

کارگردان: مارتین اسکورسیزی | نویسنده: استیون زایلیان

میانگین نمرات فیلم در متاکریتیک: ۹۴ از ۱۰۰ | درصد رضایت منتقدهای جهانی در راتن تومیتوز: ۹۶

فیلم‌سازهای زیادی پیدا نمی‌شوند که در دوره‌های مختلف زندگی خود، با چشم‌اندازهایی متفاوت، در جلب نظر منتقدها موفق باشند. به همین خاطر وقتی مارتین اسکورسیزی از راه می‌رسد، فیلم جدید خود را در همان زیرژانر محبوب و آشنا می‌سازد و البته این‌بار با نگاه ملایمانه‌تری قصه را می‌نگرد، نمی‌توان از موفقیت‌آمیز بودن نتیجه خوشحال نشد. البته همچنان عده‌ای از تماشاگرها باور دارند که می‌شد چندین و چند دقیقه از The Irishman را حذف کرد تا به فیلم یک‌پارچه‌تری رسید. همچنین همه‌ی افراد هم موافق نحوه‌ی به کار گرفته شدن بازیگرها در طول اثر نیستند و باور دارند استفاده از بازیگرهای متفاوت برای دوران جوانی کاراکترها هم هزینه را تا حد زیادی کاهش می‌داد و هم تصویرسازی‌ها را قابل هضم‌تر و واقعی‌تر می‌ساخت. ولی در هر حالت حتی منتقدهای نسبی فیلم هم طی اکثر مواقع یک حقیقت را انکار نمی‌کنند؛ نتفلیکس با دادن بودجه‌ی محدودنشده به مارتین اسکورسیزی کار مهمی انجام داد. چرا که موفق شدن یک فیلم‌ساز محترم، مسن و خوش‌سابقه در پیاده‌سازی دقیق آن‌چه در سر تصور کرده است، همیشه می‌تواند سینمادوست‌ها را خوشحال کند.

افرادی که به فیلم‌های مافیایی اسکورسیزی علاقه دارند و درکنار لذت بردن فراوان از «رفقای خوب» (Goodfellas)، «کازینو» (Casino) را هم تا حدی قابل‌توجه می‌دانند، در «مرد ایرلندی» با بازی آل پاچینو، جو پشی و رابرت دنیرو غرق خواهند شد. The Irishman در اوج جدیت و تلخی، یکی از صلح‌جویانه‌ترین فیلم‌هایی است که می‌توان در کارنامه‌ی خالق «راننده تاکسی» پیدا کرد و از این رو به بهترین فیلم نتفلیکس از دید زومجی تبدیل می‌شود.

منبع زومجی

اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده