در وصف یک بازی بد، نیازی به یک مقدمه بلند بالا و طولانی نیست. نیاز به یک شروع جنجالی نیست. بازی که بد باشد، بد است! اینکه به هر نحوی بخواهیم از آن دفاع کنیم اصلا کار درستی نیست! و از آن بدتر اینکه بدانیم یک بازی بد است ولی آن را انکار کنیم! با زومجی همراه باشید.

یک بازی در درجه اول باید یک هدف کلی داشته باشد. حداقل یک کاراکتر در محیط بازی وجود داشته باشد. شخصیت پردازی داشته باشد و مهم‌تر از همه اینکه جذاب باشد و بازیکن هنگامی که بازی مورد نظر را انجام می‌دهد، وقتی که برای بازی ‌‌می‌گذارد ارزش صرف‌کردنش را داشته باشد؛ به همین علت، بازی «نفرت» با سایر بازی‌های هم‌رده همانند Manhunt، Postal و Punisher متفاوت بوده و مقایسه این بازی با سایر بازی‌های دیگر همانند مقایسه فیل و مورچه است! 

سوار وسیله نقلیه پلیس می‌توانید بشوید! سوار وسیله نقلیه پلیس می‌توانید بشوید!

 

داستانی در کار نیست. شخصیتی در کار نیست!

بازی بدون هیچ مقدمه‌ای شروع می‌شود. در ابتدا به بازیکن قوانین ساده بازی در قالب یک محیط تمرینی معرفی و فهمانده می‌شود. سپس صحنه سینمایی دیده می‌شود که یگانه کاراکتر بازی به حرف می‌آید که «اسم من مهم نیست! اینکه کجا هستیم هم مهم نیست. قرار است نسل بشریت را نابود کنم و امروز به هر حال می‌میرم». همین دیالوگ مثل یک پتک به سر بازیکن در ابتدای بازی زده می‌شود. بازیسازهای «نفرت» با این مونولوگ می‌گویند که نه داستانی داریم و نه شخصیتی،‌ همینی هست که هست! بشین و بازی کن. حق اعتراض هم نداری! بازیکن در طول بازی فقط همینقدر می‌تواند درک کند که دارد یک آدم‌کش روانی را هدایت می‌کند و هدفی هم در کار نیست جز اینکه هر جنبنده‌ای در بازی را نابود کند و هر ساختمانی را با خاک یکسان کند. در نیمه بازی تازه بازیسازها یادشان افتاد که ای داد بیداد!‌ بازی ما هیچ هدفی پشتش نیست! چه چیزی بهتر از نابودی کل بشریت با یک بمب اتم؟! اینگونه شد که آدم‌کش بازی «نفرت» متوجه می‌شود که در شهر نیوجرسی یک نیروگاه اتمی وجود دارد. بازیسازها واقعا وقت این را نداشتند که برای آنتاگونیست این بازی به شخصیت‌پردازی بپردازند؟ حداقل یک داستان پیش زمینه برای شروع بازی باید می‌نوشتند. چند کاراکتر فرعی در بازی قرار می‌دادند. نه اینکه کلا یک شخصیت بد و خوب در بازی به حال خود رها کنند. متاسفانه بدترین روایت داستانی و شخصیت‌پردازی در این بازی مشاهده می‌شود.

 

تخریب پذیری در همین حده! تخریب پذیری در همین حده!

 

جلوه‌های بصری و دیگر هیچ...!

تنها دلخوشی که می‌توان به این بازی داشت در حد جلوه‌های ویژه و بصری نصفه نیمه آن است! استفاده از قدرت موتور آنریل ۲ در بازی Zeno Clash بسیار بهتر و حتی قوی‌تر از آن است که از آنریل انجین 4 در بازی «نفرت» دیده می‌شود. تخریب پذیری محیط نمره قابل قبولی می‌گیرد ولی جزئیات محیط بسیار بد طراحی شده است. با اینکه دید بازیکن ایزومتریک بوده ولی در کمال ناباوری افت فریم دیده می‌شود. طراحی شخصیت بازی نیز بسیار بد طراحی شده است و تو ذوق بازیکن می‌زند. نورپردازی در محیط اصلا جالب نیست و بازیکن هیچ نظری ندارد که در حال شلیک به کجاست! در نهایت بازیکن مجبور می‌شود گامای تصویر بازی یا مانیتور خود را بیشتر کند تا با استفاده از روشنایی مضاعف بتوان حداقل دشمنان را شناسایی کرد.

 

hatred 2 نورپردازی و سایه زنی در بازی! قضاوت با شما....

 

 بشکاف برو جلو،‌ این زندگی بهت میگه بدو بدو...!

