// سه شنبه, ۱۴ خرداد ۹۸ ساعت ۱۸:۵۹

اثری درخشان با نقش‌آفرینی‌های مریل استریپ و رابرت دنیرو، Dances with Wolves کوین کاستنر، یکی دیگر از کمدی‌های بامزه‌ی ست روگن و فیلمی پلیسی و فوق‌العاده به اسم The French Connection.

نود و پنجمین مقاله‌ی «آخر هفته چه فیلمی ببینیم؟» زومجی که این بار هم چهار اثر تماشایی دیگر از سال‌های مختلف را برای‌تان توصیف می‌کند و در انتها با معرفی اجمالی فیلمی از سینمای ایران پایان می‌یابد، در اولین قدم به سراغ یکی از بهترین فیلم‌های اقتباسی سی سال اخیر هالیوود می‌رود. در قدم بعدی نیز به یک شکارچی با نقش‌آفرینی دنیروی بزرگ می‌رسیم که بی‌رحمی دنیا، از او یک شکار برای شکارچی‌هایی وحشی می‌آفریند. آخرین قدم‌ها اما با دو فیلم کاملا متفاوت از دهه‌هایی کاملا متفاوت برداشته می‌شوند که اولی میخکوب‌شده روی صندلی نگه‌تان می‌دارد و دومی، اجازه‌ی خندیدن از اعماق وجود را برای‌تان صادر خواهد کرد.

Dances with Wolves

Dances with Wolves

فیلم «رقصنده با گرگ‌ها» به نویسندگی مایکل بلیک به‌عنوان یکی از پرافتخارترین آثار هالیوود از منظر به دست آوردن تعداد زیادی از جوایز اسکار، جزو آن دسته از درام‌هایی طبقه‌بندی می‌شود که کم‌وبیش تمامی دنبال‌کنندگان جدی‌تر هنر هفتم، باید یک بار آن را تماشا کرده باشند. اثری به کارگردانی کوین کاستنر که به پیوستن مردی سفیدپوست به دنیای سرخ‌پوست‌ها و آدم‌هایی متفاوت با خودش می‌پردازد و این‌چنین، شرایط لازم برای ایجاد تفاوت‌هایی ابدی در وجود خود را مهیا می‌سازد. Dances with Wolves شاید از نظر تصویرسازیِ معرکه از ذوب شدن یک انسان در فرهنگی متفاوت با فرهنگ خویش، قابل مقایسه با The Last Samurai باشد و حتی از برخی جهات، بارها جلوتر از آن نیز به نظر برسد. چرا که این فقط کارگردانی و فیلم‌نامه‌نویسی Dances with Wolves نیستند که آن را برای‌تان تماشایی خواهند کرد و اثر مورد بحث، نقش‌آفرینی‌های درخشانی همچون بازی خود کوین کاستنر را نیز در هر لحظه به‌عنوان یکی از نقاط قوت بزرگش، یدک می‌کشد.

در مراسم اسکار سال ۱۹۹۱ میلادی، Dances with Wolves جوایز بهترین موسیقی، بهترین تدوین، بهترین صداگذاری، بهترین فیلم‌برداری، بهترین فیلم‌نامه‌ی اقتباسی، بهترین کارگردانی و بهترین فیلم را به دست آورد