کلا گیم پلی این بازی در تیتر بالا خلاصه شد! نه خلاقیتی دیده می‌شود، نه جذابیتی. بازی شامل هفت مرحله است و بازیکن باید در هر مرحله و در هر محیط، تمام جنبنده‌های موجود در بازی را نابود سازد. شخصیت بازی می‌تواند هر سلاح گرمی را در دست بگیرد و این اختیار را نیز دارد تا هر مکان یا جنبده‌ای را نابود کند. در گوشه کنار محیط، ساختمان‌هایی بر روی نقشه نصفه نیمه و نا کارآمد بازی دیده می‌شود که باز هم هدف خاصی وجود ندارد و بازیکن باید ساختمان یا مکان مورد نظر را با خاک یکسان کند. بازی فوق العاده خسته‌کننده شده و بازیکن پس از حداکثر سه مرحله از بازی زده خواهد شد. شاید تنها مرحله قتل عام در قطار جذاب به نظر برسد ولی در کل مرحله اول با مرحله آخر هیچ تفاوتی ندارد و فقط جنبنده‌های محیط برای قتل عام توسط روانی این بازی بیشتر خواهد شد!

بازی بی‌نهایت خسته‌کننده است و تنها افراد مبتلا به سادیسم (دیگر‌ آزاری) ممکن است از این بازی لذت ببرند

از سوی دیگر بازی به شدت احمقانه و غیر منطقی جلوه می‌کند؛ به عنوان مثال در نخستین مرحله، بازیکن باید به ایستگاه مرکزی پلیس برود تا همه را قتل عام کند! یا در مرحله آخر می‌بایست کل نیروگاه اتمی را با خاک یکسان کند تا بتواند بمب‌‌گذاری را انجام دهد. نه تنها منطق در این بازی حرفی برای گفتن ندارد، محتوای خاصی نیز دیده نمی‌شود. بازیسازها می‌خواهند بازیکن برای چند ساعت نقش یک قاتل روانی را بازی کند. در نگاه اول به نظر جذاب می‌رسد ولی گیمر رفته رفته وقتی درگیر بازی می‌شود که افراد بیگناه زیادی را قتل عام کرده و بی‌دلیل ساختمان‌ها را به آتش کشیده است. حتی در هنگامی که بازی در حال بارگزاری است، نوشته‌های جهت راهنمایی دیده می‌شود که مضامینی منفی را آموزش می‌دهد (به عنوان مثال شما قهرمان نیستید. در هنگامی که مهمات ندارید، فرار کنید. برای احیای مجدد سلامتی خود باید افراد بی‌گناه را سلاخی کنید).

 

برای احیای سلامتی باید آدم‌ها را سلاخی کنید. و در این هنگام نمای دوربین از حالت ایزومتریک خارج می‌شود. برای احیای سلامتی باید آدم‌ها را سلاخی کنید. و در این هنگام نمای دوربین از حالت ایزومتریک خارج می‌شود.

«نفرت» اولین بازی استودیوی Destructive Creations است و امیدواریم آخرین بازی آنها باشد! متاسفانه بازی «نفرت» همانند اسمش نفرت‌آمیز بوده و نه تنها استانداردهای یک بازی معمولی را ندارد بلکه شاهد بازی بسیار بدی هستیم که به هیچ عنوان نوآوری و خلاقیت در آن دیده نمی‌شود. بازی بی‌نهایت خسته‌کننده است و تنها افراد مبتلا به سادیسم (دیگر‌ آزاری) ممکن است از این بازی لذت ببرند. اگر قصد تهیه بازی Hatred را دارید، به شدت توصیه می‌کنیم به جای انجام این بازی ساعت‌ها به دیوار اتاق خود زل بزنید که این کار لذتی به مراتب بیشتر از انجام این بازی خشن و بی‌محتوا دارد. بدون هیچ شکی این بازی، بدترین بازی امسال لقب خواهد گرفت.

 

زومجی چگونه یک بازی را بررسی می‌کند؟

تهیه شده در زومجی


Hatred

Hatred می‌توانست بازی بهتری باشد. یک بازی که حداقل ارزش یک بار تمام کردن داشته باشد ولی متاسفانه بازیسازهای این بازی، به بدترین شکل ممکن دست به خلق یک بازی زدند که تا مدت‌ها این بازی افتضاح به یاد خواهد ماند! این بازی به هیچکس توصیه نمی‌شود...

2

نقاط قوت

  • تخریب پذیری نسبتا خوب

نقاط ضعف

  • خسته کننده
  • بی محتوا و بی منطق
  • شخصیت پردازی و روایت داستان بسیار ضعیف
  • نورپردازی بسیار ضعیف

اسپویل
برای نوشتن متن دارای اسپویل، دکمه را بفشارید و متن مورد نظر را بین (* و *) بنویسید
کاراکتر باقی مانده