The Deer Hunter

The Deer Hunter

The Deer Hunter

در یکی از بهترین فیلم‌های سینمایی در کارنامه‌های رابرت دنیرو و مریل استریپ، با قصه‌ای جنگی که درباره‌ی جنگ نیست، سر و کار داریم. فیلمی که کاراکترها را در موقعیت‌های عادی زندگی‌شان با نهایت جزئیات به تصویر می‌کشد و پس از شکل‌گیری احساسات جدی مخاطبان نسبت به این انسان‌ها، مرگ را بر بر سر تک‌تک ثانیه‌های تلخ‌وشیرین خود نازل می‌کند. طوری که باتوجه‌به به مقدمه‌پردازی بلند اما حساب‌شده و مورد نیاز اثر، The Deer Hunter نشان دهد که زندگی چند کارگر و آدم عادی، چگونه در اوج عادی و ناراحت‌کننده بودنش شاد است و چگونه می‌تواند با جنگ و تجاوز نیروهای دشمن به محل سکوت آن‌ها، به گند کشیده شود. The Deer Hunter پیش از آن که به تصویرسازی از فاجعه‌ای دردناک اهمیت بدهد، با فرم کارگردانی و بازی‌های رضایت‌بخش نقش‌آفرین‌هایش، روی نمایش درد حاصل از رسیدن آن، وقت می‌گذارد. به همین خاطر حتی اگر موجودی که هیچ تعریفی از واژه‌ی «جنگ» ندارد نیز این فیلم را تماشا کند، متوجه تلخی و غم‌انگیزی به نابودی کشانده شدن زندگی آدم‌های مقابل دوربین می‌شود. جالب‌تر آن که فیلم‌ساز بالاتر از وقت گذاشتن روی ثبت تصاویری متفاوت از شخصیت‌هایش در ذهن تماشاگر، سکانس‌هایی را به اثبات یکسانی هویت انسانی آن‌ها اختصاص می‌دهد. زیرا وقتی سربازان دشمن از راه می‌رسند و این آدم‌ها را به بازی می‌گیرند، فارغ از آن که فیلم‌نامه به کجا خواهد رسید و فارغ از آن که انسان‌های مقابل‌مان چه دردها و غم‌ها و شادی‌هایی دارند یا در کدام طبقه‌ی مالی جامعه دسته‌بندی شده‌اند، مسئله برای بیننده، زجر کشیدن‌شان از جنگ است. و همین فیلمی احساسی را پدید آورده است که سه ساعت دوام می‌آورد، سه ساعت قصه می‌گوید و سه ساعت سرگرمی سینمایی و چیزهایی بسیار بالاتر از آن را تحویل‌مان می‌دهد.

The French Connection

The French Connection

ساخته‌ای کلاسیک که به قصه‌ی مبارزه چند مامور متفاوت قانون با خلافکاران و مخصوصا دسته‌ای از قاچاقچی‌های هروئین در نیویورک می‌پردازد و برخی منتقدان آن را بهترین فیلم پلیسی تمام ادوار، دانسته‌اند. فیلمی که کاراکترهایش ابدا بی‌نقص و خارق‌العاده نیستند و آن‌قدر عیوب خنده‌آور و باورپذیری را یدک می‌کشند که گاهی مخاطب چرایی قرار گرفتن‌شان در شغل‌شان را نیز زیر سؤال می‌برد. در عین حال اما فیلم‌نامه‌ی دقیق اثر، کاری می‌کند که تمامی ضعف‌ها و کمبودهای آن‌ها در جایگاه شخصیت‌هایی مثبت و منفی، به کارشان هم بیانید و این افراد را در لحظات به خصوصی از زندگی‌شان، چند قدم جلوتر از رقبای خود، قرار بدهند.

تماشا نکردن The French Connection در سریع‌ترین زمان ممکن برای تمامی مخاطبان و مخصوصا افراد علاقه‌مند به داستان‌های جنایی در سینما، یک اشتباه بزرگ است

The French Connection یعنی روابط احساسی به‌خصوص که تا چند وقت بعد از تماشای اثر در ذهن‌تان می‌مانند، یک پایان‌بندی شگفت‌آور و رضایت‌بخش، تعقیب‌وگریزهایی که تماشا نکردن‌شان دقیقا هم‌معنی با دور ریختن بخشی از لذت دنبال کردن سینمای دهه‌ی هفتاد میلادی است و طراحی صحنه و قاب‌بندی‌هایی که نه‌تنها ابدا از فیلم‌نامه جا نمی‌مانند که گاهی تاثیرگذاری آن را شدیدا کم‌تر از خودشان هم نشان می‌دهند. پس هرچه سریع‌تر باتوجه‌به تمامی نکات مثبت نام‌برده، اثر مورد بحث به کارگردانی ویلیام فریدکین و با بازی‌های جین هکمن و فرناندو ری را ببینید تا بیش از این، وقتی را برای تماشای سکانس‌های زیبای آن، هدر نداده باشید.

Neighbors

Neighbors

وقتی ست روگن، زک افران، رُز بِرن و دیو فرانکو در فیلمی خنده‌آور، آمریکایی و بزرگ‌سالانه درکنار هم قرار بگیرند و تبدیل به رقبای یکدیگر برای لذت بردن از محل زندگی‌شان شوند، همه‌چیز در اوج سادگی، آن‌قدر به هم‌ریخته و شادی‌بخش به نظر می‌آید که دوست‌داران کمدی‌های کژوآل، قطع به لذت مد نظرشان برسند. Neighbors درباره‌ی عده‌ای جوان و قرار گرفتن آن‌ها در خانه‌ای دانشجویی و بزرگ و شلوغ است که دقیقا درکنار خانه‌ی یک زوج میان‌سال جای گرفته است. آدم‌هایی که شاید در روزهای اوج‌شان حتی از همسایه‌های شلوغ‌شان هم شلوغ‌تر بوده باشند ولی اکنون درگیر خانواده و زندگی مشترک هستند و طبعا نمی‌توانند به بی‌خیالی گذشته، روز و شب‌های‌شان را بسازند. همین هم سبب می‌شود که تلاش آن‌ها برای دوستی یا دشمنی با یکدیگر، فیلم را پرشده از موقعیت‌های بامزه کند و از Neighbors اثری بسازد که شاید سطح شوخی‌هایش آن‌قدرها بالا نیست ولی تا آخرین دقیقه، روشی برای خنده آوردن بر لب‌های اکثر مخاطبانش می‌یابد.

فیلم شبی که ماه کامل شد

شبی که ماه کامل شد

برنده‌ی هفت جایزه‌ی بهترین فیلم، بهترین کارگردانی، بهترین بازیگر نقش اول مرد، بهترین بازیگر نقش اول زن، بهترین بازیگر نقش مکمل زن، بهترین طراحی صحنه و بهترین چهره‌پردازی از تازه‌ترین دوره از جشنواره‌ی فیلم فجر که شش نامزدی بی‌جایزه‌ی دیگر هم در دل این رویداد به دست آورد، تازه‌ترین ساخته‌ی کارگردانی است که بیشتر او را با «شیار ۱۴۳» و «نفس» می‌شناسند. نرگس آبیار در این پروژه‌ی جدید، به سراغ دختری جوان و عاشق از مناطق جنوبی ایران می‌رود که باید هرچه زودتر از کشورش مهاجرت کند. اصل قصه هم برداشت‌شده از واقعیت و مرتبط با برخی از اعضای خانواده‌ی ریگی است.

محمدحسین قاسمی، حمید نجفی‌راد، سامان لطفیان و مسعود سخاوت‌دوست به ترتیب تهیه‌کننده، تدوین‌گر، فیلم‌بردار و آهنگ‌ساز «شبی که ماه کامل شد» بوده‌اند و مرتضی اصفهانی و شخص نرگس آبیار هم وظیفه‌ی نگارش فیلم‌نامه‌ی آن را برعهده داشته‌اند. الناز شاکردوست، هوتن شکیبا، فرشته صدرعرفایی، پدرام شریفی، امین میری، فرید سجادی حسینی، شبنم مقدمی، آرمین رحیمیان و علی هدایتی نیز گروه بازیگران فیلم جدید کارگردان «اشیا از آنچه در آینه می‌بینید به شما نزدیکترند» را تشکیل می‌دهند.

منبع زومجی
کاراکتر باقی مانده